Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
سیســتم فــدرال تضمینــی بــرای تمــامیت ارضــی و PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط امان معاشر، خبرنگار آزاد   
دوشنبه ، 24 مرداد 1390 ، 12:58

امان معاشر، خبرنگار آزادسیســتم فــدرال تضمینــی بــرای تمــامیت ارضــی و بــرون رفت از بهـُــران موجــود شــیوه هــای انســـجام بهتــر امــور در وجــود حــکومت هــای فــدرالیست.
 فدرالیسم یعنی یک ساختارو حکومتی است در یک ساحه ی تحت حاکمیت قوانین مربوط به حوزه را تدوین و آنرا در عمل پیاده میکند. که وحدت و یگانگی را بر شالوده تفاهم با دولت مرکزی و رضایت خاطر مردم محل بر قرار میسازد." در دنیای امروز، بطور رسمی بیست کشور فدرال وجود دارند که قریب به نیمی از جمعیت جهان را تشکیل میدهند و در ساحه حاکمیت خود یعنی فدرال استقلال دارد.

بعنوان مثال، در اسپانیا، به مناطق ناوارا (Navara) و باسک، قدرت و ضع و مصرف مالیاتی بیش از آنچه که به مناطق خود مختار داده میشود، تفویض شده است. و یا، به ایالت های کاتا لونی و گالیسیا، در مورد فرهنگ وزبان و آموزش، اختیارات ویژه ای داده شده است. بهمین نحو، در کانادا، ایالت کبک (Quebec) برای حفظ و پیشبرد فرهنگ زبان فرانسه، از اختیارات خاصی بر خوردار است. در آلمان فدرال، سه شهر برلین، برمن و هامبورگ یا دولت- شهر Lander تلقی میشوند، حال آنکه بقیه شهرها تابع سیزده منطقه Lander هستند. یا مثلا در چین به بندر هنگ کنگ، وضعیت سیاسی و حقوقی ویژهای تفویض شده است.

یک حکومت فدراتیو،ضمن پخش قدرت سیاسی بشکل عمودی، هم از جامعیت قدرت مرکزی و هم از هویت وجامعیت ایالتها که مولفه های آن هستند، دفاع کرده وبه هریک از آنها قدرت واختیارات لازم برای حل مشکلات کشور را از طریق هم آهنگی باهم میدهد و شهروندان را در ارتباط نزدیکتری با تصمیم گیریها قرار میدهد."

در روز تجلیل از زبان مادری در خانه فرهنگی مولانا شهر ونکوور کانادا شاعر زوالسانین زبانهای اوزبیکی و فارسی با تالم و تاسف اظهار نمودند که او نتوانسته است فرزندانش را زبان اوزبیکی یاد بدهد که توسط آن فرهنگ و تاریخ خود را حفظ میکرد. نویسنده مشهور کشور ما که به زبان پشتو می نویسند به جز چند کلیمه تبریکی نتوانستند که به زبان پشتو سخن برانند و یک برادر ما که داننده ی مولانا است نتواست به لهجه ی هزاره گی خود در روز بزرگداشت از زبان مادری صحبت کند. در همان روزنویسنده و تحلیلگر سیاسی محترم انجینیر فضل احمد افغان طی صحبتی مبسوطی زبان مادری را به شاخه گل تشبح کردند که در گلدان پروریش یابد. اگر آن پروریش نیابد گل خشک میشود و گلدان باقی می ماند و در داخل گلدان کسی دیگری گل خواهند شاند. در کشور ما در سده اخیر پولهای هنگفت از طرف حکومت مصرف شد تا زبان پشتو سراسری شود.من بیاد دارم دربعضی محلات افغانستان نامهای قدیمه داشت که هر کدام از خود تاریخ دارد به زبان پشتو تغییر دادند مثلآ در قریه ی جوی زندان سمنگان که نود فیصد اوزبیک نشین است نام قریه را از جوی زندان به ژوی ژوندون تغییر داده و در آنجا مکتب به زبان پشتو ساختند و معلمان محترم از مشرقی جنوبی مقرر کردند. دها سال به زبان پشتو برای اطفال اوزبیکها تدریس کردند و در جریان تدریرس به گونه های مختلف زبان اوزبیکی را توهین و تحقیر می نمودند بیاد دارم روزی معلم صاحب مضمون پشتو ما که سید عمر خان نام داشتند در صفت یک فکاهی گفتند که چنین بود(روزی شاگرد از معلم اجازه گرفت و برای رفع حاجت(تشناب) رفت بعد از مدتی معلم شاگرد دیگری فرستاد تا بداند که او چرا در تشناب رفته است شاگرد که به تعقیب ان رفته بود گفت معلیم صاحب احمد در تشناب اوزبیکی میگفت) ما خندیدیم و بعدآ پی بردیم معلم صاحب زبان اوزبیکی را با... در حالت تشناب برابر کرده بودند. با چنان بی حرمتی معلم صاحبان پشتو نمی توانستند زبان پشتو را بر دیگران محبوب بقبولانند. در نتیجه با سویه ی پایین از آن مکتب شاگردان فارغ، شامل متوسطه در مرکز میشدند و سواد کافی و لازم را فرا نمی گرفتند.

