Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

پاسخــی به قسمت هــائی ازمبحث آقــای روســتار تره کــی با محتــرم مجیب الرحمــن رحیمی در برنامــه پرگــار. PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط نوراحمد رجاء   
پنجشنبه ، 4 شهریور 1389 ، 20:14

 نوراحمد رجاءبنام خدا

آقــای روســتار تره کــی،
عادتم براین است که بدون جهت احترام بناحق برکسی که حایز آن نیست نمیتوانم داشته باشم وهمچنان احترام هیچ محترمی را نادیده نمیگیرم؛ ازینکه شخص تان احترام خودرا باارائه افکاری نابخردانه بروزدادید وصدای خودرا بگوش دیگران رساندید؛ ناگزیرم بهمان اساس پاسخی را برای تان بنگارم.
جواب است ای برادر این نِه جنگ است کلوخ انداز را پاداش سنگ است.

 

 توضیحا اینکه نگارنده بر کمونیستی که تاحالا افکار پوسیده کمونیست را بسر دارد؛ شیونیست خاصتا شیونستهای همانند روستار تره کی؛ وطنفروش ویامزدور بیگانه ویاستون پنجم دشمن را به هیچ صورت؛ اصلا ابدا ومطلقا نمیتوانم بعنوان انسان کامل ویا انسان آزاده پذیرا باشم.

 

دروقت نگارش وجمله بندی کلمات را نمیتوانم درلفافه های ادبی به هفت آب وگلاب شستشودهم؛ وموریانه وارومحتاطانه حرکت نمایم که مبادا دلی ازمن برنجد وخاطری آزرده گردد؛ وقتی به حریم زبان ونژاد ورسم وعنعنه ام توهین صورت گیرد بحکم رسالت انسانی پاسخ بمثل مینمایم؛ البته پاسخم به پاسخ آنانی است که آتش بیار معرکه اند؛ نه همگان وتاکیدا که نه همگان که بقول صائب:

 

از اين پس من وجاهل مشربی وناخردمندی
به ياران پيشکش کرديم علــم ونکته دانی را.

 

آقای روستار تره کی!

مولینای بلخ اندیشه مند بزرگ؛ ووارسته بیمانند درعرفان و خداشناسی که همانند اورا تنها وتنها درزبان شیرین فارسی میتوانید بیابید وبس؛ درمثنوی خطابه ی دارد که برایتان تقدیم وپیشکش میدارم:


ظاهرت چون گور کافر پرخلل
 واندرون قهر خدای عزو جل

ازبرون طعنه زنی بر بایزید
 وز درونت ننگ میدارد یزید

هرچه داری دردل ازمکر ورموز
 پیش ما یلدا بود مانند روز

گر بپوشیمش زبنده پرور ی
 توچرا رسوایی ازحد میبری.

 

آقای روستار تره کی! هم پیری دامنگیر تان شده است وهم سرخوردگی و ورشکستی؛ اهداف وتصورات موهوم که درسرپرورانیده اید مایه عقده مندی؛ پریشانی وده ها درد بیدرمانی است که سبب آزار روحی وجسمی شماست؛ این است که خشمگینانه تقلا میکنید ولو بنابودی جامعه بشری هم که شده است باید قبیله تان درجغرافیا کشور بیخ وبنیاد همه نژاد هارا برکنند ویا اینکه تسلط وبزرگی که دربین شیونیستها وجود ندارد؛ پذیراشوند.

 وبزبانی که برای خودت شیرین است وبرای ما عزیزوگرامی(زبان پشتو) مارا به اکراه وادار میسازی تاجبرا به آن تکلم نمائیم.

 اینجا است که حال وحوصله سایرین گرفته میشود و وادار میگردند بامشت محکم دهان تحمیل کنندگان را هدف قراردهند؛ ومصیبتی که عاید میگردد؛ هم دهان وهم زبان تان جریحه دار میگردد؛ حال آنکه خودت درفرانسه فرارکردی وبزبان فرانسوی آب ونان بخود فراهم میداری.

آقای روستار! تامینات زندگی شما ازخیریه وسورسات(سیورسات) کشور وملتی روبراگردیده است که سردمداران همچون ناپلئون بناپارت و جنرال دوگل درحلقه نظامی وسیاسی و نویسندگانِ همچون ویکتور هوگورا باکتاب بینوایان او بجامعه بشریت تحویل داده است؛ بااین وجود لازم بود خودت را به اساس راه وروش وخط مشی آزادی منشانه آنان وفق دهی.

