|
جناب رئیس جمهور افغانستان بعد از سفر به آمریکا تا هفته های قبل خاموش بود این آرامش ظاهری باعث تپش وطغیان باطنی جناب عالی گردید تا اینکه بعد از بر گشت از سفر پاکستان و مشاهدۀ نشانه های از چراغ سبز شیطان منطقه، هفته گذشته به بهانه روز بین المللی سواد و روز شنبه این هفته در مراسم توزیع ترفیعات افسران ارتش عقده ها متراکم دل را بزبان آورد و صفحه سیاست روز را با اب دیده تر وشگفتی آفرید.
گلوی پر از بغض،چشمان پر از آب، قلب پر از خون ورنگ پریده رئیس جمهور خوف واضطراب را در سر زمین دلهای مردم مظلوم ما کاشت. او از ترس ومظلومیت ونگرانی سخن گفت وازبین همه بد بختی های افغانستان وبد بختان این مصیبتکده از آیندۀ مبهم وتاریک فرزند دلبندش میرویس عزیز نام برد. که البته برای خودش مهم بوده ورنه ملیونهای انسان این سر زمین طور بالفعل به سر نوشت خیلی ناگوار تر از سر نوشت بالقوۀ میرویس جان مبتلاء اند که کسی خم به ابرو نمی آورد، اما تنها غم میرویس است که دل سنگ رئیس جمهور را موم ساخت وآب خونین از سحاب دیده خونبار بر فرش رخسار عالی جناب بارید. آه آه آه
تبعات سفر پاکستان: در هفته گذشته فکر کردم این پرخاش وجسارت رئیس جمهور علیه غربی ها ودر رأس آمریکا که سایه سر ایشان است یک عمل ناشیانه در ارتباط به مسئله خاص خواهد بود اما متأسفانه این حرکت انگیزه ها ودلائل عمیق تر دارد که بعد از سفر پاکستان طور تدریجی دنبال میشود.او بعد از سفر أخیر دوستی وهمکاری با همسایه هارا در اولویت قرار داد وتعامل با جامعه جهانی را بر حسب ضرورت متقابل یک امر معمولی پنداشته و حضور نیرو های خارجی را در کشور بیهوده ودرد سر ساز خواند، حامد کرزی در ادامۀ سخنانش به واقعیت های تاریخی در کشور اشاره کرد،از حضور مقطعی ومؤقتی تا غیابت دوامدار کشور های غربی در مقاطع مختلف تاریخ کشور چیز های گفت که منظورش بی إعتمادی وبی باوری نسبت به صداقت حامیان بین المللی اش در افغانستان بود. به همه حال رئیس جمهور وقتی خواسته باشد از حامیانش امتیاز بیشتری بگیرد شعار صلح با مخالفین وآشتی ملی وچالش کشیدن حضور نیرو های خارجی را مطرح میسازد واینبار بجای آشتی با مخالفین دوستی با همسایه بطور خاص پاکستان را بر گزدیده است. از طرز خرام و گفتار رئیس جمهور بر میآید که ایشان چیزی بگفتن دارند اما این راز تا هنوز از شف به تالو نپیوسته ومیخواهد یکباره شفتالو بگوید اما اینکه چه وقت ودر قالب کدام کلیمات ابراز خواهد شد زمان پاسخ بهتر میدهد.
حمایت از استقلال وسر حدات: او همچنین گفت: "وظیفه شما، نیروهای مسلح افغانستان نگه داشتن سرحدات افغانستان، آبرو و حیثیت مردم افغانستان و حفظ جان و مال و زندگی آنها است که امروز ما متاسفانه قادر به آن نیستیم."ما در کشوری زندگی میکنیم که تا هنوز مردم ما مرز ها وسرحدات خویش را با همسایه ها درست نمیشناسند.
