Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

مکثــی در مــورد نوشــته احمــد رشــید PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط عبدالواحد سیدی   
پنجشنبه ، 8 بهمن 1388 ، 09:45

مکثــی در مــورد نوشــته احمــد رشــیدمکثی در مورد نوشته احمد رشید ژورنالست مشهور در مورد لحظه های پر چرخش یا «معامله و آشتی با طالبان»

آقای احمد رشید کسی است که همواره مقالات ستراتیژیک را مخصوصاً در مورد فعل و انفعالات سیاسی ونظامی در مورد کشور های جنوب شرقی آسیا (هند – افغانستان – پاکستان) نگاشته اند و خط پیشرفت گروه طالبان را از زمانیکه با یک عده قلیلی از طالبان که میخواستند با پیشکشی کاروانعبدالواحد سیدی تحفه گونه حکومت پاکستان که از طرف نصر الله بابر همراهی و سدانت میشد ظاهراً میخواستند با استفاده از شاهراه های جنوب و غربی کشور این محموله ها را بکشور ترکمنستان برساند را قدم بقدم تا کشیدن سلاح از زیر آستین طالبانیکه ظاهراً کتابهای دینی را در دستان خود داشتند و میخواستند

پیام آور صلح و آشتی در برابر نیرو های خصم گرا که کابل را به آتش کشیده بودند باشد و در اخیر هم با بخت و اقبال محمد ظاهر شاه سابق را به اریکه قدرت برسانند. ولی پسانها دیدیم که خود به یک گروپ اغوا گر و جنگجویان شکست نا پذیر تبدیل گردیدند این ژورنالست کار آزموده کتابهای چندی در مورد پیدایش و اقتران طالبان نیز برشته تحریر در آورده اند.

 

از نحوه نگارش این نوشته احمد رشید چنین بر می آید که در این معامله نه طالبان و نه هم ادارات نظامی خارجی موجود در افغانستان در این مسائل که بین طالبان و دولت افغانستان صلح بر قرار شود بدون افق مسباشند.

 

دلائلی وجود دارد که طالبان در پشت پرده مصروف صف آرایی و تغیرات در نحوه فعالیتهای رویکردی خود در زمینه های ستراتیژی خود در نبرد با قوای حاکم و نیرو های بین المللی در افغانستان میباشند که احمد رشید نیز این نکته را با ازدیاد روز افزون حملات طالبان که در سال جاری که در هر ماه 200یورش از جانب طالبان بر خاک افغانستان صورت گرفته که میزان 65 درصد افزایش را احمد رشید محاسبه کرده است او اذعان میدارد که در سال جاری 2412 ملکی از اثر حملات طالبان کشته شده اند که رقم 14 فیصد افزایش را نظر بسال پار نشان میدهد. همچنان است در مورد قوای بین المللی:در سال 2008تعداد 295 نفر و در سال 2009 به تعداد 520 نفر از نیرو های خارجی که 75 در صد افزایش را در تلفات نیرو های خارجی نشان میدهد بیانگر آن است که طالبان در سال جاری که هنوز حدوداً دو ماه از آن باقی مانده است زیاده تر به نیرو های جنگی و برنامه های عملیاتی شان پیشرفت داشته اند.

 

از رهگذر ژورنالستانیکه مانند احمد رشید و دیگر ها که مسایل جیو ستراتیژیک را دنبال میکنند حرکت های طالبان با نحوه برنامه های که دارند یک قوسی را ترسیم میکند که دامن آن بطرف صعود میلان دارد و در چنین حالات گروپ ها و نیرو های جنگی ایکه توانسته اند تا این اندازه در برنامه های شان حساب شده و دقیق و پر قدرت باشند اگر در مجامع بین المللی هم بخاطر صلح اشتراک کنند آنها در یک موضع مناسب و پر قدرتی جلوه نمایی خواهند کرد و این در حالیست که دولت افغانستان نتوانسته است یک سپر نیم کیلو متری حتی در نزدیکی های ارگ ریاست جمهوری ایجاد کند و ما شاهد سه حمله مرگبار در همین نقطه در هوتل سرینا – وزارت دادگستری و این آخری هم در بازار پر اذدهام چوک پشتونستان (سینما آریانا – هوتل بامیان در جوار دو وزارتخانه های داد گستری و مالیه) بوده ایم. حال اگر احیانا طالبان به مذاکرات صلح موافقت کنند آنها از موضع نیرو مند تری میتوانند صحبت داشته باشند.