باگذشت زمان آن قریه بنام های اصلی اش جوی زندان دو باره مسما شد و یگان کس که حتی کمی به زبان پشتو حرف بزند در آن قریه نیست.. مثل آنکه رفیقای خلقی ما شهر جلال آباد را تلون شهر نام گذاشتند و برادران جمعت ما نام شهر حیرتان را به نام شهر جنرال مؤمن نامگذاری کردند. چون این نامها تحمیلی گذاشته شده بود عمومی نشده دیری نگذشته هر کدام این شهر ها که از خود تاریخ داشت به نامهای اصلی شان برگشت.

با جبر و ظلم نمیتوان اندیشه ی را بر کسی قبولاند. این معضله از مدت ها در کشور ما موجود و در طی سی سال گذشته اوج گرفته است. من که در کانادا زندگی دارم، کانادا تا قبل از فدرالی شدنش مدت هفت سال جنگهای خانماسوز ملیتی انگیسی زبان و فرانسوی زبان را گذشتاند. بعدار تاسیس حکومت فدرال هر یک ار ایالت آزدی اقتصادی، زبانی و فرهنگی منطقوی خود را گرفتند و آنرا به قانون اساسی فدارال کانادا گنجانیدند.و در مدت کم کشور خود را به آرامی، ترقی و شگوفایی رسانیدند.

 کشور ما افغانستان از قدیم ها به سمت مزاری های،مشرقی ها کابلی و غیره تقسیم تقسیم بودند خصلت و روش متفاوت انها را از سمت تشخیص میکردند. مثلآ تهدید به یک مزاری تعرض به مزاری ها حساب میشد. انتقاد بر یک قنداری بر همه قنداری ها برمیخورد.

 برای همه معلوم گروپ طالبان متشکل از هموطنان پشتون نشین ما استند آنها هم حق دارند مطابق به خواسهای اکثریت شان جامعه ی بسازند و در این راه همه روزه قربانی میدهند. چرا حکومت خواست های انها را نادیده گرفته با تفنگ جواب میدهد.امروز همه در افغانستان به بالغیت سیاسی خود رسیده است و میدانند چه کنند. به هیچ وجه نمیتوان هرآنچه طالب میخواهد بر مردم سمت شمال تطبیق کرد و هر آنچه مردم سمت شمال خواهند بر طالبان تطبیق کرد.به گفته وطنی خون آنها را به دیگ انداخته جوش بدهیم یکجا نمی شود.

