Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
دیدگاه های اساسی (ففتا) در رابطه با لویه جرگۀ قریب الوقوع در افغانستان PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط شورای رهبری فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان (ففتا)   
پنجشنبه ، 27 اسفند 1388 ، 07:19

دیدگاه های اساسی (ففتا) در رابطه با لویه جرگۀ قریب الوقوع در افغانستانلــویــه جــرگــه یــا ســلاح تــرور ارادۀ مــردم

بعداز گذشت سه دهه جنگ و قربانی های عظیمی که مردم بیچارۀ افغانستان در جریان آن متحمل گردیده اند، باز هم دیده میشود که برعکس مضمون ومحتوای متحول این جنگ ها که در هر مقطعی با اهداف خاصی به پیش میرود، و گردانندگان آن با محاسبۀ اهداف تکتیکی وستراتیژیکی مورد نیاز خود به آن عمل مینمایند،

 

تلاش ها درعرصه های ملی و بین المللی، جهت خاتمه بخشیدن به این جنگ خانمانسوز، از حدود همان مراحل ابتدایی و متکی به شیوه های غیر عملی گذشته ها، همانند تدویر کنفرانس های فرمایشی، ایجاد شورا های نمایشی و انعقاد لویه جرگه های عوام فریبانه وامثالهم عدول نکرده، و کار هاییکه تحت نام صلح ومصالحه مورد مراجعه قرار میگیرند، همه وهمه ابزاری اند که از نام صلح و خاتمه دهی به جنگ ها، به نفع انکشاف و توسعۀ جنگ ها به خاطر نفوذ بیشتر قومی و زبانی در مناسبات سیاسی بکار گرفته میشوند که بُعد داخلی و خارجی آنرا میتوان به شرح ذیل مطالعه نمود:

بعد خارجی واساسی این بازی ها که با اراده وخواست گردانندگان بین المللی جنگ ها راه اندازی و به پیش برده میشود، بخشی ازآن بازی های بزرگ جهانی است که، با داد وستد قدرت های بزرگ در بازار توزیع وتقسیم منافع مرتبط بوده، و هر روزی هم مانور جدیدی ابداع میشود، و رسالت این مانور ها تداوم جنگ و افزودن به پیچیدگی اوضاع است وبس، که بحث کنونی ما را در رابطه با آنها همین یک اشاره کافیست وسخن گفتن بیش از این هم زاید.

اما در بعد داخلی بازی جنگ و صلح، هر روز تکتیک های تازه با محتویات کهنه کار بندی شده، و مورد استفاده واقع میشود که دایما، بر سنت های تکراری قبیلوی، چون تدویرلویه جرگه ها و انجام معاملات آشکار و پنهان با رؤسای قبایل، تشدید تضاد ها در میان اقوام وملیت های مختلف به شیوه های مختلف تکیه شده و شایع ترین راهبرد، در سیاست گذاری های مجموع تاریخ معاصر افغانستان، خصوصاً سه دهۀ اخیر آن محسوب میشود که سیاست گزاران قبایلی اعم از راست، چپ ومیانه، در نهایت بی ارادگی و اجبار اطاعت از اوامر مراجع فرماندهندۀ بیرونی خود بدانها متوسل گردیده، علل اصلی و اهداف حقیقی این جنگ ها را در پشت پرده های تاریک این صلح طلبی های کاذب پنهان مینمایند.

 

لویه جرگه ها معمول ترین حربه و سلاح حاکمیت های قبایلی وحامیان بیرونی ایشان، در عرصۀ سیاسی کشور از زمانه های دور تا امروز است که ماهیت فرسودۀ استبدادی وعوامفریبانۀ آن بر هیچ کسی پوشیده نیست. که از طریق آن، ارادۀ سردمداران مستبد قبایلی و دیگرمعامله گران مغرض، بجای ارادۀ مردم مظلوم و بیدفاع، وارد میدان شده و از نام مردم، بر حق مردم مظالم بی حد و حصری هم در دوران صلح وهم در زمان جنگ، جاری ساخته میشود که هیچ یک از فیصله ها وعملکرد منشعب از آن فیصله ها، با معیار و اساسات جامعه مدنی و مشارکت واقعی اقوام کوچکترین انطباقی ندارد.

