نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| مشــت فـــولادیــن داکتــر اســپنتا؛ به فــرق جنــاب اســتاد محقـــق |
|
|
|
| مقـــــــالات - ســـــیاسی |
| نوشته شده توسط نوراحمد رجاء |
| شنبه ، 28 آبان 1390 ، 09:01 |
|
جناب محقق؛ امر ونهی وفیس وافاده وفخر فروشی وتکبر را گوئی که به هزاران استاد فن آموخته است وهرگز در طول دوران مبارزه وسپس اخذ قدرت وثروت به لحظه گرسنگی دچار نشده ومعنای فقر؛ بدبختی؛ بیچارگی؛ دربدری؛ بیخانمانی را که ازبرکت نام جهاد واخلاصمندی بیهوده رهروان وپیروان ساده؛ درزندگی ندیده و حتی مشاهده آن در فیلم های تلویزیونی نیز برایش درد سر وناگواری بوده است. جناب استاد محقق! هزاره های فرغانکش را که از سپیده دم صبح تا تاریکی شب در ازای بدست آوردن یک لقمه نان؛ هزارمحنت ومنت ورنج وخستگی را میکشند؛ وازهرکس وناکسی حرف میشنوند؛ وبه فرغان های شان مسئولین امور اجازه ایستادن نمیدهند؛ وبدوراز شأن وشخصیت شان؛ مانند سگ سرگردان ودر بدر وبینوا هستند؛ سپر انسانی روزهای ناگوار خویش درنظر گرفته؛ بدور و بدون ازینکه بداند از آشپزخانه های؛ خانه محقر عده ی از این قشر به هفته دودی به هوا نمیرود تاطعم ولذت طعام گرم را به چیشند؛که بقول حافظ: خفته برسنجاب شاهی نازنینی را چه غم به برداشت جناب آقای محقق که در راستای دوران گرسنگی لوئی چهاردهم فرانسه و همان پیش آمدی که مردم اطراف قصر لوئی را به محاصره گرفته بودند؛ پسر لوئی میپرسد که پدر اینها چه میخواهند؟ پدرش میگوید نان ندارند؛ وپسرش میگوید چرا کیک وکلوچه نمیخورند؟ شاید اقای محقق اندیشه داشته باشند؛ که شخص ایشان ماشین های کادیلاگ و..... و تنوع طعام را دوست دارند؛ وایشان به نمایندگی ازقشر هزاره؛ هم سواره اند و هم خورنده؛ هم معامله کننده؛ وهم دستور دهنده است. فرعون زمانه است وبرای پیروانش دستاوردی دارد؛ که هم اکنون درماه محرم اغلب محوطه کابل را سیاه میکند؛ تاعزادار حسین (ع) باشد؛ واین عزاداری که تنها درکوچه وبازار ونمایش دادن ومصارف گزاف وبی رویه و اذیت وآزار مردم؛ مورد پذیرش امام سوم قرارمیگیرد؛ نه درخانه وتکیه خانه ومسجدو...؟!!... وسپس به تاریخ تذکر ودستور میدهد که بنویس که ملت ومردم هزاره وشیعه بهمانجای رسیده اند؛ که میتوانند مراسم عزاداری را نه با نوحه وزاری ودعاخوانی که بلکه بانواختن دهل وسرنا و روضه خوانی های که بیشتر شباهت؛ به خواندن های ستاره های افغان در تلویزیون طلوع را دارد به انجام میرسانند؛ واین حق ضایع وپایمال شده بوده که این ملت واین مردم بدست آورده اند؛ بگذار این کشور هرروزش کربلا باشد؛ واین مردم یاران امام حسین اند که باید بخاک وخون کشیده شوند. جناب محقق صاحب؛ که تحمل زندگی جواد ضحاک نیز برایش درد سربود تااینکه: (اخرین بررسی ها: جواد ضحاک توسط محمد محقق کشته شد؛ نقشه قتل استادمحقق به اندازه ای دقیق وماهرانه به اجرا در آمد که حتی حکومت وبسیاری از رهبران سیاسی کشور کشته شدن جواد ضحاک را به استاد محقق تسلیت عرض نموند؛ اکنون جواد ضحاک فردی که می خواست بسیاری از واقعیت ها را برملا سازد و چهره های مکارانه محقق و تیم کاری اش را افشا سازد پیش از انکه دست به این اقدام زند توسط حاجی محمد محقق به قتل رسید). http://bamiyan2.blogfa.com/post-35.aspx آری ! در سال های بین 2003 و 2004 درسفر آقای کرزی به تاجیکستان یکی از همراهان او آقای محقق بود؛ ونگارنده که در آنزمان به عنوان دیپلومات انجام وظیفه مینمودم؛ درجمع همکاران در بوستانسرای تاجیکستان بدیدار این بزرگان شتافتیم؛ پس از ینکه کرزی و همراهان اورا دیدیم درموقع برگشت یک تن از همکاران ماگفت که آقای محقق را ندیدیم؛ من ودوست همکارم مرحوم