 و به همین اساس ذعیم های بزرگ ملی ما مرحوم (بابه)عبدالعلی مزاری بابای هموطنان هزاره ی ما، جنرال عبدالرشید دوستم رهبر ملیتهای ترکیتبار کشور ما همرا با همنظرانشان همچو لطیف پدرام چهره شناخته شده ی کشور ما که هر کدام از جمعت های بزرگی نیز نمایندگی دارند سیستم فدرال را تضمینی برای تمامیت ارضی و تصاوی حقوق ملیتهای کشور ما دانستندو راه برون رفت از بحران موجوده را تنها در حکومت فدرال میدانند. پس باید همه همنظر به راه تشکیل فدرال بی اندیشیم و جامعه آسوده و مرفع را به حواست و خواهش خود بسازیم.

امان معاشر، خبرنگار آزاد

 

منابع استفاده شده:

. www.achq.org/fedreal/federalism%20hidayet

 www.khorasanzameen.net/php/read.php?

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • پروانی
    سلام
    آقای معاشر اول نوشتن بیاموز باز بنویس.
    ثانیا دو سطر اول خود را که با رنگ درشت و بزرگتر نوشته ای د بخوانید و درک کنید که چه بی مفهوم و نا منسجم نوشته اید. در ضمن, بحران با ح نوشته میشود نه با ه.
    من با شما در باره فدرالیزم بحث سیاسی نمیکنم ولی اینقدر خدمت عالیقدر عرض میکنم که اگر اساسات این فدرالی زم تان را اشخاصی مانند بابا مزاری, بابا دوستم و بابا پدرام گذاشته باشند, میتوان اطمینان داشت که این بار کج هرگز به منزل نخواهد رسید.
    متشکرم
    پروانی
  • kabuliwala
    نواسه بابا مزاری
    لطفآ سواد را بیا موزید ،
    بهران - بحران بوده وتصاوی نیز تساوی است که ازمساوات میا ی د.
    اول سواد آموختن بعدآ حرف های به اندازه دهن تان
    بجه خاله کارمل و نواسه مزاری منفورترین های انسان یت ...
    کابلی والا ازهندوستان
  • ناشناس




    جناب امان معاشر خبرنگار آزاد !

    نوشته ای شما در مورد بیرون رفت از بحران موجود در افغانستان از دیدگا ه ما به چند دلیل غیر موجه جلوه میکند. هرچند شما به حیث یک خبرنگار آزاد قضاوت میکنید و بنابرآن برای ب یان نقطه نظر های خود مثل بعضی از سیاستمداران و احزاب قدرت طلب آزاد هستید ... نقطه نظرات ما ازین قرا ر است.

    1 ــ فدرالیزم در اسپانیا، کانادا، امریکا، هند، پاکستان و در اقصی نقاط جهان نه چنانکه شما فرم وده اید. بلکه ساختدار های حکومتی دیگر در جهان هم دارای نارسایی بخود است. هسپانیه مشکلات اقتصادی فر اوان دارد. هم اکنون گروه های جدایی طلب علیه حکومت مرکزی به مبارزه مسلحانه مبادرت میورزند. و در اتحاد یه اروپا در قطار یونان و بلجیم قرار دارد که مشکلات اقتصادی خود را مرفوع کرده نمیتوانند و در سیستم ه ای حکومتی دیگرهم هر از گاهی مشکلات اقتصادی و اجتماعی بروز میکند. از طرف دیگر هر سیستم حکومتی در جها ن بر اساس فرهنگ خاص اجتماعی و سیاسی میتواند مدتی پایدار باشد ولی تقریبا در هیچ جای جهان حکومت ها نم یتوانند به آنچه میگویند عمل نمایند. شما در هیچ نقطۀ دنیا نمیتوانید فدرالیزم را با شرایطی اقتصادی ـ اجتماعی و سیاسی که افغانستان دارد نشان دهید. بنا برآن گرفتن تیوری و رفتن روی فرضیات بخاطر اثبات ادع ا ها نباید خارج از حقایق علمی و تاریخی باشد.