در شایعاتیکه در رسانه ها درز کرده رئیس جمهور در سفر أخیر خویش مسئله خط دیورند ودلیل نمایندگی سیاسی هند در جلال آبادرا که سوال اصلی مقامات پاکستانی ودلیل مداخله شان در افغانستان است چنین توجیح کرده است: (من گاهی با پاکستان ادعای ارضی نداشته وندارم ودر سخنانم گفته ام لانه های القاعده در خاک پاکستان یعنی همان وزیرستان شمالی وجنوبی وکرم اجنسی است اگر شما آنرا إعتراف صریح نمی پذیرید اقلا یک اشار) تلویحی قبول کنید. یک رئیس جمهور ازین بیشتر چه إعتراف کند،از طرف دیگر من نه از عبدالرحمن خان با جرأت ترم ونه هم از امان الله خان استقلال طلب تر؟ آن دو پدر وفرزند خواسته ویا نا خواسته سه مر تبه به پای معاهدۀ دیورند امضا کرده اند پس من چه کاره ام که بعد از یکصد وبیست سال ادعای واهی وغیر عملی داشته باشم واما در مورد قنسلگری هند در جلال آباد هم تصمیم میگیرم اول باید از شر آمریکا وانگلیس خلاص شوم وبه صداقت شما نسبت به اینده خود مطمئن گردم) گمان میرود پاکستان چراغی سبزی به ایشان نشان داده که در صورت خروج غربی های از افغانستان جلو تهاجم طالبان را میگیرند ویا لا اقل برای رئیس جمهور وبرادرانش بعد از ختم وظیفه تضمین مصئونیت میدهد نگرانی که رئیس جمهور را بیخواب کرده است.اینکه این رویاء به واقعیت می پیوندد یا خیر باید منتظر نتیجه این بازیهای خطر ناک بود.
قبول اشغال آشکارا بخاطر نجات از اشغال مخفی:؟ رئیس جمهور ما تازه درک کرده که خارجی ها در پی منافع خود اند نه عاشق عروسک ساخته وپرداخته دست شان.هر چند درک این واقعیت برای شخصیکه طمع بیشتر از حامیانش دارد مأیوس کننده است اما بگفته خود شان ما نیازی داشتیم وغربی ها هم هدف خودرا داشتند ما اشغال آشکارا را بخاطر ختم اشغال مخفی پذیرفتیم.)حال این به فراست جا نبین ارتباط دارد که از هم پیمان خود تا چه پیمانه به نفع منافع ملی خود استفاده میکند.اگر درد جناب رئیس جمهور درد ملی باشد وبه باز پرسی سر مایه های برادرانش ارتباط نداشته باشد میتواند ارزش های ملی را که از اثر مداخله خارجی ها صدمه دیده بر جسته سا خته وبعد بکمک ملت برای خارجی ها هوشدار دهند تا در راستای منافع ملی افغانها حرکت کنند ویا افغانستان را ترک گویند واگر کار گر واقع نشد استعفای آبرو مندانه ازین گریه وشر مساری بهتر است.
میخواهد بگوید استقلال آزادی؟ استقلال به معنی اخراج نیرو های نظامی کشور های مداخله گر از کشور نیست. استقلال که آفریدگار غرور وحیثیت ملی ملتهاست باید در تمام عرصه ها محسوس باشد در عرصه نظامی در بعد اقتصاد وفر هنگی ودر عرصه اداره همه وهمه نمیشود ما به یک دست سیلی بر روی خارجی ها بزنیم ودست دیگری ما در جیب شان باشد.شعار استقلال طلبی را از عوام فریبی تفکیک نمائیم.گاهی زعمای تجرید شده از جامعه بخاطر اغوا وفریب مردم علیه باداران شان تبلیغ میکنند تا دوباره شخصیت ملی کمائی کنند، مثلا زمانی را بیاد دارم که روسها داکتر نجیب را بجای ببرک کارمل شاندند وحین تصمیم فرار از افغانستان برایش تلقین کردند که شما بخاطر گر فتن چهره ملی وجلب حمایت مردم حق صحبت محدود علیه مارا دارید ونجیب هم این اکت هارا میکرد وعدۀ ساده لوحانه به پای این ساز دروغین میرقصیدند که داکتر نجیب شخص وطندوست وخارجی ستیز است، به این واقعیت فکر نمکیردند نجیب چگونه بقدرت رسیده استوجا نشین ببرک یعنی بد تر ووفادار تر از ببرک..
