نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| ضــرورت یــک انتحــار ســـیاسی |
|
|
|
| مقـــــــالات - ســـــیاسی |
| نوشته شده توسط عبدالقدیر علم |
| پنجشنبه ، 22 دی 1390 ، 21:35 |
|
فساد، قاچاق، نقض حقوق بشر، بی کفایتی،خود محوری وخود پسندی بیگانه پرستی عنوان وآغاز همه سخنرانیها ست.برای نجات از چنین حالتی می بایست گروهی ویا جماعتی دست به یک جسارت متهورانه بزنند که از لحاظ سیاسی انتحار تعبیر شود. ترکش ویا انفجار: شکستن این بن بست از لحاظ سیاسی یک ترکش ویا انفجار سیاسی بوده که میتوان واژه انتحار سیاسی را بر آن گذاشت. گمان میرود ابتکار این انتحار را گروه زیر نام جبهه ملی بدست گرفته اند ونظام ریاستی فعلی را معادل ابسولوتیزم قرن شانزدهم دانسته بسیج ملی علیه این نظام را ضرورت مبرم جامعه میدانند. چه طرح مسئله گریز از مرکزیت سیاسی ویا نظام ریاستی برای اولین بار در خارج وداخل افغانستان توسط رهبران این جبهه رسما مطرح شده است.که واکنش های گو ناگون را در پی داشته است.هر چند رهبران جببه ملی از سیستم پارلمانی وختم نظام ریاستی متمرکز صحبت کرده اند اما مخالفین این طرح جهت تحریک اذهان عامه مسئله طرح فدرالسم تا تجزیه را توسط این فعلان سیاسی در مطبوعات داخل تبلیغ کرده اند که گویا رهبران جبهه ملی میخواهند به اشاره خارجی ها افغانستان را به تجزیه بکشانند حال اینکه این شور والتهاب سیاسی به کدام سمت وسو در حرکت بوده و چه پیامد های برای طرفین دارد باید با در نظر داشت واقعیت های موجود در نظام سیاسی کنونی که جزء نظام دیگر هر چیزی هست مورد تحلیل وارزیابی قرار گیرد.
جهت های حقوقی طرح نوعیت نظام سیاسی: فکر نمیکنم طرح نوعیت نظام سیاسی از طرف فعالان سیاسی یک کشور که دموکراسی وآزادی بیان جزء قانون اساسی اش باشد غیر قانونی پنداشته شود.وقتی از آزادی بیان ودموکراسی در پرتو قانون اساسی صحبت میکنیم برای مخالفت با اظهار نظر ویا انتقاد وپیشنهاد هیچ مجال باقی نمیماند لذا از لحاظ حقوقی مطابق مواد قانون اساسی وقانون مطبوعات کشور هر کس حق دارد آزادانه إظهار نظر نمایدونظام مورد نظر خودرا برای ملت پیشنهاد کند وحتی بسیاری ها در رقابت های انتخاباتی نواقص وکمبودات قوانین کشور را بحساب میگیرند وطرح تعدیل مواد قانون را در سر لوحه شعار های سیاسی وانتخاباتی خویش قرار میدهند.هر مبارز وفعال سیاسی حق دارد بگوید اگر حزبش اکثریت را در پارلمان بدست آورد در مورد برخی مواد قانون که برای ملت سود مند نیست تجدید نظر خواهد کرد اینکه درین شعار ومبارزه پیروز میشود ویا خیر مسئله ایست جدا از طرح قضیه.که قبل از همه شور بر پا کرده است.عادتا مردم ما کسی را مجال بردی گفتن نمیدهند مسئله نظام پارلمانی را فدرالی وتجزیه تعبیر میکنند ومسئله طرح تعدیل قانون را مخالفت از قانون اساسی دانسته فتوای کفر را صادر مینمایند..