 

مروری به تاریخچۀ لویه جرگه بازی در افغانستان، به وضوح نشاندهندۀ این حقیقت است که:

 

- اولاً مفکورۀ تدویر لویه جرگه ها بعداز قومی شدن حکومات افغانستان، هیچگاهی منشعب از خواست و ارادۀ کافه اقوام نبوده، بلکه همیشه با خواست وارادۀ زمامداران حاکم برای حفظ و تداوم قدرت انحصاری خود طراحی و زمینه سازی میگردد.

 

- ثانیاً افراد واشخاص اشتراک کننده درین لویه جرگه ها، هیچگاهی برای تعمیل اراده مردم کاری انجام نداده، بلکه اکثریت مطلق ایشان آن سران بیدادگر قبایلی اند که، همیشه جوامع زیر کنترول خود را در قفس مناسبات قبیلوی اسیر نگهداشته وهر نوعی تغیر وتحول مثبت در زندگی ایشان را بدعت وانحراف به شمار می آورند ویا آن متنفذین قومی اند که اشتراک در لویه جرگه را یک منبع اعتبار شخصی و عاید خانوادگی تلقی مینمایند.

 

- ثالثاً این لویه جرگه ها دایماً بنابه خواست وارادۀ سران قبایل حاکم درکشور دایرگردیده و نقش وسهم دیگراقوام و ملیت های ساکن این سرزمین کاملاً سمبولیک وحتی هیچ بوده، وحضور آنها متناسب با شعاع وجودی ایشان همیشه منتفی است.

 

- رابعاً هدف تدویر لویه جرگه ها همیشه پیدا نمودن راه حل برای مشکل حاکمیت هاست تا از مردم ومحکومین.

 

خامساً- پول وقدرت عنصر تعین کننده در کار لویه جرگه ها بوده، هر آنکسی که پول وقدرت بیشتر دارد، صلاحییت بیشتری راهم در چگونگی تصمیم گیری ها دارا بوده وارادۀ آنها خود قانون وایجاد کنندۀ قانون است که از آن نمیتوان عدول کرد.

 

فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان، با در نظر داشت تجارب عملی و خصوصیات لویه جرگه ها، در جامعۀ کثیر الملیة افغانستان که، شمۀ از آنها فوقاً تذکر یافت، تدویر لویه جرگه ها را مغایر با نورم های پذیرفته شدۀ دموکراسی ومردم سالاری در کشور ما وجهان ارزیابی نموده، وراه اندازی آنهارا نوعی بازی تروریستی با مقدرات وسرنوشت مردم ما، از طریق اغوای ذهنیت جامعه، وتقویت روحیۀ برتری جویی، با اساس قرار دادن قرار داد های فرتوت ومنسوخ شدۀ قبایلی، درین شرایط پیچیده وبحرانی کشور، به شمار میآورد که، نتایج آن بازهم همانند گذشته چیزی بیش از یک مشت اراجیف، وچرندیات غیر عملی روی کاغذ، توأم با شصت، ویامهروامضای اشتراک کنندگان نخواهد بود که، همه وهمه ناشی از مستی پول وپلو روز های لویه جرگه بوده وهر گز در صحنۀ عمل پیاده نخواهد شد.

 

فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان تدویر لویه جرگه را در شرایط امروزی حیات کشور ما که، دولت وارگان های ثلاثۀ مقننه، اجرائیه وقضائیۀ آن، ولو که به شکل سمبولیک و نمایشی هم باشد، بازهم وجود دارد، نوعی توهین وبی حرمتی به دموکراسی ومردم سالاری ارزیابی نموده، ودر رابطه با نمایندگان سنا و پارلمان فعلی کشورکه منسوب به نمایندگی از رأی وارادۀ مردم اند، عملاً بی تفاوتی وتمسخر بحساب میآورد.

