Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
نظــام فــدرالی راه حــل بحــران کنــونی درافغــانســتان PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط محمد عوض نبی زا ده   
يكشنبه ، 19 ارديبهشت 1389 ، 21:00

نظام های دولتی جهان از لحاظ تئوری قدرت به دو بخش (متمرکز و غیر متمرکز) تقسیم میشوند، دولت فدرال دولتیست که برپایهء عدم تمرکز قدرت شکل گرفته ویکی ازاشکال دولتهای مدرن ازبهم پیوستن اجتماعات انسانی میباشد، زمانیکه ملت واحد شکل گرفته باشدفدرالیسم وسیعترین شکل عدم تمرکزقدرت درعرصهء سیاسی بوده ویکی ازبارزترین مدلهای نظام دولتهای دموکراتیک بشمارمیرود.نظام های دولتی جهان از لحاظ تئوری قدرت به دو بخش (متمرکز و غیر متمرکز) تقسیم میشوند، دولت فدرال دولتیست که برپایهء عدم تمرکز قدرت شکل گرفته ویکی ازاشکال دولتهای مدرن ازبهم پیوستن اجتماعات انسانی میباشد، زمانیکه ملت واحد شکل گرفته باشدفدرالیسم وسیعترین شکل عدم تمرکزقدرت درعرصهء سیاسی بوده ویکی ازبارزترین مدلهای نظام دولتهای دموکراتیک بشمارمیرود.


دولتهای فدرال عمدتا با دوگرایش درساختارهای اجتماعی جوامع بشری عرض وجود کرده اند: اول گرایش اتحاد جویی ممالک کوچک دردرون یک ساختار کلان برای حضور بعنوان یک قدرت بزرگ درعرصهء بین المللی، دوم گرایش حفظ هویتهای کوچک در سایهء حقوق شهروندی دریک ساختاربزرگتر دولتی با حفظ هویتهای کوچک درقالب یکرژیم حقوقی مشخص است. بنیاد نظام فدرالی،نمادعالی دموکراسی بحساب میرودوفدرالیسم و دموکراسی لازم و ملزوم هم اند ویکی درنبود دیگری نمیتواند رشد وبقا کند.درنظام فدرالی دولت مرکزی هیچگاه میان ایالتهای تابع تبعیض وتفاوت قایل نبوده، بلکه مانند خورشید برهمه یکسان میتابدوبا المقابل،ازهمه انتظارکارووفاداری به مردم رادارد.نظام سیاسی فدرالی نباید مخالفین آنرا هراسان سازد چون اکنون نظام سیاسی فدرال درهر گوشهء ازجهان یک گزینه مهم درانتخاب طرز اداره دولتی بشمار میآید.

 

کشورسوئیس یکی ازمثالهاواز قدیم ترین کشورفدرال در جهان است و میتوان ازنظامهای فدرالی آلمان - امریکا - کانادا- هندوستان – پاکستان وغیره ممالک دنیا نیزنام گرفت و بخصوص تجربه نظام فدرالی درپاکستان کشورهمسایهء ما قابل دقت و تامل بیشتراست که جهت الگوسازی برای نظام فدرالی درافغانستان شده میتواند گرچه کشورپاکستان زیرعنوان مفکوره واندیشه های اسلامی ازنیم قاره هند جدا وایجادگردیده است ولی نقش عمده واصلی را درتشکیل نظام فدرالی پاکستان چهارقوم بزرگ وعمده از جمله پنجابیها - سندیها – بلوچها و پشتونها دارا بوده است.طوریکه اکثریت نفوس باشندگان ایالت پنجاب را اقوام پنجابی و اکثریت نفوس ایالت سند را اقوام سندی و اکثریت نفوس ایالت بلوچستان را اقوام بلوچ و اکثریت نفوس ایالت صوبه و سرحد ومطابق نام جدی آن ایالت پشتونخوا را اقوام پشتون تشکیل میدهند که بدین ترتیب در ایجاد فدرالیزم پاکستان اقوام آن کشور نقش و سهم قابل توجه داشته ودارند. چنانچه تجزیه پاکستان شرقی بعد ازنیمه دوم قرن بیستم بنام کشوربنگله دیش نیزبراساس موقعیت جغرافیائی جدا افتاده ازپاکستان غربی و اختلاف درترکیب وساختار قومی مردم بنگال پاکستان شرقی ریشه داشته است که اکنون مردم پاکستان شرقی دیروز بنام کشوربنگله دیش چندین دهه است که درکنارسایرممالک دنیا بحیث یک کشورآزاد زیست مستقیلانه دارند.