علی رغم حملات مرگباری که در مقابل قوای خارجی و پولیس ملی و اردوی ملی گاه بگاه از جانب طالبان صورت می گیرد در روز های اخیر سال 2009 میلادی قوای ناتو و مخصوصاً انگلیسی ها و امریکائیان موجودیت قوای خودشان را و نگهداشت آنرا در افغانستان مفید نمیدانستند، چنانچه در این مورد صدر اعظم انگلیس(گوردون برون) که در کشور خود در مواضع انتخاباتی خود اقبال چندانی هم ندارد بر این بود که نباید جوانان انگلیس در افغانستان کشته شوند و وزیر خارجه امریکا خانم کلینگتن نیز اذعان داشت که باید نیرو ها از افغانستان کشیده شوند که این مسأله از جانب حلقات روشنفکری افغانستان یک راهکار خوب تلقی شد. اما زمانیکه رئیس جمهور اوبامادر مورد توانمندی ارسال عساکر تازه دم امریکایی در ظرف سال 2010را که از جانب مجلس سنای آنکشور نیز پشتیبانی شد نتیجتاً ستراتیژی نظامی افغانستان از حالت جم شدن و بار بستن و خروج قوا نوید بخش یک ستراتیژی شدت عمل نظامی را در اینده برای دولت افغانستان امید وار کننده تلقی شد.هر چند که این مسأله هم ذهنیت طالبان را در مورد نحوه عمل شان و نزدیکی آنها در مناسبت های غیر نظامی ظاهراً تقویت کرد و هم سایر نیرو های ناتو را بشمول نیرو های برتانوی قوت بخشید تا مواضع موجود شان را بهر قیمتی که است در حفظ داشته باشند. و این خود میرساند که اگر طالبان از خود انعطاف نشان ندهند با حملات قاطع و ویرانگر قوای ایالات متحده امریکا و ناتو مواجه خواهند شد که به طالبان سخت گران تمام میشود. از جانب دیگر دل گرمی طالبان به حلقات سیاسی پاکستان بود اما حملات هواپیما های بدون سر نشین قوای ایالات متحده امریکا به طالبانی که در افغانستان موقعیت دارند این را می رساند که جبهات عقبی شان در حالت سرد شدن است چرا که پاکستانیها هر گز آرزو ندارند کشور یکصد و چند ملیون نفری شان به هرج و مرج کشیده شود. از جانب دیگر نهاد های حمایت گر عربستان سعودی و اعراب خود در گیر جنگی ویرانگر در سرحدات خود با یمن که مشابهت به القاعده و طالبان دارد میباشد لذا آنها در سال جاری همینقدر خواهند توانست که گلیم خود را از معرکه بدر کنند.

 

اینجا در مقابل طالبان سه عامل عمده قرار میگیرد که بیانگر آن است که علی رغم پیشرفت های نظامی موجود شان در طی یکسال گذشته موقعیت جنگی خود را با پشت سرد شدن مدافعین عنعنوی شان را از دست بدهند و این در حالیست که آنها مجبور خواهند بود با نیرو های تازه نفس که با وسایل پیشرفته عصری آرایش یافته است مصاف دهند که هر گز این قدرت را نخواهند داشت، لذا طالبان میخواهند با لطایف الحیل افکار بین المللی و دولت افغانستان را از مسیر جنگ بجانب دیگر تغیر دهند تا در مدتی که بدست می آورند از تاکتیک های جدیدی صف بندیهای خود را ادامه داده و مستحکم نماید.

