نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| جایگـــاه اســتاد ربــانی در بــازی هــای ســیاسی ده ســال اخیــر افغــانســتان |
|
|
|
| مقـــــــالات - ســـــیاسی |
| نوشته شده توسط هارون امیرزاده |
| يكشنبه ، 24 مهر 1390 ، 20:35 |
|
محتویات بحث:
1. بــازی ابــزاری کــرزی با شــهادت اســتاد
درین که حامد کرزی آگاهانه و یا اشتباهاً ابزار دست تروریستان در حادثه قتل استاد قرار گرفته است، باید آنرا توسط یک کمیته خاص حقیقت یابی سازمان ملل متحد روشن نمود و توسط کمیته های دولتی نمادین به مشکل می توان به حقایق دست یافت و یا اعتماد کرد. البته استاد ربانی یک شخصیت معمولی نبود که بتوان به زودی نبود اورا جبران کرد و یا با برگذاری چند محل نمادین و یا دادن لقب" شهید صلح " و یا با ریختن چند قطره اشک دین خود را نسبت به ابرمردی چون او ادا نمود. به شیوه ایکه استاد در راه صلح به شهادت رسیدند، نه تنها فضای سیاسی افغانستان را خیلی پیچیده ساخته است، بلکه تاثیری خیلی منفی در روابط افغانستان و پاکستان و بر نامه مذاکره با طالبان نیز بجا گذا شته است. زیرا دولت افغانستان و شخص جناب کرزی مسوول قتل استاد ربانی پاکستان و شورای کویته را معرفی نموده اند. پرسش اساسی اینست که آیا جناب کرزی صادقانه خواهان محاکمه قاتلان استاد ربانی است؟ تصور میشود که کرزی و تیم وی از شهادت استاد بحیث ابزار سیاسی حد اقل سه هدف را تعقیب می کنند: نخست اینکه هواداران استاد راکه خیلی خشمگین هستند و کرزی رامقصر در شهادت استاد میشمارند، دلجویی کند و خود را بی گناه جلوه بدهد. هم چنان کرزی برای اثبات بیگناهی اش درامه حنثا سازی توطئه ترور وی توسط امنیت دولتی افغانستان را درین موقع طراحی نموده است. بدون شک کسی به این درامه ها باور نخواهند نمود. اینکه هواداران استاد ربانی چقدر جدی هستند و آیا پرونده قتل رهبر خود را پیگیری می کنند و یا صرف اشک می ریزند، ما تا هنوز چیزی حد اقل در لندن نمی دانیم. دوم اینکه جناب کرزی از تنش میان امریکا و پاکستان نیز استفاده سیاسی می کند و شهادت استاد را یک فرصت مناسبی برای زیر فشار قرار دان پاکستان در حمایت از طالبان شمرده است. مجموعه این حوادث به کرزی این جرئت را داده است که از سیاست تضرع و نرمش با پاکستان با چرخش 180 درجه ای با زبان اخطار حرف بزند و با دشمن پاکستان یعنی هند معاهده استراتیژی امضاء می کند. تاریخ حد اقل نیم سده اخیر نشان داده که دشمنی با پاکستان و دوستی با هند همواره به قیمت جان بسیاری شخصیت های افغانستان تمام شده است بویژه در زمانیکه همه پاکستانی ها از سیاستمداران تا تروریستان آنها واسکت انتحاری به تن کرده حتا به امریکا هم تن نمی دهند. و سوم اینکه طرح صلح آقای کرزی با طالبان تا کنون کدام نتیجه مثبت نداده است و دیگر ارزش کارزاز تبلیغاتی را هم ندارد. و مهمتر از همه با شهادت استاد ربانی رییس شورای عالی صلح افغانستان عملاً آخرین میخ به تابوت بازی بنام " صلح با طالبان" کوبیده شده است.
