نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| قـــرار داد اســتراتیــژیک میــان "شـــیر افغـــان و امـــریکا" |
|
|
|
| مقـــــــالات - ســـــیاسی |
| نوشته شده توسط هارون امیرزاده |
| شنبه ، 5 آذر 1390 ، 13:27 |
|
قبل از اینکه به مشکلات، تناقضات و دست آوردهای لویه جرگه عنعنوی رییس جمهور کرزی بپردازیم، لازمست که با یک نگاهی گذرا به درسها و پیامدهای سیاسی لویه جرگه های قبلی افغانستان به اندازیم. تاریخ افغانستان در سده بیستم شاهد لویه جرگه های متعددی بوده است. اکثریت رژیم های سیاسی افغانستان به استثنای حکومت مجاهدین و امارت طالبان که بجای لویه جرگه از شوراهای اسلامی برای مشروعیت بخشیدن نظام و تحکیم قدرت خود استفاده نمودند، متباقی تمامی رژیم های سیاسی افغانستان از قبیله گرا ترین تا اصلاح طلب ترین از لویه جرگه ها بحیث ابزار تحکیم حاکمیت شان استفاده نموده اند. یکی از تناقضات تاریخ معاصر سیاسی افغانستان در این است که حتا رژیم های اصلاح طلب و انقلابی نظیر شاه امان الله رفورمیست و مارکسیست های انقلابی افغانستان که خواهان گذار ازجامعه سنتی به مدرن از طریق اصلاحات رادیکال بودند، نیز رو بطرف جرگه ها و لویه جرگه ها بحیث ابراز سنتی آوردند. اما تاریخ نشان داد که لویه جرگه ها نه تنها نتوانستند برای اکثریت رژیم های سیاسی افغانستان مشروعیت و پایگاه اجتماعی فراهم کنند، بلکه در بسیاری حالات راه را به سقوط و سرنگونی آنها نیز مساعد ساخته اند. چنانچه ما شاهد لویه جرگه تاریخی شاه امان الله در 1928 بودیم که نه تنها نیروهای محافظه کار در برابر بسیاری برنامه های اصلاحی وی قرار گرفتند، بلکه راه را تا سر حد سقوط رژیم وی نیز هموار ساختند. حزب دموکراتیک خلق افغانستان نیز به عین سرنوشت مواجه شد، از لویه جرگه های پُر مصرف حتا با اشتراک سران قبایل پاکستانی نه توانست مشروعیت ملی و پایگاه اجتماعی نیرومند بدست بیاورد. چرا لویه جرگه سنتی دیگر در افغانستان جایگاه و ارزش فرهنگی و اجتماعی ندارد؟ در سه دهه اخیر بحرانات بسیاری ساختار ها، بافت ها و ارزشهای سنتی، خان سالاری، ارباب سالاری و سردار سالاری از جمله جرگه و لویه جرگه بحیث نهاد سنتی قبیلوی تضعیف و یا بی اعتبار شده اندو به مشکل می توان از طریق بوسیدن دست خان، ارباب،سردار، پیر و مجددی مشروعیت بدست آورد. ازینرو کمتر گروه را میتوان پیدا نمود که معتقد باشند با ابزار های کهنه و تاریخ زده مشکلات پیچیده سده بیست و یکم را حل نمایند. واقعیت اینست که هیچ لویه جرگه ای در تاریخ معاصر افغانستان به اندازه لویه جرگه عنعنوی حکومت رییس جمهور حامد کرزی به منظور ارزیابی روابط استراتیژیک میان افغانستان وایالات متحده امریکا بحث بر انگیز، حساسیت بر انگیز و جنجال بر انگیز نه تنها در در داخل، بلکه در سطح منطقه بویژه در میان همسایگان افغانستان نبوده است. پرسش اساسی اینست که چرا در برابر لویه جرگه سنتی آقای کرزی حساسیت ها در داخل و خارج کشور بویژه در میان همسایگان افغانستان بی سابقه بوده است؟ به آنکه لویه جرگه سنتی با شکوه خاص مطابق به سناریوی دولت افغانستان آغاز و پایان یافت، ولی دلایل زیادی برای مخالفت و نقد بر آن وجود دارد که از جمله می توان به پنج تای آن در ذیل اشاره کرد:
1) مشکل قانونی: دولت برگزاری لویه جرگه عنعنوی را یک حرکت بزرگ ملی بخاطر منافع ملی افغانستان مطابق به قانون اساسی این کشور می شمارد. استدلال حکومت اینست که تصامیم جرگه صرف شکل مشورتی دارد و تصمیم نهایی را شورای ملی افغانستان بحیث عالیترین مرجع قانونگذاری کشور خواهدگرفت. اما منتقدان برگزاری لویه جرگه سنتی را بر خلاف قانون اساسی افغانستان میشمارند. در قانون اساسی افغانستان لویه جرگه قانونی تعریف شده است و لویه جرگه سنتی جایگاه قانونی و حقوقی ندارد. به عقیده مخالفان، لویه جرگه سنتی در واقع قانون گریزی، خودکامگی و یک نوع توطئه سیاسی برای تضعیف پارلمان و نهاد های قانون گذاری و دموکراسی نوپای افغانستان است. اما دولت اعضای دو هزار نفری انتصابی لویه جرگه سنتی را نمایندگان واقعی همه مردم افغانستان می شمارد و فیصله های آنانرا طوریکه رییس جمهور کرزی در سخنرانی اختتامیه لویه جرگه گفت مورد تایید و راهنمای کار خود قرار می دهد. واقعیت اینست که لویه جرگه سنتی حکومت افغانستان خلاف ارزش های مدنی و قانون اساسی و واقعیت های امروزی افغانستان یک نهاد غیر دموکراتیک و گذار به عقب است نه تنها دست آوردهای مدنی و دموکراتیک افغانستان در ده سال اخیر را نفی می کند، بلکه نهاد جرگه قانونی تعریف شده در قانون اساسی افغانستان را هم بی اعتبار می سازد. ما در ده سال اخیر شاهد ساختن و تحمیل قوانین زیادی توسط کرزی و تیم وی از جمله تحمیل قانون اساسی فعلی افغانستان در لویه جرگه سال 2004 بودیم که در آن بسیاری مواد قانون اساسی از جمله سرود ملی به زبان پشتو و تحمیل نظام ریاستی و سپس دست کاری در متن و بسیاری مواد قانون اساسی صورت گرفت. اما با همه اینها حکومت بویژه شخص رییس جمهور حتا به قانون اساسی دست کاری شده و نظام ساخت خودش احترام قایل نشده و مطابق به اراده و سلیقه شخصی خود با قوانین افغانستان برخورد می نماید. روی تصادفی نیست برخی سیاست مداران غربی کرزی را یک رییس جمهور متمدن و قانون مدار نمیدانند، بلکه به مثابه یک خان قانون گریز و خودکامه توصیف میکنند که به شیوه قرون وسطی افغانستان را اداره می کند. این در حالیست که کرزی در مراسم اختتامیه لویه جرگه سنتی ادارات خویش را انتقاد کرد که پیروی از قانون نمی کنند و مثال حاکمیت قانون در هندوستان و بریتانیا را می دهد که همه ثبات و پیشرفت این کشور ها مدیون احترام به قانون است.