    2 ــ مثالهایکه شما برای تثبیت اندیشه خود مینی بر حل ب حران کشور آورده اید از جمله مسله زبان ها و توضیحاتی در مورد چربیدن یکزبان بالای زبانهای چندگانۀ کشور ؛ پایه و اساسی برای حل بحران ندارد. بر علاوه منابعی را که در اخیر نوشتۀ خود موخذ داده اید را نمیشود اعتباری برای حل بحرانهای سیاسی و اقتصادی به حساب اورد. زیرا فدرالیزم نه بخاطر مسلۀ زبان و نه بخاطر خواست یک حزب و یا جمیعت کوچکی از بدنه ای یک ملت بوجود میاید. و همچنین خواست اقلیت دلیلی برای تبدیل ن ظام شده نمیتواند. چنانکه شما صریحن در عنوان مطلب خود این مسله را ضامن تمامیت ارضی افغانستان یاد کرده اید این بهانه زیادتر از نیل به فدرالیزم به نام های چون خراسان، اریانا، هزارستان و ... تجزیه افغان ستان را به چند پارچه تعقیب میکند که توسط چند اجینت و جیره خوار بیگانگان اخیرا در سایت های انترنتی خ ارج افغانستان تبلیغ میشود. زبان مادری هزاره ها هم فارسی دری است و دلیلی ندارد که در روز زبان مادری یک هزارگی لهجه اش را برای معرفی مولانای بلخی زیادتر از چیزیکه به فهم حضار باشد تغیر میداد. بعد این که هیچ کس انکار نمیکند که فایشیزم بحیث یک وسیله همواره در سیستم های حاکمیت پرورش یافته و برای حفظ و بقاء این حکومت ها فعالیت میکرده اند. شما نوشته اید پشتونها ( نه حکام دولتی) زبان ازبکی و یا احیانن فارسی دری را توهین میکردند... حالا این میشود دلیلی برای تغیر یک سیستم حکومتی شود؟ برای هر تغیر سیست م حکومتی خواست و حرکت ملت ضرور است نه عضو پارلمان فرمایشی و یا چند معلم و یا افسر...

    3 ــ جنگسالار انی چون عبدالعلی مزاری، عبدالرشید دوستم و همچنان لطیف پدرام یا آنانیکه در میان مردم از صبغۀ رهبریت ب رخوردار نیستند وملت افغانستان طی تقریبا نیم قرن اخیر بزرگترین جفا را از آنان دیده اند هیچگاهی نمیتو انند در تغیر سیستم حکومتی ابراز نظر نمایند و این تغیرات باید وسیعا به خواست و رهبری مردم وبا موجودیت دولتی سکولار صورت گیرد.. و یگانه راه بیرون رفت از بحران های که شما یاد کرده اید کوتاه کردن دست این جنایتکاران از سرنوشت ملت و به محاکمه کشاندن همه مجرمان جنگی و خلع سلاح گروهک های مافیایی و ضبظ دارای ی ها نامشروع انان است.

    4 ــ شاید یگانه حکومت فدرالی در جهان اسلام پاکستان باشد که به خواست انگلیس ها در نیمه قرن بیستم از پیکره شبه قاره هند به منظور یک ماشین جنگ افروزی در جنوب آسیا بوجود آمد. من ن میخواهم زیادتر ازین چیزی در بارۀ پاکستان بگویم ولی اگر افغانستان میخواهد حکومت فدرالی چون پاکستان دا شته باشد هزار مرتبه هر دیکتاتوری در افغانستان بهتر خواهد بود.

    5 ــ شما طالبان را تنها مربوط به بر ادران پشتون ما میدانید. نمیدانم با کدام احصایۀ معتبر ثابت ساخته اید که آنان بتوانند بدون کمک های بزر گ سازمان های مافیایی مواد مخدره، پاکستان، عربستان و ایران اضافه از ده سال به مقابل امریکا و انگلیس و پیمان ناتو بجنگند و آنان را به چالش بکشند. بنا برآن طالبان جمیعتی از نیرو های اجیر ملیت های مختلف از عرب گرفته تا عحم، از پشتون گرفته تا تاجیک، ازبک ، ترکمن و عرب است که پاتوق شان در مناطق پشتون نشی ن این طرف و آنطرف سرحدات جنوبی افغانستان است.

