نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| چــــرا كتمــــان حقــــايق؟؟؟ |
|
|
|
| مقـــــــالات - ســـــیاسی |
| نوشته شده توسط احمد "سعيدي" |
| يكشنبه ، 17 مرداد 1389 ، 10:25 |
|
افغانها خود قادر به تشکیل یک نظام سیاسی نیستند، پس باید یک فرم و الگوی نظام سازی و حکومت داری را از جهان معاصر کاپی کنند. اگر نظام اسلامی را پیاده ميکنند یکی از کشور های اسلامی را منحیث الگو و نمونه انتخاب نمایند و اگر نظام سوسیالستی میخواهند فکر کنند نظیر آن در کدام گوشۀ دنیاست و اگر به تیپ سرمایه داری علاقمند اند در آنصورت هم به یک نمونه نیازمند اند و اگر افغانستان با سائر کشورها قابل مقایسه نباشد پس باید مطابق واقیعت های موجود در جامعه یک قاعده را درجهت تشکیل یک نظام بپذیرند خواه این فرم بر بنائی احزاب باشد و یا اقوام و لا اقل برای هریک از واقیعت موجودیت آن در جامعه حق قایل شوند. متاسفانه هرکس بر منبر و ستیژ راه میابد خود را واقیعت همه جهان هستی و سزاوار همه شایستگی ها و امتیازات روی زمین می پندارد. و همیشه بر رویا ها و تصورات در بیرون واقیعت ندارد تکیه میکند. مسائل قومی، زبانی و سمتی را زیاد دامن می زنند که نهایت زیان بار است. به گوشه از این واقیعت اشاره مینمایم هر چند از بحث مسائل سمتی و نژادی بسیار نفرت دارم اما متاسفانه در افغانستان قوم گرائی و خود پرستی بیشتر از و وطن دوستی در فکر و اندیشه روشنفکران تاریک دل فاشستي ریشه دوانده و انسان گاهی ناگزیر با دل نا خواسته وارد چنین مباحث میشود. و امیدوارم این بحث دور از تبعیض بوده خالی از خیر نباشد بعضي صاحب نظران و تئوری پردازان سیاست افغانستان كه تا هنوز خواب به قدرت رسيدن طالبان را نوش خار مي كنند در این اواخر به نواقص و کمبودات جلسۀ بن اشاره میکنند، که گویا حین برگذاری جلسه بن با طالب ها مشوره صورت نگرفت و چرا طالبان دوباره در سرنوشت افغانستان حاكم نشده اند و چرا جبهه مقاومت شمال دوباره باهمان قوت وارد کابل شد واقیعت این است که قبل از امضاء موافقت نامه بن هم با طالبان مشوره صورت گرفته بود، هم طرح عدم دخول جبهه مقاومت به کابل به دستور پاكستان طور درست و دقیق سنجیده شده بود و هم مشارکت طالبان ردۀ پائین من حیث نیروی نظامی در حکومت قبول شده بود و حتی مقامات نظامی پنتاگون به جبهه مقاومت شمال اخطار داد ه بودند تا وارد کابل نشوند و اما این طرح در نیمه راه ناکام شد. تا فراموش نشده بهتر است به چگونگی این طرح و شکست آن طور مستند بحث صورت گیرد تا آنان كه حقايق را كتمان مي كنند بدانند كه ده در كجا و درخت ها در كجا است. اگر امروز مسئله مشوره با طالبان میانه رو و معتدل مطرح بحث است! این بحث حین بر گذاری جلسه بن بخاطر بشکیل حکومت انتقالی نیز مطرح بود. در همان وقت هم پروسه مذاکره با طالبان جریان داشت و تا عملی شدن نزدیک شده بود اما اشتباه در این بود که انگلیس ها و امریکائی ها به پاکستان اعتماد کردند و جلسات بجای بن و كابل درحیات آباد پشاور با طالبان میانه رو صورت گرفت و هدف اصلی این بود چگونه میشود از ورود مجدد جبهه مقاومت شمال تحت رهبري مارشال محمد قسيم فهيم به کابل جلوگیری به عمل آید. در آن روزها که پاکستان از تهدید مقامات امریکائی و بخصوص رئیس جمهور وقت بوش که به جنرال پرويز مشرف پاكستاني گفته بود یا با ما باش ویا با طالبان سخت ترسیده بود تنها پاكستان مي خواست از نفوذ مجدد نیروها شمال به کابل جلوگیری شود. این پروسه را امریکا در عمل نيز حمایت میکردند و شهید قوماندان عبدالحق باید در راس قدرت جا می