2) سخنرانی احساساتی و بی پیام رییس جمهور: برای برگزاری لویه جرگه دولت افغانستان چندین ماه بسیار زحمت کشیده، مصارف زیاد و تبلیغات گسترده نموده بود و بویژه رییس جمهور کرزی این جرگه را سر نوشت ساز و خیلی مهم در حیات سیاسی مردم افغانستان و حتی نسل آینده توصیف نموده بود. انتظار میرفت که رییس جمهور با سخنرانی خیلی منظم، سنجیده شده و رهنمود دهنده هم برای اعضای لویه جرگه، مهمانان خارجی، مردم افغانستان و هم چنان برای کشور های همسایه که خیلی نگران پایگاه نظامی امریکا در افغانستان هستند، ایراد نماید. بر خلاف انتظار رییس جمهور مثل همیش به شکل شفاهی غیر منظم، غیر رسمی و در برخی موارد احساساتی و عاطفی سخنرانی نمود و کمتر پیام سازنده داشت. جالب تر از همه رییس جمهور در سخنرانی خویش پیمان استراتیژیک میان افغانستان و امریکا را "قرارداد استراتیژیک میان شیر و امریکا" توصیف کرد. چنانچه وی گفت: " خوب، امریکا پول دار و توانا است، نفوس اش از ما کرده بیشتر، خاکش از ما کرده بزرگ می باشد. ولی ما مانند شیر هستیم. شیر هرچند نحیف و زهیر شود، شیر است. در جنگل از شیر مریض هم تمام حیوانات می هراسند. ما شیر هستیم، امریکا بنام شیر با ما معامله کند، کدام چیزی دیگری را درینجا قبول نداریم. پس ما به یک قرارداد استراتیژیک بین شیر و بین امریکا حاضر هستیم. شیر بد می برد که در خانه اش بیگانه ای داخل شود، شیر خوش ندارد که در خانه اش بیگانه در آید، شیر نمی خواهد که شب اولاد هایش را کسی ببرد، شیر نمی گذارد که ادارات موازی در مقابلش باشد، شیر پادشاست، پادشاهی در خاکش خودش می کند، جنگل و دیگر مردم را غرض ندارد. در خاک ما شیر بودن افغانستان باید تثبیت و ثابت باشد در آنصورت ما حاضر هستیم با امریکا پیمان استراتیژیک امضا کنیم، تسهیلات نظامی می خواهد برایش می دهیم، ولی دیدگاه و منفعت افغانستان واضح و ثابت باشد." این در حالیست که رییس جمهور باوصف تدابیر شدید امنیتی در شهر کابل و بویژه از کاخ ریاست جمهوری توسط هلیکوپتر به محل جرگه پرواز نمود. اما این بخش سخنان کرزی را منتقدان وی بحیث توهین به مردم افغانستان تلقی نمودند که مردم افغانستان را بحیث حیوان درنده و افغانستان را جنگل توصیف کرد. رییس جمهور برای بر طرف ساختن نگرانی همسایگان در خصوص پایگاه نظامی امریکا گفت که به کسی اجازه نمی دهد که از خاک افغانستان علیه همسایگان افغانستان استفاده کند، ولی مشکل به نظر می رسد که رییس جمهور توانسته باشد به این سادگی نگرانی آنان را برطرف سازد. رییس جمهور روابط راهبردی با امریکا را به ویژه پایگاه نظامی برای منافع ملی افغانستان مفید دانست و برخی خواستهای حکومت خویش را مطرح کرد که برخی آنها تا هنوز توسط واشنگتن پزیرفته نشده است. این در حالیست که پایگاه نظامی نه تنها با مخالفت همسایگان مثل ایران و پاکستان قرار دارد، بلکه در داخل افغانستان و حتا داخل نظام مخالفین پایگاه کم نیستند. لویه جرگه یک فرصت طلایی و یک تریبون برجسته برای کرزی بود که باید خیلی هوشیارانه، خردمندانه و زیرکانه استفاده می نمود ولی به نظر نمی رسد با توجه به محتوای سخنان رییس جمهور، وی ازین فرصت استفاده خوبی نموده باشد.