باید گفت برخی ترور های سیاسی سیر تاریخ را تغییر داده است و در کشور ما نیز کم نبوده است. آیا شهادت استاد نیز منجر به یک دگرگونی خواهد شد؟ آینده انکشاف حوادث این را نشان خواهد داد. ولی بدون شک ترور استاد چند پیامد خیلی جدی خواهد داشت:
- وخامت اوضاع سیاسی کشور و تشدید تنش با پاکستانی ها در حال حاضر ؛ - تشدید بی اعتمادی میان تیم کرزی و جمعیت اسلامی افغانستان و هواداران استاد بخاطر تقصیرکرزی در توطئه قتل استاد ؛ - امکان دوباره مسلح شدن هواداران استاد ربانی به منظور دفاع از خود در برابر پروژه ترور های پلان شده؛ - خلاء رهبری وامکان بحران درون حزبی در جمعیت اسلامی افغانستان؛ - دامن زدن به اختلافات قومی.
در مورد کارنامه ها و سابقه مبارزات ابرمردی چون استاد ربانی که تقریباً نیم قرن از زندگی خود را وقف کردند، ایشان چه نقشی در نهضت اسلامی افغانستان دارند، چه نقشی را در جهاد و دوران مقاومت ضد طالبان بازی نمودند و یا ایشان کدام سجایا، خصایص و کرکتر انسانی داشتند و چه جایگاهی را در تاریخ معاصر افغانستان خواهند داشت، نیاز به پژوهش و مطالعات گسترده در حوزه « ربانی شناسی» دارد و باید کتاب ها نوشت و بدون شک در محدوده مقاله و یا گفتار کنونی نمی گنجد. باید گفت بعد از سقوط طالبان افغانستان در واقع تولد دوباره یافت نه تنها امنیت، بلکه بازی سازی و اعمار افغانستان نوین ظاهراً در مرکز توجه جامعه جهانی قرار گرفت. آنانیکه با قربانی ها و مقاومت خویش در کنار جامعه جهانی این تولد نو را میسر ساخته بودند، خود را مستحق و جایگاه شایسته یی در اعمار افغانستان نوین می داستند. به هیج کسی پوشیده نیست که دولت مجاهدین در تحت رهبری استاد ربانی از طرف سازمان ملل متحد بحیث دولت قانونی افغانستان تا سقوط حکومت طالبان برسمیت شناخته میشد. اما در فردای سقوط حکومت طالبان بازی جدیدی از کنفرانس بن آغاز یافت و استاد ربانی بجای پاداش مقاومت در برابر تروریسم از مقام ریاست جمهور ی افغانستان سبکدوش شده و بجای وی یک مهره غرب نصب گردید. در ده سال اخیر ما شاهد فشار های سیاسی و روانی بر استاد نه تنها از جانب تیم حاکم و حامیان خارجی آن بودیم، بلکه شاهد بی مهری برخی همرزمان استاد نیز بودیم که مست قدرت موقتی و یا زر اندوزی بودند. اما استاد با بردباری در مقابل این همه فشار ها و ناسزاگویی های دشمنان و بی مهری برخی همرزمانش ایستادگی می نمودند. درین مدت ما هم چنان شاهد دولت آلوده به فساد و مواد مخدر بودیم که یک تعداد شخصیت های سیاسی قدرت مندافغانستان متهم به فساد، غارت وغضب زمین و جایداد، زر اندوزی و عیاشی شدند. ولی استاد بحیث یک شخصیت ملی متواضع عاری از همه این همه آلودگی ها جایگاه شایسته اجتماعی بدست آوردند. روی تصادفی نیست برغم توطئه های گسترده بر علیه استاد ایشان بحیث یکی از تاثیرگذار ترین شخصیت های سیاسی