 یعنی بیاموزی که بزرگی ورسالتمندی انسان ولو اینکه مسلمان هم نباشد یعنی چه؟ نه اینکه نشخوار وتراوشاتت مایه بیمایگی نژاد من برتر وقبیله قهرمان را استفراغ نماید.

اثرات آزاد اندیشانه ملت فرانسه نه تنها نتوانسته است خصوصیات میرزا غشمشمی ات راعوض نماید که بلکه بر دستپوتیزم واستبداد آن بشکلی منفی افزوده است.

 استاد سابق دانشگاه کابل؛ میرزاغشمشم خان؛ آقای روستار تره کی! تودرزمان تدریس دردانشگاه کابل این افکار پوسیده وزهرمار وتفرقه افگنانه ودستاویز استعمار را تدریس مینمودی؟.

 ودرزنفاق را باشمشیر آخته تعصب زبان ونژاد به بحث میگیرفتی؟ وبرای ملت وکشور نسخه مرگ مینوشتی؟ وآیا توکاملا ودربستی درخدمت شیطان قرار داشتی؟.

 وجرقه ها را به تنور سوزان شعله های سرکش اتش نمرود مبدل مینمودی؟ ویادرس انسانیت ومدنیت را به آموزش وفراگرفتن به تدریس میگیرفتی؟

کدام یک؟ قوام گفته هایت دربحث پرگار با جانب مقابل حکایت از آن دارد که نه درشعایر الله که بلکه درشعائل (اتش سوزان) نفاق چنگ میزدی.

 آیا براستی کسیکه در لجنزار تعصب بیجای قوم پروری غوطه خورده و وهمانندگاو حصاری بااین غوطه خوردن درچرخش وگردش قراردارد واز پنبه دانه ها درحال روغن سازی قرارگرفته است؛ میتوان لقب پرافتخار استاد را ولو بظاهر بروجود ش نام نهاد؟.

 جناب شما دردفاع از نژاد وقبیله اصل اساسی خداپرستی واحکام دین اسلام را نه تنها زیرپاگذاشتید که حتی به ارمان های روبرشد آزادی انسان هم تعرض ودهن کجی نمودید.

وممثل وسراینده والگو وگل سرسبد تان در موجودیت قبیله بزرگ وگزافه گوئی های اکثریت؛ ادعای بدون پشتوانه وتمرکز طالبان بخلاصه میرسد.

 نه یک حرف کم ونه زیاد وباپر روئی وبیشرمی تمام مشی طالبان که بافوج پاکستان وعربهای مزدور بسرکوبی ابنای وطن دراین کشور بگردش آسیاب خون دست یازیدند؛ آنرا دستاورد و یا افتخار مینامید.

بیجانیست که طالبان وقتی خبرنگاران داخلی وخارجی را گرو میگیرند؛ کافران را باپول معامله میکنند ومسلمانان را با کارد سرمیبرند؛ وقتی مدافعان نادان وجاهلی در داخل وخارج توجیه کننده اعمال شان باشند؛ ابهت قلدرانه انسان کشی شان هر روز گسترده وفراگیرترمیشود؛ طالب نه پروای بدنام نمودن اسلام را دارد ونه دربند تعهدات ومیثاق های بین المللی است.

حتما نمیدانید و یانمیخواهید مطلع باشید جمعی از وطنفروشان درحلقه فوج پاکستان گرد آمده بودند وچهاردست وپائی سعی وتلاش وتقلا مینمودند تا این کشور بصوبه دیگری از پاکستان تعلق گیرد.

 آنیکه این کشور را از چنین مصیبت رهانید بزرگ مردی از تبار آزادگان که تا تاریخ آزادی واصالت مردی ورسالتمداری درخون مردم میهن دوست گردش داشته باشد نام اورا فراموش نمیکنند وحتی آنرا بیادگار حفظ میکنند (مسعود بزرگ) یگانه طلایه دارو نگهبان این مرز وبوم شمرده شده؛ میشود و خواهد شد.

