نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| نقــش صلــح در پیکــر خــونین مــرجه؟ |
|
|
|
| مقـــــــالات - ســـــیاسی |
| نوشته شده توسط عبدالقدیر علم |
| يكشنبه ، 2 اسفند 1388 ، 20:32 |
|
صلح به معنی ختم جنگ نیست: با ختم جنگ صلح بمیان نمی آید چون معنی جنگ تنها نفیر دلخراش توب وتفنگ نیست. هر پدیده که آرامش انسانهارا به هم زند مقدمۀ است برای جنگ. مانند بی عدالتی، تبعیض، فقر، محدودیت ومحرومیت در تمام عرصه ها ی حیات سیاسی واجتماعی.لذا میتوان گفت مناطق چون مرجه وناد علی وبکوا وشیوان همیشه از نعمت صلح محروم بوده مردم در جنگ روانی بسر برده اند.جنگ هایئکه با فیر توب وتفنگ شکل میگیرد نتیجه بغض های انباشتۀ انسانهای محروم از عدل وانصاف، رفاه وآسایش است واین جنگ روانی مقدمه است برای جنگ هائیکه فعلا شاهد آن هستیم.
سازمان جهانی یونسکو فرهنگ صلح را چنین تعریف می کند. صلح: شامل ارزش ها، طرز تلقی ها و رفتارهایی است که بیانگر و الهام بخش اعمال افراد در مشارکت متقابل اجتماعی مبتنی بر اصول آزادی،عدالت و دموکراسی، رعایت حقوق همه، دگر پذیری و همبستگی،نفی خشونت،تلاش برای پیشگیری از جنگ و حل مشکلات از طریق گفتگو و مذاکره و مشارکت کامل انسان ها در فرایند توسعه جوامع است. سپس این گونه ادامه می دهد، احقاق تمامی حقوق و اجرای وظا یف بشریت مستلزم تحقق یک شرط مقدماتی، یعنی وجود یک صلح پایدار است. آیا دولت ها به تنهایی قادر به برقراری چنین صلحی که منبعث از احترام به آزادی های جمعی و فردی است، خواهند بود؟ آیا برای دستیابی به صلحی پایدارو ایجاد فضایی که به جای کینه توزی و شمشیر از نیام بر کشیدن، بتوان با یکدیگر سخن گفت، توسط دولت ها به تنهایی قابل تصور است؟ با مروری بر تاریخچه جنگ ها اعم از جهانی یا داخلی به روشنی پاسخ خود را در یافت خواهیم کرد!
آیا عملیات مرجه به صلح خواهد انجامید؟ صلح در افغانستان برای مردم یک نیازوارزش پر بهاست که در پهنای آن رفاه وآسایش را در میابند. وبرای مسئولین دولت یک شعار وقت گیر وابزار إغوا کننده که موازی با جنگ در سطح ملی وبین المللی انعکاس یافته است.تلاش های سران دولت با شعار صلح با طالبان وحذف نام سران طالبان از لست سیاه در کانفرانس لندن ودر خواست میانجی گری از شاه سعودی وسر انجام آغاز جنگ خونین در مرجه تا رسیدن به صلح واقعی بازی های است که مردم را نسبت به آیندۀ نگران ساخته است.،انتباه از تعاملات سیاسی نظامی کشور چنین است که عناصر ومؤلفه های صلح تا هنوز شکل نگرفته ودر آیندۀ نزدیک هیچ امید واری برای صلح وثبات در کشور وجود ندارد.فرض کنیم صدای نفیر توپ وتفنگ خاموش شود باز هم فضای دلگیر فقر، محرومیت، ویرانی، تبعیض ونا بسامانی من حیث پیامد طبیعی جنگ سالها در کشور بیداد مکیند. دور نمای صلح درهلمند بسیار تاریک ومایوس کننده است بخاطر اینکه روی عوامل وانگیزه های جنگ وتمرکز مخالفین درین ولایت بصورت درست ومسئولانه مورد توجه قرار نگر فته است.همان است که یافتن راه های صلح نیز دشوار به نظر میرسد.آنچه از طرف استراتیجست های داخلی وبیرونی بنام عوامل جنگ حساب شده همانا مساعد بودن زمین های زراعتی هلمند به کشت کوکنار است که طالبان ومخالفین راجمع نموده در حالیکه که این محاسبه خیلی ناقص وغیر واقعی به نظر میرسد.