
نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

|
مقـــــــالات -
ســـــیاسی
|
|
نوشته شده توسط عبدالقدیر علم
|
|
دوشنبه ، 16 آذر 1388 ، 08:12 |
|
پایان یک انتظار: انتظار ودلخوشی به استراتیژی دیگران خیلی زمان گیر وگیچ کننده بود هر روز کلیمه استراتیژی جدید بارک اوباما در مورد افغانستان بگوشها طنین می انداخت و همه با تشویش ودلهره در انتظار فرارسیدن این لحظه بودند تا اینکه بعد از یکسال صبر وانتظار بتاریخ اول دیسیمبر 2009 تصمیم ویا جواب بارک اوبا بخواست میک کرستال فر ماندۀ عمومی نیرو های آمریکا مبنی بر إعزام سی هزار نیروی تازه نفس به افغانستان با تعبیر استراتیژی جدید آمریکا به رسانه ها راه یافت.
نخبگان وسیاستمداران افغانی که پیوسته در جستجوی یک جست سیاسی سخن ساز اند این تصمیم را یک استراتیژی نامیده من حیث سوژه دهن پر کن در تلویزیون ها به تحلیل وبر رسی جزئیات وپیامد های این اقدام پرداختند.آما از نظر من این قدام نه یک استراتیژی بلکه تصمیم کوچک بخاطررفع نیاز مندی قوت های نظامی آمریکا در افغانیتان بود تا بتواند به مآموریت قوای ناتو در افغانستان ممد واقع شود.
مهمان با استراتیژی وصاحب خانۀ منتظر: کسانیکه از خود استراتیژی وأهداف عالی ودرازمدت ندارند پیوسته با نقد ویرایش عملکرد دیگران دکتورین سیاسی مدرن را نشخوار میکنند،این واقعیت در مورد بسیاری از سیاستمداران ما صدق میکند که بجای ابتکار وطرح أهدف راه بردی مفید بخاطر بهبود وضع مردم خود، لحظات تطبیق تصامیم و عملکرد دیگران را من حیث استراتیژی نو وکهنه لحظه شماری میکنند.اگر تاریخ افغانستان را مطالعه کنید نام افغانها من حیث فاتحان جنگ های بزرگ رقم خورده واما اینکه ایشان ازین جنگ ها ونبرد ها چه دست آورد وأهداف داشته اند، فقط خود سری وخود کامگی وتا ختن بر حریم زندگی یکدیگر بوده وبس. نه اثر از تمدن و وپیشرفت از خود بجا گذاشتند ونه سیستم سالم سیاسی اداری.امروز با بیگانه می جنگند وفردا دست سوال ونیاز به ایشان دراز مکینند.علامه اقبال لاهوری دربارۀ این ملت چنین سروده...
ریز ریز از سنگ او مینای او وای از امروزی بی فردای او شاید غربی ها دارائی أهداف نهائی باشند که هستند وأهداف بزرگ در سیمای إعزام نیرو تمثیل نمیشود، اما بر ماست تا قبل از محاسبه أهداف دیگران از بین این همه معادلات ومعاملات به أهداف استراتیژیک خود بیأندیشیم.أهداف استراتیژیک باید مربوط به مردم وساکنان سر زمین باشد که حوادث دران شکل میگیرد نه کسانیکه من حیث مهمان ویا حامی به یک کشور آمده اند.در چنین حالتی افغانستان باید دارائی أهداف نهائی می بود که چگونه میتواند از حضور حامیان ودوستان بین المللی بخاطر آسایش ورفاه شهر وندانش در ابعاد مختلف استفاده نماید.اقدام اعزام نیروی بیشتر در افغانستان استراتیژی نامیده نمیشود حضور نیرو چه کم وچه بیش قبلا در افغانستان تحقق پذیر فته بود وحال هم ادامه میابد.در استراتیژی جدید باید مسئله إعمار مجدد افغانستان با یک پلان مشخص متفاوت از گذشته، زمینه های رشد اقتصادی و چگونگی تأمین امنیت واستقرار ثبات،تقویت اداره وباز نگری درنظام ساختاری کشور بمنظور تأمین عدالت ورفع فساد تا تعین جایگاه افغانستان در بین همسایه های آزمند وحسود طور مشخص بر جسته میشد.بی تردید انتظار بی حد نخبگان کشور به تصامیم دیگران ناشی از بی باوری بخود شان است، قومیکه خود بر نامه واستراتیژی ندارد در انتظار بر نامه دیگران است.
