|
هالبروک نماینده خاص رییس جمهور امریکا بعد از سپری شدن هشت سال و حضور نظامی سیاسی و اقتصادی درک کرده است که مشکل افغانستان منطقوی است و بدون اشتراک همه جانبه کشور های منطقه در قضایای افغانستان هیچ کس و هیچ قوت نظامی یا ابر قدرت فرا منطقوی نمی تواند راه حل در یابد با درک این واقعت آقای هالبرک در این روز ها به تاجکستان ازبکستان قرغستان گرجستان سفر نموده،
مانند اینکه گم شده گان خویش را دوباره یافته باشد ای کاشکی سیاست مداران ما و دستندر کاران سیاست امریکا این درک را هشت سال قبل می داشتند گرچه هنوز فرصت اندک وجود دارد بنابه اظهار تحلیلگران مطبوعات، طرح کنونی آمریکا در زمینه مشارکت بازیگران منطقهای در افغانستان، میتواند در اثر چانهزنی ایران، روسیه، هند و چین پاکستان در خصوص موضوعات مورد علاقه مشترک آنها، تغییر یافته هند و پاکستان را لازم است که بجای اتکای آشکار به آمریکا با کشورهای فوق در چهارچوب یک دیپلماسی فعال که منجر به ابتکار مشترک برای حل مشکلات افغانستان شود، حضور فعال داشته باشند.
بنابراین لازم است هند و پاکستان بجای مقابله با یک دیگر و بجای اتکای آشکار به پیشنهادهای آمریکا در زمینه افغانستان، با جدیت تمام با بازیگران منطقهای (ایران، روسیه و چین) از طریق یک دیپلماسی فعال و ابتکار مشترک که منجر به تضمین ثبات و امنیت همه کشورهای ذیربط شود، مشارکت کنند.
به نظر میرسد که این امر با توجه به تحولات جاری در افغانستان برای هند و پاکستان خصوصاً در زمینه منافع امنیتی و اقتصادی تأثیرگذار باشد؛ در حالیکه پیشنهاد آمریکا در زمینه انهدام سازمانهای تروریستی در مرز بین پاکستان و افغانستان میتواند زمینه را برای هجوم عناصر ستیزهجو به داخل کشمیر هندوستان فراهم سازد از این نگاه هندوستان نهایت تشویش دارد و از نظر اقتصادی نیز دسترسی هند و پاکستان به آسیای میانه در صورت ادامه بیثباتی در افغانستان، تحت تاثیر قرار می گیرد. همه باور دارند که تنها هند تاکنون نقش سازندهای را در افغانستان ایفا کرده و بیش از یک میلیارد دلار در بخشهای حیاتی این کشور از قبیل آموزش و پرورش، تسهیلات زیربنایی و بهداشت هزینه کرده است. این طرحهای عمرانی هند در افغانستان مورد توجه آمریکا قرار گرفته و موضوعی است که نگرانی سنتی پاکستان را نسبت به حضور و فعالیت هند در افغانستان برانگیخته است. هر روز پاکستان بخاطر تشویش نفوس هند در افغانستان مشکل آفرینی می کند.
بنابراین، عکسالعمل دیپلماتیک هند در اداره موضوع افغانستان بایستی اکنون مشخص تر شود.در حال که پیشنهاد منطقهای اوباما امیدوارکننده به نظر میرسد، اما در جریان طراحی راهحلهای قابل اجرا با مشکل مواجه میشود، بنابراین لازم است که در شرایط موجود هندوستان سیاستی را در جهت تضمین برقراری ثبات در افغانستان و در عین حال، مستقل از نگرانیهای پاکستان از مداخله هند در افغانستان، اتخاذ کند. دلیل طرح این استدلال به ماهیت برخورد آمریکا با بازیگران منطقهای برمیگردد که میتواند منجر به بروز یک روش چانهزنی (تأکید بر ضرورت برخورد رقابتی بین بازیگران مهم در منطقه) و نهایتاً تأخیر در انجام عکسالعملهای مؤثر در رابطه با موضوع افغانستان شود. در این رابطه بررسی نقش کشورهای منطقه در زمینه افغانستان نیز حائز اهمیت است.
الف (ایران)
ایران همیشه نسبت به توسعه عمرانی افغانستان توجه داشته، چون مرزهای مشترک دو کشور، مسیری برای جریان تریاک و پناهندگان به سوی این کشور است. براساس برآوردهای سازمان ملل، ایران بیشترین خسارات را در زمینه موادمخدر متحمل شده، بنابراین، یک افغانستان باثبات و یک طالبان ضعیف، دغدغه اصلی ایران است. اگرچه همکاری منطقهای بین ایران و آمریکا به دلایلی (خصوصاً نگرانی ایران از حضور نیروهای آمریکایی در این منطقه) میتواند به دشواری میسر باشد، ضمن آنکه واشنگتن نیز در خصوص تبدیل یک ایران هستهای به یک قدرت منطقهای در خاورمیانه نگران است. با اینحال، دولت اوباما سعی دارد که روابط دوستانهای را بین دو کشور برقرار سازد. این امر از سخنرانی وی در سال نو ایران مشخص شد. وی در طول این سخنرانی، آشکارا بر ضرورت برقراری روابط سازنده با ایران تأکید کرد. بنابراین، افغانستان به عنوان یکی از موضوعاتی تلقی شد که برقراری یک رابطه مفید بین آمریکا و ایران در مورد آن ممکن است. با اینحال، ماهیت این رابطه، موضوعی است که بایستی در طراحی هرگونه برنامهای در مد نظر قرار گیرد.