پیامد های انتحار سیاسی: آنچه برای جبهه ملی زیان آور است طرح این مسئله در یکی از کشور های خارجیست. چه خوب بود که طرح نظام پارلمانی بطور جدی اول در داخل کشور مطرح میشد وبعد در کشور های خارجی. طرح مسئله تغییر نظام سیاسی کشور بدون تعصب وتنگ نظری یک ضرورت مبرم وحیاتی است اینکه در کدام سطح ومرحله باید مورد دقت قرار گیرد یعنی اول پارلمانی تجربه شود اگر مؤفق نبود گزینه های دیگر مورد ارزیابی قرار گیرد..هر چند افغانها هیچ نظامی را به مفهوم واقعی آن تمثیل کرده نتوانسته و نمیتوانند، نه نظام اسلامی نه کمونیزم ونه ریاستی وپارلمانی هرکس ذوق وسلیقه خودرا قانون وارزش معرفی مینماید حاکمیت تیم خودرا ارزش ووحدت ملی میپندارد ولی با آ نهم طرح هیچ گزینه بد تر از نظام ریاستی فعلی نیست.سیستمیکه نظام عدلی وقضائی را زیر اثر خود دارد و مرجع قانون گزار ویا ممثلین ارادۀ ملت را هر لحظه اهانت میکند، اگر پارلمان نتیجه انتخابات ناقص باشد ودر نمایندگی شان تردید وجود داشته باشد ریاست جمهوری هم از لابلای چنین انتخابلت شکل گرفت وحال عدۀ با بذر تخم نفاق درین شوره زار هویت ملی وحیثیت کل کشور را به افتضاح کشانیده اند.در چنین حالتی اقدام به یک انتحار سیاسی یک ضرورت پنداشته میشود.مسلما طرح مسئله تغییر سیستم در کوتاه مدت کار برد ندارد اما جرقه است که میتواند نور کوچکش برخی زوایای تاریک را روشن سازد وبرای نسل های بعدی جرأت طرح نظام مورد دلخواه شانرا میدهد.شاید برخی ها نسل جوان را تا سر حد رویا روی وتقابل فرا خوانند، اما از آنجائیکه عصر عصر تحمل ومنطق است در نهایت این مسئله من حیث یک مسئله ملی به رأئی گیری گذاشته خواهد شد تا تشخیص دهند برای افغانستان زخمی،معلول وبیمار تاریخی چه نسخه مفید تر است.لذا پیامد های قطعی این طرح شور واضطراب فراوان را در پی خواهد داشت اما سر انجام همه به آرائی یک دیگر تن خواهند داد ونام کسانیکه طرح نظام پارلمانی تا فدرالی را عملا مطرح کرده اند با همه کمی های که دارند ماندگار خواهد بود. از زاویه دیگراگر این جسارت سیاسی را که قبلا انتحار سیاسی نامیدیم از بعد مداخله خارجی ها وآن هم ایالات متحده آمریکا مورد دقت وارزیابی قرار دهیم قطعا بی ارتباط با طرح واگذاری چند ولایت به طالبان نخواهد بود.گمان میرود غربیها بخاطر خاموش ساختن إعتراضات مردمی علیه طرح واگذااری برخی ولایا ت به طالبان مسئله طرح نظام فدرالی را بخورد مردم داده اند که گویا درعوض ادارۀ چند ولایت را به مخالفین طالبان نیز خواهند سپرد تا توازن را حفظ نمایند ویا همان انگشت بطرف شان دراز میشود قبل از همه بطرف مخالفین طرح امریکا نشانه نشانه رود به امید صحت ملت بیمار وآرزوی تحمل وسعه صدر برای همه.
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




طوریکه مشاهده میگردد افغانستان از هر لحاظ به بن بست رسیده است از لحاظ سیستم سیاسی که نظام ریاستی است پله های دیکتاتوری را پیموده واز رهگذر عدلی وقضائی وقانونگذاری به اوج افتضاح رسیده وواژه جنگ وصلح هم جزء قربانی وویرانی هیچ دست آورد نداشته است.در چنین حالتی نه از صلح امیدی است ونه جنگ را پایانی. نه عدالتیست حکومت را ونه هم قناعتیست رعیت را.سینه ها مملوء از عقده وکینه وفضای زندگی را غبار غم وبی إعتمادی فرا گرفته است.