بدینترتیب افغانستان نیزازنظام فدرالی میتواندسود بیشترببرد.اگردرافغنستان نظام فدرالی پارلمانی با تفکیک واقعی قوای سه گانۀ دولت که ناشی ازارادۀ مردم ودرهمسانی موازین اعلامیۀجهانی حقوق بشرودموکراسی بمیان آید وانتخابات آزاد ارگانهای محلی قدرت وادارۀ دولتی ازبالا تاپایان تاسطح محلات ازمیان با شنده گان اصلی محل انجام گردد که دیگروالی،قومندان، ولسوال، قاضی، دادستان وغیره ازمحلات دیگربه فرمان مرکزصادرنخواهد شد. زیرا افغانستان کشوریست که درآن اقوام وقبایل گوناگون با ساختارمتفاوت جغرافیائی-اتنیکی- ربانی ومذهبی بودوباش مینمایند.وهرکدام ویژه گیهای قومی جداگانه خودرا دارند.هیچ یک ازاقوام کشورازلحاظ تعداد نفوس به تنهائی اضافه از پنجاه فیصد نفوس عمومی کشوررا پوره کرده نمیتواند بناء افغانستان رامیتوان سرزمین اقلیتهای قومی نامید.مردم افغانستان درطی مدت سه قرن وبخصوص سه دههء اخیررژِیمهای استبدادی خاندانی - سلطنتی وحکومت های ایدئیو لوژیکی راست وچپ راهمراه با خونین ترین جنگهای میان قومی تجربه نموده است اما نظامهای استبدادی ومحافل حاکمۀگذشته به بهانه ها ی گوناگون ملیتهای محروم راسرکوب نموده ودرحیات سیا سی،اقتصادی وفرهنگی کشورسهم ونقش برابروفعا ل به آنان قایل نشدند؛بوحدت ملی آسیب رسیده و.میان ملیتهای باشنده نارضایتی بوجودآمده است. قبیلهءحاکم با خشن ترین شیوه های حکومتداری تبعیض و بیعدالتی راعلیه اقوام محروم کشور تطبیق کرده اند نسل کشی مردم هزاره در سال – 1893- میلادی توسط عبدالرحمان خان نشانگر رابطه خونین و استبدادگرانه دولت مرکزی با اقلیتهای قومی وبحران سه دهۀ اخیربا انگیزۀ سیاسی وایده ئولوژیک که،خشونتهای بسیارخونینراسبب شد وتا حال پا یان نیافته که نمونه درد ناک مظالم و بیداد گری گذشته را برملا میسازد .زندگی باهمی درافغانستان نیازبیشتربه سعی دولت برای نزدیکی اقوام دارد که همه افغانها با وجود رقابتها، خیانتها و جنگهای داخلی به این معتقد شوند تا زمانی که همه خودرا اهالی یک کشور دانسته وهمه کسانی که در ین کشور زندگی میکنند را از خود بدانند و دشمن یکی از گروه ها را دشمن تمام کشور بدانند افغانستان یک کشور قبیله ای است، پایبندی به طایفه و قبیله افراد اطراف خودرا در دو گروه، یعنی از خودی و بیگانه، تقسیم میکند، جنگ داخلی افغانستان همیشه جنگ قومی بوده است.اینجنگها برملا میسازد که هرقوم درافغانستان، ویژگیهای خود را دارد که با قوم دیگردرافغانستان، این ویژگی، قابل اختلاط نیست واقعیت اجتماعی افغانستان، بیشترین ارتباط رابا سیستم فدرال دارد.