 

زیرا در کشوری که شورای ملی ومجلس سنا وجود داشته باشد ارجاع فیصله های حیاتی جامعه به هر مرجعی تحت هر نامی که باشد نوعی بازی مضحک با نام واعتبار آن مجاری قانونی وحقوقی است که در کشور وجود دارند.

 

فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان لویه جرگۀ آینده را یک سلاح اغفال و تحمیق مردم با هدف حفظ و تداوم قدرت سیاسی، از نام وعنوان صلح و آشتی در کشور ویران وجنگ زدۀ افغانستان به شمار آورده و فاقد هرگونه برنامه کلیدی و اساسی برای حل معضله افغانستان ارزیابی مینماید.

 

بناءً ما را باور به آنست که به عوض تلف نمودن بی جای امکانات مادی ومعنوی کشور، در راه ایجاد چنین نهاد های اغواکننده وتبلیغاتی، به اصل های اساسی وتجربه شدۀ اعمار جامعه مدنی و دموکراسی در جهان ومنطقه مراجعه نموده، و راهی را که منجر به حل دایمی مشکلات جامعۀ شود برای خود انتخاب نمایند.

 

راه حل مشکلات جامعه کثیرالملله افغانستان چون روز روشن بر همگان هویداست و همه میدانند که نسخۀ مؤثر در جهت علاج درد های مزمن این جامعۀ چندین هویتی وچندین کلتوری چیست، و در کجا نهفته است!! که مسلماً تغییر در نظام و غیر متمرکز ساختن قدرت، شرط اساسی و بستر مناسب حل بسیاری از منازعات داخلی که منوط به مشارکت واقعی و عادلانه نمایندگان همه اقوام براساس شعاع وجودیشان در تصمیمگیری ها بوده، و بدیهیست که منجر به ایجاد عدالت اجتماعی و استقرار جامعه مدنی میگردد.

 

ما باور کامل داریم که، تدویر لویه جرگۀ مورد نظر دولت آقای کرزی که مقدمات آن از مدتها قبل فراهم گردیده و نوعی حمله از پشت به جریانات دموکراسی نو پای کشور بوده که با خونبهای بس عظیمی نصیب مردم گردیده است، و اکنون آقای کرزی وهواداران او با آوردن دوبارۀ طالبان و حزب اسلامی گلب الدین حکمتیار در ترکیب دولت از طریق این لویه جرگه، قصد نابود سازی ابدی آنرا دارند!!!

 

این را نیزهمه بخوبی میدانند که تدویر کنفرانس های مختلف در نقاط مختلف جهان از بن تا لندن و تداوم بازی های عوامفریبانه ازجانب زمامداران کنونی افغانستان، تحت عناوین مختلفی همانند ایجاد شورای مشورتی صلح، تدویرلویه جرگه ها، تطمیع سران قبایل، مذاکره و آشتی با طالبان و حزب اسلامی حکمتیار، رها سازی محبوسین جنایتکاری که مستقیماً از صحنه های جنگ وکشتار یکجا با سلاح های دست داشتۀ خود گرفتار میشوند، معطوف سازی استقامت اساسی کمک و بازسازی به مناطق جنگی و وابسته به طالبان، اکمال طالبان از طریق توزیع پول و دیگر امکانات جنگی، صدور نا امنی ها در مناطق امن شمال، راه اندازی عملیاتهای بزرگ جنگی در مناطق جنوب و شرق کشور با هدف انتقال اجباری طالبان به دیگر نقاط امن و نزدیک به اهداف استراتیژیکی امریکا ومتحدین آن، همه وهمه بیانگر آن است که گردانندگان جنگ کنونی در افغانستان هدف های بزرگتری را در نظر دارند که رسیدن بدانها محتاج به تداوم جنگ، در کشور و منطقه است، تا تأمین آن صلحی که مردم ما بدان نیاز آنی وحیاتی دارند!!!

