Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

بــربــادی و آبــادی افغــانســتان PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط حشمت امید   
يكشنبه ، 22 فروردين 1389 ، 09:13

حشمت امیدنگــاهی تحلیــلی بر اوضــاع افغــانســتان وپیشــنهاداتی بــرای رهــایی از گــرداب ســیاسی

نزدیک به سی سال است که در مورد افغانستان و سرنگونی تدریجی آن به سوی نابودی کامل می شنویم و میخوانیم. این نظر سازی ها و این نظر پردازی ها پایانی نمی پذیرد، مگر آنکه به مشکل اساسی و اصلی افغانستان بپردازیم. با تاسف، آن عده از دانشمندان ما که خود را در امـور سیاست، کارشـناس میپندارند، وهـم آنهایی که علا قمند به بهـبودی اوضـاع درهم و برهم افغانستان هستند،

جزکشتن وقت خود و دیگران کار دیگری نکرده اند. تا حدی که من با روحیهء هم میهنانم آشنایی دارم، میدانم که تحمل و هضم این گفته، برای اکثر آنها دشوار و دور از پذیرش است. اما بالاخره یکی باید قدم پیش بگذارد و به این مفسرین خالی ذهن بگوید که: این ره که تو میروی به ترکستان است. این راه، نه راه مدینهء فاضله است و نه راه نجات از گرداب کشنده ایست که خود ما در عمیق ساختن آن میکوشیم.

 

مشکل اصلی واساسی افغانستان در گذشته و امروز، سیستم اداره بوده است. نزدیک به یک قرن پیش از امروز در دوران سلطنت امیرامان الله خان، دولت افغانستان صاحب تشکیلاتی شد شبیه تشکیلات دولتی ترکیهء آن زمان. دولت نوساخته ترکیه به رهبری بنیانگذارعاقل وعادلی چون مصطفی کمال " آتا ترک " به داشتن تشکیلات جدید دولتی، تقریبا شبیه تشکیل دولتهای اروپایی آنزمان، نیاز داشت. تشکیلات دولتی آ نزمان ترکیه با گذشت زمان، تغییر شکل یافته و کاملتر شده است ؛ تا جاییکه از چند سال به اینسو، در قانون جزای آن کشور برخلاف بسیاری از کشورهای اسلامی، جزای حکم اعدام به حبس ابد تبدیل شده است. اما در افغانستان، بنیاد دولت برهمان تشکیلات یک قرن پیش استوار است و هیچ دولتی، نه شاهی و نه جمهوری، به فکر تغییر و یا اصلاح آن نیافتاده اند. تمام وزارتخانه ها و ادارات دولتی، به استثنای وزارت آب وبرق، ریاست انحصارات، ریاست گمرکات، ادارهء حجاری ونجاری، فابریکه های دولتی جنگلک، سمنت جبل السراج و نساجی گلبهار، که انهاهم تولید ناچیزی در برابر مصرف خویش داشتند، همه ادارات مصرفی بودند. محصولات اندک این فابریکه های دولتی نیز طبعا در خدمت دولت بود. در کنار این ادارات، افغانستان مقداری از حاصلات زراعتی، پوست قره قل، پنبه و قالین دستباف را به خارج صادر میکرد که آنهم در استواری سرمایهء ملی و تامین بودجه ء دولت موثر نبود و افغانستان تا من بیاد دارم، بطور مداوم دچار کسر بودجه بوده وهنوزهم هست.


پرمصرف ترین وبیحاصل ترین ادارهء دولتی، وزارت دفاع ملی بود و همچنان باقی مانده است.

بنیاد این اداره در آغاز دههء سی هجری شمسی که مرحوم داوود خان عهده دار پست آن وزارت بود محکمتر شد و درسال های صدارت وی به اوج خود رسید. تشکیلات وزارت دفاع با ایجاد دانشگاه حربی وسیع تر و مخارجش بیشتر شد. داوودخان شهید که به آرزوی آزادی پشتونستان در تقویهء اردو میکوشید، بدون ملاحظه، مصارف کمرشکن وزارت دفاع را در صدر کار های دولتی قرار میداد و کسی جرات و قدرت رد کردن نقشه های اورا نداشت.

فارغان مکتب حربی و فارغ تحصیلان دانشگاه حربی بدون وقفه به کار گماشته میشدند وهرسال به تعداد منسوبین این وزارت افزوده میشد، در حالیکه فارغان لیسه های ملکی و دانشگاه کابل به مشکل و اکثرا پس از چند سال انتظار موفق به یافتن کار در یکی از ادارات دولتی میشدند.

