نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| درخشــش عطــا محمــد نــور پیشـــوای بلـــخ |
|
|
|
| مقـــــــالات - ســـــیاسی |
| نوشته شده توسط بیژنپور |
| شنبه ، 19 تیر 1389 ، 23:14 |
|
یک – دوره آموزش و آموزگاری
دراین نامه به بررسی و شناخت دوران اول و دوم زندگانی ایشان که مورد ویژه این یادداشت نیست؛ نمی پردازم. اما سومین بخش زندگی ایشان را که مساله رهبری و مدیریت، نقش و ساماندهی اداره و تجارب و رفتارهای مردمی خواهانهء او ست، در یک نگاه شتابان مورد بررسی قرار میدهم. مقاومت مجاهدین افغانستان با محوریت فرمانده احمدشاه مسعود، نام چند تن دیگر را نیز بر سر زبانها انداخت. نام اسماعیل خان و فرمانده افضلی درهرات، نام فرمانده ذبیح الله و استاد عطا در بلخ، نام سید جکرن و فرماندهان تشیع در هزارستان، نام فرمانده حقجو دربغلان، نام بصیر خالد و نجم الدین در بدخشان، نام فرمانده عبدالحق و برادران در شرق، نام سید حسین انوری و در پایتخت و شماری از نامهای دیگر در سراسر کشور، برای مردم آشنا شد. البته اینها بیشتر به نسل اول مجاهدین افغانستان نسبت دارند، ولی حوادث سیاسی کشور در نسل دوم فرماندهان دیگری را به شهرت آورد. از آن همه فرماندهان شماری کشته شده اند و برخی نیز بی نام ونشان ماندند. از آنانیکه زنده و بر سکوی نام و آوازه باقیمامانده اند می توان از آقای عطا محمدنور، امیر اسماعیل خان، حاج محمد محقق، آقای سید حسین انوری و چندین تن دیگر نامبرد. درمیان این بازماندگان بازهم شهرت و آوازه پیشوای بلخ چشمگیر تر است. دلائل پیشرفت و رشدشخصیت |آقای عطامحمدنور اگر هم محصول تلاش و کوشش او نیز باشد که هست؛ بیشتر از دو سه زمینه انرژی برده است. این زمینه ها برای هریک از آن فرماندهان دیگر نیز به نحوی وجود داشت، اما برخی از آنها به دلائل گوناگون، یا رشد متناسب سیاسی نیافتند و یا قربانی پیش آمدهایی شدند که موجب حذف سیاسی آنها گردید. حال زمینه های رشد شخصیت آقای عطامحمد نور را همانگونه که اشاره رفت بررسی میکنم: · نقش زادگاه و پایگاه · نقش فرهنگ، هویت و تبار · نقش هوشمندی و نیک کرداری شخصیتها دونوع رشد می یابند، نخست برخی از آنان در پی تلاش و کوشش خویش به شهرت میرسند و به این گونه افراد میگویند، شخیتهای افسانه و دوم اینکه برپایه کوشش رسانه های دیگر بین المللی درکوتاه مدت صاحب آوازه میشوند که به آنها میگویند، شخصیت های رسانه ای. رشد شخصیتها هنگامی میسر میگردد که اندیشه و توانایی فرد زمینه ی بروز بیابد. برای شخصیتهای طبیعی این زمینه زمانبر است ولی رسانه ها راههای چندین ساله را در یک شب می پیمایند و با آوازه سازیها و تبلیغات مشخص نام فرد مورد نظررا بزرگ جلوه میدهند. · نقش زادگاه و پایگاه شهرهای بزرگ و تاریخی، شخصیتهای بزرگتر و پر آوازه تر می پرورند درحالیکه شهرهای کوچکتر نمیتوانند شخصیتهای خویش را بزودی معروف بسازند. در تعاملات تاریخ پیداهای ارزشی وارزشهای پیدا و پنهان شهرهای کوچک، بنام شهرهای بزرگ خوانده میشوند. برای همین است که پورسینای افشنه یی و ناصرخسرو قبادیانی را بلخی می خوانند، درحالیکه میشد آنهارا میثنی و یمگانی نیز شناخت. یکی از دلائلی که برای هویت بخشیدن بزرگان در شهرهای بزرگ یاری