اما آنچه پس منظر مذاکرات دولت افغانستان محسوب میشود از طیف ملی و مرغوبیت ملی بر خوردار نیست زیرا در بافت مذاکره کنندگان از عناصر ملی کسی اشتراک ندارند و لااقل با سران اقوام افغانستان نیز در این مورد مذاکره صورت نگرفته است و حتی این موضوع که مستقیماً به حقوق اتباع افغانستان که در قانون اساسی کشور بالای آن تأکید جدی وجود دارد و مسجل است وارتباط میگیرد توصیه نشده است. چراکه طالبان در مدت سالیان گذشته خسارات جبران نا پذیری از رهگذر حملات هراس افگنانه که جانهای هزاران نفر را گرفته است و همچنان موجود یت طالبان در مناطقی از افغانستان ساخت و ساز و رشد منطقه وی را که منجر به فقر کلی در جامعه گردیده است سبب شده که بطی گردد و یا هر گز ساخت و سازی نشود که آقای احمد رشید نیز در مقاله حاضر شان بالای این موضوع تأکید داشته اند.

 

احمد رشید در قسمتی از مقاله اش این سؤالات را مطرح کرده است"« آیا امریکا و ناتو آماده خواهند بود که با طالبان گفت و گو نمایند، یا این که مانند امروز دچار تفرقه خواهند ماند؟ آیا «کرزی» رییس جمهور، از چنان اعتباری برخوردار است که در این گونه مذاکره های شرکت نماید و پای موافقت نامه یی که ممکن شکل بگیرد، امضا نماید؟ آیا آی. اس. ا. تقاضا خواهد نمود تا طالبان، این نیروی دست پرورده اش بار دیگر به قدرت دست بیابد؟ ایا طالبان گزافه گر و سختگیر، که احساس پیروزی می نماید حتا به گفت و گو حاضر می شوند و در نتیجه القاعده را به خاک فراموشی می سپارند؟ یا این که هشت ماه دیگر را به انتظار می نشینند تا امریکاییان این جا را آرام آرام ترک نمایند؟»

 

وی در یک پاراگراف دیگر از مقاله خود از قول ژنرال مایکل فلین افسر بخش استخباراتی ناتو در افغانستان مینگارد:« طالبان» اکنون حاکمان «سایه یی» در سی و سه حکومت نشین از میان سی و چار تایش دارند ـ آنان در خدمت این جنبش در سطح ولایت ها اند و تلاش می نمایند تا مانع ابتکار عمل حاکمان مرکزی شوند ـ و این جنبش می تواند٫٫ برای همیشه به این کار ادامه بدهد». و همچنان "فین" بر دست و پاچگی آمیخته با غرور استخبارات امریکا صحبت کرده است و اذعان داشته است که تمام نیرو ها، نهاد های جامعه مدنی، و غیره در مناطقی که طالبان استیلا دارند در شکست و خطر است.

 

در اخیر این افسر امنیتی ناتو اوضاع را وخیم توصیف کرده و با ادامه حالات وضع را بر گشت نا پذیر خوانده است.

 

او در یک قسمت دیگری از نوشته حاضر اذعان داشته است که:« جنرال «مک کریستال» فرمانده نیروهای «امریکا» و «ناتو» به دو اهرم نیرومند(قدرت) دست رسی دارد: یکی کیسه پول به ارزش یک و نیم بیلیون دالر برای دست زدن به ابتکار هایی در زمینه جلب «طالبان» و دیگری یک گروه از افسران انگلیسی و امریکایی که برنامه یی را برای به دست آوردن دل قوماندان «طالب» و دیگر جنگجویان، پس از آن که حضور نیرو های بیش تر «امریکا» میدان جنگ را به نفع آنان دگرگون بسازند، در سر دارند. جنرال «مک کریستال» هنگام دیدار با من در آغاز ماه جنوری در «اسلام آباد» برایم یاد آور شد که به این باور دست یافته است که می توان دل بسیاری از «طالبان» را که در میدان جنگ اند به دست آورد. این تلاش های مصالحه با «طالبان» از سوی «کرزی» که سال های زیاد است سران شان را برای مذاکره فرا می خواند، پیش برده می شود.»