 

مصرف یکماههء خوراک، پوشاک، موادسوخت ترانسپورتی ومعاش مامورین وزارت دفاع، کافی بود که کارخانه ای بزرگ آباد و فعال گردد. اگر امروز هم، نیم بودجهء سالانه آن درساحات زراعـت، تولید برق یا ساختن کارخانجات به مصرف برسد، کشور ازین فلاکت ومشکل روزافزون بیرون خواهد رفت.

درگذشته، بعد از وزارت دفاع، چهار وزارت بیکاره و بیحاصل دیگرهم بار دوش دولت بودند:

وزارت های پلان، معادن وصنایع، تجارت و مالیه.

وزارت های پلان و معادن که همیشه مصروف سروی بودند، به اصطلاح مردم، روز خود را گم میکردند. نه به دولت ازآن وزارت ها خیری رسید و نه هم ملت موجودیت آنهارا حس کرد.

وزارت تجارت نیز نتوانست اداره ای سالم و در مقایسه با کشورهای همسایه، قابل یادآوری باشد. وزارت مالیه که تنها با اخذ مالیات از اموال وارداتی ونیز مالیه از زارعین ابراز وجود میکرد، با داشتن لایحه های کهنه وتا حدی غیرعادلا نه بر زارعـین، ادارهء نامطلوبی بود.

این وزارت هیچگاه نتوانست بازار اموال وارداتی از پاکستان را نظارت کند و به فساد اداری و داد و گرفت رشوه مشهور بود وبا تاسف مثل دیگرادارات هنوز هم به فساد اداری مشهوراست.

امروز به تعداد وزارت های بیکاره بیشتر افزوده اند. وزارت حج و اوقاف، زنان، معلولین و..

 

با داشتن چنین تشکیلات، افغانستان هروز گامی تازه به سوی مشکلات تازه تری برمیدارد.

وزارت بازسازی که به پیشنهاد دولت جنگدیده و باتجربهء آلمان به وجود آمد، میتوانست مهمترین نقش را در تاریخ این کشور بازی کند. اما با شناختی که ما از سیستم اداری خود

داریم، دیدیم که مسوولیت این وزارت مثل همیشه به عهدهء کسی سپرده شد، که هیچگونه اطلاع و تجربه ای درآن زمینه نداشت و سهل انگاری شخص مسوول، باعـث امحای اولین ادارهء دولتی که واقعا میتوانست زمینه های آبادی و کار را مهیا سازد، شد.

تا جایی که من تجربه کرده ام، دانش اکثر هم میهنان ما وحتا " کارشناسان " ما، یک پیش نویس زیر نام " نمیشود! " دارد. این کلمهء تبرئه کننده را بیش از هزار بار از زبان خرد وبزرگ و عالم و عامی شنیده ام، ولی چون به آن باور ندارم، آنرا جدی نگرفته ام.

 

یقین دارم که می پرسید، پس راه نجات کدام است؟

 

به نظرمن که از سه دهه شاهد نظم اداره درکشورآلمان هستم، موفقیت یک دولت، در تقسیم کار است. در کشوری مثل افغانستان که مسوولین نظام، سبب بربادی نظام شدند، باید نظام تازه و کارآمدی شکل بگیرد.

 نباید دولت و حکومت تنها به کابل خلاصه شود و تشکیلات دولتی در ولایات، مثل مرکزباشد.

به گمان من، برای حداقل پنجسال، دولت افغانستان به چنین تشکیلاتی نیاز دارد:

1: وزارت امنیت ملی این وزارت میتواند از ادغام وزارتهای دفاع و داخله تشکیل یابد. وظایف پیشنهادی این وزارت را در پایان شرح خواهم داد.

2: وزارت دوباره سازی.

3: وزارت کار و امور اجتماعی

4: وزارت زراعـت

5: وزارت معارف و تعلیمات عالی

6: وزارت انرژی و آبیاری

7: وزارت صحت

8: وزارت عـدلیه

9: وزارت اطلاعات

10: وزارت ارتباط خارجه اما با دستور کار تازه و به درد بخور با تشکیلی بسیار، بسیار کوچکتر از امروز. چون کشوری مثل افغانستان که متاسفانه دیگر هیچ آبروی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در جهان پیشرفتهء امروزی ندارد و مخارج داخلی آنرا چند کشور خارجی تامین و خط مش سیاسی آنرا همسایه ها و بیگانگان تعیین میکنند، نیازی به این این خودنمایی مضحک ندارد. تاحال در تاریخ سیاسی ملل به این نکته برنخورده ام که سفیر یک کشور در زمان خدمت خود، به دولت خود هدایت بدهد یا اظهار نظر کند که من و دولت کشوری که در آن سفیر هستم، چنین پلان هایی را روی دست داریم. چنانکه سفیر فعلی ما در امریکا، بدون درک صلاحیت کاری اش، پیهم ابراز نظر سیاسی میکند. به اصطلاح عام این پا از گلیم خود فرا گذاشتن است. ازین بگذریم و ببینیم که در وطن کدام کار مقدم ترست:

 

برای پیشرفت منطقی و واقعی کار، همین تشکیل بالا به صورت ریاست های مستقل، به استثنای ادارهء روابط خارجه، میتوانند مثل مرکز در دیگر ولایات به کار بپردازند.