اقای عبدالکریم عمرانی؛ برگشتیم وخواستیم که به اطاقش برویم؛ در این اثناء همکار دیگرماکه مسئول امور تشریفات بود؛ جریان دیدار را به اطلاع محقق رسانده و من دوستم در پایان در دهلیز منتظر دستور بودیم که مسئول تشریفات گفت: آقای محقق پایان میایند؛ من ودوستم انتظار شدیم؛ وقتی استاد محقق پایان امد در وسط راه پله ایستاده شد و دوستم عمرانی برای مصافحه به کنارش شتافت ومن منتظر بودم تا دوستم از مصافحه خلاص شود. درحین این بازدید؛ متوجه شدم که اقای محقق همچون هیتلر که از افسران وعساکر خویش رژه نظامی میدید ودستش را به حالت رسمی دراز نگاه میداشت؛ دست جناب محقق دراز و رویش به طرف دیگری است؛ که مبادا باخوش وبش و خوش امدید؛ شأن وشوکت او نزول کند؛ یاابهت او پایان افتد؛ چه کلاها و موهای مصنوعی که عاریتی اند؛ باید بامدارای استفاده کننده روبرو شود والی شأن وشوکتش روی زمین می افتد وچهره اصلیش برملا میگردد. وقتی آقای عمرانی از مصافحه خلاص شد؛ من ازجایم به صوب در خروجی مراجعت داشتم و آقای عمرانی وقتی به من رسید دستش را به شانه ام گذاشت و گفت: (رجاء دلم کفید؛ این آدم تااین حد ناپسند است؛ وخدا خیرت دهد که فوری انتقام گرفتی وبااو خوش وبش نکردی) من گفتم حالا دانستم که در لقب گذاری اشتباه شده است؛ این محقق نه که مدمغ است وبگفته ابن یمین که: هرکجا بد گهری بود کنون همچو نگین اسب تازی شده مجروح به زیــر پالان پس از رویکار شدن مجدد کرزی زمانیکه طبق معامله باید پنج وزارت را به اقای محقق میداد وپارلمان ازپذیرا شدن افراد معرفی شده آقای محقق سرپیچی مینمود؛ من نوشته داشتم تحت عنوان (بیضه های جناب کرزی؛ در دست های استاد محقق) که پس از تمام شدن در زمانیکه میخواستم به دست نشر بسپارم به احترام مردمان زحمتکش هزاره از نشر آن خود داری کردم . گذشت زمان هرچقدر دراز باشد و دوران هرچه بر وفق مراد کسی گردش وچرخش داشته باشد؛ به حکم قانون الهی روزی هر انسانی که خورنده خون دیگران و خوار کننده آرمان ملت ومردمی باشد؛ دچار عملکرد خویش خواهدشد؛ که ماشاهد به محاکمه کشیدن حسنی مبارک ها؛ و اعدام انقلابی معمرالقذافی وقذافی ها هستیم. (داکتر سپنتا، مشاور امنیت ملی، امروز در پارلمان، محمد محقق را متهم به دو رویگی کرد و گفت: "رییس جمهوری از بسیار مشاروان خود بیشتربا جناب استاد محقق مشورت کرده اند و در جلسات که استاد هم تشریف داشتند و مه هم بودم..... کاش در همان جلسات همین صراحت صبحت می کردید) بفرموده فردوسی که: سخن چین ودو روی وبیکار مرد وبه تائید ازموضع گیری آقای اسپنتا بنا بگفته ی طالب املی که: به شمشیر زبان برکینه جویان پیشدستی کن که من سنجیده ام نبود زوالی دست پیشین را . آقای اسپنتا چنان ماهرانه ومدبرانه تیری به هدف زد؛ که در راستای نرادی ومردانگی خود؛ کلمه تحسین را ازمرد وزن وپیر وجوان؛ دوست ودشمن به افرین ومرحبا گویی به شنیدن گرفت؛ شیرمادرحلالت؛ ومردانگی پدر درخونت مستدام باد. برای انسان باغیرت وبادرک و آگاه یک کلمه و یک کلام و یک ایماء واشاره مکفی وپسنده است؛ اما اگر انسانِ بانان بی غیرتی ودریوزه گی وبی ننگی وبی عاری رشد ونمو کرده باشد؛به همان حکایت مردمان ولایتی ازکشور ما میماند؛ که بی بند وباری؛ مصروف لواطه کاری بود؛ دستش به جیب مفعول برخورد کرد وگفت این چی است درجیبت؟ گفت: چاقو؛ بی بند و بار پرسید چاقو برای چی؟ واو گفت برای روز مبادا.که بقول صائب: نیست اوج اعتباری بی کمالان را ثبات نوراحمد رجاء 27-8-1390 برابر با17-11-2011 این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در شنبه ، 28 آبان 1390 ، 14:12 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




بنـــام خــدا