گرفت. اما پاکستان قلباً از این پروسه راضی نبود او به قوماندان عبدالحق اعتماد نداشت پاکستان فکر میکرد با عملی شدن این پلان وابستگی طالبان از پاکستان قطع و حکومت جدید من حیث نیروی اثر گذار در قالب یک حکومت مشروع باحمایت جامعه جهانی اثر متقابل را بالای پشتونها ساکن در اجنسی های هفت گانه پاکستان خواهد گذاشت. پاکستان هرگز راضی نیست در افغانستان حکومت مستقل و مقتدریکه مستقیماً حمایت جامعه جهانی را با خود داشته باشد بوجود آید. پاکستان حکومت به نوع حکومت طالبی را در افغانستان میخواهد که کاملاً متکی به پاکستان و روابط آن از تمام جهان قطع باشد. همان بود که در شرایط بسیار حساس پاكستان سرنوشت قومندان عبدالحق و داكتر نجیب الله را به هم گره زد و حامد کرزی به کمک دوستان شخصی خود از این توطئه پاکستان نجات یافت این یک حقیقت است که اگر حمایت امریکا و انگلیس ها نمی بود قوماندان عبدالحق که فامیلش درپشاور قبلاً به قتل رسیده بود و خودش از پاکستان فرار کرده بود، دوباره به همان خانه خود درحیات پشاور برگشت و مشوره را با مقامات پاکستانی و برخی طالبان آغاز کرد. اما دیدیم در نیمه راه قوماندان عبد الحق قربانی طرح های خام امریکا و انگلیس و توطئه پاکستان شد بعد از کشته شدن قوماندان عبد الحق برای جبهه متحد ديگر را و چاره وجود نداشت چون آقاي کرزی در ارزگان بود. از طرف دیگر جبهه متحد هم در جریان قضایا قرار داشت همان بود که مارشال محمد قسيم فهيم بدون توجه و اعتناء به خواسته هاي پاكستان و هوشدار های مکرر مقامات امریکائی با همان قوت كه داشت وارد کابل شدند چون برنامه انتخاب قومندان عبدالحق من حیث جانشین نظامی به شکست مواجه شده بود و با فرار طالبان از کابل دیگر میدان برای ورود نیروهای شمال يك امر ضروري و منطقي به نظر مي رسيد گزینه دیگری هم وجود نداشت و شما این مطلب را طی مصاحبه ها بار بار از زبان مارشال فهيم شنيده ايد که مي گفت ما هیچ چاره جز داخل شدن به کابل را نداشتیم چون کابل خالی بود امریکائی ها هم پولیس و یا نیروئیکه بعد از فرار طالبان كه کابل را اداره کنند تدارک ندیده بودند. با شهادت قوماندان عبدالحق بار دیگر ابتکار عمل از دست امریکائیها ربوده شد، امریکائیها که از پروسه عبدالحق نا امید شدند مجبور بودند در برابر جبهه شمال سکوت كنند ديگر بديل وجود نداشت از طرف ديگر ایشان به نیروی زمینی نیاز داشتند تا آنها را همراهی کند اگر پیاده نظام جبهه مقاومت شمال نمی بود امریکا هرگز قادر به شکستن خط زمینی طالب ها نبود. طبعاً هرسياست مدار می خواهد از شرائط به نفع خود استفاده کند. منظور از این نوشته این است که بخاطر جلوگیری از نفوذ مجدد جبهه مقاومت شمال به کابل از طرف پاكستان کوشش های زیاد به عمل آمد تا آنها شامل قدرت نباشند اما ناکام شد باید این طور قضاوت کنیم که جنوب و شمال کشور دو جزء یک پیکر و دو عضو یک بدن اند، ضمیر بیدار و قلب پاک در یک بدن هر گز با چکیدن خون از یک بخش وجودش احساس راحتی نمیکند اصل حقیقت ناشی از عدم درک امریکا از اهداف پاکستان است و یا به عبارت دیگر عجز امریکا در برابر پاکستان بوده مي تواند. پاکستان می خواهد پشتونها دارای نظام باشند که ارتباط شان با تمام جهان قطع و تنها از طریق استخبارات نظامی پاکستان حمایت و رهنمائی شوند مانند نظام طالبان. پاکستان آنعده پشتونهائی را که دارای پایگاه ملی باشند و با جهان خارج ارتباط داشته باشند نابود می سازد. قتل قهرمان ملي احمد شاه مسعود داکتر نجیب الله قوماندان عبدالحق، حاجی عبدا لقدیر و ترور علماء و دانشمندان و سیاستمداران