والی ولایات از خود ولایت و به انتخاب مردم آن ولایت، برای انتخاب شود.

اشغال کرسی ریاست ها باید بصورت کاندیدی و مدت کار ریاست ها مشخص باشد.

قدرت دولتی وقدرت کار از مرکز به ولایات قسمت شود ومسوولین ولایات، جوابگوی پیشرفت یا عـدم آن، به دولت مرکزی باشند. همچنین صلاحیت بی حد وحصر وزرا، که در گذشته و امروزنیز، تا سرحد خودکامگی رسیده است، به روسا و کارمندان حرفه یی وکارشناس انتقال یابد.

لایحه هایی برای تعیین کار ادارات و محدوده کار ومسوولیت آنها تدوین گردد.

در وزراتخانه ها، شعبات کوچکتری، کار ریاست های بزرگ امروزی مثل ریاست های اداری، خدمات، مامورین، کنترول، محاسبه و باقی را به عهده بگیرند.

مامورینی که تا حال به این وظایف مشغول بودند، در وزارت های کلیدی و مهم که کارهای بازسازی را عهده دار هستند، بکار پرداخته و وطندوستی خودرا ثابت سازند.

 

دو تغییر دیگر نیز میتواند سبب پیشرفت وآبادانی کم مصرف کشور گردد:

 

1: تغییر در برنامهء اجرای خدمت زیر بیرق. کسانیکه از تحصیلات بالا برخوردارند مدت خدمت خودرا در ساحهء معارف سپری نمایند. آنانیکه تحصیل کمتر دارند، در وزارت امنیت ملی اجرای وظیفه نمایند. دهاقین و پیشه وران، بعد از دیدن دورهء شش ماههء تعلیمات اولی، باقی مدت خدمت خودرا در امور زراعـت یا بازسازی به پایان برسانند. تا آنها نیز درین مدت هم با نظم کارآشنا شده وهم سهمی درآبادی داشته باشند. کاری که تا حال به جای عاید برای دولت، تنها مصرف داشته است.

 

2: تاسیس مکاتب مسلکی برای جوانان بالای شانزده سال و همچنان جذب جوانایکه به دلایل مختلف اجتماعی یا اقتصادی، از مدرسه محروم مانده اند، به درس های عملی و مسلکی. این پلان میتواند به یاری کشورهای کمک دهنده در داخل و یا خارج تطبیق گردد.

 

و اما.. ما که در حرافی، بهانه جویی و جنگ قهرمان بوده ایم، چگونه کار صادقانه و آنهم برای میهن و مردم را پیش ببریم. من کارمندان نازنین و عزیز میهنم را خوب میشناسم. با چندین وزیر و کارمند عالیرتبه و صاحبمنصبان پرقدرت ارتباط خانوادگی یا دوستانه داشتم. تماس با دوایر و کارمندان عادی که کار هرروزهء همهء ما بود و همه میدانستیم چرا دستگاه دولتی آنگونه به حرکت حلزونی خود دوام میداد. مسوولین اجرای امور دولتی، مجبور به اجرای پالیسی آن دولت ها بودند. اینکه آن پالیسی ها چگونه بودند، بحثی است بیفایده و وقت کشنده. ما باید از امروز بگوییم. امروز این وطنداران جهاندیده و به گمان خودشان کارشناس و کارکشته که برای گرفتن کرسی ها در مسابقه عظیمی شرکت کرده اند، چی کرده و چی میکنند؟ دیروز هیچ و فردا نیز هیچ.

بخش زیادی از کرسی های کابینه را اشخاصی به تصرف در آورده اند که خود سالها در کشورهای پیشرفتهء جهان زندگی یا حتا تحصیل کرده اند، اما درین هشت سال تمام آنها کارچشمگیری که قابل دید وتایید باشد نکردند به جز مصاحبه ها و اظهار نظر ها.

برای جلوگیری ازین افتضاح که باعـث دلسردی جهان در کار کمک به دوباره سازی افغانستان شده است، باید جلوخودکامگی های کابینهء ناکام وپارلمان بیکاره و بسیار پرمصرف را تا پایان دورهء بازسازی گرفت وبا تشکیل ادارهء تازه با برنامه های تازه وقابل تطبیق شروع به کار کرد!...

 

Advertise your business here. Click to contact us.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 25.05

KANKAASH 25.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 61 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.