افغانستان در ده سال اخیر به حساب می آیند و نقش های مهمی در تعاملات و بلانس های سیاسی میان گروه های مختلف بازی نمودند. چنانچه استاد در حمایت یونس قانونی به ریاست رییس مجلس نمایندگان افغانستان، حمایت از ضیاء مسعود بحیث معاون اول ریاست جمهوری افغانستان و داکتر عبدالله نامزد انتخابات ریاست جمهوری 2009 نقش مهمی بازی نمودند. استاد ربانی در میان شخصیت های سیاسی و جهادی سه دهه اخیر در تعامل با رقبای سیاسی، گذشت و کینه زدایی یک شخصیت صلح جو، حلیم و مدبر بودند. این خصلت به استاد امکان گفتگو و حتا سازش با دیگر اندیشان و دشمنان دیروزی را بر سر منافع ملی افغانستان میسر میساخت. چنانچه بار ها در ده سال گذشته ما شاهد همچو رویکرد سیاسی از جانب استاد بودیم. قرار گرفتن استاد در راس رهبری نهادی موسوم به «جبهه ملی » اپوزیسیون بزرگ سیاسی کشورکه بسیاری شخصیت های مهم سیاسی، قومی و مذهبی وابسته به گروه چپ و راست سه دهه اخیر را متشکل ساخته بود، همه را شگفت زده ساخت. با آنکه جبهه ملی در نتیجه توطئه دولت و تزلزل برخی اعضای آن در آستانه انتخابات فروپاشید، ولی استاد ربانی جایگاه و اعتبار خویش را بحیث یک فاکتور تاثیر گذار در فرایند سیاسی افغانستان کماکان حفظ نمودند. علاقمندی استاد به ختم جنگ میان دولت و طالبان و آوردن صلح در افغانستان باعث شد که وی مسئولیت خطیر مذاکره با طالبان دشمنان دیرینه خویش را در چهارچوب شورای عالی صلح افغانستان بدوش بگیرند. سر انجام استاد درین راه جانش را قربان کرد و لقب شهید صلح را کمایی کرد. صرف نظر از جایگاه شایسته و قابل احترام استاد در افغانستان، انتقاددات به آدرس استاد در ده سال اخیر نیز کم نبود. طبعیت اعتدالی، صلح جویی و خوش باوری سیاسی استاد در ده سال اخیر باعث شد که بسیاری گروه های فرصت طلب و مکار از جایگاه سیاسی و معنوی استاد استفاده ابزاری کنند. چنانچه مواضع نا استوار و عدم قاطع استاد در حیاتی ترین لحظات در ده سال اخیر باعث مایوسیت هوادارانش شد. شاید یکی از بزرگترین اشتباهات استاد ربانی در نیم سده مبارزاتش این باشد که بر خلاف انتقاددات و مخالفت همرزمان و هوادارانش در بازی بنام " شورای عالی صلح " اشتراک کرد و جانش را درین راه از دست داد. در نتیجه همرزمان و هوادارانش را در سراسر جهان به ماتم نشاند و به بسیار آسانی اجازه داد که پروژه توطئه دشمنانش در سلسله قتل های زنجیره یی عملی شده و دشمنان داخلی و منطقوی ایشان خوشنود شوند. از همان آغاز معلوم بود که شورای عالی صلح یک ابزار بازیست که نه کرزی به آن اعتقاد دارد و نه طالبان و حامیان پاکستانی و عربی آن به آن ارزش قایل میشوند. چنانچه جریان فعالیت بی ثمر این شورا و سر نوشت تراژیک رییس آن این را به اثبات رساند که شورا صرف بخاطر شکار استاد براه افتیده بود و حالا دولت کرزی از شهادت استاد استفاده ابزاری میکند.