 آنانیکه این بزرگ مرد را همیاری و همکاری داشتند بزرگانی از آزادمردان هزاره و پشتون وازبک وتاجیک ونورستانی و.... حلقه بردورش زده وپروانه وار درگردش بجان فشانی و جان نثاری مصروف بودند.

 میتوان این پرسش را باشما درمیان گذاشت که در آنزمان درکدامین سنگر ودرکدامین جایگاه ودرچه مصروفیتی روز وشب هفته وماه سال را میگذرانیدید؟.

 سنگر میهن دوستان ویامزدوران؟ درکنار رادمردان راستین ویا وطنفروشان بی نام ونشان؟ مشغول کمائی فخر و افتخار بودید ویا بکسب ورهنمائی فوج پاکستان و آی اس آی بخون قهرمانان وطندوست دست وپا میشستید؟ کدامین؟

 تاریخ دیگر آن نیست که خامه بدستی مزدور؛ ویا بدست مردی زرخرید نوشته گردد و بالفت ولعاب دادن درانظار عمومی حقایق را کتمان واباطیل را برخطی زرین بنگارد.

 تاریخ وحقیقت عریان ومحض این است؛ که درزمان امارت طالبان وتجاوزپاکستان وتامین هزینه جنگی که بدوش عده از اعراب روبرامیگردید؛ وطالبان وفوج پاکستان درصدد حذف جغرافیای کشور شیپوربکش وبه بند وبه سوی نیستی ونابودی اقوام دیگر بشتاب را شعار وعملکرد خویش قرار داده بودند.

 رسالتمداران پشتون وازبک وهزاره وتاجیک ونورستانی و.... دست بدست هم دادند تااین سرزمین را از گزند مصیبت وطنفروشانیکه حلقه گوش شان به امارت تکیه داشت؛ وزنجیر دست شان به فوج بیگانه و گردن بسته شان به جاهل مردانی از عرب وتفکر وابستگی شان به عموسام وامپریالیزم؛ جلوگیری نمایند.

 این قصه نه کهنه است ونه از زبان افتاده؛ این قصه وقایع مهم تاریخ وزندگی نسل های ازاده درمقابل اجیران مزدوربیگانه روز تا روز جان میگیرد؛ جانی دوباره بارمق تجدید شده وبا قوای نیرومند تر.

 این حقیقت ره آورد این دور و روزگار ماست که عده ی ازشیونیستهای مزدور هرگز اجازه نمیدهند که هویت ملی این ملت بروجهی مناسب و آبرومند باهم رشته بافته شود؛ این پرچم؛ پُرچم ومکر؛ زمانی بدست مزدورمردکی همچون محمدگل مهمند ودربرهه بدست هاشم خان و اینک بدست رستار تره کی و بیسوادمردی تحت نام اسمعیل یون ومتعصب دیگری به القاب فاروق اعظم و.... دست بدست نامردان روزگار سپرده میشود.

 شیونستها نباید فراموش کنند که اگر کشوری فعلا تحت نام افغانستان عرض موجودیت دارد؛ به اساس شجاعت وشهامت مردمانی ازقبایل دیگر وعده ی از پشتون های وطندوست بوده که اصلا از رنگ وبوی شیونستها اظهار انزجار دارند.

 وهمچنان بخاطر داشته باشند که گذشت آنزمانیکه صدر نشین قبیله ئی سرنوشت همگان رارقم میزد وبازور سرنیزه درسوق دادن وبیرون راندن؛ نابجائی ها وسرگردانی های سایرین اعم امتیازات را بخود سوق میدادند.

 هم اکنون روز و روزگار دیگر است؛ باور داشته باشید اندکی وضعیت کشمیشی شود؛ جوهای خون دراین سرزمین براه خواهد افتاد وهرگز بکسی اجازه نمیدهیم که حلقه غلامی خویشرا بگوش مردان آزاد این سرزمین بسته نماید؛ روش های نابخردانه ونامردانه وجاهلانه مبارک آنهای باد که بااین روند خوی گرفته اند.

 بیاد آرید؛ وبیاد داشته باشید؛ آنانیکه درکنار بیگانگان آمال و آرزو های بیگانگان را بر آورده میکنند؛ افرادی اند که پای فوج و آ؛ اس آی پاکستان را درسرتاسر این مرز بوم راهنمائی وقدم بوسی داشته اند؛ وکشته ها واسارت سران نظامی پاکستانی ها درگذشته ی نِه چندان دور از طریق تلویزیون ها به انظار عمومی به بحث کشیده شد.