مشکل امنیتی در هلمند ریشه در اختلافات تنظیمی وقومی سال های قبل دارد که وضعیت جغرافیای،اقلیمی بستر مناسب برای گسترش دامنه اختلافات بوده وبا مرور زمان پیچیده تر شده.تا وقتیکه دلائل اختلافات منطقه ریشه یابی نشود ومناطق وسیع هلمند از حالت خلاء مسکونی بیرون نگردد گاهی هم دولت در منطقه تسلط پیدا نخواهد کرد چنانچه مناطق،درۀ خوت، شورابک، شوز تا ادرسکن در سالهای نمادین آرامش نیز از آشوب وچپاول ودزدی در امان نبود که دلیل عمده آن وجود بیابان ها ومناطق غیر مسکونی خارج از دید وتسلط دولت بود.بناءٌ یکی از دلائل نا امنی در ولایات چون هلمند وفراه داشتن ساحات وسیع وغیر مسکونی است که سالها محل امن برای آشوب گران ومخالفین بحساب میرود ساحاتیکه دولت گاهی هم بدون کمک مردم از طریق زور بر آن مسلط نخواهد شد که ایجاب یک بحث عمیق و مفصل را مکیند.
نه دولت اختیار صلح را دارد ونه هم طالبان: تحولات اخیر نشان داد که دولت افغانستان هیچ نقشی در تصمیم گیری های بزرگ چون جنگ وصلح ندارد.چنانچه تلاشهای صلح جویانه حامد کرزی سر از گریبان تانک ها وطیارات جنگی ناتو در هلمند ومرجه بیرون آورد.وشرائط را که طرفین برای صلح عنوان کردند گاهی هم شرائط صلح نبوده است. با یک نگاه ساده در می یابیم که هیچ یکی از طرفین فورمول مشخص را برای رسیدن به صلح ارائه نکرده است..طرف دولت وعده وعید را به هم آمیخته به تعقیب شعار تشکیل جرگۀ صلح، دادن امتیاز نقدی،آماده سازی شغل وغیره از مخالفین خواسته است تا قانون اساسی کشور را به پذیرند وبا گذاشتن سلاح به عمر خشونت های طولانی پایان دهند وبر عکس طالبان هم خواهان خروج بدون قید وشرط نیرو های خارجی وتعویض نظام سیاسی وتغییرات گسترده در سطوح مختلف شده اند که این دوخط کاملا در مسیر مخالف در حرکت است.
صلح ویا تسلیمی: صاحب نظران به این عقیده اند که طرفین بجای صلح یکدیگر را به تسلیمی فرا خوانده اند. صلح با قبول تنازل وگذشت از خواستها تحقق میابد اما طرفین متخاصم در آفغانستان پیوسته بخواست وشرائط خود تأکید کرده اند ومعنی این پافشار تقاضای تسلیمی است نه آشتی وهمزیستی. مثلا وقتی دولت میگوید صلح با طالبان با حفظ دست آورد های هشت سال گذاشته و اطاعت از قانون اساسی معنی اش این است که طالبان باید بدون قید وشرط به همین دولت با همین شکل ورسم آن تسلیم شوند.به عین تر تیب طالبان خروج بی قید وشرط نیرو های خارجی وتغییر نظام سیاسی را در سر لوحه شروط خود قرار داده اند که تلویحا دولت را به پذیرش نظام ساخت خود شان دعوت میکنند..تا هنوز هیچ پیش زمینه ومقدمه برای صلح سنجیده نشده است هردو طرف از موضع قدرت وتسلیمی طرف مقابل صحبت میکنند.حال سوال این است اگر طالبان قانون اساسی ونظامی سیاسی فعلی را قبول میداشتند چرا تا این سر حد می جنگیدند.لذا شرائط دولت هم مانند طالبان پیام واقعی صلح را مژده نمیدهد. جالب اینکه هم پیمانان نظامی سیاسی دولت هم از پالیسی صلح حامد کرزی را در میدانهای هلمند ومرجه با پرتاب بم و فیرتوپ حمایت کردند.، چنانچه میک کرستال فر ماندۀ عمومی نیرو های آمریکائی وناتو در افغانستان میگوید.امید وار است افزایش قوای امریکایی در افغانستان منجر به یک توافق صلح با طالبان گردد.وی طی یک مصاحبه با روزنامه فایننشل تایمز بروز دوشنبه هفت فبروری گفت: با استفاده از ۳۰ هزار عسکر امریکایی که به افغانستان اعزام میگردند، شورش ها را تا مرحله ای ضعیف خواهد سا خت تا رهبران تندروان توافقی را با حکومت افغانستان قبول کنند.