جنوب و شرق نمونۀ بارز این ادعا ست وپاکستان با به قدرت رساندن طالب ها میخواست پشتونها را در افغانستان و جهان بدنام و ایشان را مشت ترورست، تنگ نظر، بیگانه از معارف بشری و موازین جامعه جهانی و وابسته به حلقات ترورستی ذر آسیای میانه معرفی نماید تا در آینده جامعه جهانی با ملاحظه پیشین تاریخی حکومت طالب ها به داعیۀ آزادی خواهی پشتونهای آنطرف مرز توجه نکند. و پاکستان پیوسته میکوشد داعیه ملی پشتونخواه را به داعیه بنیاد گرائی مذهبی تبدیل کند تا از طرف جامعه جهانی حمایت نشود و به همین منظور در طول سال هاي اخیر با حمایت از گروه های مذهبی در افغانستان پرداخت تا گروه های ملی گرای پشتونخواه را به حاشیه براند و از طریق حمایت از گروهایی چون طالبان از کابوس جدایی طلبی پشتونها نجات یابد و افغانستان را خانه ای امن برای خود بسازد. پاکستان بخصوص استخبارات و احزاب مذهبي آن كشور گاه و زمانی زیر نام اکثریت واقلیت قومی در امور افغانستان مداخله مینماید و این شعار را در نقش حمایت از یک قوم سر میدهد و اما هیچ گاهی این حمایت منطقی علمي و دلسوزانه نیست من یک مثال را یادآور میشوم و آن این که اگر دولت ترکیه در مسایل عراق مداخله میکند صرف هدفش این است تا به کرد ها امتیازات در سطح خود مختاری و تشکیل اداره مستقل داده نشود تا مبادا این امتیاز خواهی اثر خود را بالای کرد های مقیم ترکیه نیز بگذارد لذا پاکستان برخلاف آنچه شعار میدهد به اقتدار و استقلال قوم پشتون در افغانستان راضی نیست فقط مزدور ان پاكستان به اين لطف پاكستان باور دارند. پاکستان هرگز مایل نیست پشتونهای آنطرف مرز از قالب عنعنات قبایلی بیرون شوند و به سیستم دولت داری و نحوه تأمین ارتباط با جهان خارج آشنائی پیدا کند. چگونه راضی است تا پشتونهای ساکن افغانستان دارای قوت و نظام باشند که در آینده نمونه و الگوی برای پشتونهای ساکن اجنسی های آنطرف خط دیورند گردند هرگز نه مداخله پاکستان به منظور تضعیف قوم پشتون است و میخواهد با پاشیدن دانه نفاق و دشمنی بحران افغانستان را دوامدار بسازد و پشتونهای ساکن افغانستان را در مقابل سائر اقوام ساکن در افغانستان قرار دهد تا پشتونهای آنطرف مرز بجای اینکه به سرنوشت خود فکر کنند با جمع آوری مقدار زیورات فامیل ها مصروف همدردی و پشتیبانی با اقوام ساکن افغانستان باشند پاکستان هم در همین چوکات با پشتونها همدردی مینماید نه خارج از آن. بناً ادامه آشوب و دشمنی اقوام در افغانستان قطعاً به نفع پاکستان است که حالا هم به این مسئله دامن میزند. زمامداران پاکستان در طول تاریخ آنقدر جفا که به اقوام پشتون کرده اند به دیگر اقوام نکرده اند این یک حقیقت تاریخی است که همه تحلیلگران میدانند و به آن باور دارند. تنها فاشستان كور انديش ديدگاه پاكستاني ها را طور ديگري تعبير و تفسير مي كنند و نفاق افگني ها را در كشور دامن مي زنند.
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در دوشنبه ، 18 مرداد 1389 ، 08:35 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




گاهي به اين عقيده باور مند مي شوم كه نه چيزي بنويسم و نه حرف به زبان آورم هميشه خاموش و از همه كس فراموش باشم اما نابساماني ها مداخلات و سخن پردازي هاي بي مورد تيوري سنان باور مند به
انديشه هاي فاشستي را كه مي شنوم و مي خوانم كه چي گونه حقايق را وارو نه تفسير و تعبير مي كنند و به آسياب پاكستان آب مي ريزند مجبور مي شوم به حكم وجدان چيزي يا چيزك بنويسم و از طريق رسانه ها فرياد بلند كنم (تا سيه رو شود هر كه دروغش باشد) درست است. 