این نکته عوامفریبانه است که ایرانیان طرح واشنگتن در زمینه طالبان خوب و بد را تأیید خواهند کرد. ایرانیان به نوبت خود از آمریکا خواهند خواست که تغییر عمدهای را در سیاست خود ایجاد کند. تحقق این امر موجب ناراحتی متحدان آمریکا در خاورمیانه و خلیج فارس خواهد شد. بنابراین، خطوط برخورد دیپلماتیک بین آمریکا و ایران، به محاسبات دیپلماتیک برای ایجاد توازن بین نگرانیهای مختلف آمریکا و ایران بستگی خواهد داشت. برخوردهای دیپلماتیک بین ایران و آمریکا، ممکن است که موضوع اصلی، یعنی تلاش برای برقراری ثبات در افغانستان را کمرنگ کند.
ب (روسیه)
برای روسیه یک افغانستان بیثبات بخاطر نزدیکی مرز این کشور با جمهورهای آسیای میانه، مضر خواهد بود. با اینحال، باید گفته شود که همکاری بین آمریکا و روسیه در افغانستان یک امر طبیعی نیست و میتواند منجر به تقاضای روسیه از آمریکا مبنی بر استقرار نیافتن سیستم دفاع ضدموشک بالستیک در لهستان و جمهوری چک شود. علاوه بر این گسترش ناتو به سوی گرجستان و اوکراین، میتواند یک اهرم راهبردی برای استفاده از روسیه از آن، در موافقت با ارسال تدارکات (نظامی و بشردوستانه) از طریق خاک روسیه باشد. این امر از اظهارات سخنگوی وزارتخارجه روسیه اندری نسترنکو Andrei Nesterenko روشن میشود. وی گفت که روسیه بارها آمادگی خود را برای همکاری اعلام کرده است و این امر به تمایل آمریکا برای همکاری بستگی خواهد داشت. این اظهارات به مناسبت درخواست از روسیه جهت انتقال کمکهای چندین کشور عضو ناتو از طریق خاک روسیه به افغانستان، بیان شدند. بنابراین، موضوع مهم این است که آیا یک راهحل منطقهای برای برقراری رابطه با بازیگران، واقعاً به دست خواهد آمد؟ در ضمن، هرگونه تلاش آمریکا در جهت برقراری رابطه با جمهوریهای آسیای میانه، میتواند موجب خشم روسیه شود.
ج (چین)
چین بازیگر دیگری است که مدتی در مورد این موضوع سکوت اختیار کرده بود. اگر کسی نگرانی های چین را در افغاتستان مورد بررسی قرار دهد، موضوع امنیت انرژی بطور اجتنابناپذیری نمایان میشود. واقعیت اینکه افغانستان در شمال خود دارای ذخایر اکتشاف نشده نفت، گاز طبیعی و مواد معدنی، مخصوصاً سنگ آهن، مس و طلا است و این امر علت اصلی علاقه چین به افغانستان محسوب میشود. یک دولت باثبات در افغانستان اولویت اصلی در سیاست خارجی چین است و به همین دلیل استان سینجیانگ (Xinjiang) چین که محل سکونت اقلیت مسلمانان اویغور (Uyghur) است، خطر امنیتی بالقوهای را برای چین بوجود آورده است. مسلمانان چینی دارای ارتباطات مذهبی و نژادی قوی با افغانستان و جمهوریهای آسیای میانه هستند و چین نگران سرایت نگاه ستیزهجویانه از نوع طالبان به خاک خود است. بهرهمندی پاکستان در استفاده از کارت کشمیر برای تعیین ماهیت دیدگاه چین، یک موضوع نگرانکننده است. برقراری یک ارتباط موقت بین بیثباتی در جنوب آسیا و حل دائم موضوع کشمیر، میتواند ماهیت دیدگاه چینیها را در رابطه با ثبات جنوب آسیا، مشخص کند. گرچه وزارت خارجه پاکستان به این باور است که سیاست اوباما رییس جمهور امریکا در منطقه، بدون حل موضوع کشمیر ناقص است.
