نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| حکـــومت، اپــوزیســـیون و غــایبـــان بــزرگ ســـیاست |
|
|
|
| مقـــــــالات - ســـــیاسی |
| نوشته شده توسط نجیب الله ضیا رحمان |
| دوشنبه ، 10 بهمن 1390 ، 17:42 |
|
به ویژه ضعف وناتوانی های رئیس جمهور و اتکای آن به افراد واشخاص قبیله گرا وجنایت کار سبب شده که هیچگاه نتواند آماده گی برای ایجاد یک اداره سالم وکارا داشته باشد، بلکه همیشه برای دوام وحفظ قدرتش ازترفند های سیاسی ومعامله گری ها استفاده نموده، بدون آنکه از تجربه های گذشته درسی بیاموزد، به منظور تسکین عقدهء خود بزرگ بینی، به گسترش دامنه جنگ دامن زده و با سوء استفاده از دموکراسی، دموکراسی را با ترویج بیشتر خود کامگی اقتدارگرایان زورگو و فرصت طلب از بین برده است. حکومت طی این سال هـا، مـسـیـری را پـیـموده که نه تنها نتوانسته خواسته های مردم را تحقق بخشد، بـلکـه بـرعـکـس بـا طـرح برنامه های غیر منطقی به بحران سازی گسترده ای دست یازیده است. مسلم است که نتیجه این بـحـران، چیزی جز قوت گرفتن مجدد طالبان نیست. این گروه، بنا بر حمایت های مستقیم و غیرمستقیم حکومت از نظر روانی، این برتری را کسب نموده اند که آدمکشی آنها در خدمت امر خوبی قرار دارد. دست گروه متذکره به پاس حمایت گروپ فاشیستی حکومت، در قتل عام بیشتر باز گردیده است. اینک بعد از ده سال جنگ علیه تروریزم، ما در افغانستان شاهدهستیم که چگونه یک طالب حاضر است صمیمانه و بدون عذابِ وجدان صدها نفر را سر ببرد و یا با انفجار و انتحار پیر و جوان را در کوچه و مسجد قتل عام نماید. سراسرتاریخ افغانستان متاسفانه مشحون از تلاش های خاینین برای ایجاد تفرقه در میان آحاد مردم بوده است تا باین ترتیب بتوانند سلطه خویش را طولانی تر کنند. این تجارب باید برای آقای کرزی آموزنده باشد و دیدگان خویش را دربرا بر تجربه تاریخ بگشاید و ببیند که در جغرافیائی به نام افغانستان، ملیت های مختلفی زندگی می کنند. این ترکیب جمعیتی مرکب و گونا گون، بازتاب خیلی اندک در دولت ایشان دارد. دولتی که به نام همه سخن می گوید، فارغ از حضور "همه" بوده، دولتی است که بر اصلِ تک ملتی استوار است. درقالب این دولت، ملت پشتون - که خود یک اقلیت جمعیتی مانند همه ملت های دیگر درافغانستان است- حاکمیت دارد. تاریخ افغانستان با خشونت علیه دیگر ملت ها وکشتار شخصیت های سیاسی و نظامی آنها و استقرار تشنج و تشویق گرایشات قبیله ای بوجود آمده است که حتی اکنون در آن سخن گفتن از هرگونه حقوق ملت ها، در حکم تجزیه طلبی تلقی می گردد. به تجربه همین تاریخ، آبادی وشگوفایی افغانستان وخوشبختی ساکنین آن، در دشمنی وغصب قدرت و قتل عام مردم نبوده، بلکه در دوستی، صمیمیت و وحدت مشترک آنها در قبال همه قضایای دولتداری بوده است. بناءً برادران پشتون ما باید در کنار دیگر هموطنان خود قرار گیرند و با تکیه بر وحدت خویش برای استقرار یک جامعه آزاد و دموکرات در افغانستان به حقوق تمام ملتهای کشور ارج بگذارند و مشترکاً با آنها در روند تحقق حقوق شان کوشا باشند. این یک حقیقت مسلم است که تنها یک مبارزه مشترک دموکراتیک و مورد احترام، به دور از نفرت و کینه توزی ساختگی ملی می تواند راهگشای مشکلاتی باشد که طی بیش از دو ونیم قرن سلسله های ابدالی، عبدالرحمانی، نادری وگروه وحشی طالبی و حکومت فعلی به وجود آورده اند.
