نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| مکث بر عمــق اسـتراتیــژی پـاکســتان در مــورد افغــانسـتان |
|
|
|
| مقـــــــالات - ســـــیاسی |
| نوشته شده توسط احمد سعیدی |
| شنبه ، 15 اسفند 1388 ، 15:50 |
|
این طرز تفکر سیاستمداران پاکستانی احتمالا می تواند این امر را توجیه کند که چرا ارتش این کشور با وجود فشارها از سوی آمریکا و متحدین آن، تمایلی به برخورد قاطعانه با گروههای طالبان (بویژه طالبان افغانی) که از خاک پاکستان به عنوان محلی برای انسجام و طراحی حملات خود در افغانستان استفاده می کنند، نشان نمی دهد. به بگونه مثال و طالبان که متعلق به شبکه مولوی جلال دین حقانی از منطقه وزیرستان به خصوص مناطق میران شاه وانه تانگ و غیره به عنوان پناهگاه و محلی برای سازماندهی حملات خود در افغانستان استفاده می کنند، اما پاکستان درخواستهای مکرر آمریکا را که برای گسترش عملیات جاری پاکستان در نواحی قبایلی این کشور رد می کند. تازه ترین درخواستها در این زمینه توسط رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا مطرح شد، اما ارتش پاکستان "به دلیل نداشتن منابع کافی" این درخواست را رد کرد. در واقع به نظر کی رسد که ارتش پاکستان فقط با آن دسته از گروههای طالبان پاکستانی که بر ضد حکومت این کشور هستند دست به اقدامات نظامی زده است و طالبان افغان مستقر در نواحی مرزی پاکستان، از جمله شبکه مولوی جلالدین حقانی، هدف عملیاتهای نظامی پاکستان نبوده اند. این درحالیست که سراج مولانا جلادین حقانی، رهبر شبکه طالبان افغانی در مصاحبه ای با شبکه تلویزیونی الجزیره به صراحت از فعالیت و عمل کرد های خود در داخل افغانستان ابراز نظر نموده امکانات عملیات گسترده تر را نیز اظهار کرده است. رهبران مهم پاکستان به خصوص جنرالان ارتش آن کشور طرف داران مولوی حقانی را "دارایی استراتژیک" خود می دانند حالا بر می گردیم به عمق استراتیژی پاکستان در مورد افغانستان در قدم اول
1 "عمق استراتژیک نظامی" اما واقعا این "عمق استراتژیک در افغانستان" که گفته می شود سیاستمداران پاکستانی تمام سیاست های خود در قبال افغانستان و هند را براساس آن تدوین می کنند، چیست؟ بعد از خروج نیروهای شوروی، سابق غرب نه تنها افغانستان را فراموش کرد بلکه این فراموشی شامل حال پاکستان نیز شد. در این سال ها عمق استراتژیک در ادبیات نظامی به طور عموم به فاصله بین خط مقدم نبرد یا نواحی جنگی و مناطق اصلی غیرنظامی، مثل شهرها، مناطق متراکم از جمعیت های غیرنظامی، مناطق صنعتی و غیره گفته می شود. بنابراین، معمولا فرماندهان نظامی آسیب پذیری این فاصله استراتژیک را در مقابل حملات دشمن ارزیابی کرده و براساس آن پلانهای (برنامه های) دفاعی و عملیاتی خود را طراحی می کنند. نکته مهم دیگری که در این برنامه ریزیها به آن توجه می شود این است که آیا یک ارتش در صورت تهاجم و پیشروی دشمن یک "عمق استراتژیک" مناسب در داخل قلمرو خود برای عقب نشینی و سپس انسجام نیرو و حمله دوباره به منظور عقب راندن دشمن را دارد یا خیر؟ از نظر نظامی، عمق استراتژیک منطقه ایست که محل مناسبی برای عقب نشینی یک ارتش و انسجام دوباره آن باشد و در عین حال در تهدید پیشروی بیشتر نیروی دشمن نباشد و این عقب نشینی از نظر زمانی بتواند فرصت کافی جهت انسجام و پلان گذاری نظامی برای ارتش فراهم کند. نمونه تاریخی این نوع عقب نشینی به یک عمق استراتژیک را م یتوان در جنگ جهانی دوم در سالهای 1941-42 دید، زمانی که قوای شوروی سابق در نتیجه حمله آلمانها، از پولند (لهستان) به اطراف مسکو عقب نشینی کرد و فرصت آنرا یافت که پایگاههای خود را در شرق کوههای آرال استقرار دهد. با توجه به نظریات و تحلیلها کاملا متفاوت و بعضا متضادی که از "عمق استراتژیک پاکستان در افغانستان" ارائه شده، به نظر نمی رسد که سیاستمداران پاکستانی بر روی یک تعریف واحد از "عمق استراتژیک" توافق داشته باشند. برخی ژنرالهای پاکستانی ظاهرا تعریف نظامی فوق را از این امر دارند و گویا معتقدند که قلمرو افغانستان می تواند یک عمق استراتژیک برای ارتش پاکستان در حمله هند به این کشور باشد. آنها نگرانند که چون از نظر جغرافیایی پاکستان یک کشور باریک است، تاکتیک ارتش هند این خواهد بود که با یک حمله سریع و ضربتی پاکستان از میان به دو قسمت تقسیم کند. به نظر این دسته از نظامیان پاکستان در آن صورت ارتش پاکستان می تواند به داخل افغانستان عقب نشینی کند و در آنجا ضد حمله خود برای عقب راندن نیروی هند را برنامه ریزی کند. همین امر می تواند یکی از دلایل علاقه پاکستان به یک حکومت "دوست" یا به عباره دیگر دست نشانده در افغانستان باشد و این انتظار که چنین حکومتی حاضر باشد در واقع بی طرفی خود در جنگی احتمالی میان هند و پاکستان را نقض کرده و اجازه استفاده از قلمرو خود را به عنوان یک "عمق استراتژیک" به ارتش پاکستان بدهد. کامران شافی روزنامه نگار باسابقه پاکستانی، اخیرا در روزنامه "دان" پاکستان در مطلبی با عنوان "تعریف عمق استراتژیک" با نگاهی طنز آلود به انتقاد از این نظریه پرداخته و می پرسد در صورت حمله هند " آیا ارتش ما فورا بار و بنه خود را خواهد بست و به داخل افغانستان فرار خواهد کرد؟ چه مسیری را خواهد پیمود؟ از طریق کدام گذرگاههای کوهستانی به افغانستان فرار خواهد کرد؟ آیا فرقه (سپاه) پیشاور، با تانکها و عساکر (سربازان) و موترهای (خودروهای) نظامی و توپ و تفنگ خود به طرف گذرگاه خیبر و جلال آباد حرکت خواهد کرد؟ آیا فرقه کویته و کراچی نیز از طریق گذرگاه خوجک به افغانستان فرار می کنند؟ فرقه های نظامی لاهور و سیالکوت و مولتان و گوجرانواله و بهاولپور و دیگر فرقه ها چه خواهند کرد؟ قوای هوایی پاکستان چطور؟ از همه مهمتر یکصد و هشتاد میلیون جمعیت پاکستان چه خواهد کرد؟ لطفا به ما بگویید این بزرگان ما از چه “عمق استراتژیکی” صحبت می کنند؟" نکته دیگری که کامران شافی به آن اشاره می کند این است که "چطور افغانستان می تواند عمق استراتژیک پاکستان باشد درحالی که بیشتر افغانها از ما و عمل کرد های حکام ما به خصوص از استخبارات ما سخت متنفرند، و نه فقط تنها مردم ولایات شمالی افغانستان، بلکه حتی پشتونها در جنوب." و جنوب شرق. گذشته از آن، تلاش برای داشتن عمق استراتژیک در افغانستان، با درنظرداشت چندپارچگی سیاسی گروهها و احزاب مختلف در این کشور و از جمله تنشها در بلوچستان و نفوذ رو به افزایش گروههای تندرو در افغانستان، به نظر می رسد حداقل اولویتی حساب نشده برای حکومت پاکستان باشد. که دقیق محاسبه نشده و به یک باز نگری ضرورت دارد.
2 "عمق استراتژیک" غیرنظامی نگاه دیگری که به "عمق استراتژیک" پاکستان در افغانستان وجود دارد، به طور کلی با معنای اصلی آن در ادبیات نظامی متفاوت است. این را می توان نگاهی قطب گرایانه نامید چرا که براساس این دیدگاه منظور پاکستان از عمق استراتژیک را می توان نزدیکی پاکستان به کشورهای اسلامی مثل ایران، ترکیه و کشورهای خاورمیانه و حوزه خلیج فارس از طریق افغانستان، و تشکیل یک قطب "اسلامی" در تقابل با هند (بخوانید هندویسم) تلقی کرد. پاکستان از زمان جدا شدن از هند در سال 1947 کم و بیش به دنبال ایجاد چنین قطبی بوده است و تلاش این کشور برای ایجاد روابط اقتصادی، تجاری و فرهنگی با کشورهای مسلمان خاورمیانه از جمله ایران را می توان در چنین چارچوبی تعریف کرد. پاکستان به دلایل مختلف قادر به آن نشده که چنین قطبی را به وجود آورد و دلیل اصلی آن شاید این است که هرکدام از کشورهای اسلامی منطقه دیدگاهها و سیاستهای متفاوت و گاها متضاد در رابطه با ایجاد یک "اتحادیه کشورهای اسلامی" دارند و در بسیاری موارد ماهیت رقابتی و منحصر به فرد روابط سیاسی و اقتصادی هر کدام از این کشور با یکدیگر و با کشورهای غربی باعث می شود که پاکستان طبیعتا نتواند ایجاد نوعی دیدگاه متحد کننده اسلامی را بین این کشورها ترغیب کند. تا قبل از حمله شوروی سابق به افغانستان که در آن پاکستان جایگاه پلی ارتباطی میان غرب و مجاهدین افغان را یافت، تحلیلگران و سیاستمداران پاکستانی این نگرانی را داشته اند که نقش این کشور در معادلات سیاسی منطقه ای ناچیز و نگاه غرب به پاکستان نیز همواره از چشم هندیها بوده و آن را به نحوی یک "ایالت یاغی" هند می دانسته اند. اما این محاسبه حالا طور دیگری است پاکستان بر علاوه منطقه در فرا منطقه نیز جای پای دارد.