دیپلماسی هند
از تحلیلهای فوق روشن میشود که برخوردهای دیپلماتیک بین بازیگران اصلی در منطقه، میتواند به سوی یک روش چانهزنی منحرف شود و این امر میتواند برای افغانستان مضر باشد. اتفاقنظر در مورد افغانستان میتواند نشانگر توافقی در پایینترین سطح باشد. این توافق فاقد تمایل سیاسی مورد نیاز برای همکاری مؤثر بین طرفهای ذیربط خواهد بود. هند به نوبه خود، روش منطقهای را به خاطر اهرمهای مورد استفاده پاکستان در مورد کشمیر و جامع نبودن طرح آمریکا در زمینه برخورد با سازمانهای تروریستی به غیر از القاعده، زیر سؤال برده است.
نفع هند در یک افغانستان باثبات نهفته است. بنابراین، تلاش دیپلماتیک هند، بایستی بر مبنای توسعه و اجرای طرحهای عمرانی در افغانستان، به عنوان عامل محرکه که در هرگونه تلاش دیپلماتیک، متمرکز شود. این امر به سه صورت در بهبود سیاست دیپلماتیک هند در افغانستان مفید خواهد شد.
1- سیاست خارجی فعال در برقراری رابطه با بازیگران مهم از قبیل پاکستان مهره اصلی ایران، روسیه و چین: چرا که یک افغانستان باثبات از اهمیت خاصی برای هر یک از این کشورها برخوردار است. این امر همچنین موجب خواهد شد که سیاست خارجی هند و پاکستان در گرو روابط آمریکا با کشورهای مذکور نباشد. همکاری بین هند و ایران در زمینه تسهیلات زیربنایی و مسیرهای ارتباطی از طریق ایران به افغانستان، میتواند منجر به مشارکت مؤثر بین دو کشو شود، همچنانکه همکاری هند با روسیه و چین نیز بایستی مورد بررسی قرار گیرد و سازمان همکاری شانگهای، مجمع خوبی برای طرح این موضوع خواهد بود.
2- اتخاذ سیاست مشترک منطقهای (ایران، روسیه و چین) در زمینه ثبات در افغانستان، منجر به کاهش نگرانیهای امنیتی و سیاسی پاکستان خواهد شد، چرا که پاکستان به روسیه، ایران و چین، نسبت به سایر کشورها ضریب اطمینان بالاتری دارد.
3- دیپلماسی فعال هند با بازیگران اصلی در منطقه میتواند کانون تحرکات سیاسی را از چانهزنی، به حل مشکل منحرف سازد. بنابراین لازم است هند هیأت های بیشتری را به ایران، چین و روسیه، به منظور تبادلنظر در مورد موضوع افغانستان اعزام کند.
به باور من پاکستان به یقین وضعیت را با دقت زیر نظر داشته و بطور مشترک با بازیگران، مخصوصاً ایران، روسیه و چین غیر مسقیم در تماس است. فرمول توسعه مؤثر، بایستی اساس همکاری را تشکیل دهد، چرا که به طور مؤثر بر روند همکاری بین بازیگران تأثیر خواهد داشت. حمایت از نهادهای زیربنایی، تقویت گروههای مدنی و اجرای طرحهای آموزشی مفید در افغانستان، مواردی هستند که پاکستان بایستی به انجام آنها در افغانستان ادامه دهد. نه تقویت تروریزم و دهشت افگنی به عبارتی، اتخاذ یک روش قدرت نرم، به پاکستان در کسب منافع بیشتر در آینده درازمدت، کمک خواهد کرد. پاکستان دارای یک نگرانی مشترک با آمریکا در مبارزه با تروریسم است. خانم وندی چمبرلن، سفیر آمریکا در پاکستان، روش آمریکا را از طریق راهبرد «افپاک» خلاصه کرده است. وی گفت: افغانستان، پاکستان، هند و آمریکا با یک دشمن مشترک در این منطقه مواجه هستند و آن دشمن، القاعده و شبکههای تروریستی از نوع القاعده است که به ما حمله میکنند. با اینحال، همانگونه که عده زیادی از کارشناسان امور راهبردی گفتهاند، راهبرد «افپاک» بایستی که همه سازمانهای تروریستی یعنی القاعده، طالبان، لشکر طیبه و جیش محمد را هدف قرار دهد. اما پاکستان با بعضی از این گروپ ها اشتراکاتی دارد که مبارزه علیه آنها در شرایت موجود در دستور کار پاکستان نیست بنابراین، لازم است که پاکستان مواظب خطوط برجسته راهبرد آمریکا باشد. این راهبرد در مبارزه با تروریسم، بر القاعده متمرکز شده است. و پاکستان سیاست های عوام فریبانه را باید کنار بگزارد باور پیدا کند که همه سازمانهای تروریستی یک خطر امنیتی برای کشورهای منطقه هستند، بنابراین اتخاذ یک روش کلی برای رفع این مشکل، ضروری است. روش و راه برد سیاست منطقهای برای افغانستان به شرطی نفع کشور های منطقه و فراه منطقه است که منجر به ثبات در افغانستان شود.
|