نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| ضرورت به چگونه رئیس جمهوری داریم؟ |
|
|
|
| مقـــــــالات - ســـــیاسی |
| نوشته شده توسط نـــوراحمـــد رجــــاء |
| چهارشنبه ، 14 اسفند 1387 ، 12:40 |
|
بنـــام خـــدا ایکاش ترفند های سیاسی اریکه نشینان ما دراغواء وفریب درراستای سیاست های جهانی تبلورمیداشت اگر آنچه ازتفکر وسیاست و حیله گری ای را که بخاطر بقاء ودوام اغراء گرانه خود بکار میبرند؛ اگر این انباشته بخاطر رشد فکری ملت ورسیدن به یک کشور پرقدرت ونیرومند وملتی هم بسته بکارگرفته میشد؛ هم سرنوشت ملت وکشور رونق دیگری داشت وهم زمامدار سالها باخیال راحت وباحمایت ملت میتوانست براورنگ قدرت باقی بماند. در عرصه کار وبار انتخابات قرار داریم؛ درگذرگاهی از سرنوشت ومقدرات قرار میگیریم که در عصر کنونی پیشرفته ترین محک وآزمایش دموکراسی را یدک کش است ونمیشود این طرح و برنامه را نادیده و یادست کم گرفت ویا ازکنار آن بدون تفاوت گذشت.گزیری نیست از خوش بینی باید شروع نمود و آمادگی را برای یک دیگرگونی وتحولی دیگر در راستای یک کشور مستقل؛ آزاد ونیرومند و بدون وابسته به اجانب به برنامه و پیشواز و آمادگی گرفت؛ ولگدی محکم بردهن وابستگان زد؛ چه این وابسته مسلمان ویاکافر وازهرقوم وقبیله ی باشد.این خواست و آرزوی همه مااست؛ واگر از همه نباشد به استثنای عده محدودی که فاقد اعتماد به نفس اند وبرخود این جسارت وشهامت را سراغ ندارند که با مشکلات داخلی باتکیه به ملت دست وپنجه نرم کنند وگره های کور وباز نشدنی را یکایک بابینش وبرداشت مردمی بازنمایند؛ ماباقی مردم ما از اریکه نشینان تفکر تا زاغه نشینان بیسواد؛ آرزومند آنند که روزی سردمداری بااتوریته و متکی به نفس وباورهای مردمی برسرنوشت این کشور وملت حاکم گردد.حاکمی باشد که بابرنامه ریزی سرازیر شده نیروهای اجنبی ودرراس آن تهاجم فرهنگی ای را که بداخل کشور با گسترشی موسع برفکر واندیشه های ملی سرمایه گذاری میشود از بیخ وبن وریشه آن برچیند. زمامداری باشد که دست رد برسینه اجانب زده واز عقد قرارداد های استعماری تا برنامه های که سبب بیشتر وابسته گی ملی میگردد ولو برعرصه تجارت که ضرورت آن نیز محسوس است تجدید نظری مثبت نماید.رهبری بر اریکه رهبریت تکیه بزند که بداند وابستگیها دربین عده از اقشار جامعه بحدی ریشه دوانیده است که عملکرد شان از یک ارتش منظم که دست به کودتا بزند وسیعتر است.رئیس جمهوری برسرنوشت کشور وملت حاکم گردد که بتواند خودش روی پایش به ایستد وسپس دست دراز شده مردم را بجهت رهائی از زیر یوغ استعمار خارجی ها بهرشکل وهر نوعی که باشد بگیرد.لیدری عنان رهبریت را بدوش گیرد که ازعملکرد تامین امنیت بمردم بدست خود مردم؛ وایجاد نیروی کاری ملی بداخل کشور بدست خود ملت نه دزسخن که بلکه در عمل ونشان دادن آن بملت سری بلند وسازش ناپذیر و چهره مستعد وتوانای خود را به نمایش بگذارد.پدری قاطع؛ مسلمان؛ بااراده؛ ناترس؛ شجاع؛ وارسته؛ مصمم ومتکی به ارزش های اسلامی و ملی پرچم پراهتزازی را بر فرازای کوه های بلند این کشور به اهتزاز در آورد. پدر مهربان رنجدیده ورنج کشیده؛ پدری نیرومند که دربازارسیاست وکیاست درمقابل از خود وبیگانه خواست مردم وملت را برخواست اجانب واقوام خود اولویت بدهد.پدری که بداند همسایه ها درامور داخلی ما بحدی گستاخ اند که بقول معروف: (سرمار را بمشت دشمن میکوبند). و راستای امور همسایگان فقط در این جولان است که بدست مردم ما دشمنان خودرا طعمه نیستی ونابودی بسازند وبدینسان کشور را کشتارگاه و مردم را گوسفندانِ سراغ میدارند وخود به برنامه ریزی های زراد خانه وی مصروف اند و: (مباد و نیاید آنروزیکه پالان دوز خیاطی کند).همسایه های نیرومند برشعله ور نگهداشتن زبانه های آتش درکشور ما ازجان مایه مینهند وهمواره برای روز مبادا ستون پنجم و وابسته گان خود را از قبل آماده ودرحال انتظار نگهمیدارند. نباید چنین نتیجه گرفت که نگارنده بدفاع از اجنبی اجنبی دیگر را ارج مینهم؛ عقیده دارم که مع الاسف هیچ همسایه ی نیرومندی که حق همسایگی وهمجواری وبرادری را رعایت کرده باشد دراطراف کشورما موجودیت نداشته است.وعلاوتا بیشتر دست درازیها وادامه جنگ های داخلی وتشدید ناامنی ها زیرسر همسایگان ماقراردارد؛ وتجربه سه دهه جنگ وتجاوزات درکشورما نشان داده است که اگر به تعداد انگشت شمار روزهای را مردم مابدون دغدغه وپریشانی خواستند که بگذرانند سیل سرازیر نمون مهاجرین آنهم توام باضرب وشتم های بیرون رانی هرنوع لذت خوشی وخوشبینی را ازملت ما گرفته است. دریک چنین برهه از تاریخ نیاز ملی به راد مردی بزرگ اندیش؛ آزاد ومستقل است که واجد شرایط وخصایای نظامی وسیاسیش بشرح ذیل باشد:آبراهام لینکلن شانزدهمین رئیس جمهور امریکا ازسال (1861- 1865)پسر یک کفاشی که در اولین روزی که میخواست نطق خودرا در مجلس سنای امریکا ایراد بدارد؛ ازجانب اشراف زاده برایش گفته شد که: (هرچند درحال حاضر رئیس جمهور ماهستید ولی فراموش نکیند که باپدر خود به درب منزل ما مراجعه میکردید تاکفش های خانواده مارا تعمیر بکنید).واو در جواب گفت؛ سپاسدارم که درچنین روزی مرا بیاد پدرم انداختید؛ پدرم هنرمندی ماهر بود که من نمیتوانم از او پیشی بگیرم ورئیس جمهور بزرگی باشم، اما اگرکفش های دست دوز پدرم سبب آزار پاهای تان میشود؛ منهم میتوانم حد اقل کفش های تانرا تعمیر کنم؛ وبابیان این سخنان سکوتی را در مجلس سنای امریکا حاکم ساخت.او در 23 دسامبر سال 1862 باصدور اعلامیه آزادی سبب رهائی بیش از چهار میلیون برده شد.و در 14 آوریل سال 1965 تنها چند روز پس از ختم جنگ های داخلی درشهر واشنگتن مورد اصابت مرمی جان ویلکس بوث قرارگرفت وبهلاکت رسید؛ تاریخ امریکا و تاریخ جهان نمیتواند خدمات این قهرمان مرد را برای امریکا وبرای آزادی برده داری نادیده بگیرد ویافراموش کند وخدمات او به امریکا در تاریخ این کشور بینظیر بحساب میآید). (جان اف کندی سی وپنجمین رئیس جمهور امریکا ازسال 1961 – 1964) (وقتی قایق او در 2 آگست 1943 توسط یک ناو جاپانی نابودشد ودراین حادثه پشت او که از قبل جراحت برداشته بود بیشتر سبب آزارش را فراهم نمود؛ بااین وجود یک مرد زخمی را بدوش کشید وسه مایل (شاید که 12 هزار متر بشود) در اقیانوس شناکرد تابه جزیره رسید.کندی پس از جنگ جهانی دوم پا بعرصه سیاست گذاشت ودرماه ژانویه سال 1961 بصفت رئیس جمهور امریکا سوگند یادنمود وتالحظه مرگ براساس همان شعار معروفش که: (بگوئید چه میتوانید بکشورتان بکنید؟ نگوئید که کشور چه میتواند برشما بکند) اهداف صلح پرورانه ومترقی را خاصتا علیه جنگ وتشکیل سپاه صلح روی دست داشت؛ هرچند ترور نابهنگام او مجال رسیدن به آرزوهایش را برایش نداد؛ اما نام نیک خدمتگذاری برای بشریت را درچوکات ایجاد فضای صلح برایش بیادگارگذاشت.