بعد از خروج نیروهای شوروی، غرب نه تنها افغانستان را فراموش کرد بلکه این فراموشی شامل حال پاکستان نیز شد. رابرت گیتس وزیر دفاع امریکا در دیدار اخیر خود از پاکستان که در هفته قبل از کنفرانس لندن (که 28 ژانویه برگزار شد) انجام شد، در سخنرانی اش خطاب به افسران نظامی پاکستانی قطع روابط دفاعی میان امریکا و پاکستان در اوایل سالهای ۱۹۹۰ را، که دلیل آن آزمایشات اتمی پاکستان بود، “اشتباه بزرگ استراتژیک” توصیف کرد. پاکستان با حمایت مستقیم از رژیم طالبان در پی آن بود که بتواند از طریق افغانستان روابط اقتصادی و تجاری، بخصوص از نظر انرژی، با کشورهای آسیای میانه، ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه داشته باشد. ترغیب صفرمراد نیازاف رئیس جمهور سابق ترکمنستان، توسط حکومت خانم بی نظیربوتو در زمان طالبان برای توافق با پیشنهاد صدور گاز به پاکستان از طریق خط لوله ای در افغانستان، نمونه ای از تلاشهای پاکستان برای دستیابی به منابع انرژی در آسیای میانه م یتواند به حساب آید. در پی حملات یازدهم سپتامبر 2001 و آغاز حمله نیروهای به رهبری آمریکا به افغانستان، پاکستان فوراً به متحد اصلی آمریکا تبدیل شد که این خود موقف پاکستان در معادلات سیاسی منطقه ای را به شدت افزایش داد و باعث سرازیر شدن حجم عظیمی از کمکهای نظامی و اقتصادی آمریکا به این کشور شد. با آن هم، ظاهرا پاکستان این اتحاد اغلب جنجالی با آمریکا را حلال مشکلات استراتژیک خود، بخصوص در مقابله با هند نمی داند. بخصوص اینکه از نفوذ فزاینده هند در افغانستان به شدت نگران است و هند را متهم می کند که از این نفوذ خود برای دامن زدن به تنشها در پاکستان، به ویژه در منطقه بلوچستان استفاده می کند. گذشته از آن، حجم معاملات تسلیحاتی و همکاریهای هسته ای هند و آمریکا نیز نگرانیهایی جدی برای پاکستان ایجاد کرده است. البته این را نیز نمی توان نادیده گرفت که هند نیز تلاش دارد با گسترش نقش خود در افغانستان به گفته برخی از تحلیلگران، در کنار رقابت با نفوذ اقتصادی چین در این کشور، مانع از دستیابی پاکستان به "عمق استراتژیک" مورد نظرش در افغانستان شود. بنابراین به نظر می رسد که پاکستان حداقل به این زودیها دست از حمایت از گروههای طالبان افغان، که آنها ابزاری برای وارد کردن فشار بر حکومت افغانستان، آمریکا و هند جهت وادار کردن آنها به توجه به خواسته های استراتژیک خود می داند، دست برنخواهد داشت. و در مصالحه و مزاکره صادقانه عمل نخواهد کرد و با این اوصاف به نظر می رسد که زمان آن رسیده باشد که پاکستان مفهوم "عمق استراتژیک" خود در افغانستان را با توجه به واقعیتهای سیاسی امروز و روابطش با افغانستان، هند و امریکا بازتعریف کند. وآماده تجدید نظر باشد چرا که طبیعی است در هیچ کدام از دو تعریف نظامی و غیرنظامی "عمق استراتژیک"، پاکستان به تنهایی و بدون توافق همکاری کشورهایی که در واقع بخشی از روند تامین این عمق استراتژیک خواهند بود، به موفقیتی دست نخواهد یافت.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در يكشنبه ، 16 اسفند 1388 ، 17:59 |
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
تاجیــــکان درگــذرگـــاه تــاریـــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
یگـــانگی زبـــان فــارســی
پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)

پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)
درخراســـان(افغــانســـتان)
دکتر صاحبنظر مرادی
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




روز دوشنبه اول فبروری 2010 ژنرال پرویز اشفق کیانی، فرمانده ارتش پاکستان، در یک دیدار کم سابقه با خبرنگاران گفت که کشورش خواهان آن است که افغانستان تبدیل به کشوری "امن و باثبات" شود و افزود که این
امر می تواند "عمق استراتژیکی" را تضمین کند که پاکستان از طریق حمایت از رژیم سابق طالبان به دنبال دست یافتن به آن بود.