میخواهد بگوید غرور ملی؟ اگر ارزش های ملی در یک کشور تعریف نشود واثرات مثبت آن بحساب گرفته نشود درانصورت این واژه ها ابزاریست برای اغوای ملت ها مثل غرور ملی واتقلال ملی ومنافع ملی وغیره.آیا رئیس جمهور از غرور ملی صحبت میکند.؟ اول باید غرور ملی را تعریف کنیم: اگر غرور ملی به معنی بی نیازی از دیگران وإعتماد به نفس باشد این واژه با ما بیگانه است.غرور ملی این نیست که با یک دست شمشیر بزنیم وبا دست دیگر از همان استعمار گر پول سوال کنیم ویا به کمک یک ابرقدرت علیه اشغالگر دیگر بجنگیم ویا اینکه یکی را شکست دهیم وبه دیگری تضرع کنیم.در افغانستان تنها جنگیدن را غرور ملی میدانند تعبیر منفی وتباه کن.ما امروز در برابر اشغال انگلیس می جنگیم واما فردا به دروازۀ سفارت آن استاده ایم وکمک استدعا میکنیم.از ملتیکه که نه تولید داشته باشد نه صنعت وحتی نیاز مندی غله وگندم را هم حل کرده نتواند انتظار غرور ملی را نباید داشت.غرور ملی مشت زدن به لبه تیز شمشیر وخون ریزی نیست غرور ملی بی نیازی وخود کفائی است هر وقتیکه به این مر حله رسیدیم غرور ملی داریم والا مشت سوالگری را غرور ملی نزیبد.پیغمبر خدا ج فرموده است کسانیکه سوال میکنند در روز قیامت طور زنده میشوند که روی شان هیچ گوشت ندارد همان اسکلت منحوس وبد شکل چون با سوال کردن آبرویس ریخته.لذا این سوال چه در سطح فرد وچه درسطح کشور ها باشد با غرور ملی تضاد دارد ومایه آبرو ریزی است.از رئیس جمهور شروع تا کسبه کار انتظار کمک های جامعه جهانی را دارند میگیوند کمک شمارا میخواهیم واما از خود تان بدی مان میاید.
رئیس جمهور حرفی به دل دارد: رئیس جمهور ما هنجار شکن وقانون گریز است مثال های زیاد وجود دارد که این واقعیت را تأئید میکند. او میخواهد خود کامه، خود محور ؛مطلق العنان غیر مسئول وفارغ از انتقاد داخلی ها وخارجی ها باشد،او دیگر از انتقاد داخلی ها و فشار های غرب بخاطرجواب دهی سر مایه های برادرانش که بعد از سال 2001 بدست آورده بت ستوه آمده از طرف دیگر از هر حیث اشباع شده دیگر سر دردی ودغدغه های روزگار برایش ارزش ندارد حال نوبت فرار وطفره رفتن است.او میخواهد بگوید اگر دست از سرم بر ندارید بکمک عصای مجلس ملی وحمایت پاکستان از کانال شورائی عالی صلح به صف مقاومت گران ملی ویا برادران نا راضی خواهم پیوست.چون من شمارا میشناسم که شما نه بخاطر افغانستان بلکه بخاطر خود آمده اید.اگر شما خاطر من وخاطر فامیلم را آزرده سازید من حرف آخرم را خواهم گفت وآن اینکه شما اشغالگر، متجاوز وغارتگر هستید حتی من از ایندۀ خود وفرزندم ترس دارم لذا من به صف مقاومت ملی خواهم پیوست که با حمایت پاکستان از همه مصئونیت ها بر خوردارم دیگرنه غوغای دموکراسی تحمیلی خواهد بود نه حقوق بشر دروغین وانتقاد جامعه مدنی وغیره........
|