افغانستان،ازجمله کشورهای است که قوم،زبان ومذهب متکثرومتفاوت دارد گروههای مختلف قومی هرکدام درمیان قبایل خود ادارات قومی داشته وبیشتراوقات تقسیم بندی قومی بجای ادارات دولتی بوده است.اما برای اداره و رهبری درمناطق مختلف نیاز به قدرت اقتصادی واعتماد سیاسی میان اقوام کشورمیباشد.نفوس افغانستان ونفوس اقوام درافغانستان مشخص نیست.همیشه حکومتها دراین رابطه چشم پوشی کرده و درسایه این پنهان کاریها، حق تلفیها به عنوان امتیاز بیک قوم درنظرگرفته شده است. جغرافیای قومی افغانستان در سیستم فدرال بیشترمحسوس خواهد بود ودرسیستم فدرال حکومت مرکزی، جای است که حضورتمام مردم فدرال میتواند درآن محسوس باشد.ایالتها درامورداخلی شان طبق سیستم فدرال، استقلال وابتکار خود را دارند که حکومتهای فدرال بایست از حکومت مرکزی در سیاست خارجی شان اطاعت داشته باشند.در حالیکه هرجغرافیای قومی درافغانستان علاقه دارد که والی شانرا خودشان انتخاب کند و ازمیان خودشان باشد .با تغییر سیستم دولتی، مشکل فساد، مشکل جنگ، عوامل جنگ و بسا پنهان کاریهای دیگرروشن خواهد شد وهربخش بايد از قوانين عام داخل کشور پيروی کنند. اما درمحلات در رابطه با مسايل منطقوی میتواند لوايح جداگانه و مجرد وجود داشته باشد.اختيارات بخشهای فدرال بايد مساويانه باشد. دربخشهای نظامی و سياسی، بايد تابع مرکز باشند، اما در ساحات فرهنگی و اقتصادی بايد مستقل و دريک رقابت سالم قرار داشته باشند .چون در فدرالیزم، رهبران ایالتی فدرال توسط خود مردم همان ایالت تعین می شود، و درمقابل مردم جوابده است و هرگاه ازعهدهء کار به درستی برآمده نتواند و رضایت مردم را در خدمت رسانی به آنها حاصل کرده نتواند، بار دیگر انتخاب نمیگردد. گرچه که درمناطق مرکزی وشمال کشورتقسیمات ملکی غیرعادلانه بصورت تبعیض آمیزازطرف نظام های استبدادی افغانستان انجام گردیده است که تاهنوزمیراث شوم آن درین مناطق بیداد میکنند.اما افغانستان سرزمین کثیرالاقومی است که هریک ازاقوام بزرگ کشورسرزمین ومناطق طبیعی وجغرافیائی خویش دارند ودرگذشته ها نیز بنامهای باشنده گان این منا طیق یاد میگردیدند بطورنمونه ولایات بلخ– جوزجان– فاریاب –سرپل– سمنگان را بنام مناطق ترکستان یاد مینمودندکه اکثریت باشندگان این ولایات را اقوام ترک تبارازبک – ترکمن وبا فیصدی های معین اقوام هزاره تاجک و پشتون تشکیل میدهد. وولایات قندوز – بغلان – تخار و بدخشان را بنام سرزمین قطغن یاد میکردند که اکثریت باشندگان این ولایات را اقوام تاجک و با فیصدی های معین اقوام ازبک – ترکمن – هزاره وپشتون میسازند . و ولایات پروان – پنجشیر و کاپیسا بنام سرزمین کوهستان یا د میشدند که درین ولایات اکثریت باشندگان آنرا اقوام تاجک و با فیصدیهای معینی اقوام هزاره – پشتون نیز درین ولایات زیست دارند .و ولایات بامیان – دایکندی – مناصفه ولایات غزنی و وردک – برخی از محلات ولایات غور – پروان - سرپل -سمنگان و بغلان را حکومت های مستبد و قومگرا بنام مناطق مرکزی ولی خود مردم این سرزمین به اسم هزاره جات و یا غرجستان آنرا یاد میکردند .و ولایات هرات – غور – بادغیس بنام مناطق شمالغربی یاد میشد ند که اکثریت باشندگان این ولایات را اقوام تاجک و با فیصدی های متفاوت اقوام هزاره – پشتون – ازبک و ترکمن و قیر غیز نیز درآن زیست دارند . وولایات قندهار – هلمند - ارزگان و زابل را بنام لوی قندهار یاد میکردند که اکثریت باشندگان این ولایات را اقوام پشتون و با فیصدی های کمتر اقوام هزاره و تاجک نیز در آن زیست می نمایند .و ولایات پکتیا – پکتیکا- خوست و لوگر و مناصفه و لایت غزنی را بنام لوی پکتیا یاد میکردند که اکثریت باشندگان این ولایات را اقوام پشتون وبا فیصدی های معینی اقوام هزاره و تاجک نیز درین ولایات بود وباش دارند . وولایات ننگرهار – کنر – لغمان و نورستان را بنام لوی مشرقی یاد میکردند که اکثریت باشندگان این ولایات را اقوام پشتون و اما با فیصدی های کمتر اقوام نورستان – پشه ای و تاجک نیز درین سرز مین زیست می نمایند.و ولایت و شهر کابل بنام پای تخت افغانستان مسمی است که اکثریت باشندگان محلات درولایت کابل را اقوام تاجک و با فیصدی های کمتر اقوام پشتون و هزاره تشکیل میدهند چون در شهرکابل تاهنوز نفوس شماری دقیق انجام نشده است ولی بر اساس تخمین نفوس اصلی شهر را اقوام تاجک وهزاره میسازند ولی اقوام پشتون – ازبک – ترکمن و دیگر گروه های گوناگون قومی نیز درین شهر بود وباش می نمایند.همچنان درباره ساختار اداری افغانستان در مرکز و وولایات کشوردردهه هشتاد میلادی نیز تجارب معینی جهت اداره بهتر و برجسته نمودن نقش مردم در اداره دولت صورت گرفت و- ولایات افغانستان در آن زمان به زون های ذیل تقسیم گردیده بود که :- زون مرکز شامل ولایات کابل - بامیان – پروان – کاپیسا – وردک -و لوگر میشد و زون شمال – شامل ولایات بلخ – سمنگان – جوزجان – فاریاب و سر پل بودند و زون شمالشرق شامل ولایات قندوز – بغلان – تخار و بدخشان میگردیدند –و زون شمال غرب شامل ولایات هرات – بادغیس و غور میشدند و زون جنوب شامل ولایات قندهار – ارزگان - هلمند و زابل بودند و زون جنوب غرب شامل ولایات فراه و نیمروز میگردیدند و زون شرق شامل ولایات ننگرهار – کنر – لغمان و نورستان میشدند و زون جنوب شرق شامل ولایات پکتیا – غزنی – پکتیکا وخوست بودند وهم چنان دردهه هشتاد گامهای دیگری نیز در رابطه به انتخابی شدن ارگانهای محلی و شهری قانون انتخابات ارگانهای محلی کشوربرداشته شد و تا حدودی معین با وجود تداوم جنگ و مداخلات خارجی درمراکز ولایات و برخی از شهرها ی کلان کشوراین قانون تطبیق و عملی گردیده بود اما بنا برتداوم جنگ سرد وایدیو لوژیک بودن حاکمیت - قانون ارگانهای محلی وقت کمتر ساحه تطبیقی پیدا نمود بادر نظرداشت تداوم سه دهه جنگ ومداخلات نظامی خارجی هنوزکه هنوزاست بحران عدم امنیت و ثبات در کشور پایان نیافته است و جامعه جهانی نیز کدام راه بیرون رفت برای حل معضله دیر پای افغانستان پیدا کرده نتواسته است.گرچه درین اواخیر امریکا و متحدینش به این نتیجه رسیده است که در برخی از رسانه ها نیز منعکس یافته که آنان میخواهند صلاحیت های والی ها و دیگر مسولین محلی را در اداره ارتقا بخشند تا از تمرکز قدرت در مرکز کاسته و همه مسایل را از طریق محلات حل و فصل نمایند این طرح مقامات غربی گرایش آنهارا بطرف فدرالیزم در افغانستان نشان میدهد .بناء افغانستان نیز میتواند از تجربه کشور همسایه و اسلامی پاکستان در باره تطبیق فدرالیزم بهره گیردچون فدرالیزم در پاکستان براساس ترکیب اقوام تطبیق شده است در افغانستان نیز باید بر اساس ترکیب اقوام عمده چهار گانه ایجاد گردد و یکی از راه حل قابل پذیریش بحران کنونی کشور تشکیل فدرالیزم میباشد . براساس نامهای قدیمه مناطق مختلف افغانستان ترکیب قومی و اتنیکی و موقعیت و ساختار جغرافیائی میتوان کشور را به هشت ایالات و فدرال های ذیل تقسیم نمود