بالآخره مشکل اساسی جامعۀ ما نادیده انگاری واقعییت ها و پناه بردن به دامن "راه حل های دروغین وغیر منطقی" همانند لویه جرگه ها، شورا های مصلحتی و یکجانبۀ صلح و امثالهم است و الی همه میدانیم که با از میان برداشتن دعوا های "من برتر، من نجیب تر و من بهتر"، درین جزیرۀ وحشت وبربریت، و ایجاد یک قانون اساسی جوابگو به همه نیازمندی های حل این موانع، ما میتوانیم در کمترین وقت به یک توافق اجتماعی نایل آمده و راه را بسوی صلح دائمی هموار نمائیم.

 

اتحاد آگاهانۀ قشر پیشرو جامعه در برابراعمال و نیات شوم گردانندگان این بازی ها یگانه راه کوتاه سازی عمر آن است

 

ومن الله توفیق

 

شورای رهبری فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان (ففتا)

  

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • پيكار


    باعرض سلام به (ففتا)يا شوراي فرهنگي تركان افغانستان.
    آسيب شناسي نسبي اين نوشته در تشريح نسبي دسائس دولتهاي فاشيستي گذشه وموجود قابل تقدير است. اما اگر اين جرگه ها به خواست زعماي پشتون وگردهم آئي اول اد واحفاد خودشان صورت ميگيرد وطوريكه تا حال صورت گرفته است، پس جرگه هاي اقوام غير پشتون كجاست وچرا ا ين جرگه ي گويا سرنوشت ساز به اشتراك سران اقوام بومي واصيل ترين صاحبان اين كشورتشكيل نميگردد؟ واز سوي ديگر با آنكه نويسنده به يكي از مبرمترين وضجر دهنده ترين موضوع سرنوشت سازيكه نمايانگردنباله فاشيزم و حاكميت منحوس يك قوم وبه سوداقوام پشتون ودولتهاي پشتوني ميباشد انگشت بررسي گذاشته است وتا اندازه زياد ي آنرا كالبد شكافي نموده اند واين درست مانندشناسائي مرض ونمايش سرايت ثمه به ثمه آن از يك دور به دور ديگردرين قوم ميباشد اما چيزيكه نشده است به نظر نويسنده چنين است :
    1 ـ پيشنهاد ويا راهكاري براي مجاد له عليه اين مرض را نشان نداده اند.
    2 ـ دوم اينكه ازعكس العمل ديگراقوام حرفي به ميان نه آورده اند ك ه آيا ما عليه اين مرض معاف هستيم ويا حساس ودر صورت شيوع چه بايد كرد؟
    3 ـ چرا غيرپشتونهارا حقا وانص افا تشويق ويا پيشنهاد به حركات وتشكيلات بالمثل در دفاع از مال ، منال ، زمين ومردم شان در تشكيل جرگه هاي بالمثل نكرده اند ويا چرا ما جرگه هاي بزرگان اقوام خودرا در دفاع ازمردم، رفع مشكلات مردم ووطن درط ي دوصد وچهل سال اخير براي بهبود حال مردم خود نداشته باشيم كه بايد تأكيد ميشد.
    4 موضوع جرگه هاي بزرگ در تاريخ ما به شكل عنعنه دوام داشته است كه طور نمونه ازچند تاي آن ياد آور ميشوم :
    ا ـ جرگه سبها ، جرگه سيمتي ، جرگه بزرگ مذهبي زمان كنشكا.
    2 ـجرگه سال 362 ه ق غزني 2 ـجرگه در انتخاب سبكتگين 3 ـ جرگ ه 1088 هه ش قندهار4 ـ جرگه 1096 هه ش شهر هرات وصدها جرگه ديگر مربوط به اقوام غيرپشتون.
    لذا تشكيل جر گه ها درحاليكه دريك كشور شورا ، پارلمان ونمايندگان مردم خودرا دارند به غير از دسيسه واعمال فشار وجاز دن فاشيستي اين تشريف آوردگان جديد بر غير پشتونها چيزي ديگري ناميده نميشود.
    بنابران در (جرگه هاي بزر گ ) نام نهاد فاشيستها ميخواهند تا اين جرگه نام نهاد يك قومي را از همه اولتر ومافوق خواست ديگر اقوام وقانون جلوه دهند. دوم نام جرگه وتاريخچه راازآن خوددانستن ومن درآورد خود دانستن اقدام ديگري فاشيستي د رجمع هزاران درد خراسانيان ميباشد.در حاليكه احمدشاه راصابرشاه كابلي به تشويق غير پشتونهاو بزرگان اقوا م غيرپشتون كه خود يكي از بزرگان نامدارخراسان زمين بود به نام جرگه وتحت نام جرگه كه اين رسم و اين نام دربين اقوام ازقديم معمول بود به مسندشاهي نشاند. خلاصه عليه اين دسيسه وديگر دسائس بايد مجادله صورت ب گيرد واين ديگركارو پيكار مشترك تمام اقوام غيرپشتون دراوغانستان ميباشد. اين جرگه را (جرگه بزرگ) مي نا ميدند كه بايد چنين ناميده شود لويه جرگه ترجمه پشتوي اين نام است وما اينر به احترام تاريخ اين نام مهم ميدانيم كه حالا مانند هزاران نام ديگر لفظ ( لويه ) را به آن غرض پشتو الاصل جلوه دادن به آن افزوده ا ند بايدبه اعتبار واحترام قدامت تاريخي آن به زبان فارسي( جرگه بزرگ ) ناميده شود.براي معلومات بيشتربه كتابهاي گذشتگان از آنجمله به نوشته مرحوم( محمد علم فيض زاد ) مراجعه نمائيد. پيروز باشيد.
  • hamrazsidiq@yahoo.com
    Dear sir
    Representitive of poeple killr Kalbudin Raketyar is invited by Awghan milat bond to Kabu l and one of the killer is already in Kabul meeting with his Talib brother Karzai It means US and UK need their old Dogs and their servents Who will be able to justify Talib and Kalbuddin bond s curelity and killings inside Kabul and in the north of the country
  • فرید

