|
محفل فاتحه مجاهدین در ارگ کابل
در سالهای اخیر بعد از سقوط حکومت طالبان از هشت ثور روز پیروزی مجاهدین در سطح دولتی بگونۀ با شکوه تجلیل می شد، اما امسال ناگهان به دستور رییس جمهور حامد کرزی ظاهراً به دلایل مشکلات اقتصادی از تجلیل هشت ثور صرف نظر شده است و در عوض پول آن صرف زلزله زدگان در ننگرهار و سیلاب زد گان در بدخشان اختصاص داده شده است.
این در حایست که کرزی بجای تجلیل جشن پیروزی مجاهدین محفل فاتحه خوانی جهاد و مجاهد را در ارگ ریاست جمهوری اسلامی افغانستان با اشتراک برخی رهبران و قوماندانهای مجاهدین بحیث دلالان و تجاران سیاسی جهاد و با مشارکت دشمنان خارجی جهاد و مجاهد با بلند نمودن دستان دعوا و مغفرت از بارگاه خداوند برای شهدای راه جهاد تجلیل نمودند. پرسش اساسی اینست که آیا واقعاً مشکلات مالی امسال باعث لغو تجلیل روز پیروزی مجاهدین شده است و یا کدام عوامل دیگر؟ برای پاسخ به این پرسش لازمست با یک نگاه مختصر به مخالفان و هواداران هشت ثور پرداخت. واقعیت اینست که با فرا رسیدن هشت ثور روز پیروزی مجاهدین همه ساله بحث های داغ میان هواخواهان و مخالفان این روز بویژه در میان نخبگان سیاسی افغانستان شدت می گیرد. طرفداران تجلیل هشت ثور اکثراً یک تعداد مجاهدینی هستند که خود را وارث جهاد می دانند و جهاد را محصول قربانیهای مردم افغانستان می شمارند. به عقیده آنها هشت ثور نماد و یا میوه پیروزی جهاد است که به قیمت خیلی بزرگ بدست آمده و تجلیل ازین روز ملی اهمیت نمادین و معنوی دارد. به نظر آنها زیر سوال بردن 8 ثور در واقع نادیده گرفتن خونهای ریخته شده میلیونها مردم مجاهد افغانستان است. هم چنان به نظر آنها خیانت ها و انحرافات ومبارزه قدرت میان رهبران را نمی توان بمعنی تقبیح جهاد و نفی هشت ثور به حساب آورد. آنها معتقد هستند که میان هشت ثور روز پیروزی جهاد گران و اعمال ناشایسته برخی رهبران و جهاد گران باید تفکیک قایل شد. اما مخالفین هشت ثور طیفی وسیعی از گروه های سیاسی، آیدیولوژیک ، قومی و حتا برخی حلقات مجاهدین هستند که به دلایل مختلف هشت ثور برای آنها اهمیت ندارد. این در حالیست یک تعداد مخالفین آشتی ناپزیر هشت ثور را بحیث روز سیاه می شمارند و حتا خواهان محاکمه و حذف هوا داران هشت ثور از صحنه سیاست افغانستان هستند. یکی از عوامل لغو هشت ثور ممکنست امنیتی باشد زیرا؛ دولت ترس داشت مثل سال گذشته که رییس جمهور و تمام قوت های امنیتی آن در نتیجه یک شلیک کوچک مخالفین جشن را نا تمام گذاشته از مراسم فرار کردند. دلیل دوم هم این می تواند باشد با گذشت هر روز مخالفین مجاهدین نیرومند تر شده بسیاری مجاهدین را از مقامات دولتی حذف نموده و در نتیجه هشت ثور کم رنگ شده می رود. مخالفین آیدیولوژیک جهاد در حال حاضر بسیاری مخالفان آیدیولوژیک جهاد نه تنها روز پیروزی مجاهدین را به دلایل جنگ داخلی و ویرانی کابل توسط تنظیم های جهادی روز سیاه می شمارند، بلکه جهاد را به دلایل اختلافات عقیدتی و سیاسی نیز یک حرکت عقب گرایانه می شمارند. بگونه مثال داکتر کبیر رنجبر یکی از هواخواهان دا کتر نجیب الله و عضو مجلس نمایندگان افغانستان اخیراً در مصاحبۀ با تلویزیون ملی گفت:" لغو برگذاری هشت ثور یگانه تصمیم درست رییس جمهور کرزی در طول هفت سال حکومت وی می باشد. هشت ثور یک فاجعه بود که انسان به آن می شرمد". این در حالی بود که بسیاری رهبران سیاسی حزب وطن خود داوطلبانه قدرت را به دسته های مختلف مجاهدین بر اساس خطوط قومی و محلی تسلیم نمودند و در ویرانی کابل دوش بدوش گروه های رقیب مجاهدین ماشین جنگی آنها را از تانک و توپ گرفته تا هواپیما به کار انداختند. رقابت های تنظیمی بر سر پیروزی اگر مخالفان آیدیولوژیک از جهاد و روز پیروزی