 حال چطور و چسان وباچه برداشت و بینشی بود وباش نیروهای خارجی را در افغانستان به صلاح ومنافع دیگران توجیه مینمائید؛ این برداشتی است که بقول معروف (موی را درچشم دیگران دیدن وشاه تیر را درچشم خود نادیدن است)

 بمصداق دیگر؛ چه کسی میتواند انکار کند که اگر حمایت بیگانگان از قبیله به اصطلاح بزرگ نباشد؛ حاکمیت قبیله درمقابل قبایل دیگر یک ربع سال نمیتواند ادامه یابد.

 آقای روستار تره کی! در اخیر بیانات خود به افتخار یاد آوری داشتید که طالبان میخواستند نظامی را درافغانستان حاکم سازند که خواست و آرزوی قبیله بزرگ را بر آورده میکرد وبه ناهنجاری ها پایان میداد؛ این را میتوان در برهه درست دانست؛ بااین تفاوت که طالبان تحت رهنمائی نظامی سیاسی پاکستانی ها والقاعده در نزدیکی انجام این خواست رسیده بودند؛ اما به موفقیت کامل نرسیده بودند وچه بسا که فاتحی در آخرین لحظات دچار شکست وعقب نشینی وسرنگونی گردد.

 وقتی این دست آورد(لشکرکشی وخونریزی) را افتخار میدانید؛ افتخار حمایت بیگانگان را باید سرلوحه؛ عقل وهوش وچشم وگوش خود بسازید؛ وبپابوسی وتبصبص بیگانگان ازسر تاپا خم شده وهمچون کمان خمیده بمانید وهرگز تف سر بالائی نیندازید که بصورت وسیمای تان می افتد.

ورسیدن قدرت طالبا به این بحث میماند که:

برای جانشینی رئیس بدن؛ اعضای بدن گرد آمدند. مغز ادعا داشت که تمامی دستورات ازمن است وبدون حاکمیت من هر راهی بن بست است؛ سلسله اعصاب خود شان را شایسته تر جلوه داده و خودرا رساننده پیام دانسته ودرصف انتظار نشستند؛ ریه بانگ بر آورد: رساننده هوا هستم وبدون من لحظه امکان زیستن نباشد؛ وهرعضوی شامل قلب و جگر و.... بنحوی بر موجودیت مؤثرخود تاکید وخواهان رئیس شدن بودند.

تادرنهایت سوراخ مقعد دعوی ریاست کرد وخنده حضار فضای محوطه جلسه را طنین انداز نمود؛ مقعد که از تمسخر ومضحکه شدن برنج آمده بود؛ رفت وشش روز بسته ماند.

اختلال کار اعضای بدن را به مشکل مواجه ساخت؛ روز هفتم جانها بلب رسید ودامنه منطق واستدلال بدون نتیجه کاربردی در بر نداشت؛ لاعلاج به اتفاق آراء سوراخ مقعد به ریاست رسید.

جائیکه منطق وتخصص وفهم وفراست وسیاست وکیاست وتدبر وتفکر لازم نباشد؛ سوراخ مقعد هم میتواند ریاست کند.

 وقتی زورگویی وظلم واستبداد وبخون کشانیدن زن ومرد؛ پیرو جوان بدست خودی وبیگانه مشروعیت پیدامیکند وآنچه رامشتی طالب مزدور بکمک فوج پاکستان انجام دادند؛ برایش سند برائت صادرمیگردد.

 وآنچه درسمت شمال کشوروسایر جغرافیای این سرزمین بوقوع پیوست عمل درست وسنجیده ومعقول ومطابق به عدالت سنجش وبر آورد میشود.

 وبرای بقاء حاکمیت به هر توسلی توجیه وبه هرخطای فتوی صادرمیگردد؛ محکومیت تهاجمات چنگیز؛ وبدرازاکشیدن نزدیک به دوصد سال جنگ های صلیبی علیه مسلمانان و گسترش امپراطوری بریتانیا درمنطقه و درکشورما وتهاجمات نظامی اتحاد جماهیر شوروی وقت نیز منطق رسا وبُرای است که نباید آنهارا محکوم نمود واز شکست وبیرون راندن شان وجه افتخاری کسب نمود.

