نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| جهانی شدن (قسمت پنجم ) |
|
|
|
| مقـــــــالات - ســـــیاسی |
| نوشته شده توسط عبدالواحد سیدی |
| دوشنبه ، 21 دی 1388 ، 21:10 |
|
بطور مثال رئیس جمهور امریکا باوجودیکه اکثریت قدرت را در مجلس نمایندگان آن کشور از آن خود دارد و مردم امریکا از رئیس جمهوری قانونی شان حمایت میکنند، بحکم شرایط و جو موجود درسپهر قدرت جهانی نمیتواند هرم قدرت امریکا باشد. مثلاً رئیس جمهور امریکا به مثابه فرمانده اعلی قوای نظامی امریکا نمیتواند با دست باز در مسایل نظامی عمل نماید. این رابطه باوجودیکه با قدرت همسوئی دارد نظر به پیچیدگی هایکه در جو جهانی موجود است نمیتواند از آن به رغم خود کار بگیرد. روابط ریاست جمهوری امریکا با قدرت باز تاب پیچیدۀ روز افزونی دارد که قدرت امروز ه لزوماً بآن متکی است. به این علت است که رئیس جمهور امریکا میتواند در کنار دکمه انفجار هسته یی که بوی قدرت نابودی تمامی کرۀ زمین را می دهند بنشیند و مع هذا نی بینیم که همین شخص پر قدرت در برنامه خلع تروریزم جهانی در نقطۀ آغازین آن یعنی در افغانستان مجبور میشود که از شدت عملیات هولناک طالبان و القاعده دست بسر شودو ناگزیراً این مرد پر قدرت جهانی در افغانستان از طریق ریاست جمهوری افغانستان با ملا عمر رهبر طالبان توافق و مذاکره را پیشنهاد کند که شاید این ماجرا در سپهر قدرت عجیب بنظر برسد.ما در سطح بین المللی این درماندگی را در چهره کاملترین مظهر قدرت جهانی میخوانیم که هرگز نمیتواند علی رغم پیچیدگی های سیاسی که در آن ارمان و مفاد امریکا مضمراست بهیچ صورت چشم پوشی نکرده و از مقابل همچو واقعات آرام بگذرد. و این انعطاف پذیری رئیس جمهور امریکا در شرایط بحران جهانی به سود قدرت جهانی امریکا منجر میشود چرا که او از ضعیف ترین مهره های شطرنج در عرصۀ جهانی بخاطر بهبودی مناسبت های امریکا استفاده میکند. و یا زمانیکه در بازیهای سیاسی خود بنا بر خبط ها و اشتباهات ناموفق می شوند مستقیماً رهبر های محلی را به بی کفایتی و سوء مدیریت و فساد متهم میکنند، در حالیکه واقعیت چیز دیگری را نشان میدهد. واقعیت می گوید که رهبر های محلی که توسط نیروهای باز دارنده بازارکه سر و سُرّی با ادارات نا مرئی جهانی دارند اداره میشوند هرگز چنین کاری را نمیتوانند انجام بدهند که در سیاست های بین المللی نا ساز گار باشد. در اینجا یک تبانی دو سویه و یا دو طرفه بین رهبران جهانی و منطقوی بوجود می آید که یکی موجودیت دیگری را منطقی جلوه میدهد و طرف دیگر در ساحه جهانی باقدرت بلا کیف خود رهبر های منطقوی را از سقوط حتمی نجات میدهند.
بطور مثال زمانیکه کوس رسوایی انتخبات88 افغانستان از بام افتاد و پروسه انتخابات از اثر سوء عمل کارگذاران انتخاباتی بطرف تقلب چشم گیر پیش رفت، در لحظات سرنوشت ساز که باید نتیجه این انتخابات که در هالۀ از شک و نا باوری به نتیجۀ دلخواه و دیموکراتیک نرسیده بود، رهبر جامعه جهانی خودش را در آن روز بکابل رسانید و هم پیامهای داغ مبنی بر کامیابی زعامت افغانستان را در انتخابات ریاست جمهوری ارسال تأئید و پشتیبانی کرد و این کاری بود که از طرف زعامت امریکا و کشور های دخیل در موضوعات افغانستان همه پروسه را کامیاب تلقی کرده و برئیس جمهور کرزی تبریک گفتند.