کرده است، مناسبات شهری و برپایی جمعیت های مهمی است در این شهرهای بزرگ رفت و گذر داشته اند. در شهرهای بزرگ دبیر و دربار و حاکم و سالار پرورده می شد. بنابرین شخصیتهای بلخ زودتر از بغلان و ننگرهار شهرت مییابند و برعکس مشاهیر شهرهای کوچک دیرتر نام و آوازه بدست می آورند. · نقش فرهنگ، هویت و تبار دومین نیروی بالا کشنده و پلکان شهرت برای بزرگان یک سرزمین، فرهنگ، هویت و نسبت تباری آنها است. سالهای پر آشوب و سرگذشت پریشان مردم افغانستان داده ها و پیامدهای نابرابر داده است. در جهاد مردم افغانستان که خوبی کم و خرابی بسیار بود! شخصیتهای نیک نیز اندک و بد فراوان آمد. فرماندهان کمتر از سپاهیان نبودند، اما در سپاه مقاومت نیز شخصیتهای گوناگون خویشتن را بررخ جامعه کشیدند. در آغاز انقلاب اسلامی و انارشیسم عمومی که پایتخت را لنگ کرده بود، دهها و صدها ژنرال و فرمانده منسوب به احزاب سیاسی و تنظیمهای جهادی رتب و درجات بلند نظامی یافتند و آنانیکه یکروز به درس و تدریس هم نرفته بودند، نامدار نظامی و مزاهم جاده ها و کوچه های شهر گشتند. اما خوشبختانه از آن همه ژنرال بازار و مزاحمان مرتبه دار، در نهان و عیان نشانی نیست و اگر نام و نسبت کسانی برده میشود، با زحمت و خواری خویشتن را به جایگاه و پایگاه مناسبی رسانده اند. پایه و مایه ی اساسی برای رشد برخی از این شخصیتهای سیاسی – نظامی؛ هویت و نسبت تباری آنهاست. هنوز میتوان گفت که مایه ی فرهنگی برای هویت یافتن فرد شاخص بیشتر به تبار و تیره ی آنها بر میگردد، از این جهت ترکمنها، ایماقها، نورستانیها، بلوچها و اتنیکهای دیگر نتوانستند شخصیتهای فعال و پر آوازه یی بررخ جامعه بکشند. · نقش هوشمندی و نیک کرداری سومین و مهمترین پلکان رشد وبالندگی برای ظهور شخصیتهای برتر؛ نقش هوشمندانه و رفتار های اجتماعی آنهاست. اینکه دهها و صدها قوماندان وابسته به تنظیمها و محافل افراطی اسلامی بنام آدمکشان و دشمنان مردم شمار شدند، تبعات نا سزاواری و کمبود رفتار های انسانی و اخلاقی آنان بود. اما در برابر آنها شمار دیگر آهسته آهسته خودرا از تهمت و ناخورسندی مردم وارهاندند و اینک نه تنها جزو آدمکشان بشمار نمیروند، بلکه چهره هایی اند که مردم در وجود آنان برخی آرزوهای خویش را می بینند. درهمین زمینه است که مائلم برخی شخصیتها و شگرد سیاسی – اجتماعی آنانرا، با توجه به داده های سیاسی جامعه، بگونه سنجش برابر نهادی یا همان مفهوم معمول ( مقایسه وی ) ولی کوتاه بررسی نمایم. مثلا در نظر بگیریدکه، آقایان ژنرال عبدالرشید دوستم رهبر جنبش ملی اسلامی، آقای حاج محمد محقق یکی از رهبر ان حزب و حدت اسلامی و آقای عطا محمد نور فرمانده جمعیت اسلامی در حوزه شمال، شخصیتهای سنگین وزن مقاومت ملی در دوران نفوذ طالبان در افغانستان بودند. هرسه فرماندهان که وابسته به تبارهای گوناگون و تیره های جدا جدا مربوط هستند، اولی ازبیک تبار، دومی ازتبار هزاره ها و سومی تاجیک تبار است. برای همین است که سومی بر هردو شخصیت مهم شمال پیشی می گیرد و جایگاه خویش را به لحاظ ملی بالا میبرد. امروز در افغانستان نام استاد عطامحمد نور همپای نام رییس جمهور، رهبران اپوزیسیون و پاسدار نام مقاومت ملی و داعیه های برابری خواهانه ی زنده