    6 ـ نوشته شما وسیعا ویرایش شده زیرا آنقدر به عجله و احساسات نوشته بودید که در مواردی مقصود شما را بر اورده نمیساخت.


  • ناشناس
    اقای معاشر!
    از بی حرمتی که راجع به زبان شیرین برادران اوزبک ما شده بود متاثر شدم. باید عرض کنم که همچو بی حرمتی ها بادیگر ملیت های وطن ما نیز صورت گرفته است. چنانچه برادران پشتون ما را به نامهای خر، جاهل، اوغو و زبان پشتو رازبان دوزخ میگفتند.و هنوز هم بعضی حیوان صفت ها همین بی حرمتی را میکنند و کل مات فاشیست و قبیله گرا را نیز بر آن علاوه کرده اند. برادران هزاره ما رابه نام های یاد میکردند که انس ان از ذکر آن خجالت میکشد. حتی از بی حرمتی به باشنده گان مناطق مختلف وطن ما هم دریغ نکرده اند. بنام ه ای نجرابی، پنجشیری، چهاریکاری، لغمانی، لوگری، وردکی، پغمانی، قنداری و هراتی چیزهای گفته اند که قلم ا ز ذکر آن عاجز است.این همه بی حرمتی ها بخاطر تفرقه اندازی در بین ملیت های برادر وطن ما بوده واز کم دا نشی مردم ما استفاده شده است. حکام افغانستان تا امروز و اشخاص خود فروخته و خائین به وطن ازین بی حرمتی ها استفاده کرده اند.
    اقای خبرنگار آزاد!
    شما که خود را روشنفکر می گوید، آنقدر در تعصب قومی غرق است ید که از دیدن حقایق عاجز می باشید. خداوند برای تان صحت نصیب کند و ازین جهالت نجات یابید.
  • ناشناس

    دیپلوم انجینیر عبدالعزیز اویانی

    سلام و احترام به خبر نگار مجرب و با استعداد ما، امان معاشر! خیلی مضمون مهمی را تهیه و ارائه کرده اید. پخش و نشر ازین قبیل موضوعات، نقش بسیار مهم و ضروری را در امر آ گاهی و بیداری مردم و بویژه، جوانان ما، دارد. من که یک فرد تخنیکی ام( در بخش ساختمانی خوانده ام والان کار دارم)، توان درست نوشتن را ندارم. از شـما وهمه نویسنده گان و خبرگان توقع دارم، امید می برم تا وق ت ( گرچه بسیار قیمتی است) پیداکرده، زحمت های فراوارنی را قبول نموده، برای آگاهی و بیداری، خود شناسی و هویت شناسی ای مردم مظلوم وتحت ستم سرزمین بومی ای ما( که قرن هاست به آن نام"افغانستان" تحمی ل شده)، بنویسید و بگوئید! دقت کنید! من به خود افغان میگویم واشک میریزم و خورد می شوم(باور کنید!)، چو ن میدانم که من افغان - اوغان -پشتون نی ام. میدانم که به من گفته شده: "تو افغان هستی"، و من م انند طوطی گک خوش زبان همیشه و با افتخار میگویم، افغانم ( اوغانم - پشتونم )، وآن فرمایش گر، دستم را م ی مالد و میگوید آفرین افغان بچه ام و در پشت سر، دارد زهر آگین شیر خند می زند. این ظلم تاریخی ( هویت کشی و مدنیت کشی ) نهایت تلخ و درد آور است. اگر مناری، مانند منار جام در خوست ( بگونهء مثال) وجود می داشت، از آن ساحه، منطقهء توریزم( یقین داشته باشید)،ساخته میشد، و اما منار جام ( تاریخ مدنیت بومی های سرزمین ما) در حال افتیدن است و حکمران افغان، گویا نمی بیند. و همچنان در مورد بنا های تاریخی و باستا نی ای ما - بت های بامیان باستان. من افغان نیستم، من تبعهء کشوری ام که "افغانستان" نام دارد، که من قطعآ موافق به این نام سرزمینم نیستم! چون نام "افغانستان" بر سرزمین من غیر قانونی و غیر منطقی، نهاده شده، برای شخص من رسـمیت ندارد. بسیار افسوس که خداوند بر حق مارحم نکرده، انسان های با ا ستعداد و بدرد خور مارا از کشور ما بدور انداخته. امروز در سرزمین ما وقت حساس برای کار در راه از زیر پ ا کشیدن هویت و مدنیت بومی ای من و ما است! مردم و بویژه جوانان ما باید و باید بیدار شوند. بیداد گری ر ابس ! خداوند شـمارا صحت و منزلت علمی و دانائی دهد!!! با احتراماتم! afuk@i.ua