ولی جهان همانطور که با گذشت هر روزی شاهد رسوائی گردانندگان جهان هستند دور یا زود نسل فردا شاهد خواهند بود که رهبران جهانی در تحکیم آمیزی اش در قدرت موفق نباشند، بلکه دقیقاً بتوانایی بگوش دادن بحرف دیگران میتوانند آمیزه های حیاتی را بار ور و پر قدرت سازند، نه به نیرو های غول پیکر و تخریب گرنظامی شان. قسمیکه در قسمت گذشته این بحث اذعان داشتم جهان با رهبران خود با قدرت تخیل و اندیشه اش پیروزی حاصل میکند نه با جنون خود جهان بینی و زور بلدوزی خود. چراکه رهبران موج آینده تمامی اشتباهاتی را که قدرت های موجوده در جهان مرتکب شده اند یکسره بالای همۀ آن خاک می پاشند تا این آتش جنگ و نفرت در بین ملل خاموش گردد.واما این در صورتی امکان پذیر می باشد که جهان آبستن طرز تفکر و برخورد جدیدی در مقابل پدیده ها اعم از مادی و معنوی حاصل کند. یا بعبارۀ دیگر در ساختار های فرا جهانی رهبری فردا جوی حاکم خواهد شود تا بتواند که عدالت اجتماعی بدون کیف و سکتگی را از نو در دنیا مروج سازد.
رهبران فردا علی رغم اندیشه های ارمانگرایانه ای که در مورد شان وجود دارد شاید ممکن است با جامعه نامتمرکز و مشارکت جو تر سر و کار داشته باشند، جامعه ای که از جامعه امروز بمراتب پر تنوع تر است. آنها هر گز مثل گذشته نمیتوانند سمبول همه چیز برای همۀ مردم باشند، در واقع غیر ممکن است که یک فرد بشری بتواند همۀ صفات لازم را در خود جمع کند، رهبری، احتمالاً امر بیشتر موقتی، مبتنی بر همکاری گروهی از افراد و یا شورایی خواهد شد. همین امروز ما در افغانستان نشانه های کوچکی از این حرکت دسته جمعی جهانی را می بینیم. چنانچه آن عده از دهقانان کوچک که توانایی خرید و تهیه ابزار تولید و مخارج کشاورزی را ندارند (این در حالیست که موسسات کمک بکشاوری قبلاً در بازار های پول و سرمایه از جانب دولت تحت پروگرام ملکی سازی و رجعت به بازار بحراج رفته است)، زمانی میتوانند از کمک های پولی و تخنیکی جامعه جهانی بخصوص اداره انکشافی امریکا بهره مند شوند که بدور یک اتحادیه صادقانه زراعتی همه با هم متحد شوند. ما نظیر اینگونه اتحادیه ها را از سالهای گذشته به اینطرف در موارد کشاورزی، دام پروری، احداث باغهای کوچک وپرورش و تولید حیوانات شیر ده و ایجاد کارخانه های پروسس لبنیات و اصلاحات در مارکتنگ آن پرورش طیور و ماهی را در چهره های اتحادیه های که از صدها یا هزاران نفر متشکل است بکار آغاز کرده اند و موج نامرئی و اما پر قدرتی را در انکشاف اقتصاد در جنب روستا ها ایجاد کرده اند که ما بشکل روز افزونی شاهد ایجاد این نوع موسسات در اکثر نقاط کشور هستیم که ایجاد آن نویدی است از پا گرفتن مشارکت مردم در موج فردا خواهد بود. زیرا مزیتی که این رشته برنامه ها در خود دارد حفظ سیستم توسط یک کتله بزرگی از خانواده ها که تعداد آنها به دها هزار نفر میرسد این موسسات را در برابر نا امنی و عقبات اقتصادی نیز مصئون نگهمیدارد در حالیکه فابریکات و موسسات بزرگ صنعتی هر روز از اثر رویداد های محلی و نا امنی و ورشکستگی مسدود میگردند.
ژیل تویدی در مقالۀ با چشم انداز نو در روزنامه «گاردین» این تحول را چنین تعریف میکند :«اکثر رهبران جهان با درک این نکته که کره زمین در نزد آنها کوچکتر شده است خود را آنقدر کلی و آنقدر بنیادی و آنقدر وابسته شده میدانند که قوۀ ابتکار هیچ شخص یا دولت واحدی نظیر گذشته قادر بحل آنها نخواهد بود.» چنانچه ما دیدیم که رئیس جمهور بوش خواست تا درد مردم امریکا را از ناحیه انفجارات تروریستی با حمله به افغانستان التیام نماید ولی حالا که بوش از قدرت ساقط است رهبران جدید نیز توانایی آنرا ندارند که بجنگ فرسایشی افغانستان نقطه پایانی بیابند و از همین سبب است که سوگمندانه بر هر حیلتی توصل می جویند. این خود نشان میدهد که ما بطرز دردناکی بسوی تعریف جدیدی از رهبری در حرکتیم نه به این علت که کسی فکر کرده است که این امر خوبی است بلکه بعلت ضرورتی است که طبیعت مسائل ایجاب میکند. مرد قدرتمند امروزی ممکن است بیک شخص نحیف و ضعیف و مردنی فردا تبدیل شود. هر چند نمیتوانیم طرز تفکر خود را درست یا غلط ارزیابی کنیم. بهر حال در این بحث به نوعی ناجی سیاسی ای از جنس معنوی ضرورت داریم تا جامعه را از چنگال آنچه که همه را با خود در آرامگاه سیاسی اشتباه آمیز شان دفن میکنند به نجات نیاز داریم.در غیر آن نه قدرت، نه تکنالوژی عصر و نه هم قهرمانان ملی و بین المللی در رأس کار نمیتوانند بحران غایی که دولت های ملی به آن یعنی تکنالوژی سیاسی تکیه دارند را از بین بردارند.
سرعت یابی زندگی سیاسی میتواند باز تابی از شتاب عمومی رادر تحول فرو ریختگیهای سیاسی و حکومتی امروز تشدید کند. بعبارۀ ساده تر رهبران امروزی مجبور هستند در چارچوب نهاد های بین المللی قدرتمند که از جهان صنعتی فرمان میبرند کار کنند، از همین سبب است که این رهبران هرگز توانائی تصمیم گیری سریع درست را نمیتوانند داشته باشند.چرا که تصمیمات یا دیر گرفته میشود و یا بی تصمیمی در امور معناً حاکم میگردد. مثلاً در سابقه تولیدی فابریکات شوروی سابق هر نوع کالاهای که در فابریکات آن کشور و جمهوریتهایش تولید میشد باید په منظوری شعبه اقتصادی کمیته مرکزی شوروی درنشست های نوبتی اعضای ارشد حزب کمونست شوروی که انهم شاید در سال یکبار دایر میشد حاصل بدارد. از زمان شروع تولید جدید تا ختم آن که تولید این کالای منظور شده از خرید و رسیدن آن به بازار بنا به نبود تقاضا یا پایان بودن جنسیت و یا هم بلند ی تثبیت قیم این کالا های بی لزوم تا دایر شدن دور دیگر کانگره حزب بی جا تولید میشد که در ذخیره گاههای شوروی می پوسید. از همین سبب بود که صنایع قوی شوروی در راه رشد خود به تصامیم عاطلانه و مبطل حزب کمونست شوروی مواجه بود که یکی دیگر از دلایل شکست و ناکامی شوروی را تثبیت میکند.
پس از همین سبب است که جهان امروز برنامه حرکت های تولیدی و عرضه و توزیع کالا و سرمایه های خود را با نصف النهار ها همراه در حرکت می آورند تا وقت و سرمایه هر دو با تصمیمات روی عرضه و تقاضای یک سیستم مارکتنگ با بهره های مفید را همیشه در سر زمان از آن خود داشته باشند.
این بحث ادامه دارد
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




ادامــه آرامـــگاه ســیاسی