اول : - ایالت و یا فدرال ترکستان که شامل ولایات بلخ – جوزجان – فاریاب – سمنگان و سرپل میشوند که اکثریت باشندگان آن را اقوام ازبک و ترکمن ترک تکبار میسازند

دوم :- ایالت و یا فدرال قطغن که شامل ولایات قندوز – بغلان – تخار و بدخشان میشوند که اکثریت نفوس آن را اقوام تاجک تشکیل میدهند

سوم :- ایالت ویا فدرال کوهستان که شامل ولایات پروان – پنجشیر و کاپیسا است که اکثریت نفوس آنرا اقوام تاجک میسازند

چهارم :- ایالت و فدرال هزاره جات و یا غرجستان که شامل ولایات بامیان و دایکندی و مناصفه نفوس و جغرافیای ولایات غزنی و وردک و با فیصدی های متفاوت برخی ازمحلات ولایات پروان – غور - سرپل – سمنگان و بغلان را نیز احتوا مینمایند که اکثریت نفوس این مناطق را اقوام هزاره تشکیل میدهند.

 پنجم :- ایالت و فدرال شمال غرب که شامل ولایات هرات – غور و بادغیس است که اکثریت نفوس آنرا اقوام تاجک تشکیل میدهند

ششم :- ایالت و یا فدرال لوی قندهار که شامل ولایات قندهار-هلمند – ارزگان و زابل میشوند که اکثریت نفوس آنرا اقوام پشتون میسازند

 هفتم :- ایالت و یا فدرال لوی مشرقی که شامل ولایات ننگر هار – کنر -لغمان و نورستان است که اکثریت نفوس آنرا اقوام و نورستا نی تشکیل میدهند.

هشتم :- ایالت و فدرال لوی پکتیا که شامل ولایات پکتیا – پکتیکا – خوست – لوگر و برخی از محلات غزنی میباشند که اکثرذیت

.نفوس آنرا اقوام پشتون و قسما هزاره و تاجک میسازند.