 

بهر حال چیزی که اهمیت کلی دارد کیسه باز و پر توشه امریکا میباشد اینطور فکر میشود که در مرتبه قبلی نیز رهبران طالبان را از این کیسه نواله خورانده بودند که در ظرف یک هفته طالبان با داشتن نظام دولتی یکپارچه و محکم بدون مقاومت، حاضر به ترک کلی کشور شدند و اگر این بار هم امریکا از همین کیسه پر استفاده نماید در کوتاه مدت میتواند شر طالبان را خاموش سازد اما مرده ریگ آنها یکی دو سال بعد باز هم مانند آب زیر بوریا زمین زیر پای آمریکائیان را خواهند شست.

 

احمد رشید در ادامه نوشته خود می آورد:« به این بحران از زاویه و رخ دیگر نیز می توان نگاه نمود. با وجود پیروزی ها، چنین به نظر می رسد که «طالبان» به قله قدت خویش رسیده اند. آنان به مرکز های پــُرنفوس عمده دست نیافته اند ـ و با در نظر داشت توانایی «ناتو» و به ویژه قدرت هوایی، فکر نمی شود که هرگز دست بیابند. در کشور، جنبش سراسری و مردمی مقاومت علیه نیروهای «ناتو» آن گونه که در «عراق» علیه نیرو های متحد وجود داشت، دیده نمی شود. بخش زیاد مردم کشور با آن که از حکومت «کرزی» و جامعه جهانی که نتوانسته اند زمینه انکشاف اقتصادی را فراهم نمایند، دل خوشی ندارند، هرگز خواهان بازگشت «طالبان» به قدرت نیستند.(و دولت موجوده را بر طالبان ترجیع میدهند) بسیار مردم به این باور اند که تا آن گاهی نیرو های جهانی در کشور وجود دارند، امید به این که وضع امنیت به تر شود و دگر گونی نیکویی در زنده گی شان رخ دهد، ادامه می یابد.»

 

ولی هم احمد رشید و هم مردم افغانستان یعنی آنانیکه با تاریخ این کشور سر و کار داشته اند این را می فهمند که مردم ما یعنی (خراسان – سند – سیستان) که فعل و انفعالات شان ازعناصر اقوام تمدنی خراسانی هستند این اقوام حدوداً دو صد و اند سال در مقابل حملات شدید و کوبنده فاتحین اسلام مقاومت از خود نشان دادندو هویت خویش را در این برهه زمانی نیز حفظ کردند که اینچنین پیش منظر تاریخی در هیچیک از کشور های جهان تا حال به ظهور نرسیده است. معاملات اروپا و کشور های محور بالای مسایل منطقویدر جنگ جهانی اول چند سالی بیش دوام نکرد، جنگ جهانی دوم با همان نیروی خورد کننده اش که 55 ملیون کشته جا گذاشت در ظرف چند سال محدود فرو کش کرد و اروپا به حیات عادی خود ظرف سالهای ختم جنگ جهانی بر گشت.شوروی هم که در اخیر دهه دوم قرن بیستم بقدرت رسید نتوانست تا دهه اخیر قرن بیستم عمر بیاورد ولی از جنگ و نا آرامی ها در افغانستان که به جنگ سرد پایان بخشید اکنون و در سالهای بعد هم امید رهایی از چنگال این نا آرامیها میسر نخواهد بود و امریکا و کشور های غربی این را باید بپذیرند که با نیرو ها و دشمنان نا مرئی که با سلاح های آبدیده هراس افگنی قرن بیست ویکم مجهز میباشند مجبور هستند دست و پاچه نرم کنند و یا اینکه شکست شان را در قبال همان تعهد بین المللی که بخاطر محو هراس افگنی از واشنگتن در دنیا براه انداختند و هنوز از کوچه های افغانستان بدر نشده اند بپذیرند. شکست یک جهان سراپا نیرومند و مسلح با موشک و هوا پیما و دها هزار سر گلوله های استراتیژیک در مقابل یک قومی قرار میگیرند که سلاح شان بجز مسلسل عادی و خمپاره های تاریخ تیر شده چیزی دیگری نمیباشد.