    محترم آقای پيكار !

    من با تائید نظریات ارزشمند شما همینقدر میگویم که مردمان غیر پشتون باید به خود بیایند و از حق و حقوق قانونی خود دفاع کنند و دیگر مجال ندهند که بازهم با سرنوشت شان بازی شود . درست است که فارسی زبانان باکسی کینه و دشمنی ندارند . مگر حق و حقوق خودرا خواستن و از حق و حقوق خود دفاع ک ردن کار بدی نیست .
    چه خوب بود ( همانطوریکه خلقی ها ، امینی ها ، گلب الدینی ها ، سیافی ها ، خالصی ه ا ، محمدی ها ، حقانی ها ، طالب ها و ده ها رنگارنگ دیگر شان فقط و فقط بنام هغه و دغه باهم اتفاق دارند ، از گذشت کار میگیرند وباهمدیگر دشمنی ندارند ) فارسی زبانان نیز صرف نظر از موضوعات سیاسی و حزبی و ج ناحی و صرف نظر از موضوعات ملیتی و مذهبی باهمدیگر یک اتحاد و اتفاق پولادین را تامین میکردند که مشت کو بنده ای میبود بر دهان فاشیسم اوغان ملتی .
    گرچه این کار باید در ابتدای رژیم جهادی در زمان آمر مسعود صورت میگرفت ، چنانچه تا اندازه ای هم صورت گرفته بود مگر بنابر دسایس دشمنان منجمله دسایس سیاف نا سیاف که در داخل مثل مار آستین خودرا جا داده بود و به بهانه دوستی با آمر مسعود و استاد ربانی آنها را فریب داد و در اولین فرصت آنها را با جنبش اسلامی و حزب وحدت درگیر ساخت . که در حقیقت به مراد دل شان رسیدن د.
    اگر در آن زمان وحدت و همبستگی بین این نیروها حفظ میگردید طالب از قندهار پیش آمده نمیتوانست.
    ح ال هم تاکه دیر نشده فارسی زبانان عزیز بهید به هوش بیایند و صرف با کسانی دوستی ، اتحاد و همبستگی داشت ه باشند که حق و حقوق و تاریخ شانرا به رسمیت می شناسند.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 10 FEB

GOFTMAAN 09.02

KANKAASH 11.02

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

تاجیــــکان درگــذرگـــاه تــاریـــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

آریــانــا ســـعید

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 69 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.