نخست باید گفت جمعیت اسلامی افغانستان یکی از نیرومند ترین و تاثیر گذار ترین سازمانهای سیاسی- مذهبیست که توسط استاد ربانی تقریباً 4 دهه قبل در افغانستان اساس گذاری شده بود و در دامان آن شخصیت ها و قهرمانان ملی برجسته یی نظیر احمد شاه مسعود و عده ای دیگری ظهور نمودند که تاریخ افغانستان مدیون آنان خواهد بود. با آنکه این سازمان نقش برجسته را در جهاد و مقاومت ضد طالبان و شکست تروریسم بازی نمود، ولی در ده سال اخیر ماه شاهد تضعیف این سازمان به دلایل گوناگون بودیم. جمعیت در شرایط جنگی خوب درخشید ولی نتوانست ماهیت تحوالات ده سال اخیر را درست درک کند و ازینجهت به بسیار سادگی ابتداء خلع سلاح شد و سپس اکثریت نخبگان وابسته به این سازمان به حاشیه رانده شدند و در حال حاضر با حذف فزیکی فرماندهان و رهبران آن انحلال این سازمان در صدر برنامه دشمنانش قرار دارد. یکی از بزرگترین اشتباهات رهبران و کادر های جمعیت در ده سال اخیر بی اتفاقی و خود خواهی برخی شخصیت های آن و بی انضباطی درین سازمان بود. چنانچه بی انضباطی و بی اتفاقی این سازمان را در هنگام انتخابات و یا تعامل با دولت کرزی به خوبی می توان دید. اکثریت نخبگان منسوب به این حزب بدون کدام راهبرد معین و تصمیم جمعی وارد این و آن معامله می شدند در نتیجه سازمان را تضعیف نمودند. بگونه مثال در دو انتخابات ریاست جمهوری یک تعداد رهبران و کادر های آن به نفع کرزی کنار آمدند و برخی دیگر آن با رقیب کرزی در مقابل هم قرار گرفتند. به همینگونه در داخل پارلمان افغانستان ضعیف ترین اتحاد و همفکری را می توان در میان اعضای جمعیت اسلامی افغانستان مشاهده نمود. عامل دیگر تضعیف جمعیت را در تلاش برخی رهبران و شخصیت های منسوب به آن دید که کوشش می کنند بجای تقویت جمعیت اسلامی هر یک در جستجوی ساختن حزب جداگانه و یا ائتلافها با گروهای دیگر هستند. در همین سلسله یکی دیگر از عوامل تضعیف و بدنامی این سازمان را می توان در آلودگی برخی شخصیت های برجسته آن به فساد، عیاشی و زر اندوزی در داخل نظام و خارج از آن جستجو نمود. این درحالیست که صد ها عنصر شریف و مجاهدینی جمعیت اسلامی افغانستان که عمر خویش را در جهاد، مقاومت و جنگ با تروریسم وقف کردند، با توهین خلع سلاح شده و به ارتش فقرا و بیکاران افغانستان پیوستند. تاریک اندیشی، جزم گرایی و عدم دانش کافی به نیاز های عصر حاضر یکی دیگر از ضعف های این سازمان است که تا هنوز بخشی از اعضای آن رنج می کشند. رو ی تصادفی نیست که جمعیت کمترین موفقیت در امر جلب و جذب جوانان افغانستان به صفوف شان در ده سال اخیر داشته است. اگر گرافی برای رشد پایگاه اجتماعی جمعیت اسلامی افغانستان با دو سازمان دیگر مثل حزب اسلامی و افغان ملت ترسیم کنیم، نفوذ اجتماعی جمعیت اسلامی افغانستان نسبت به آن دو سازمان در حال کاهش فاهش است. این در حالیست که حزب اسلامی در تحت رهبری آقای حکمتیار در یک بازی پیچیده یک بخش آن مصروف تخریب و ترور است و بخش دیگر آن بحیث ستون پنجم مقامات مهم در دستگاه دولت کرزی دارند و شگفت آور این است در هر مناطقیکه جمعیت اسلامی خلع سلاح میشوند، جای آنرا نیروهای مسلح حکمتیار و یا طالبان پُر می کنند و هر مقامی را که در مرکز و محلات از وجود کادر های جمعیت اسلامی تصفیه می شود، جای آنرا گلبدینی ها و افغان