3) خواستهای محرم امریکا: حامد کرزی در جلسه گشایش لویه جرگه گفت: " روابط ما با همدیگر باید شفاف و تعریف شده باشد. امریکا تاسیسات نظامی می خواهد، می دهیم، این به نفع ما است. " اما متن توافقنامه که در اختیار اعضای لویه جرگه قرار گرفت در آن خواستهای امریکایی ها محرم معرفی شد که ممکنست حتا دولتمردان افغانستان هم در مورد آن چیزی ندانند. پرسش اساسی این است که اشتراک کنندگان پیرامون کدام پیمان استراتیژیک بحث و تصمیم گرفتند؟ بسیاری ها اشتراک در چنین جرگه را فاقد برنامه و یا برنامه مبهم را غیر ضروری و ضیاع وقت شمردند. منتقدان می گویند، در نبود مسوده نهایی پیمان استراتژیک، بحث شرکت کنندگان این لویه جرگه در مورد سندی که در اختیارشان قرار گرفته بی فایده است. محرم نگهداشتن خواستهای امریکا بحیث ابر قدرت آزمند نه تنها نگرانی همسایگان را که حضور امریکا در افغانستان را به ضرر شان مینگرند، تشدید می کند، بلکه موضع مخالفان پیمان راهبردی میان امریکا و افغانستان را نیز تقویت می کند. برخی آگاهان با توجه به بازی های استعماری گذشته و تحمیل قرارداد های نظیرگندمک و دیورند بر شاهان افغانستان نگران آن هستند که مبادا پیمان میان امریکا و افغانستان به زیان افغانستان تبدیل شود، صرف نظر از اینکه رییس جمهور کرزی پیمان راهبردی و هم چنان پایگاه نظامی امریکا در افغانستان را به نفع افغانستان تصور می کند. این در حالیست که امریکایی ها قبلاً واضح ساخته اند آنها در صدد عقد پیمان نیستند، بلکه طرفدار قراردادی هستند که نیاز به تایید کانگرس ندارد. ولی اشتراک کننده گان لویه جرگه سنتی کمتر از "پیمان" یا "موافقنتامه " راضی نیستند که تضمین اجرایی داشته باشد.
4) دراماتیک ساختن و حساسیت بر انگیز ساختن پیمان استراتیژیک: در مورد داشتن روابط دراز مدت با امریکا شاید کمتر مخالفتی داخلی وجود داشته باشد. ولی ایجاد پایگاه نظامی دراز مدت امریکا یک مسئله خیلی حساس نه تنها در سطح ملی، بلکه منطقوی نیز است و برخورد احساساتی، غیر دور اندیشانه، بدون حمایت مردم و هم چنان بدون توجه به حساسیت های منطقوی به ویژه همسایگان یک اشتباه بزرگ است. بررسی این موضوع مهم نیاز به یک توافق ملی از راه قانونی دارد. ازینرو برخورد با این مسئله خیلی مهم از طریق یک همایش نمایشی، غیر دموکراتیک و خلاف قانون اساسی افغانستان یک اشتباه بزرگ خواهد بود. اشتباه حکومت افغانستان شاید این باشد که این مسئله را با رویکرد های شتابزده و احساساتی خویش حساسیت بر انگیز هم میان مردم افغانستان ساخت و هم در سطح منطقه و همسایگان و کدام پیام سازنده و قناعت دهنده هم برای منتقدین، مخالفین و همسایگان هم ارائه نداد. شاید بهترین شیوه مطرح ساختن روابط استراتیژیک میان افغانستان و امریکا در سطح ملی و بین المللی بعد از توافق کامل میان طرفین باشد، نه بحث پیرامون یک سند خام، ناتکمیل و بویژه محرم. ازینرو نیازی به راه اندازی بازی سیاسی و نمایشی در یک لویه جرگه غیر دموکراتیک و جنجال بر انگیز نبود. اما به نظر می رسد که کرزی و طرفداران ایشان کدام برنامه ای برای بهبود دولت داری، مبارزه با فساد اداری و حل مشکلات اقتصادی مردم در آستانه زمستان سرد و برخی مناطق قحطی زده افغانستان ندارند و صرف با راه اندازی یک نمایشنامه و درامه سیاسی تلاش کردند که یک اکت ملی و مرد کنند.
***** هارون امیرزاده لندن 20 نومبر 2011
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در سه شنبه ، 8 آذر 1390 ، 18:42 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




لویه جرگه سنتی حکومت افغانستان درباره همکاری استراتژیک با آمریکا که با سخنرانی رییس جمهور کرزی و دست بوسی صبغت الله مجددی روحانی جاه طلب در کابل آغاز یافته بود، سر انجام روز شنبه ۱۹ نوامبر مطابق به سناریوی حکومت افغانستان با بیانیه اختتامیه و
دست بوسی مجدد مجددی با دعای خیر و سلامتی کرزی- مجددی به کار خود پایان داد.