اگر کشور ما دارائی رهبر مبتکر ومدیر میبود از حضور نیرو های خارجی به نفع کشور خود استفاده استراتیژیک مینمود وازین نیرو ها من حیث وسیله در جهت رسیدن به أهداف راهبردی بطور کافی بهره میگرفت.این نیرو ها را از لحاظ وضع الجیشی وسوق الجیشی درست رهبری، در محلات مناسب ودور تر از شهر ها مستقر وصرف من حیث نیرو ی حمایتی از ایشان استفاده مینمود.اگر نیرو های موجود در افغانستان در یک خط درست از لحاظ نظامی؛ سیاسی واخلاقی تنظیم گردد وهمه نیرو ها هم آهنگ کار کنند برای تأمین امنیت کافیست.والا با سرا زیر شدن هزار ها نیروی دیگر باز هم همان خود سری،همان فاجعه آفرینی ونفرت زائی است که آیندۀ افغاستان را باری دیگر به تاریکستان سوق میدهد.
آیا حضور نیروهای خارجی یک ضرورت است؟ طوریکه از تبصره های سیاستمداران سر زمین ما بر آید إعلام إعزام نیروی بیشتر انتظار هیچ یکی از تشنگان استراتیژی أخیر را بر آورده نساخت.تعداد درانتظار إعلام خروج تدریجی نیرو ها از افغانستان بودند وبرخی هم خواب اقامت طولانی این نیرو هارا در سر دارند، یکی از آمدن نیرو های بیشتر متأثر ودیگری از خروج آنی وحتی تدریجی دلگیر است،اختلافات فکری که زمینه ساز تصادمات عملیست در کور وجود دارد.به همه حال توضیح تصمیم أخیر آمریکا این است که سی هزار نیروی اضافی تا اواخر سال 2011 در افغانستان ضمن تعلیم وتجهیز نیرو های امنیتی در برخی ولایات ومرز های پاکستان عملیات اجرا میکنند وبعدا مسئله خروج تدریجی شان مطابق شرائط ونیاز زمان روی دست گرفته میشود. البتهطبق اظهارات وزیر دفاع آمریکا کمیت که فعلا وجود دارد تا مدت نا معلوم در افغانستان باقی خواهند ماند.اینکه چرا نیمی از تحلیلگران افغانی مأیوس و نیم دیگر مسرور اند، دلیل آن این است که عدۀ بدون موجودیت قوای خارجی آیندۀ افغانستان را به جنگ های قومی، گروهی، سمتی وحتی تاریخ خونبار چند قرن گذشته پیوند می دهند که یاد خاطرات آن زمان روح وجسم انسانهارا می آزارد واما عدۀ که بر اقتدار وانتقام وکله منار ساختن می اندیشند حضور نیرو های خارجی را مانع بر سر راه أهداف خود دانسته ناراض ودلگیر به نظر میرسد.تلاش دارند نیرو های خارجی افغانستان را ترک و ومیدان را برای تکرار هلو کاست در افغانستان باز نگهدارند..
قوم گنهگار مهماندار بیگانه ودشمن خود است: اینکه چرا افغانستان در طول تاریخ مهماندار بیگانهاست برای توضیح این حقیقت به سیاست روی نمیاورم چون سیاست در افغانستان خیلی بازاری ومضحک شده این واقعیت را با یک تحلیل عامیانه مبتنی بر تجربیات تاریخی به نمایش میکشیم.فکر کنید افغانستان خانه مشترک چندین برادر است که سالها با هم در جنگ وستیز اند.یکی میخواهد خانه را بفروشد، دیگری میخواهد مالک مطلق باشد دیگری اد عای تفسیم آن را دارد ویکی هم از فرط خشم در تلاش آتش زدن بر بنیاد آن است.غرۀ خشم آلود زور آور وفریاد مظلومیت کمزوروهیاهوی آتش بدستان خشم گین وساکنان بیدفاع وبیچاره طبعا همسایه هارا به سیل وتماشاه وبیگانگان را بمیانجی گری فرا میخواند..مداخله دیگران نتیجه طبیعی اختلاف، نفاق وخود خواهی باشندگان داخل خانه است.اگر از داخل خانه بکسی اجازه ورود ندهند هیچکسی جرأت قدم گذاشتن بحریم خانه دیگران را ندارد.این افغانها اند که با داشتن خبث باطنی دچار نفاق وخانه جنگی شده اند.جنگ های داخلی عذابی مسبوق بگناه ریا کاری دروغ وخود خواهی است.خداوند ج فرموده است ای پیغمبر به امتت بگو که خداوند قادر است در برابر گناه های شما از زمین وآسمان بر شما عذاب نازل کند وشمارا بگروه ها وأحزاب تقسیم تا یکدیگر را به دست خود عذاب کنید. از واقعیت های تاریخی وهدایات خداوندی بر میاید که افغانها عاصی ترین وگنهگار ترین قوم در روی زمین اند چون همیشه به عذاب نفاق مبتلا بوده وسر زمین شان.تاریخ شان بخون رنگ وبکفر ومسلمان محتاج اند آنیکه سر مایه هم دارند از نعمت قناعت محروم بوده بمال دیگران چشم دوخته است. در سر زمینیکه عدالت، قناعت،انصاف نباشد،در سر زمینکه قومیت جای انسانیت واسلامیت را گر فته باشد صلح امنیت واسایش جای ندارد.با چنین وضعیتی برای همیش چون عجوزۀ هزار داماد مهماندار خارجی ها وتحلیلگر استرتیژی شان خواهیم بود.