 

و اما احمد رشید در باره نشانه های آشتی مینگارد: « جنرالان «کریستال» و «پترایوس» هردو به این باور اند که راه به پیروزی با دشواری رو به رو است. «اوباما» در مورد وارد کردن شکست بر «القاعده» دید روشن دارد، اما، در مورد گفت و گو با «طالبان» تمایل بیش تر. او، در سخرانیش که در ماه دسمامبر در قرار گاه «ویست پواینت» ارایه داشت، به روشنی بیان داشت که او از تلاش های «کابل برای» ٫٫ باز نمودن درب مذاکره با آن عده طالبانی که دست از خشونت بر می دارند و به حقوق انسانی شهرونداشان احترام می گذارند،، به شدت جانبداری می نماید.

 

ما نیز منحیث یک شهروندافغانستان که مدت پنجسال را تحت اریکه طالبان در زمان حکومت داری شان در افغانستان گذشتانیم از اعمال خصمانه طالبان این نکته همیشه و در نزد همه مردم هویدا است که طالبان هر چیز را برنگی که می بینند با آن برخورد دارند در نزد اونها که سیاه می بینند سرخ و سبز و زرد و خاکستری اصلاً وجود ندارد اگر داشته باشد تعریفی را که از طالبان داریم از نزد ما گم میکند، چراکه طالبان اگر از سلاح دست بکشند، به قوانین مملکت عمل کنند و حقوق شهروندی را احترام دارندد و به حکومت موجود بیعت کنند همان نقش و تعریف طالبانی خود را از دست میدهند و منطقاً با ایچنین گروهی که همه چیز های را که مورد پذیرش ما است بپذیرند الزاماً موضوع بحث و مذاکره را منتفی میسازد. من منحیث یک شهر وند افغانستان به این باور هستم که هم دولت افغانستان و هم نیرو های بین المللی صرفاً آب را در اونگ می کوبند.

 

در اخیر باید به این نکته اشاره کنم که مردم ما دارای دو مرتبه یا بُعدِ شخصیتی هستند یکی ملموس و قابل دید و دیگر شخصیت پنهانیو پیچیده، این مردم از هر دوی آن کار می گیرند و من بخاطر اینکه امریکا کیسه پر از زر را به اشخاصی از طالبان نشان داده اند یکی دو مثال از گذشته نه چندان دور افغانستان می آورم.

 

زمانیکه کودتای حزب دیموکراتیک خلق در سال 1357 به پیروزی رسید، دولت زمین های کشاورزی را ملی اعلان کرد و توسط فرمان شماره 7 برای بی زمینهاو دهقانانیکه بالای زمین کار میکردند، هشت جریب زمین آبی درجه اول و یا معادل آنرا توزیع کرد و این توزیع زمین به کسانی صورت گرفت که در شورای محلنیز عضو یت اتحادیه های حزبی را تعهد کرده بودند. اما پسانها که جنگ های شبانه و حملات به ستاد های محلی حزب و واحد های حکومتی صورت میگرفت در نزدیکی های آن اجساد کسانی را یافتند که در جیب های شان کارت عضویت حزب و قباله زمین هشت جریبه پیدا شده بود در حالیکه خود بر ضد حرکت های ویرانگری ضد دولتی از جانب دولت و سپاهیان حزب کشته شده بوند.