 فدرالیزم یکی ازاجزای متشکله دموکراسی است وبرای دستیابی به راه حل سیاسی مسایل افغانستان وتحقق دموکراسی تطبیق نظام فدرالی یکی از راه های حل معقول درجامعه چندین قومی افغانستان پنداشته میشود طرح ایجاد نظام فدرالی بر اساس ترکیب قومی ومناطق جغرافیایی، یک نظام شایسته ومردم سالاردرشرایط موجود افغانستان است وتسهیلات بیشتردرین نظام سیاسی برای مردم افغانستان فراهم خواهد گردید.


 رویکردها:-

 سایت آریائی گفت وشنود میان آقایان «محمد بشیر بغلانی» و«عزیز جراًت .

 سایت آریائی زیرعنوان فدرالیسم دموکراتیک الترناتیف مثبت دردورنمای افغانستان نویسنده :-انجینر حسن پیمان.

سایت کابل پرس زیر عنوان فدرالیزم در افغانستان فعلاَ جریان دارد و کار نمی کند نويسنده: رضا جاوی

دسایت کابل پرس زیر عنوان ا لگوی فدرال و تئوری دولت سازی در افغانستا ن نويسنده: یعقوب ابراهیمی.

.سایت کابل پرس زیر عنوان فدراليزم در افغانستا ن نويسنده: نجیب روشن

. سایت کابل پرس زیر عنوان فدراليزم در افغانستان, نويسنده: یعقوب یسنا

                 .سایت کابل پرس زیر عنوان فدراليزم در افغانستان ., نويسنده: نعمت الله ترکانی

.سایت کابل پرس زیر عنوان فدراليزم در افغانستان, نويسنده :-عبدالسمیع رفیع صافی

.یادداشت های شخصی صاحب این قلم - 9- ماه- می – سا ل 2010 -

Advertise your business here. Click to contact us.
  • عباس  - فدرالیزم
    فدرالیزم در افغانستان امکان ندارد، شما مردم از همین حالا تمایل پیوستن به کشور های بیگانه را دارید اگ ر فدارل شود پس شما را کی کنترول خواهد کرد.

    من یک نظر دارم ان اینکه، تاجک ها باید به تاجکستان، ازبک ها به ازبکستان، هزاره ها به چین و ایران، ترکمن ها به ترکمنستان و بقیه اقوام در افغانستان واحد زندگی کنند
  • hamrazsidiq@yahoo.com
    Abas
    And
    Pashtoons must go to Israel to their real place of birth
  • جمشید
    عباس جان برادر کم عقلم
    شما فدرالیزم را رد کردید خوشم آمد اما نظر که شما دادید از آن بوی حسادت میام د. آیا نمیدانید که افغانستان امروزی جای است که پارسی زبانان در آن سکونت داشتند ؟ و تاجیکان مردمان اص لی این سرزمین اند . و تنها کسانی که باید درین جا بمانند آنها استند اصلا هیچ کسی حق برامدن را ندارد چ ون مردمان این سرزمین اند .و شما خدا کند مزاح کرده باشید چون اگر جدی گفته باشید قربانی اصلی شما و یا هزاره ها خواهید بود . سرزمین تاجیکان فراخ است در همه جا جای دارند اما شما متائسفانه که چیزی برای هوی ت را نخواهید داشت . با احترام
  • rastgo  - re: فدرالیزم
    عباس

    آفرین اوغاان بچه .. یک کار دیگر هم متوانیم .

    هر قوم نظر با سابقه تاریخی‌ بومی بودن خود در افغانستان بماند و هر قوم که ثبوت کرده نتوانیست یا توست فرهنگ تاریخ ، قبر‌های از نیکانیش که از چند سال به این طرف در افغانستان دفن هستند .

    اگر پشتون‌ها یک قبر از نیکانش را نشان دادن که پیش از ۳۰۰ سال هم کدام پشتون در همین سرزمین دفن کرده بودند ، خوب ما اقوام غیر پشتون این خاک را ترک می‌کنیم وگرن ه خیمه های خود را از زمین کنده و مواشی خود را برای بار آخر آب داده و به طرف کوه‌های سلیمان و مولتا ن سرزمین آبای احمد شاه آبدالی اتن کرده حرکت کنند .

    از تاریخ و فرهنگ صرف نظر می‌کنیم چون همه جعلی برآمد ، یگانه چیز که مانده بود پته خزانه بود که خشبختانه از طرف سازمان یونیسکو رعد و جعلی تشخیص شد و آن را ساخته و بافته خود حبیبی دانیست

  • rastgo
    aghai nawisenda.. besyar tarh aali wa elmi , ma ham tarafdar hamchon nezam hastim , tashakur
  • ناشناس  - رستم
    دوستان من فکرمیکنم اغای نبی زاده واقعا درست نوشته اند سیستم فدرالی یگانه را بیرون رفت از مشکلات موجو دبرای سرزمین اجدادی مااریانا خراسان میباشد من یقین دارم اکثریت باشنده گان اصیل وبومی کشورما مخالف ای جاد سیستم فدرالی نخواهند بود وازان استقبال مینمایندمنظور من از باشنده گان اصلی اکثریت فارسی زبان کشو ر میباشدکه تاجکان با حضور چندین هزار ساله قدیمی ترین مردم این سرمین میباشد وتاجکان صدهاسال باسایر اق وام موجود دراین سرزمین برادرانه وبدون کدام مشکل زنده گی نموده اند وقوم هزاره مثل تاجکان فارسی زبان ا ند واما تااضافه تراز سیصد سال پیش درکشور ما قوم پختون حضور فزیکی نداشت اما بتدریج از جنوب کوه سلیمان بسوی سرزمین مشترک ما سرازیر شدند و حا لانیزمخا لف سیستم فدرالی میباشند
  • سمنگانی  - بلخ وسمنگان تاجیک نشین است !!



    جناب نبی زاده !

    در بارۀ طرح نظریۀ فدرالی شما من عجالتاً نظر خاص ندارم . ولی در یک مورد خاص، میخو اهم شمارا متوجه اشتباه فاحش تان بنمایم وآ ن این است که جناب عالی ولایات باستانی بلخ وسمنگان را در زم رۀ ولایات عمد تاً اوزبیک نشین به حساب آورده وآنها را شامل ایالت « ترکستان» پیشنهادی خود نموده اید. ب رای اینکه شمارا متوجه اشتباه تان نموده باشم از شما دعوت به عمل می آوروم یکبار به نقشه های این ولایات نظر بیندازید ومشاهد ه کنید که از جمله 6 ولسوالی سمنگان کدام آن اوزبیک نشین است؟

    1 درمرکز ولایت ب ه استثنأ قرای لرغان، چوغی، گل قشلاف، نیمی از کهنه ایبک ونیمی از آئینه در سایر قرأ از تخت رستم گرفته تا سنجیتک،زهرابی یا همان سهرابی، شهرقدیم ، درۀ زیبای ژوندون یا همان درۀ زندان که شامل شش قریۀ برزگ م یشود، تا ختم سار کنده ومدخل درۀ خرم وسارباغ حتی یک فامیل هم از برادران اوزبیک زندگی ندارند.
    2. درو لسوالی خرم وسارباغ که عمدتاً شامل دره های صد فیصد تاجیک نشین خرم وسارباغ است، برادران اوزبیک ما به ج زأ از قریۀ کوچک شورآب در منطقۀ پشت بند این ولسوالی ،در جای دیگری زندگی ندارند.
    3. در ولسوالی رویی و دوآب این ولایت هیچ فامیلی از برادران اوزبیک ما مسکن گزین نیستند همه تاجیک ویا هزاره های سنی مذهب اند که خود را تاجیک مینامند.
    4. ولسوالی درۀ صوف شامل سه ساحۀ « سفلی، مرکزی وعلیا» است که درساحۀ سفلی و یا طوریکه معرف است « پنج قریه» برادران اوزبیک ، در قسمت مرکزی تاجیک ها ودرقست علیا وپیوست به هزاره ج ات برادران هزاره زندگی دارند. باید گفت که در ولایت سمنگان فقط منطقۀ درۀ صوف علیا است که برادران هزار ۀ ما بصورت کتلوی زندگی دارند البته بردران هزاره درچند قریه درپشت بند ورویی ودو آب نیز زندگی دارند وط وریکه اشاره کردم ،اغلباً خود را تاجیک میدانند.
    4. ولسوالی حضرت سلطان دربرگیرندۀ برادران عرب تاجیکها ی « سیغانچی» بردران اوزبیک،و پشتون های ناقل میباشد.
    5. ولسوالی فیروز نخجیر نیز اساساً یک ولسوالی تا جیک نشین در پشتۀ خلم باستانی است.
    خلاصه ؛ولا یت سمنگان عمدتاً واساساً یک ولایت تاجیک نشین است کما ا ینکه دراراضی هموارو« پایان آب » آن تعداد قابل ملاحظه ای از برادران اوزبیک ودرمناطق سعب العبور و کوهس تانی آن در درۀصوف برادران هزاره نیز برادر وار زندگی مینمایند.