مجاهدین نفرت دارند، قابل توجیه است، اما انگیزه نفرت مخالفت برخی مجاهدین از هشت ثور انگیزه سیاسی و ناشی ازرقابت های تنظیمی است. واقعیت اینست برخی مجاهدین جهاد را زیر سوال نمی برند ولی روز پیروزی مجاهدین یعنی هشت ثور را به دیده شک می نگرند و مدعی اند که هشت ثور روز پیروزی واقعی مجاهدین نیست. به نظر آنها کشمکش داخلی حزب دموکراتیک خلق افغانستان و سازش برخی جریانات این حزب، باعث تسلیمی قدرت در هشت ثور برای برخی مجاهدین شده است. بگونه مثال گلبدین حکمتیار که در گرفتن قدرت بطور انحصاری در کابل شکست خورده بود نه تنها هشت ثور را روز پیروزی مجاهدین نمی شمارد، بلکه برای سقوط حکومت مجاهدین از هیچ وسایلی نیز روگردان نشد. لغو جشن روز پیروزی مجاهدین توسط کرزی یک حرکت سنجیده شده است که ممکنست بخاطر رضایت گلبدین صورت گرفته باشد. اما این تنها گلبدینی ها نیستند که از لغو جشن مجاهدین استقبال می کنند، بلکه طالبان و بسیاری طالب طلبان نیز از تصمیم کرزی خوشنود هستند. چنانچه طالبان که خود همواره حرف از جهاد میزنند در زمان امارت شان روز پیروزی مجاهدین را به رسمیت نمی شناختند. انگیزه های قومی مخالفت با هشت ثور اما در میان مخالفین تجلیل روز پیروزی مجاهدین یک تعداد افراد به دلایل قومی از هشت ثور نفرت دارند. آنها فکر می کنند که با دستیابی گروه های جهادی عمدتاً غیر پشتون به ارگ کابل سلطه انحصاری چند قرنه شان پایان یافت. چنانچه انورالحق احدی رئیس افغان ملت سقوط حکومت نجیب ا لله را در مقاله خود تحت عنوان« زوال پشتونها» پایان سلطه چند قرنه پشتونها بدست اقوام دیگر می نامد. در حالیکه برخی دیگری هفت ثور را پایان حاکمیت سنتی درانی ها بدست غلجاییان می شمارند. چنانچه به نظر بارنت روبین افغانستان شناس امریکایی کودتای هفت ثور و قتل رئیس جمهور داود خان و خانواده وی آخرین زمامدار این سلسله محمد زایی ها بدست بسیاری افسرانی نظامی متعلق به عشیره غلجایی را بمعنای انتقال قدرت از سلسله درانی ها به رهبران غلجایی ها می شمارد. با آنکه بقدرت رسیدن طالبان در 1996 و اشغال بخش اعظم افغانستان را برخی ها بمعنای احیای حاکمیت پشتونها تعبیر می نمایند، اما مقاومت اقوام غیر پشتون مانع این تسلط کامل بر کشور شد. در همین سلسله حکومت کرزی تلاشیست به کمک قوت های خارجی در راستای احیای حاکمیت های انحصاری قبیلوی در پوشش دموکراسی و نظام سیاسی ریاستی. این در حالیست که بحران هویت و بحران ساختار قبیلوی از یک طرف و تروریسم، طالبانیسم و تریاک از جانب دیگر مانع عمده احیای حاکمیت سنتی قبیلوی به شمار می رود. روی تصادفی نیست که برخی ها بحرانات سه دهه گذشته را بیشتراز عینک تباری نگاه می کنند،به همین منظور هشت ثور را تداوم فاجعه هفت ثور و یا سیاه تر از هفت ثور می پندارند. مخالفان خارجی پیروزی مجاهدین واقعیت اینست که هشت ثور تنها با مخالفت برخی گروه های داخلی به دلایل مختلف مواجه نیست، پاکستانی ها بیشتر از دیگران از هشت ثور نفرت دارند. پاکستانی ها که بیش از یک دهه بر سر مجاهدین و بویژه گلبدین حکمتیار سرمایه گذاری نموده بودند، موفق نشدند در روز پیروزی مجاهدین یعنی هشت ثور دست پرورده خویش را در تخت کابل به قدرت برسانند. اما آنها توانستند حکومت مجاهدین را نا کام بد نام و سر انجام طالبان را وارد صحنه سیاست افغانستان سازند که تا حال این بازی ادامه دارد. در هر سال در روز هشت ثور خاطرات جنگ با شوروی سابق زنده میشود. برخی ها معتقد هستند که حذف هشت ثور ازمیان روز های ملی افغانستان در واقع پشیمانی از جهاد در مقابل شوروی ها و و فراموشی قربانی های گذشته است. ازینرو به دلایل نزدیکی کرزی با روسها نسبت به سردی روابط با امریکایی ها، ممکنست روسها نیز از لغو