 

در کابل در آن سالها دهلیز انتقالات از زمین از طرق حیرتان تورغندی بکابل و هم از طریق دهلیز انتقالات هوایی توسط هواپیما های ترانسپورتر شوروی یک پل دائمی بسته شده بود که محموله های آن از غذا و لباس تا همه لوازم بود که توسط کوپون و یا در مقابل خدمات ناچیز و یااشتراک در یک برنامه گرد هم آیی و یا هم رایگان و مجانی بصورت مستمر توزیع میگردید ولی همان ها سلاح داشتند و شب هنگام در مقابل قوای شوروی و نیرو های داخلی دست به حملات مرگبار میزدند.

خلاصه اینکه مردم ما پول و هر گونه تحفه یی که برایشان ارزانی شود می پذیرند اما در باطن همان کاری را که در رگ و ریشه و سلول های بدن شان عجین است همان را انجام میدهند. لذا آن خوش باوری ایکه آقای اوبا ما دارند مردم افغانستان این طور فکر نمیکنند.

 

در یک قسمت از نظریاتی که از طالبان در مورد استمرار فرماندهی طالبان از جانب پاکستان و آ اس ای خوانده میشود منهم با آقای احمد رشید عم عقیده هستم زیرا مردم ما وقتی خود شان به هوای تازه رسیدند دگر هوای متعفن گذشته را استنشاق نمیکنند همچنین است در مورد رهبران جهاد افغانستان که با رهایی از زیر یوغ ای اس ای و پاکستان وقتی هوای وطن را استنشاق کردند بجز عده معدودی همه از حیطۀ حرکت های ستراتیژیک پاکستان استنکاف ورزیدند و فکر میشود که در مورد طالبان هم که در ساختمان شان از مجاهدین سابقه نیز وافر وجود دارد همین حقیقت صدق میکند.

آشتی و وفاق ملی:

سخنی که زیاد تر شنیده میشود، اما این سخن باوجود زیبایی و معانی نفیس خود در افغانستان هرگز بحقیقت قرین نبوده است متأسفانه اگر تاریخ چند سال اخیر کشور ملاحظه گردد ملیارد ها روبل و دالر صرف پروسه آشتی ملی شده است حتی حکومت دکتور نجیب الله موسسه ای بزرگتر از یک وزارتخانه را به آشتی ملی توظیف ساخت و چه طلا های شوروی نبود که در راه این آشتی ملی در بازار های بورس جهانی بفروش رسید اما عاقبت وزیر دفاع خودش(افغانستان) از یخن آشتی ملی سر از کودتا برون کردو در نتیجه هوا پیمای نظامی این کشور را به پاکستان نشانید. و آشتیگران همه در سراسر کشور بجان هم ریختند و همین آشتی ملی که فقط صرفاً در قالب یک مفهوم مقدس باقی ماند هرگز راهی در بین مردم باز نکرد. ولی حالا اگر این آشتی ملی که دولت ما از آن حرف میزند یک چیز نو و یک صحبت نو با چاشنی های نو باشد ما از آن آگاهی نداریم.

 

در پایان این مکث نظر خودم را اینطور بیان میدارم: تا مادامیکه به علایق و احساسات مردم بازی شود و اعتقادات شان خفه گردد.

تا مادامیکه فقر و بیچارگی و بیکاری از میان مردم برداشته نشود.

تا زمانیکه فرزندان این کشور از دانش روز بهره نگیرند

و تا زمانیکه بیگانگان به مقدراتاین کشوری حاکمیت داشته باشند.

و تا زمانیکه قانون کشور حامی و حافظ و جوابگوی سعادت مردمان کشور از غنی و فقیر نباشد این بازی مضحک و سیاه نسل ها را یکی بعد دیگر به تباهی سوط خواهد داد و در خود خواهد بلعید.

 

Advertise your business here. Click to contact us.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 70 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.