    اما جناب نبی زاده ! در بارۀ ولایت ب لخ چه باید گفت مگر از شما باید پرسیده شود که شما به استثنای بخشی از ولسوالی دولت آباد که اوزبیک نشین است وولسوالی های شورتیپه وکلدار که برادران ترکمن در آنها زندگی دارند ؛در سایر ناطق از مرکز ولایت (ش هرمزار شریف) گرفته تاولسوالی های دهدادی ، نهر شاهی ، مارمل ،خلم ،بلخ، چار بولک ، چمتال، شولگره ، چار کنت ، کشنده ولسوالی زاری ؛شما برای بنده وسایر خوانندگان مقالۀ تان حالی کنید که برادران اوزبیک ما در کدام یک از محلات ذکر شده در ولایت بلخ بصورت کتلوی زندگی دارند.
    بلخ باستان همچون سمنگان، بغلان وبدخش ان وهرات ، پروان وکابل وو.. تاجیک نشین است ،البته چون دیکر ولایات ومناطق وشهرهای عمدۀ تاجیک نشین در کنار تاجیکان عده ای از برادران اوزبیک وهزاره وهمچنان ناقلین پشتون نیز حیات بسر میبرند که دلایل آن رو شن است.
    جناب آقای نبی زاده !
    یک سوال دیگر برای من لاینحل باقی مانده است و آن اینست که شما چرا « هزاره ستان» را شامل « ترکستان» پیشنهادی خود نکرده اید ؟؟ زیرا شما از جمله تیوری پردازان وطرفداران پر وپا قرص « تورک»
    بودن برادران هزاره بوده اید !!آیا اینگونه نظریۀ شما صرف در بخشیدن دو ولایت عمدۀ م ال تاجیکان به برادران « ترکتبار» اوزبیک تان خلاصه میشود ؟؟
  • بهروز


    بعد ازسلام
    موضوعیکه اقای نبی زاده طرح کرده اند با آنکه بارها از طرف دانشمندان زیادی درین مورد نوشته شده است موضوعیست حیاتی وفدرالیزم رژیمیست که اگر فاشیزم افغان ملتی مانع آن نگردد ویکتعداد هم از نافه می وبدون دلیل وتوجه به حال وطن ومردمان اقوام مختلف بی خبر ونادانسته آنرا از تصور خود رد نکنند یگانه رژیمیست که مقام آب حیات را در رفاه وآرامی برای اقوام مختلف و÷یشرفت سریع خاک ما دارد. در فدرالیزم کسی ویاقومی از طرف قومی استثمار نمیگردد وکسی را قانونا توان خوردن حق یک دیگروجود ندارد. چونکه زمینه وشر ایط آن درین سیستم وجود ندارد. درین سیستم دموکراسی در حد اعلای آن در تمام زمینه های انتخاباتی وجود وک اری بدون انتخابات صورت نمی گیرد . هر ایالت دارای یک اختیار مطلق داخلی در انتخاب رئیس ایالت فدرال دار د که انتخابی میباشد.
    در سیستم فدرال همه امور انتخابیست. درایالات فدرال هر قوم باعث انکشاف زبان وعنع نات خود میشوند واین حق را به حساب اکثریت قومی خود دارند
    در ایالات فدرال امکان تجزیه که بعضا ÷رو÷اگن د میشود وجود ندارد. درین سیست ایالات به همدیگر در شرایط سخت برادروار کمک میکنند. فدرالیزم بهترین نمو نه دموکراسیست چونکه همه امور انتخابیست.
    از دیر زمان است که دشمان این خاک برای گل آلود کردن آب وبهره برداری خائنانه فدرالیزم را متهم به تجزیه مینمایند که امکان ندارد وغیر از خیانت دگر چیزی نمیباشد. ام روز حزب بزرگی بنام کنگره ملی وجود دارد که از سالهاست با برنامه فدرالیزم دست به تبلیغ وتنویر زده است. فدرالیزم دشمن فاشیزم ونظام تک قطبیست واز همین سبب است که وابستگان به فاشیزم درین وطن با آن مخالفت م یکنند. امروز در ÷هلوی چهل وسه کشور فدرالی درجهان حتی ÷اکستان دولت فدرالی دارد ومی بینیم که درین کشور ها اثری از تفرقه وتجزیه دیده نشده ونمیتواند وجود داشته باشد.خواهش بنده از نظر نویسان اینست که لطفا ب ی خبر وبا تصور من درآوردی بدون دلیل دست رد به این نظام که منزله آب حیات رابرای ما دارد نزنید چه امرو ز دفاع از فدرالیزم با وطن خواهی ووطن نخواهی ارتباط دارد ودوستداران آ وطنخواه وترقی خواه میباشند. به ÷یش به سوی فدرالیزم که یگانه رزیم محبوب وبیشرونده برای کشور ما در هر جهت میباشد واز همه اولتر اینکه فاشیزم وتبعیض را به طور قطع نمی بذیرد چونکه فاشیزم با رژیم در تضاد قرار دارد. زنده باد وطنبرستان،زند ه باد فدرالیزم. به بیش با حزب کنگره ملی در راه تحقق نظام معجزآسای فدرالیزم.
    درین رژیم
  • ناشناس