ملیتی ها پُر می نمایند. در مورد سازمان افغان ملت باید گفت این سازمان که با الهام از افکار نازیسم در آلمان هتلری ساخته شده است، هیچگاه در گذشته نتوانسته بود در هسته رهبری دولت های افغانستان قرار بگیرد. اما در ده سال اخیر با قرار گرفتن در هسته سیاست سازی حکومت کرزی، نه تنها کارت قومیت، بلکه شاهرگ های اقتصادی افغانستان را نیز در دست دارد. با استفاده از ابزار های دست داشته در ده سال گذشته ما شاهد رشد سریع این حزب از جنوب به کابل، ولایت هرات و شمال افغانستان بویژه در میان ناقلین هستیم. این در حالیست که جمعیت اسلامی افغانستان با توجه به تنوع گسترده قومی و نقش سازنده در تحولات سه دهه اخیر، در ده سال گذشته نفوذ اجتماعی و تنوع قومی خود را هم در جنوب از دست داده و در شمال هم دیگر از پایگاه اجتماعی سنتی قوی برخوردار نیست. یک تعداد اعضای جمعیت در تحت تاثیر جوی قومگرایی حکومت افغانستان توسط حکومت کرزی جذب شدند، بخشی دیگر آن به سازمانهای همتبار خود جذب شدند. اما رهبری جمعیت اسلامی توجه لازم به کاهش نفوذش در جامعه نه نمود. و با شهادت استاد ربانی تصور میشود جمعیت اسلامی افغانستان در موقعیت خیلی دشوار قرار گرفته است. قابل تذکر است اگر نخبگان جمعیت اسلامی افغانستان متحد نشوند و تدابیر لازم برای دفاع از سازمان شان در برابر توطئه های بزرگ اتخاذ نکنند، بدون شک آینده خیلی تاریک و تراژیک در پیش روی شان قرار خواهد داشت. برای اینکه جمعیت اسلامی افغانستان بتواند جایگاه شایسته و موثر در آینده سیاسی و اجتماعی افغانستان داشته باشد، به نظرم به اقدامات ذیل نیاز است:
در ده سال گذشته ما شاهد یک پروژه بزرگ بر اندازی جمعیت اسلامی و حذف رهبران و نخبگان آن از صحنه سیاست و اجتماع افغانستان بودیم که تا کنون تقریباً چهار مرحله آن عملی شده است: مرحله اول، ایجاد اختلافات در میان رهبران جمعیت اسلامی افغانستان از طریق دادن امتیاز چند تا کرسی موقتی برای برخی نخبگان آن ؛ مرحله دوم، خلع سلاح جبهه متحد سابق و قبل از همه جمعیت اسلامی افغانستان بحیث نیرومند ترین سازمان سیاسی افغانستان؛ مرحله سوم، بد نام ساختن و راندن اکثریت اعضای کلیدی جمعیت اسلامی افغانستان از دولت؛ مرحله چهارم، حذف فیزیکی فرماندهان برجسته و رهبر معنوی جمعیت. این مرحله بیشتر از یک سال گذشته از زمانیکه بحث خروج قوت های ناتو از افغانستان در سال 2014 و مسئله سازش با طالبان در عقب پرده توسط غرب و حکومت کرزی مطرح شد، شدت گرفته است. تصور میشود که مرحله پنجم این پروژه تلاش در جهت محو کلی رهبران، و فعالین جمعیت اسلامی افغانستان از صحنه سیاست افغانستان خواهد بود. در فرجام باور دارم که خون شهدای راه آزادی، عدالت و صلح طلب نظیر استاد ربانی هر گز به هدر نخواهد رفت. جنبشی دادخواهی را که استاد ربانی نیم سده در راه آن پیکار کرد، به این سادگی ها در برابر لشکر ترور تسلیم نخواهد شد و مبارزان جوانی ظهور خواهند نمود که درفش آزادی، صلح، برادری و برابری را تا منزل مقصود بدو ش خواهند کشید.
هارون امیرزاده 9 اکتبر 2011
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در دوشنبه ، 25 مهر 1390 ، 09:34 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




متن مقاله در کنفرانس لندن به مناسبت بزرگداشت شهادت استاد ربانی