(جنرال دوگل فرانسوی (شارل آندره ماری دوگل) مرد نظم وتصمیم مردیکه باخوی نظامیگیری کوله بارسیاست رانیز بدوش کشید وطوری باحرکات برنامه ریزی شده هم جلونفوذکمونیست هارا که شعارمیدادند(فاشیسم نمی ماند) برهم زد وهم در ایجاد نظم و آرامش مردم درفرانسه گاهی باپوشیدن لباس نظامی امنیت را بفرانسه برگرداند وزمانی دیگر با توسل به عقل؛ سیاست وثبات را. فرانسه دربحرانی ترین سال های تاریخش که از سال 1940 آغاز وتا سال 1958 ادامه داشت بدون شک اگر برگشت مجدد دوگل درعرصه نظامی گیری وسیاست وپذیرش مسئولیت را عهده دار نمیشد چه بسا که ده ها سال دیگر کشور وملت فرانسه بخاطر تجاوز بخاک الجزایر درگیر کشت وکشتار قرارمیگرفتند. جنرال دوگل گاهی با تهدید امنیت و آرامش راستون بندی نمود وزمانی دیگر با شکست درمقابل برنامه ریزی های سیاسی به استعفاء متوسل شد تاچهره ماندگار وتاریخی وراد مردی قهرمان دربین مردم فرانسه باقی بماند هر چند کم وکاستی ها وشکست پذیری های دربرنامه های او جلو راهش را میگرفت اما درنهایت فرانسه را از آستانه سقوط وآنارشیستی کامل نجات وبسوی دموکراسی عنان زندگی مردم فرانسه را رهبری وراهنمائی کرد). ملت مسلمان ما باشناخت وروان شناسی که از بزرگان خود دارند متقاضی آن نیستند که آبراهام لینکلن ثانی درکشورما بروزنماید وبرچیدن بساط وابسته گی وخط پایان جنگ را حاکم بسازد؛ اما آرزومندی آنرا دارند که بیشتر ازین بوسعت برده داری نوین وزیر دست بیگانه بودن دامن زده نشود. مردم قهرمان ما انتظار ندارند تا جان اف کندی پیداشود و باپشتی مجروح؛ مجروح بدتری را باخود بساحل نجات برساند؛ اماخواستار آن هستند که بند وبساط کشتاربدست بیگانه وعوامل بیگانگان بس وبسنده گردد وبیگانگان بخاطر بقاء خود برشدت جنگ افروزی دامن نزنند. حد اقل انتظار مردم ما داشتن جنرال دوگل است که بتواند کشوروملت را ازسقوط حتمی و فاشیستی مطلق که درسرنوشت آنها حاکم شده است برهاند؛ جنرال دوگلی باشد آمیخته باشکست وپیروزی باپسروی وپیشروی. ملت در آرزوی قیام مردی است که بجای اشخاص معروف خارجی که بقول شاعر (شیرین دهن بگفته حلوا نمیشود) قد علم کند وکسوت ومیراث وعادت ومرض مزدوری را ازنهاد واندیشه وتن زمامدار بدور سازد انتظار میکشند. ملت به شاروی شار تاخته؛ به مادر مادرها وخواهر قلندرها؛ وبه پهلوان ننه و پهلوان سر دیگ آش به مردی که افکارش بزور پیچکاری بیگانه گردش کند وپاهایش به عصای بادار وفرماندار اجانب راه رود نه نویسنده ونه سخنران باشد؛ نه متخصص ونه تحصیلات بالای داشته باشد وتنها هنر بی هنریش در این باشدکه مزدور بیگانه باشد وبرآماجگاه امواج قبیله پرستی اوجنای پروازش را توسعه دهد و بر قالیچه مراد و به همت باد برفضای کشور به گردش به پردازد ضرورتی احساس نمیکند. واگر براین اساس بی اساس کشوری در حال پیشرفت قرارمیداشت؛ هم اکنون مردم ماگوی سبقت را از همه ملت ها ربوده وباید که به فضا زندگی مینمودند نه در این خراب آباد جنجال برانگیز قبیله بازی وقبیله برتری وبرچماق زور بیگانه حاکم بر مقدرات ملی شدند.گره بباد مزن گرچه بر مراد رودکه این سخن به مثل مور باسلیمان گفت. مردم میخواهند رئیس دولتی داشته باشند که سیطره اندیشه اش برخاسته وناشی از افکار عموم میهنی نشئت گرفته باشد؛ مسلمان باشد وتقوی داشته باشد و برعملکرد خود خداراحاضر وناظر بداند ودرپیشگاه مردم مسئولیت داشته باشد ومزایای زندگی را بین همه اقوام بصورت عادلانه ومساویانه تقسیم بدارد؛ نه اینکه همچون رنده درودگران بیکطرف سوق دهد ویاهمچون تیشه بمنفعت خود جمع بدارد.ملت در آرزوی داشتن افغانستان سربلند و سرفراز چشم امید را درقامت هموطنی دوخته است که درچشم انداز وسیع سیاسی به باورهای ملی مردمی عقیده داشته باشد. هرچند یافتن وداشتن چنین راد مردی برمردم ما خواب وخیال هم باشد؛ آرزوی آنرا دارند که پیشقراول ملت شجاع ما شیرشرزه ی باشد نه روباه مکار. ناصح از آرزو مکن عیبم نوراحمد رجاء13 -12- 1387 این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید
|
| آخرین به روز رسانی در يكشنبه ، 6 ارديبهشت 1388 ، 18:08 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران











