سخن نو آر که نو را حلاوتیست دگر!

آقای مشید، این حرف ها دیگر کهنه شده. تاریخ را امروز نوع دیگری قر ائت می کنند. رویداد های تاریخی ناشی از عمل انسان هاست نه از اثر سنگ و کوه و دره و دریا. درین سرزمین در طول تاریخ مردمانی مختلف، با فرهنگ های مختلف، با علایق مختلف، دین مختلف و نژاد های مختلف زیسته اند . کنش و واکنش سیاسی شان نیز ناشی از همان هستی فرهنگی و اجتماعی شان می شد. کسانی که امروز دز افغانستا ن زندگی می کنند با آنهایی که در طول تاریخ زندگی می کردند یکی نیستند. شاید حتی نژاد شان تفاوت داشته ب اشد چه رسد به دین و زبان و فرهنگ شان.
پادشاهان و سلسله های سلطنتی را که شما یاد آور می شوید نه به نام ملت و مردم یک کشور به معنی امروز کلمه که به نام ارادهء پادشاه و منافع قبایل و طوایفی که آنرا حما یت می کردند شکل می گرفت. بنا بران مسالهء "مردم ما مقاومت کردند" یک حرف مفت است در مورد آن زم ان های دور. مقاومت در برابر اجانب یک مفهوم تازهء است که از صد سال بدینسو رایج گردیده است. در گذشته ه ا هرکه پادشاه می شد و رعیت را آرام نگاه می کرد و امنیت را برقرار می نمود مردم دعای سرش را می کردند و به زندگی خود ادامه می دادند.

دور نرویم، نزدیک: همین "مردم" ما در دوران تجاوز انگلیس به افغانستان نیمی در رکاب شاه شجاع بودند و نیمی در رکاب دوست محمد خان. حالا تنها نام شاه شجاع بد است ( چون او سدوزایی بود و امرای پس از او محمدزایی بودند)، در حالی که کلیه شاهان و امیران برای بدست آوردن قدرت دست به دامن سرکار انگلیس زده اند....

ازین اسطوره گویی ها چیزی حاصل نمی شود. مردم را للو نگو یید. تحلیل های علمی روی اسطوره ها و شعار های آنچنانی حساب نمی کند. یک تحلیل علمی به دنبال پاسخ دادن به "چرا" هاست. چرا ابرقدرت روس و انگلیس در افغانستان شکست خوردند؟ مگر این سرزمین کدام معجزه دارد؟