    عباس جان اگر اوغان ها از جملهءساکنین سابقه دار این مرزو بوم می بودند، به تاریخ سازی های جعلی و ساخت گی هیچگاهی ضرورت نه می داشتند. و برای خود به قیمت از بین بردن وتراشیدن تاریخ سایر اقوام این سر زمین، تاریخ هایی ساختگی وجعلی تیار نه می نمودند. محمد گل خان مهمند مجبور نه می بود، تا نام سبزوار زیبا را از بین ببرد وبه عوض آن نام جعلی قبیلهء خود شندند را بگذارد.سر دمداران قبیله مجبور نه می بودند تا نا م فوشنگ را که زادگاهء اور مرد خراسان طاهر فوشنگی بود، را از بین ببرند ونام قبیلهء خود، پشتون زرغون ر ا جا گزین آن کنند. آن ها هیچگاهی ،هم ضرورت نه می داشتند تا نام بوینه قره را به شولگره عوض کنند. محم د گل مهمند ضرورت احساس نه می کرد، که نام قریهء بها ءا لدین که اسم پدر مولانا جلال الدین بلخی بود وبه افتخار وی نام گذاری شده بود را به شپوله تغییر نام بدهد و آن ها مجبور نه می بودند نام تاریخی قزل قلع ه را به شیر خان بندر تغییر نام بدهند. و صد ها نام های جا های تاریخی و فرهنگی دیگر موجود است، که آن ها مجبور نه می بودند، که جبراٌ تغییر نام بدهند، که از حوصلهء این نوشته بیرون است. برای اینکه به خود تاریخ وهویت جعلی ساخته باشند، با پاک کردن نام آن جاها، که بیانگر هویت و فرهنگ مردم آن مناطق واقوام بود، نام های ساختگی وجعلی قبیلهء خود را جا گزین نمایند وبه زعم خود برای خود تاریخ وهویت درست نمایند ،تا باشد که امروز عباس خان دیگران را مهاجر تلقی نماید. با احترام محمد
  • بهروز

    در اینکه هزاره ها باداشتن قدیمی ترین زبان فارسی از قرنها به اینطرف مخلوطی از نژاد تاجیک + با دیگر نز ادها میباشند ولی در اصل تاجیکند میباشند شک وشبهه ای وجود ندارد.ووشما باید به این ارتباط خود افتخار ک نید. ما از دسیسه ترک گفتن شما قوم خبر داریم . تاریخ شمارا ازتبار تاجیکان میدانند وزبان هر دو قوم دری ک زمان آغاز گردیده است ولی به این بازیهای ابلهانه ایکه شماآغاز نموده اید وبه آن در زمان کمونیست هم ع ادت داشتید وهنوز هم از دهن پرآب دسائس تان آواز نمی برآید مسرسد روزیکه نه افغان نه ترک ونه تاجیک خواه ید بو وآنگاه راه دیگری غیر از چین نخواهید داشت این گفته من متوجه برادران خوب هزاره که با تاجیکان ازی ک تبار اند تعلق ندارد این گفته ها متوجه شما که در دوری ونفاق اندازی از زمان کمونیستها تا دست بالا دا رید متوجه میباشد شمابه همان گوساله سه مادره می مانید که روز از لاغری وپشیمانی خواهید مرد. من تا امرو ز کسی به سرنوشت بد وساده لوحی جناب شماندیده ام.واین راهم بدانید که تاجیکان صاحب خراسان به شما احتیاج ی ندارد .اما افسوس که شما دشمن خود وقوم شریف هزاراه هستید وراه بدی را انتخاب کرده اید. ومصداق این مث ل میشوید که : «گوساله دومادری مُرد از لاغری» میشود مبارکتان باد.امروز کسی نیست که از سابقه مشکوک کمو نیستی شما برضد همین هزاره خبر نباشد.لطفا چند دقیقه ای فکر کنید. وبالآخره اینکه :شگفتن غنچه بی رنگ وب و را میکند رسوا همان بهتر که دست بی هنردر آستین باشد.
  • ناشناس
    او مردم بی فکر در خاک افغانستان هر جامعه که جور شود قدرت به مردم نه بلکه به دست اقایان ضد مفکوره مرد می خواهد قرار داشت و کسانیکه در اینجا ابراز نظر میدهند به خواهش انکه گویا مردم ثمر انرا گرفت اشتباع میکنند.
  • ناشناس
    فدراليزم عامل تجزيه كشورهاي جهان سوم است بهتر است به فكر اتحاد با ساير كشورهاي مسلمان بود تا مجبور به تحمل حضور اجنبي در كشورهاي خود نباشيم
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 80 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.