مراسم هشت ثور استقبال کنند. غربی ها که جهاد افغانستان را زمانی حمایت می کردند و شکست شوروی ها را قبل از همه محصول حمایت مالی و سیاسی خود می شمارند در حال حاضر چندان علاقه به جشن مجاهدین ندارند و حتا آنها در سقوط حکومت مجاهدین و پیروزی پروژه طالبان با پاکستان، عربستان سعودی هم سنگر هم بودند. این در حالیست که غرب امروز نه از مجاهد خوشش می آید و نه از طالبان. برخلاف مجاهد برای آنها جنگسالاران و ناقضین حقوق بشر هستند و طالبان بحیث تروریستان و تمدن ستیزان. پیامد های جهاد جهاد یکی از مهمترین رویداد های سر نوشت ساز در تاریخ معاصر افغانستان است. جهاد در واقع رستاخیزبر پا کرد و میلیون ها انسان بیسواد افغانستان را آگاهانه و یا نا آگاهانه در میدان نبرد با ابرقدرت وقت کشانید. صرف نظر ازینکه چه عواملی داخلی و یا خارجی باعث جهاد در افغانستان شد و هم چنان قطع نظر ازینکه به جهاد به دیده مثبت و یا منفی نگاه کنیم جهاد بحیث یک واقعیت انکارناپزیر به آسانی قراموش تاریخ نخواهد شد. با آنکه از میان جهاد و مقاومت ملی افغانستان یک تعداد مقاومت گرانی تاریخ ساز و نیک نام سر بلند نمودند، اما در میان جهاد ده ها انسان ناسالم و دوکانداران دینی نیز ظهور نمودند که نه به جهاد عقیده دارند و نه ارزش به خونهای ریخته شده مردم افغانستان قایل هستند. یکی از بد ترین میراثهای جهاد در حال حاضر موجودیت یک تعداد جانیان حرفوی هستند که بحیث دانه سرطانی در درون جهان رشد کردند و سر انجام عامل عمده بدنامی و شکست جهاد و مجاهد محسوب میشوند. اینها تا هنوز تحت نام جهاد و شریعت اسلامی در تحت رهبری آی اس آی و در همدستی با تروریسم دست از کشتار و ویرانی نکشیده اند. صرف نظر از پیامد های خیلی سهمگین و قربانیهای خیلی بزرگ، می توان به چند تا دست آورد های مثبت جهاد اشاره نمود: 1- جهاد یک بار دیگر شهامت و تسلیم ناپزیری مردم افغانستان را در برابر اشغال قدرت های خارجی به نمایش گذاشت؛ 2- جهاد نقش بزرگ را در تغییربلانس جیوپلیتیکی درمنطقه و پایان جنگ سرد بازی نمود؛ 3- جهاد اتحاد و نقش همه اقوام افغانستان را به نمایش گذاشت؛ 4- جهاد آگاهی سیاسی و خود شناسی شهروندان افغانستان را بلند برد؛ 5- جهاد روابط سنتی قدرت را برهم زده و بحث مشارکت همه اقوام افغانستان را بگونه عادلانه در قدرت سیاسی مطرح ساخت؛ باید گفت هرچند یکی از گرایشات اساسی جهاد را حفظ مناسبات کهنه فیودالی و قبیلوی در جامعه سنتی افغانستان تشکیل می داد، ولی جهاد از مسیر اصلی خود فراتر رفت و خودش وسیله تحریک و تخریب مناسبات قبیلوی وفیودالی شده و مشروعیت بسیاری چیز ها را زیر سوال برد. در نتیجه جهاد سیمای جامعه سنتی افغانستان را دگرگون ساخت بی آنکه بجای آن سیمای مدرن داده باشد. در فرجام باید گفت صرف نظر ازینکه هشت ثور تجلیل شود و یا نشود تاثیرات ژرف جهاد و مقاومت ملی افغانستان را نمی توان از ذهن و روان و شعور و آگاهی اجتماعی افغانستان پاک نمود. داعیه های آزادی خواهی، عدالت طلبی و مشارکت عادلانه در حاکمیت که در سه دهه گذشته به بهای خیلی بزرگ در اندیشه و شعور هزاران مردم بیسواد افغانستان راه یافته است، بدون شک نمی توان آنانرا توسط فرمان و یا دستور سرکوب و خاموش نمود. در اخیر این پرسش را از آنانی باید نمود که خود را وارثین اصلی جهاد میشمارند: اگر دولت کرزی به دلایل و انگیزه های مختلف از تجلیل هشت ثور اباورزید، چرا وارثان جهاد بخصوص یک تعداد رهبران و قوماندانهای مجاهدین که از برکت جهاد صاحب قدرت ، ثروت و عزت شده اند بجای اشتراک در محفل «فاتحه جهاد» توسط کرزی در ارگ کابل به همت و توانایی مالی خود حاضر نشدند از روز پیروزی مجاهدین تجلیل شایسته نمایند ؟ هارون امیرزاده هشتم ثور 1388
|