اگر نیرو های خارجی افغانستان را ترک کند...؟ شیر بچه های با غرور حضور خارجی را تحمل نمیکنند اما شرعا مال یتیم را به قیم می سپارند، بخاطریکه شعور آن تکمیل نشده وصلاحیت تصرف وادارۀ مال خود را ندارد وازوی استفاده کرده نمیتواند سر انجام مالش ضایع میشود..مد عیان مالکیت در افغانیتان نیز در چنین وضعیت قرار دارند.افغانها نه خودرا تحمل کرده میتوانند ونه کشور را اداره بناء تا سرحد رسیدن به بلوغ سیاسی، تکلیف اداری ورشد خصلت عالی انسانی حضور نیرو های بیگانه در افغانستان یک امر منطقی است.هر چند عدۀ خودرا مسلمان با غرور پنداشته بی صبرانه در انتظار خروج نیرو های خارجی از افغانستان اند.در حالیکه خودش هیچ بر نامه جزء تعرض چور وچپاول بر زیر دستان نداشته حضور خارجی ها را مغایر شهامت اسلامی،شجاعت افغانی واستقلال طلبی میدانند.بلی شعار های چون مسلمانی، استقلال طلبی شهامت وغرور ملی خیلی زیباست بشرطیکه این شعار بخاطر بر آورده ساختن خواستهای منحط برتری جوی از طریق زور وإعمال خشونت نباشد.آیا این مدعیان استقلال طلبی گاهی ثابت ساخته اند که دل شان به افغانستان سوخته وبعد از شکست ویا خروج نیرو های خارجی در جهت إعمار جامعه مرفه وعاری از ظلم وفساد قدمی به پیش گذاشته اند؟ آیا با خروج خارجی ها افغانها دو باره بنام اتلوال شمال وباد های سوزندۀ جنوب یکدیگر را نمیخورند؟اگر باور ندارید سری به سایت های انتر نتی بزنید بعد میدانید که چه دندان تیز کردنها ست تنها متظر اند تا پای خارجی ها از کشور بیرون شود.. یقینا افغان آزاد ومتکی بخود به چیزی جزء خوردن وکشتن وبستن وکله منار ساختن نیاندیشیده.اگر واقعیت غیر ازین است بفر مایند با حضور نیرو های خارجی وحمایت بین المللی نظام سیاسی ای طرح ریزی کنند تا حقوق انسانهای ساکن در کشور بدون تبعیض وبر تری قومی وسمتی ونژادی عملا تضمین گردد تابجای قوای خارجی تنها خدا وقانونش بر ما حکومت کند.تاهنوز که پای خارجی ها بر حلقوم زعمای ما فشار داده میشود بیعدالتی در کشور بیداد میکند اگر بیرون شوند چه بلای بر سر مردمی مظلوم خواهد آمد.؟.آخر این کشور تا هنوز توسط افراد سه ولایت وسه قوم وچند ولسوالی اداره میشود. قوم کلان رئیس متوسط معاون اول وبعدی معاون دوم این معیار ها نه انسانی است ونه اسلامی ونه افغانستان را ازین مصیبت نجات می دهد.. علاوه از آن در بخش باز سازی وإعمار مجدد در برخی ولایات به لای روبی جوی ها وریگریزی سرک ها اکتفاء شده ودر برخی ولایات دیگر سر ک های پخته مکاتب چند منزله ومراکز صحی بدون توازن وحفظ عدالت إعمار میگردد وفرزندان ولایت در جه سه، انسان در جه سه، رعیت در جه سه چقدر یمضحک وشرم آور است بر زیر آسمان کبود وآفتاب سوزان درس میخواند. میشود چنین نظام را انسانی نا مید وبه آن دل بست وخارجی هارا نه گفت؟ هر گز نه..اگر خارجئ ها بیرون شود تمام هستی افغانستان به آتش کشیده میشود..بلی خارجی ها فردا بیرون شوند بشرطیکه انسانیت وقانون وعدالت در سر زمین ما حاکم شود فعلا که ازین سه عنصر در سر زمین من وتو اثری نیست. خروج خارجی هامارا به چور وغارت آخرین ثروت محتاج میسازد. اخرین ثروت!