  • نیزک تاجیک


    درود وسلام برهمه بخصوص طرفداران نظام فدرال .آقایان نظام فدرال در سرزمین ساخته میشود که سران اقوام وس یاسیون آن سرزمین باور به نظامونظم داشته باشند .آقایان من تعجب می کنم که شما ها از همان سرزمین هستید و با تمام سران قوم وقبیله اشنا هستید و نمیدانید که در این کشور نه آدمی است که از سیاست چیزی بداند ،ن ه از دین و نه از دموکراسی در این سرزمین همه کاره میدان سران قوم اوغان اند این شخصیت ها نه به دموکراس ی باور دارند ،نه به مردم سلاری ،نه به حقوق شهروندی ونه هم به ساختن دولت ملت . حالا پرسش من این است ک ه شما با چنین قبیله و جریانهای نازیستی و رهبران چون روستار ترکی ، اسعل یون ،رفیع و احدی واحزابی چون خلقی "سوری" و حزب گلبیدنی و طالبانی و دانش و تعبر وتفسیر آنها از دین وسیاست و دولت وملت چطور می توانید نظام بسازید آنهم نظام فدرال نظام که ضامن شریک شدن وصهیم شدن تمام اقوام وتمام مردم در سیاس ت وتصمیم گیری های کلان حکومت است .
    پاسخ من به این پرسش چنین است که هر گیز با این طایفه واین قبیله و چنین احساس خود خواهی و برتری جوی و باور به نظام استبدادی و ساختن ملت زورکی یعنی با جبر واستکبار حتی با بیرون نمودن اقوام این سرزمین و آواره نمودن افراد واشخاص دموکرات این حرف های روستار ترکی و حلقه ا وغان نازی هستند مستند وبا مدرک در سایت ها وآرشف بی بی سی قابل دست رسی . نمی شود نظام ساخت هیچ نو نظا می !!! چون اینها با دروغ وجعل وجیل ثباث حکومت تک قومی وقبیله ای را ساخته و در بی نظمی حکومت شان رایا فته اند ، باور اینها در استحکام نظام اوغانی شان در همین بی نظمی و هرج مرج است .
    پیشنهاد من به تمام ش ما عزیزان که برای مردم این سرزمین می اندیشید فقط و فقط جدا زیستن و تجزیه این سرزمین است . بیاید به ش عار های دروغین و سخنان که خود را دانسته می فریبیم خاتمه بدهم بیاید حقیقت ها را به اساس و اقعیت بنگری م و گام های استوار برای رسیدن به امنیت ،ارامی ،حقوق شهر وندی و شگوفای سرزمین مان برداریم . بیاید به عوض حرفهای واهی وبی ریشه( وحدت و مصالحه ونمیدانم حرف های که هرگز بدرد بخور و مرحم درد ما ومردم ما نی ستند) بگذریم
    بیاید روی تجزیه این سرزمین بی اندیشم و خود را ومردم خود را فریب ندهیم و آینده مردم ونسل این سرزمین را به بازی نگریم .
    من فکر می کنم جز تجزیه هیچ راه برای آوردن ثبات و آبادانی نمانده است .
    از فدرال خواهان خواهش می کنم اگر کاری خیر از دست شان بر میاید در راه تجزیه صرف نمایند.
    با احترام به عموم هم وطنان نیزک تاجیک
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 56 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.