 وجه مشترک تجاوز ولشکرکشی وانسان کشی ونسل براندازی طالبان باسایرمتجاوزین همسویی کامل دارد؛ اگرمحکومیت دارد؛ همه محکوم است واگر برائت است؛ همه دارای یک قماش بودند.

اقای روستار تره کی! شعری از شعرای فارسی را برایت مینویسم که گفته است:

خوی بد در طبیعتی که نشست نرود تا بروز مرگ از دست.

 ازکشورت فرار کرده و در کنار مردمی که هیج وجه مشترکی باآنها جز انسانیت نداری زیست میکنی؛ جای تاسف است که حتی انسانیت را از آنها نیاموخته وتاهنوز ازگرداب خونی که بدست طالبان براه افتاده وادامه دارد؛ داد سخن سرمیدهی.

 وتاهنوز بروش شیونیستها مردم را از هیولای وحشت وبربریت ونادانی وجهالت وخونریزی وکوچ اجباری بوسیله قبیله میترسانی؛ این حنا رنگش را از دست داده؛ رنگ این حنا در تهاجملات طالبان وفوج پاکستان به شمالی واطراف آن عیان گشت.

 شمالی جای که نعش مزدور روی نعش متجاوز انباشته وخون کثیف شان در ودیوار را به حنا گرفته بود؛ سعی کن این چند صباح را درکنار انسانها؛ لباس انسانیت بپوشی؛ولو اینکه خوی حیوانیت و وحشی گیری در رگ هایت جریان دارد.

آقای تره کی! طرزتفکرت مارا بیاد قصه راستین فرعون وحضرت موسی می اندازد؛ فرعون باتمام شدت وحدت ظالمانه وخونریزانه ی که انجام داد نتوانست جلوتولد موسی را بگیرد وحتی موسی را دردامان خود تربیه وبزرگ نمود واین قصه را اگر ندانسته ونخوانده باشی میتوانی به کتاب کودک نیل یامرد انقلاب مراجعه کنی؛ وادامه ماجرا را بخوانی؛ بفرض محال که خودت فرعون زمان باشی وپیروانت ادامه دهندگان راهت؛ تصورنمیکنی که شکست هرفرعونی حتمی والزامی است(ولکل فرعون موسی)

 

 میتوانستی باورکنی که از پنجشیر (بزرگ مردی بنام مسعود) با قامت استوارسربلند میکند که نهال آزادی واستقلال وتحکیم اساسات اسلامی را آبیاری واز وجود شان درخت ودرختان بزرگ وتنومندی را به ثمر میرساند که نهاد بشریت آزاده را به تحسین برمی انگیزد.

 واصلا میدانی که عده ی از پشتون های قهرمان ووطن دوست ومسلمان ومتدین درکنار مسعود به همکاری و همیاری وبرادری بااو انس ومعاشرت ومشاورت داشتند.

من وما هیچ مشکلی بابرادران پشتون خود نداریم؛ مشروط براینکه رهزنان اندیشه وخران دجال وشیطان های دیو سیرت ملت را بحال خودش بگذارند.

 میتوانی تفکرکنی؛ که اتمر وجمعی از شیونستها تاجای امکان وتوان و تابدان مرحله که طالبان را به وسیله هلیکوپترها به سمت شمال سوق دادند تاریشه ناامنی که جزوی ازخصلت درنده خوئی شیونیست حساب میگردد به آن نواحی سرازیر گردد؛ اما مدبریت ومدیریت وکاردانی وداشتن پشتوانه مردمی آقای عطامحمد نور وهمکاری مردم؛ همه لطائف الحیل را درنطفه خنثی نمود وبریش بیریشان وجاهلان وجرثومه های فساد قهقه های مضحکانه سردادند.

 اقای روستار تره کی! بسرمبارک شما قسم است؛ من طرفدار جنگ وخونریزی نیستم وطعم تلخ این آتش سوزان را تادرون استخوانم لمس کردم وکلمه جنگ گاهی زشت ترین کلمه محسوب میگردد؛ ونهال سبزبشریت را به آتش بیهودگی یامیسوزاند وریشه کن میکند ویا دودی است که همیشه چشم هارا کورنگهمیدارد؛ اما اگر لاعلاجی و مجبوریت ودست ستم بیشه رذالتزادگان ودنائت بیشگان وادارما سازد؛ اجازه نمیدهیم که متجاوزین تادندان مسلح ومزدوران بیگانه شرارت شانرا به بلعیدن؛ مکیدن وریختاندن خون مدافعین خوش سازند.

 غیرت ومردانگی مارا به سنگرمیکشاند؛ ازسنگر دفاع ریشه های متجاوزین وحشی را می خشکانیم؛ ما مدافعیم وبادفاع مقدس مان متجاوزین ناپاک را به جهنم رهسپارمیداریم؛ اما حیف وافسوس که شما وسایر رهبران شیونیست آتش بیار در میادین نبرد قرار ندارید ودرفراتر از فراسوی مرزها انسانهارا بهم می جنگانید؛ ومزد دریافتی از بیگانگان را صرف زیستن ننگین میدارید.

 من تاجیکم وبیش ازینکه به تاجیک بودنم افتخارداشته باشم به مسلمان بودنم افتخار دارم وراه حل مشکلات ملی میهنی را درحاکمیت اصیل اسلامی سراغ دارم وباور دارم که یگانه راه حل اساسی واصولی وسرچشمه رسیدن به شاهراه حقیقت صلح وبهم زیستی را میتوان درید وکنار وتطبیق دین مبین اسلام مطالعه وملاحظه نمود.

 البته بیان اسلامی من؛ بیان واحکام اسلام ناب (محمدی) است؛ نه جهاد فروشان وآنانیکه اسلام را وسیله اخذ مقام وقدرت قراردادند.

اگر روزی به این باور رسیدی احکام مطهرش چنین دساتیری رادرقرآن عظیم الشان به پیامبرش عرضه داشته است:

به نقل از کتاب خلافت وملوکیت نوشته ابوالاعلای مودودی صفحه 61 و 62

(وَ اُ مِرتُ لاَعدلَ بَینَکُم)(الشوری 15) ترجمه وبه من هدایت داده شده تادرمیان شما عدالت کنم؛ یعنی من به عدالت وانصاف پسندی بی آلایش مامورم؛ این کارمن نیست که درحق کسی وخلاف شخص دیگر تعصب ورزم؛ ارتباط من باهمه افراد انسانیت یکسانست وآنهم ارتباط عدل وانصاف است؛ حق باهرکه هست بااو دوست ورفیق وحق باهرکه مخالف است بااو مخالفم؛ دردین من برای کسی امتیازی نیست؛ برای خویش واجنبی؛ بزرگ وکوچک؛ شریف وکمین؛ حقوق جداگانه وجود ندارد؛هرچه حق است برای همه حق است وهرچه گناه است برای همه است؛هرچه حرام است برای همه حرام است؛ هرچه حلال است برای همه حلال؛ وهرچه فرض است برای همه فرض است؛ ذات شخص من نیز ازین قانون همگانی خداوندی مستثنی نیست).

 

 تصور بفرمائید دستورات اکید حاکمیت اسلامی پس از توحید در عدالت وعدل استوار گردیده است؛ درحالیکه اقای روستار تره کی دربحث خود صراحتا اظهار داشتند که عدالت نیست؛ وقتی عدالت نیست؛ پس هرچه باشد کافرانه وظالمانه وفاسقانه است واحکام آیه های سوره مائده 44 – 45 و47 چنین دستورصادرمینماید:

ومن لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون

ترجمه: آنانیکه به موافقت دستورخداوند حکم نکنند کافرانند.

ومن لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الظالمون

ترجمه: وآنانیکه طبق حکم فرستاده شده خداوند قضاوت نکنند از ظالمانند.

ومن لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الفسقون. ترجمه: وآنانیکه بروفق حکم نازل کرده خداوند فیصله نکنند از فاسقانند.

همچنان حدیث پیامبرگرامی ما حضرت محمد(ص) است که:

(یاایهاالناس؛ الی ان ربکم واحد لافضل لعربی علی عجمی، ولا لعجمی علی عربی؛ ولا لاسود علی احمر؛ ولا لاحمر علی اسود الی بالتقوی) (مردم بشنوید؛ پروردگارتان واحد است؛ عربی رابرعجمی یاعجمی را برعربی فضیلتی نیست؛ نه سیاهی برسفیدی ونه سفیدی برسیاهی فضیلت دارد؛ جزبرتقوی).

 

محال است سعدی که راه صفا
توان رفت جـــــز در پی مصطفی.

 

نوراحمد رجاء

3 سنبله 1389 برابر با 25 – 8- 2010

این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • ناشناس
    اقای نوراحمد رجأ!
    شما یک مقاله زیبا و واقعی را تحریر نموده که بنده از خواندن ان خوش شدم. میخواهم یک  نکته رامنحیث استاد بوهنتون کابل برایتان بیان کنم اینکه: شما فکر نکنید که کسی که استاد یونیورستی بود  ادم محترم و باشخصیت است. اخیرا ریس فعلی بوهنتون کابل بنام (بوهاند حمید الله) امین به یکی از ازاستادان بوهنتون کابل که اصلا تاجیک است اجازه تحصیل به سویه دکتورا را نداده چنین گ فته است: کسی که تحصیل میکند به خود تحصیل میکند نه به مردم افغانستان. استاد مذکور به وی میگوید که من  مطابق به ماده هفتم قانون تحصیل درخارج حق دارم تحصیل کنم و بورسیه من توسط دولت جابان داده میشود و فعل ا رسما شامل کورس دکتورا هستم بعد از تحصیل منحیث یک استاد استاندارد باداشتن سویه دکتورا برمیگردم و به  ملت خویش خدمت مینمایم که درانصورت مفاد تحصیل من به ملت افغان میرسد اما این ریس بوهنتون کابل اشکارا  چشم بوشی نموده میگوید "تو به خود تحصیل میکنی نه به مردم افغاانستان بنا من به تو اجازه تحصیل را ن میدهم".
    بنااین روستا تره کی و سایر غلامان حلقه به گوش این قبیل اشخاص به مانند ما و شما هرچیز را  میدانند لاکن بیشرمانه از ان چشم بوشی مینمایند ازینرو به نظر بنده این تره کی باید معاف شود بخاطریکه  وی سخنان و افکار احمقانه دارد. بگذار که هرچه میگه بگوید نظریات وی تنها مورد قبول خود وی است و بس.
    و  من الله توفیق
    از بوهنتون کابل
  • امان معاشر
    با عرض سلام خدمت خوانندگان عزیز سایت مردمی خاوران!
    خدمت جناب ملا رجا به عرض برسانم: شما علاقه دارید به آتش روغن بزنید و جهت شما هم معلوم نیست. از یک طرف به رفیقای پرچمی اتهام می بنید و از سوی هم رفته با فامیل کمونیست ازدواج می کنید، ولی شما چرا ناشکر بنده استید و از ان تعلیم نمی گیرید. شما نویسنده مقاله فوق را بحاطر در فرانسه مهاجر بودنش محکوم میکنید و از سوی هم به خیرات کلیسا هالند حیات به سر می برید. به خاطر دارم در ایامی که جنرال صاحب عبدالرشید دوستم مخالفین را اجازه داد که در شهر کابل بیاین د و به جنگ های وطنی خاتمه دهد شما بعضآ مینویسید که کمونستان را شکست داده ایدو شماگاهی به عزت کسانی ب ا الفاظ رکیک که بر شما عادت شده است می تازید و از سوی هم فامیل خود را در ملک کفر تنها گذاشته امدید. نمی دانم از خداوند بر شمایان توفیق می خواهم.
    از شما یک خواهش دارم! لطف نموده از نام قهرمان ملی افغا نستان و سپهسالار شهیدان مرحوم احمد شاه مسعود در نوشته های بی معنی تن استفاده نکنید
  • نور
    آقای نوراحمد رجاء سلام
    مضمون و تحلیل مقالۀ شما در حق روستار تره کی متعصب بی حیا ، کاملأ درست است .
    درمورد بعضی جوابیه ها باید گفت ، گناه پدر به
    فرزند تأثیر ندارد ،
    آقای رجاء ، نویسنده باید حقای ق را بگوید ، بدانید که حق نام خداوند است ، تنها جانب هم زبان خود نباشد مثل روستارتره کی ، برای دفع ر ژیم کمونستی و دفع رژیم سیاه طالبانی ، سهم مردم قوم اوزبیک وتورکمن هم شایان تحسین است ،
    اگرشما پنها ن کنید دیگران و ملت حق بین مردم
    افغانستان میدانند چون ثبت تاریخ هم شده است
  • حمید
    ترکی, این طالب پیر, قوم پرست و متعصب و کور ذهن هیچ لیاقت استادی را ندارد. حیف نام استاد که بر او گذا شته شده است. او با این مفکوره های منافقت آمیزش چه نوع شاگرد هایی تربیه کرده باشد؟؟؟ دشمنی ترکی فقط و فقط با اقوام غیر پشتون است. او پیروزی طالبان در بعضی جبهات را پیروزی قوم پشتون و نمایش قدرت پشتون ه ا میخواند. ولی این روبای پیر فراموش کرده که طالبان متشکل از تعداد کثیری از پنجابی ها, پشتون های پاکس تانی و عرب ها بود. به عباره دیگر پشتون هایی که ترکی به آنها میبالد, پول از عرب میگرفتند, اسلحه از پا کستان. حمایت کمپنی های نفت و استخبارات آی-اس-آی را نیز با خود داشتند. ترکی تا چه وقت با دروغ ها دل خ وش میکند؟ ترکی ناخرسند است که حضور جامعه جهانی به ضرر پروژه های قومی قوم گرایان گشته است. ترکی طالبی است بی ریش. او را مانند آن دیگر با بالشت باید خفه کرد و روانه پشتونستان خیالی اش باید کرد.
  • shoaib
    I just want to make it clear for you minorities people in Afghanistan, that no one can make governme nt in Afghanistan without Pashtoon, so do whatever you want to do you |I mean you minorities because you will be under the power of Pashtoon inshallh forever and ever..
  • عبدالله
    جناب آقای رجا دست شما درد نکند. شما مسئولیت خود را انجام داده اید از یاوه سرائی های اشخاصی مانند اما ن معاشر این ژورنالیست بی سواد ناراحت نشوید. نمیدانم این گوساله سامری با کدام حق و دانش ابراز نظر می کند. واقعاً که آدم بی حیا و دیده در آئی است.
  • مصلح  - پیام
    تاخت و تاز احساساتی و غیر قابل توجیه آنهم به امید واهی حمایت ابدی!!! خارجی به شخصیت های ملی ، کار مر دم بیعقل ،مزدور و خود فروخته است . خارجیان امروز یا فردا میروند مثلیکه شورویان رفتند اما این بار است عمار مزدوران خود را در امواج خشم مردمیکه برای آزادی افغانستان قربانی داده اند رهاخواهند کرد. آنگاه سوراخی برای پنهان شدن در اختیار نخواهید داشت .
    بیجا زمینه های فکری انتقام جویی را بارور نسازید و خو د را به کشتن ندهید . به آینده که همه در صلح و صفا زندگی کنیم فکر نمائید . من آنچه شرط نجات ( بلاغ ) است با تو میگویم ...
  • Hamid
    Same applies to Pashtun minorities. They won't be able to make any government without other ethnic a nd political groups. Get used to new realities
  • نور
    آقای پیام خان
    شما کدام شخصیت ملی را میفرمایید ؟؟؟ آیا شخصیت ملی شما آقای روستار تره کی متجاوز بی حی ا دروغ گوی ، متعصب ومنافق ، نوکر آی اس آی ) پاکستان میباشد ؟؟؟
  • نور
    جناب پیام خان
    احمق کسی میباشد که منکرحقایق بوده ازاحمق ترین شخص حمایت کرده واورا شخصیت ملی میخواند . مزدور
    خود فروخته به همه معلوم است که شما روستار تره کی ها هستید حمایت ( آی اس آی ) را شما با خود دارید به آن تکیه کرده غیرپشتوت مردم اصلی ( خراسان ) افغانستان را بی شرمانه تهدید هم میکنید . شما به اسلحه دست داشتۀ تان واز حمایۀ ( آی اس آی ) وحکومت پاکستان مینازید . ومرد م غیر پشتون تکیه و توکل به خداوند کریم دارند . شماازانتقام خداوندی بی خبرهستید خداوند، دیرگیر اما سخت گیراست . حق
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 64 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.