آخرین ثروت:؟.میدانی آخرین ثروت چیست؟ نه خیر! بیادت میدهم در آخرین سالهای دهه نود بود که روشنفکران،سیاستمداران وفر هنگیان کشور از تاراج آخرین ثروت وسر مایه کشور به دست دشمنان افغانستان صحبت میکردند.دران وقت که افغانها کفران نعمت روس وآمریکا کرده بودند خودرا فاتح ومستغنی إعلام نموده تنها یکه تاز میدان بودند با جنگ وخشونت زمین افغانستان را بخون رنگ دهات را غیر سکنه نموده به آتش می کشیدند وهر چه در زیر خاک بود بنام آخرین ثروت وهستی سر زمینت به غارت می بردند. دران زمان از سر مایه وهستی روی زمین اثری نبود نه دستگاه تولیدی بود ونه تأسیسات عام المنفعة نه فابریکه نه سرک ونه هم هیچ... همه بخاک وخاکستر یکسان شده بود.تنها ثروت وسر مایۀ که وجود داشت.جمجمه ها استخوانهای اجداد شما وریشه در ختان تاک شمالی وپسته باد غیس بود.که با قساوت وسنگدلی از دل خاک بیرون کشیده میشد واز مرز افغانستان بیرون میرفت خلاصه افغانها دهه نود را بدون حضور مستقیم خارجی ها حکومت کردند تاریخ وجغرافیارا بهم آمیختند وباز به همان فکر اند گو اینکه اشباع نشده اند آفرین به گرگ.....شاید نسل جوان این خاطرات تلخ را بیاد نداشته باشند وخوب است که این فجایع را من حیث یاد گار های فراموش نا شدنی از قهر مانان بی هدف وبی استراتیژی ثبت آرشیف انتر نت نمائیم، تا دیگر از خارجی ها ننگ نداشته باشیم وقهر مان تراشی نکنیم.قهرمانا نیکه تنها مرگ ونکبت وبد بختی وفقر آفریده اند.کسانیکه جمجمه های پدران ما را اززیر خاک کشیدند وبشوره تبدیل کردند حالا بما هوشدار میدهند که خارجی ها یورانیم شمارا می برند جهاد کنید.؟ کدام یورانیم؟ اگر این واقعیت میداشت اول تو از کنار قبر پدرم آنرا با خود می بردی؟ کسیکه زیر شعار اسلام وخدا استخوان اجداد ترا در پیش چشمت شوره وکود میساخت ودرختان سر زمینت را چون اخنس بن شریق از ریشه بر میکند از یادت رفته که حالا باری دیگر آمدن آن لحظات را دقیقه شماری میکنی؟.نه خیر کفر از ظلم بهتر است بزر گان دین فر موده اند.. الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع ا لظلم....ظلم وبیعدالتی در تار وپود بسیاری از متصرفین امور ریشه دوانیده ما نباید از دین من حیث وسیلۀ خشونت ظلم وتجاوز استفاده کنیم هر دینی که عدالت مساوات وبرادری را تأمین نکند نه دین محمد ص است ونه از عمر وعلی بلکه دین دین ستیزان جاهل وخود پرستیست که دنیا وآخرت افغانها را به آتش مبدل ساخته اند. یا هو
|
|
آخرین به روز رسانی در دوشنبه ، 16 آذر 1388 ، 09:20 |
آرشـیف مطالب خــــاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
Comments 425
تعداد آنلاین
سایت پذیرای 55 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!.
XHTML and CSS.