صلح در کعبه یا در تر کستان: در یکی از میز های مدور بحث های سیاسی که جناب احمد سعیدی ومحترم اسحق گیلانی نیز شرکت داشتندو مسئله صلح با طالبان محور بحث بود.جناب گیلانی گفت تمام عناصر وزمینه های صلح در داخل خانه ماست اما رئیس دولت صلح را در مونیخ ولندن وسعودی جستجو میکند.پس بهتر است اول کار های خانگی اجرا وبعد آمادۀ امتحان باشیم.ما باید بغیر از شعار طرح وبر نامه مفصل برای صلح داشته باشیم در غیر آن طالبان حاضر نخواهند شد بنام ایجاد زمینه های شغل دریای کابل را لای روبی کنند..طوریکه معلوم میشود جناب رئیس جمهور صلح را در ماوراء سر حدات افغانستان ونظامیان ناتو وآمریکا در میدانهای جنگ ودشت های مرجه وناد علی جستجو میکنند.اگر این تلاشها زیر هر نامی که آغاز شده به صلح بإنجامد کاری نیکوست که گمانش هم نمیرود.به نظر من نقش ملا متوکل وملاضعیف وملا حکیم مجاهد که در آغوش دولت قرار دارند بمراتب بیشتر از شاه سعودی ویا هر خارجی دیگر است ایشان نبض وپالیسی طالبان را بدرستی میدانند با اینکه ایشان من حیث شخصیت های مستقل ابراز نظر میکنند اما گاهی هم از خط اصلی طالبان عدول نکرده اند واگر دولت با ایشان به یک نتیجه مثبت نرسد با طالبان نیز زبان مشترک پیدا نخواهد کرد..واگر کدام کشور خارجی بر تحریک طالبان نقش داشته باشد همانا انگلیس وپاکستان است وبس. نقش پاکستان وانگلیس را در مهار ساختن بی نظمی ها وشورش های افغانستان نباید دست کم گرفت.شیخ های سعودی تنها حیثیت خزانه دار را دارند که پول کشور های بزرگ را به مخالفین دولت افغانستان میرسانند.پاکستان مهماندار وسعودی ها خزانه دار.تا زمانیکه انگلیس فر مان مرگ طالبان را امضا نکند کسی قادر بخشکانیدن این سر چشمه نخواهد بود واین فر مان میتواند در حضور استخبارات پاکستان امضا شود. حیات سیاسی طالبان توسط سفارت انگلیس واستخبارات پاکستان روح گرفت ومرگ سیاسی نیز در دست آنهاست. |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




اول باید یاد آور شوم که مرجه سر زمین حاصل خیز، پهناور با مردمان سخی و دلاور محیط نهایت دوست داشتنی وزیباست.من مر جه ویا مار جه را نه بخاطر اینکه فعلا مرکز اصلی طالبان است بلکه بخاطر خاطرات تلخ وشرین بیست سال قبل دوست دارم.زمانیکه با جمع دوستان وهمسفران در شرائط نه چندان متفاوت از امروز چند شب را درانجا سپری نمودم دران وقت خبری از کوکنار وتریا ک نبود.میوه های گوناگون از جمله اقسام انجیر توجه انسان را بخود جلب میکرد.