یاد احمدشاه مسعود، استاد مزاری و جانباختگان دیگر است. هم به دلیل داشتن مقام فرهنگی تاجیکان، تبار تاجیکی و نیز بر پایه ی روشهای سنجشگرانه سیاسی خودش، هیچگونه تنزل سیاسی و تعامل و تعهد وابسته به گروههای مافیایی را نه پذیرفت. از نظر من او بهتر از دیگران عمل نمود و بیشتر از آنها نیز منزلت یافت. آقای ژنرال دوستم و حاج محمد محقق را آقایان زلمی خلیلزاد و رئیس جمهور حامد کرزی بسادگی فریفتند و اعتبار شانرا در نزد مردم پائین آوردند. اهمیت مادر شهری بلخ به لحاظ تاریخی، هواداری مردم از آقای نور در مبارزات انتخاباتی و موضیعگیری ایشان در برابر تیمهای سازمانگر حکومت، عواملی اند که بگونه یکدست نقش و مقام این شخصیت را چندین پله بالا برده اند. ایشان در در دهسال پسین یکسره رشد سودمند داشته اند، درحالیکه حریفان او در هرنوبت دچار باخت سیاسی شده اند. اگر دچار نوعی رواداری و هواداری نشده باشم، میخواهم بیان کنم که بازگشت آقایان ژنرال عبدالرشید دوستم و آقای حاج محمد محقق از سنجشهای ناسودمند گذشته به بررسی نوین جامعه در احوال کنونی کشور، نوبت دیگری است که اتحاد آنها در سطح شمال هم تلافی مافات و اشتباهات سیاسی گذشته میشود و هم راه نوی را بر رخ سیاستهای مناسب ملی در برابر تهاجم و توطئه افراطگرایی، طالبانگری و بیش خواهی گروههای ناسازگار تباری خواهد گشود. برای استاد عطا محمد نور نیز سزاوار است تا با دادن یک فراخوان سیاسی، زمینه برگزاری نشست ملی شمال برای تدارک استراتژی ملی یا برنامه مقاومت و ایجاد هماهنگی بیشتر در برابر رشد روند ابهامات و چالشهای برخاسته از سیاستهای بیش خواهی و نا رواداری تیمهای گرداننده سیاست حکومتی را فراهم کند. دراین نشست بایستی میزبان اساسی با کمال رواداری و رعایت، هم به لحاظ اهمیت اقدام در جلو گیری از تعمیق نا هماهنگی با دوستان پیشین، منجمله رهبران جنبش ملی اسلامی و بزرگان حزب و حدت وهم برای تلافی اشتباهات یکدهه اخیر، آنان را در ساختار شمال با توجه به رویکردها و سازه های برنامه هموشمند ملی بعنوان مقوم مناسب یا پاتریوت همبستگی ملی فراهم نماید. نشست ملی برای تدارک دفاعی افغانستان در برابر تروریسم که سزاوار است به ابتکار شمال و در قلمرو آقای عطا محمد نور انجام شود، پیش درامدی بر ایجاد یک جنبش فراتباری و فراگروهی در سطح کشور میگردد. منشور ملی نشست سیاسی شمال بصورت مرحله وار ترتیب شده است، تا در ساماندهی اوضاع مملکت و یاری در راه ثبات و استحکام صلح، اهمیت ملی و نقش بدیل بحران داشته باشد.
بیژنپور |
| آخرین به روز رسانی در يكشنبه ، 20 تیر 1389 ، 13:36 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




عطا محمد نور یکی از پردرخشش ترین چهره های ملی و نیز یکی از مهمترین پایه های مقاومت مدنی در ساز و کارهای نظام کنونی افغانستان است.
آموزگار جوانیکه پس از کودتای ثور 1357 با مشارکت در تشکیل گروه مبارزان آزادیخواه نهضت اسلامی افغانستان، شاخه ی شمال، در کنار فرمانده ذبیح الله قرارگرفت، بنابر شتاب خشونت ضد مردمی نظام کود تا، و ظیفه ی آموزگاری اش را پایان داد و در مقاومت ملی صف مهمی را ایجاد نمود. او درهمان آوان نو آغاز مقاومت درشمار چندتن از افراد مهم درامد و سپس خوش درخشید.