اپوزیسیون:
آنچه که امروز مردم ما را تهدید می کند، نبود یک گفتمان، برنامه و هدف سیاسی مشخص در ميان اپوزیسیون دولت حامد کرزی است؛ اپوزیسیونی که پس از ده سال برقراری حکومت ناقص با وجود و حضور جامعه جهانی، هنوز با برخی مشکلات بازمانده از دوران جنگ و جهاد به سر برده و نتوانسته است که در ميان خود دست به ايجاد يک اتحاد و همبستگی ملی بزند. خودخواهی های فردی و حزبی، منیت ها، و حسادت ورزی های بی شماری در کارنامه های اپوزیسیون با تشکیلات و تغییرات مختلف آن باعث شده که تا کنون نتوانسته است موفق به حفظ تشکیل خود باشد. در ده سال گذشته ائتلافهای متعددی شکل گرفته است و عمدتاً مخالفان سیاسی آقای کرزی در تشکیل این ائتلافها دست داشته اند، اما این ائتلافها هیچگاه پایدار نبوده است.اپوزیسیون، بیشتر حضور تبلیغاتی و مجازی داشته تا عملی و واقعی. به همین دلیل موفق نگردیده است تا در محاسبات و آینده سازی ها مورد توجه جدی قرار بگیرد. درشرایط وفرصت هاییکه همین اپوزیسیون سازان برخورداراز داشتن امکانات وزمینه های مانور را دارا بودند وبه عباره دیگر امکان قدرتگیری داشتند، درجه طالب گرایی حکومت پایینتر ازآن بود که ما تصور می کردیم.اما امروز اپوزیسیون در رده های دوم یا دهم اهمیت قرار گرفته است. این یک واقعیت تلخ و طولانی است که زد و بندها و تصمیم گیری های سیاسی و نظامی به دور از چشمان مردم افغانستان و اپوزیسیون دولت شکل گرفته، نه تلاش و تغییر شکل دادن های اپوزیسیون و نه فداکاری وتحمل مردم تاثیری به تصمیم گیری ها داشته است و نه هم توانسته اند به بازی های سیاسی شامل شوند، بازیی که بازیگران آن، کشور های فرا منطقه ای و چیزی هم منطقه ای و دولتمردان نوکر شان از یکسو و دین فروشان ضد بشری و آدمکش های طالبی آنها از سوی دیگر هستند. مردم ما در این میان قربانی اند و اپوزیسیون در این وسط فقط به” تغییر" شکل دل خوش می کند" و امید" می بندد.همین اپوزیسیون سازان کنونی توانایی ها و ناتوانی های خود را تا به حال نشان داده، موجودیت خود را هیچگاه نتوانسته اند حفظ نمایند. با آن که این مجموعه، که اپوزیسیون نامیده می شود، باربار با اشتراک همین چهره ها تغییر شکل داده و در طول ده سال گذشته قادر به انجام کدام کار محسوسی در رابطه با دلیل وجودی خود، یعنی تغییرات در شکل و ماهیت دولت باشد، نبوده است. اما – طوری که شاهد بوده ا یم - چندین بارمنحل شده و بدون کدام نقش بهتر، کارآتر و موثرتر باز با پاشیدن غبار وعده ها به پیش پای مردم اعلام حضور نموده اند، با همان عنوان" اپوزیسیون !" به هر حال، امروز ما با شرایط کاملاً متفاوتی روبرو هستیم؛ وقتی حکومت یک کشور بیاعتبار میشود، معمولاً اعتبار اپوزیسیون آن افزایش می یابد و یا زمانی که اپوزیسیون مورد بیتوجهی مردم قرار میگیرد، حکومت ثبات و اعتبار و اعتماد بیشتری به دست میآورد. اما در افغانستان هم حکومت بیاعتبار است و هم اپوزیسیون نتوانسته به میزان بیاعتباری حکومت، اعتماد سازی کند. اپوزسیون در هر مبارزه سیاسی، در هر بعد در متن اجتماع مشخص جریان پیدا می کند، که در آن نیروهای مختلف اجتماعی، خواسته ها، منافع وبا ایدوئولوژی های متفاوت سیاسی، در کنار، و در عین حال در تقابل هم قرار می گیرند. اما اپوزسیون های ما نظیر: "جبهه ملی افغانستان"، "تغییر و امید " وباز هم" جبهه ملی" و" ائتلاف ملی "موقعی در برابر حکومت ایستاده و در دوره دیگر به سمت حکومت جهتگیری کرده است و اگر آلت دست هم نشده باشد، به امید آنها حرکت کرده هر عضو از اپوزیسیون به حکومت نزدیکتر شدند، در جامعه نگاه منفیتری به آنها ایجاد شده است. اینکه چه باید کرد که اپوزیسیونی قویتر، گسترده تر و پویاتر شکل گیرد و بتواند در عمل به هدف وجودی خویش دست یابد وبالاخره دولت نا کار آمد کنونی را به چالش بکشد تا زمینه ی تحول کیفی را به وجود آورد؟ نیاز به تبدیل چهره هایی از نسل نو در اپوزیسیون است، یعنی بازسازی نسل های فعالی که به عنوان اپوزیسیون عمل می کنند. اکثریت فعالان احزاب سیاسی که اپوزیسیون را تشکیل داده اند، کسانی هستند که به جای همکاری به پراگندگی و صرف انرژی علیه همدیگر روی آورده، بر جزییات، خصوصیت ها، مکانیزم ها و واقعیت های چند بعدی و پیچیده ی جامعه ما- آن گونه که هست- مسلط نیستند تا سرنوشت سیاسی و اقتصادی کشور را از حرکت های پراکنده و احساسی و اعتراضی بیرون آورده و آن را به شکل سازمان یافته ی خود هدایت کنند. به باورما، حل مشكلات افغانستان به افرادي نياز دارد كه جوان و پرانرژي و خوشنام باشند و با ديد فرا قومي به مسايل نگاه كنند و در هواي چوكي و مقام و رياست و اعاده قدرت از دست رفته خود نباشند.همچنان تا زمانیکه اپوزیسیون کلیشه ها را نشکند و به سوی یک بازتعریف از آن چه باید صورت گیرد، نرود و خود را به خودباوری مجهز نکند ونیرو های کنشگر و عمل گرای خود را - که قدرت عملی دارند- با خردگرایی و دلاوری به هم نزدیک نسازد. نمی توان امیدی به تغییر سرنوشت کشور داشت.
غایبان بزرگ سیاست:
مردم جنگ زده، سخت کوش و پر تلاش افغانستان پس ازسقوط حکومت مستبد طالبان، انتظار حکومتی مبتنی به ارادهء خود را داشتند که به سان سایر ملت های جهان، مستحق تمام خوبی ها و نعمت ها باشند و حق زندگی آرام و باثبات را دوباره دریابند و استعداد های خویش را در راستای پیشرفت و ترقی کشور شان نمایان سازند. آری، مردم ما انتظار حکومتی را داشتند که با تمام اساسات بین المللی و با در نظرداشت سنت های پسندیدهء شان، به وجود بیاید، تا پس از آن همه جنگ های خانمانسوز و ریختن جویبار های خون، نفس راحتی در فضای صلح و امنیت بکشند. نیروهای ائتلاف که به هدف کمک به مردم افغانستان و رهایی آنها از شر وکشتارطالبان به افغانستان آمده اند؛ بسا اوقات شنیده می شود که بدبختانه خود مرتکب اشتباهات جدی می شوند. آنها- چه آگاهانه و چه نا آگاهانه - مردم بی گناه را دربرخی از نقاط کشور، زیر بمباردمان سلاح های سنگین و مدرن خود قرار می دهند. واین در حالی است که مردم آرزو داشتند تا دراین سال هایی که گذشت مجامع بین المللی، صادقانه به وعده های خود عمل نموده، دولت آقای کرزی را بیش از گذشته جهت اصلاحات اداری، تحت فشار قرار دهند. اما با دریغ مشاهده می گردد که خلاف انتظار، طی این ده سال مردم ستمديده ما در خاک و خون غلتيده، وحتی عده ای هم درسلول زندانهای مخوف، پوسيده اند ویا در داخل کشور خویش از خانه و کاشانه شان رانده شده، مورد تجاوز قرار گرفته، تحقير شده اند. ویا هم وقتی که در مورد آینده و سرنوشت سیاسی و اقتصادی شان تصمیم گرفته شده است، سعی به عمل آمده تا به کنار گذاشته شوند. درحالی که این کنار زده شده ها غایبان بزرگ درعرصه سیاست بوده اند. غایبان بزرگی که عده ای از دزدان داخلی و خارجی - در قامت دوست و یا دشمن- پیوسته تعیین کننده سرنوشت شان بوده اند. واقعیت اینست که: مردم ما دیگر از این گونه جنایت ها و دروغگویی ها خسته شده اند و انتظار دارند تا همه دست در دست هم داده، برای رسيدن به یک افغانستان آباد و آزاد و بدون تبعيض، صادقانه تلاش صورت گیرد. اين راه را بايد با قدم های دوستانه طی کرد. خشم و نفرت پیامدی جز ويرانی ورنج ومشکلات توانفرسا و سرنوشت خونبار درقبال نخواهد داشت، که حکومت کنونی نماد آشکار آن است.
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




حکــــومت:





