نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| جنگ، فساد ومواد مخدر همه؛ عامل اصلی بدبحتی مردم – اداره چیان کنونی عامـــلان گســـترش آن!! |
|
|
|
| مقـــــــالات - ســـــیاسی |
| نوشته شده توسط جاوید روستاپور |
| سه شنبه ، 24 خرداد 1390 ، 16:56 |
|
بااین حال مردم فکر می کردند، شاید به مرور زمان وضعیت درکشوربهبود خواهد یافت، اما دیده شد که انچه شهروندان کشور در سرمی پرورانیدند عملی شدن آن منافع دوستان بین المللی را تامین نمی کرد، از این رو شورشیان طالب را به صورت یک معما درصحنه سیاسی به گونه بسمل نگاه داشتند، که با گذشت زمان تراژیدی سال های گذشته و قتل غیرنظامیان دوباره تکرار شد ومردم نیز از این وضعیت باگذشت زمان رویای های شان را به خاکستر مبدل شده یافته و سر انجام متیقین شدند که دوستان بین المللی با مهره های از غرب وارد کرده شان وسران مجاهدین که یک بار نسبت خودخواهی و ادم کشی شان مردم افغانستان را در گودال بدبختی ها و لجنزاراواره گی کشانیده بودند دست را یکی کرده و بازهم با راه اندازی سناریو مدرن مردم را در جال خطرناکتر از گذشته گیرانداختند. در حال حاضر جنگ نامعلوم و بی سرانجام با شورشیان طالب و فساد اداری دوپدیده که هر روز زندگی را از روز گذشته کرده برا ی مردم تلخ و تلخ تر نموده است، اما مقام های حکومتی درخواب خرگوشی غرق و فرو رفته اند که گویا در این جغرافیای وحشت و دهشت اب از اب تکان نمی خورد و گردش زمان و چرخ فلک همچنان به کام و مراد دل آنان می چرخد، دریغا که واقعیت های موجود جامعه برعکس تصور آنان است. درزمانی که قانون و قانون مداری در کشور وجود نداشت، وحشت و بی سروسامانی تا این اندازه نبود که دختری در بدل سگ معامله شود و یا این که کسی از مجبوریت فرزندش را به فروش برساند، اما با تاسف که فروش ادم در بدل سگ جنگی و دها جنایت دیگر در پهنه شعار های دموکراسی و ارزش های مدنی در کشور پس از سرنگونی امارت طالبانی و اداره چیان کنونی به صورت گرفت،کاری که شاید در هیچ گوشه از دنیا و در تاریخ بشریت تکرار نشده باشد، برعلاوه درگوشهء کشور نیزمردم رنجدیده و بلا کشیده سرانجام حتا شاهد تجاوز بالای کودکانی بودند که کمتر از ده سال سن داشتند و اعضای بدن کودکان خوردن سال نیز تجارت پردرامدی برای مافیای مدرن و قاتلان انسان نما به شمار می رود که هنوز هم بازار این تجارت گرم و هر روز گرم تر می شود، اما انانی که داد از عدالت اجتماعی و تامین حقوق بشر می زنند در خصوص این جنایت ها مهر سکوت بر لب زده و کمتر سخن از این همه وحشت و جنایت های سازمان یافته گفته شده است، اما برخی دیگر از ملاهای احساساتی و دیسانت شده گی نیز خود را حامی مظلومان فلسطین می گیرند و برای انان فریاد سرمی دهند، اما از انچه در اطراف شان به وقوع می پیوندند گوش شنوا و چشم بینا نسبت به آن نداشته و ندارند. درحال حاضر که صحبت های صلح و اشتی ملی با دشمنان سوگند خوردهء مردم و طبعیت افغانستان مطرح است، کسی به فریاد مادرانی که فرزندان شان را جنایت کاران طالب رکبار کردند و گورشان ناپیداست گوش نمی دهد، زیرا برای انان که در شان و شوکت زندگی می کنند و هر تحولی چی مثبت و چی منفی برای شان منبع درامد وسرمایه اندوزی به شمار می رود شنیدن فریاد مادری بی فرزند و خواهری که برادرش را از دست داده چی مفهومی می تواند داشته باشد؟ سالیان متمادی است که شهروندان افغانستان در انتظار تابش خورشید بهاری و شکفتن گل های امید شان نشسته اند، اما با سپری شدن هر روز گل برگ های امید شان در باغستان عاطفه هاپیش از شکفتن پرپر می شود و آنان بسان باغبان پیر و سال خورده شاهد مرگ آرزو های خویش بوده و تند باد حادثات فقط خاکستر سیاه را برای ادامه بد بختی و ریختن اشک آنان هدیه می کند و عمریست که فقر و ناتوانی مهمان ناخواسته ماتم سرای ن شان می باشد، اما هیهات که انانی که خود را حامی و بانی کشور ومردم با تغیر جامه و بیان در هر دوره می پندارند عاملان اصلی سیاه روزی و بدبختی مردم و کشور بوده اند. مواد مخدر که بدنامی کلانی برای کشور و مردم افغانستان نزدجهانیان به شمار می رود، قاچاق بران کلان و مافیا آن را افراد تشکیل می دهند که بیشتر شان از وابسته گان گروه های مجاهدین بوده و ریشه اصلی قاچاق نیز در بیشه سران حکومتی دارد به شمول نزدیکان حامد کرزی داشته و به قول اقای حبیب الله غالب وزیرعدلیه کشور که اگر سران حکومتی در قاچاق مواد مخدر دست نمی داشتند، صدها تن هیروهین چگونه به اروپا و کشور های غربی می رسید و افغانستان هیچ گاهی مقام اول را در تولید وقاچاق مواد مخدر از ان خود کرده نمی توانست، اما بهای این همه وحشی گری و خلاف کاری های دست اندرکاران سیاست و قدرت را شهروندان کشورهستند که با خون دل و دیده تر باید بپردازند. باوجود مصرف هزینه های هنگفت برای مبارزه برضد این پدیده شوم، پس از چند سال بررسی های نهاد های تحقیقی بینن المللی نشان می دهد که نه تنها کشت خشخاش و قاچاق مواد مخدر در کشور کم نشده بلکه چندین برابر نسبت به زمان طالبان افزایش داشته است، این رسوایی نیز خم به ابروی اداره چیان کنونی نیاورده است. هم اکنون در لیست سیاه مافیای مواد مخدر افغانستان نزدیکان و برادران حامدکرزی کرزی ثبت است، اما آقای کرزی هیچگاه این بدنامی کلان را به خود نگرفته و سکوت را یگانه راه فرار می داند ولی مردم و جهانیان این را نیک می دانند که اگر کرزی حامی برادرانش در قاچاق مواد مخدر نباشد، با جرأت هیچ گاهی نمی توانستند دست به چنین کار خطرناکی بزنند. با آنچه گفته شد همه اسباب و مدارک به شمار می رود که زمینهء سیاه روزی و بد بختی شهروندان کشور را مساعد ساخته است و پس از ده سال هنوز هم وضعیت موجود شکننده تراز آنچه است که به ظاهر در رسانه های کشور گفته می شود وبخشی از این رسوایی ها را مسئولان حکومتی به ادامه ء نا امنی ها و و فعال شدن دوباره شورشیان در کشور که گویا پاکستان نگذاشت تا حکومت واقعی در کشور شکل بگیرد می اندازند. اگر مسئول بد امن سازی کشور وتمویل شورشیان طالب به مداخله پاکستان برمی گردد، ولی فساد اداری و غارت کمک های جامعه جهانی توسط وزیران حکومت و مافیای زمین که سران حکومتی نیز شریک های اصلی این تجارت اند چی ربطی به مداخله کشور های همسایه می تواند داشته باشد؟ تشویق کشاورزان برای کشت خشخاش را چگونه می توان به کشور های همسایه ویا غربی ها برچسب زد، قاچاق مواد مخدر توسط بلند پایه گان حکومتی و حتا برخی از اعضای پارلمان را به که باید ربط داد، غصب جایداد های دولتی راچگونه می شود کار همسایه گان افغانستان دانست، مشکلات که در حال حاضر در دستگاه حکومت روز تا روز در حال گسترش است، مسئله نیست که بتوان آن را از روی ناگذیری و ناتوانی حکومت حساب کرد،بلکه این موارد به گونهء دستوری و سازمان یافته توسط تیم مشخص بوده است و انگیزهء برای حکومت داری سالم و خدمت به جامعه و مردم در نزد کمتر کسانی که در راس قدرت قرار دارند بهنظر می رسد. اما برعکس مشتی از اوباش و وطن فروش دست را به دست هم داده و زمینه تباهی مردم و کشور را مساعد ساخته اند. اما آنچه تا کنون انجام شده به مثابه تیر از کمان جسته تلقی می شود، ولی هنوز هم نه از قیامت خبری است ونه هم تار وپود زندگی مردم در این سرزمین به پایان رسیده است از این رو در جستجو راه و چاره ئ برای بهبود وضعیت وبرون رفت از آنچه جریان دارد باید شد که در حال حاضر این کار سخت دشوار به نظر می رسد، زیرا باور مندی و اعتماد از پدیده های است که دست یافتن بدان در کوتاه مدت غیر ممکن به نظر می رسد، چون فرهنگ غارت و چور به جای تطبیق قانون طی ده سال گذشته احساس و وجدان ها را کشته و الینه ساخته است از این رو هر کس که به صحنه بیاید تا زمانی که به خود و نزدیکانش زمینه دست یافتن به سرمایه و قدرت را ندهد هیچ گاه به فکر جامعه و مردم نخواهد بود. منافع ملی سال هاست که در قبرستان فراموشی دفن شده است، نبود انگیزه ملی و وطن دوستی در ذهن کمتر افراد و اشخاص وجود دارد، فضای بی باوری وترد کردن یک دیگر از حادترین پدیده های رایج در بین جامعه و مردم در حال حاضر به شمار می رود. جوانان که بدون شک فردای کشور به آنان تعلق دارد،کمتر شان انگیزه وبرنامه برای زندگی و اینده دارند و اگر درس خوانده و دانشگاهی هم هستند، با اندیشه نگری و مسئولیت پذیری فردا کمتر فکر می کنند، زیرا دزدان حرفوی و نشخوارگران قدرت و سیاست فضا را به گونه ی اراسته اند که جوانان باید غرق در افکار پوچ و به ظاهر فریبنده بشوند و بخش دیگر شان را نیز غرق در عنعنات و سنت های پوسیده ساخته اند که کمتر به فکر زندگی اجتماع و رسالت واقعی شوند. حالا بازی به گونهء دیگر آغاز شده است و مهره های سابقه دارند در سناروی جدید نقش بازی می کنند که معلوم نیست این بار چی گلی رابه آب می دهد و برای چند سال دیگروضعیت کشننده موجود را جهت براورده ساختن منافع شان به همین شکل نگه می دارند؟
|
| آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 25 خرداد 1390 ، 22:40 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




آنانی که ده سال پیش با گذاشتن نیکتایی و پوشیدن دریشی های مجلل و مدن روز به صحنه سیاسی کشور اورده شدند، بیشتر شهروندان کشور که از دست ظلم، ستم و وحشی گری امارت
طالبانی کاسهء صبرشان لبریزشده بود، تکنکرات های تازه وارد را فرشته گان نجات می دانستند، اما اندکی پس از ورودشان دیده شد که انان نیز دزدان حرفوی هستند که مردم را در دجال کلان و قلاب خطر ناک گیر آورده و برای خود از کمک های جامعه جهانی و بیت المال، سرمایه اندوزی نمودند و به جای تطبیق قانون فساد وغارت گری را به گونه مدرن در تمام ادارت دولتی رایج ساختند.






