نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| اقلیــت هــای افغــانســتان یکبــار دیگــر به حــاشیه گـــذاشته شد! |
|
|
|
| مقـــــــالات - ســـــیاسی |
| نوشته شده توسط نجیب الله "جویا" |
| سه شنبه ، 29 دی 1388 ، 22:34 |
|
زمان طوری شده که مردم افغانستان یک علاقمندی خاص به مطالعه تاریخ شده است ظلم و استبداد که بالای مردم افغانستان صورت گرفته است دیگر نمیخواهند یکباردیگر این ورق باز مرور نمایند و بعد از شکست رژیم سیاه طالبان یک امید نو برای مردم رنج دیده ما دست داد و ساکنین این مرز و بوم بدین باور شدند که کسانیکه دیروز ظلم کرده بودند دیگر به اشتباه شان پی برده و درصدد نهادینه ساختن و گام برداشتن برای پیش منظر وحدت ملی و مشارکت ملی گام بر میدارند.
اگرما به انتخابات گذشته یک مرور داشته باشیم، به وضاحت درمیابیم که دلگرمی مردم به حق تعیین سرنوشت حکومت شان داشتند و از جانب دیگردر آن زمان تهدید های که باعث رسیدن به این آهداف میشد میتوان تهدید های امنیتی، تنظیمی و قومی که بود ولی با آن این مردم که ظلم و استبداد پرورش یافته بود مسولیت ایمانی وجدانی خویش را در مقابل وطن انجام دادند. مردم افغانستان شاهد اینست که در حکومت حاکم فعلی هیج درد مردم را درمان نکرد بلکه در عوض تخم تعصب و قوم گرایی را بار دیگر در بین مردم کاشتند.
و مردم به امید این بود که وطنی در چند دهه اخیر ویران و به خاک مبدل شده بار دیگر با توجه جامعه جهانی و کمک های سیل آساب در افغانستان سرازیر شد به وطن ما رنگ دیگر بخشد ولی معکوس خواست و انتظارات مردم رنج دیده مردم شد و انچه که خواست مردم افغانستان بود باید قدم گذاشته میشد نشد ولی مردم ما هر روز شاهد اوج گرفتن فساد در ادارات دولتی، به موقف رسیدن قوم خاص به کرسی های دولتی و خارجی، تقسیم شدن وزارت خانه به قوم خاص بوده، کار بنیادی در زمینه نهادینه ساختن تحمیل فرهنگ و زبان، رسمیت دادن زبان قوم خاصی در کشور این همه دست آورد های است که به نفع قوم خاص بوده که مردم ما به شاهد است.
درانتخابات 29 اسد 1388 همه ما شاهد بودیم که زحمات مردم این سرزمین چه شد؟ چیزهای تازه برای مردم ارمغان آور شد؟ آیا نصیب این ملت جز مسخره ساختن و توهین کردن هویت و آرای مردم افغانستان شد؟ طوریکه مردم وجهانیان شاهد بودنند، انتخابات مطرود و بدنام ۲۹ اسد با غصب آرای مردم افغانستان نه تنها خیانتی بود به اراده و انتخاب مردم افغانستان،بلکه یکی از محکم ترین ضربه ها را بر دموکراسی، قانونیت، پروسه انتخابات آینده و نا باوری وبی اعتمادی به دموکراسی شد.
گر چه نتایج به روشنتر شدن ابعاد تقلبات و خیانت عظیم تیم حاکم و حامیان نا مشروع ریس کمک نمود که به قدرت میراثی برسد و به سرنوشت مردم بد بخت افغانستان بازی شد. و امید مردم افغانستان را برای انتخابات آینده کم ساخت و دیگر مردم افغانستان به کمیسون مستقل انتخابات نا باور شده و این نا باوری ها تاثیر در مشارکت و و تامین دموکراسی در افغانستان خواهد شد
و افتراهای سیل آساب و بدبینیها و تهمتها و دروغها و ضربه زدنها بلافاصله به راه افتاد و دروقت انتخابات امسال به هم پیوست و در روز های نزدیک انتخابات با قدرت صدها برابر شدت گرفت و در ایام انتخابات به اوج خود رسید. صندوق های رای سرقت برده شد و به عوض صندوق های که نام شخص عوض میشد تعویض شد. و با ریختن بیشتر از دو ملیون رای جعلی به نفع رئیس کشور به کمیسیون انتخابات محول شد.... برای برنده شدن و بیرون راندن رقیبان و کسانیکه که جرحت کرده بودند یکبار دیگر از صحنه رانده شدند و کاری شد بر خلاف توقع مردم به انجام رسید و چه کاری میشد کرد که تیم رئیس جمهورما در افغانستان نکرد؟
آقای رئیس جمهور در هشت سال با نخبگان مسلط و روشنفکران مسموم با مفکوره های طالبی دست دردست هم داده، ارکان ساختاری یکی از نژادپرست ترین نظامها را در جهان معاصر حفظ و تقویت بخشید،همانطوری که رژیم های قبلی قبیلوی به نابودی تفاوتهای فرهنگی، زبانی و قومی اهتمام میورزیدند، با استفاده ازنام دموکراسی کرزی نیز همین روند را با سیاست یکسان سازی، محروم سازی و دفع و نژادپرستی ادامه داده و خلاف اساسات دموکراسی عمل نمود. اگر بخواهیم موشک نمونه خروار بیان نمایم کتاب های خواهد شد.
تقلب در افغانستان و اکثریت سازی امر تازه ای نیست. قبیله گرایان برای توسعه نفوذ خویش و گسترش نفوذشان همواره به این اسلحه کهنه و زنگ گرفته متوسل شده اند با استفاده از قدرت مردم افغانستان را بار دیگر به بی راهه ها خواهد کشید همه مردم افغانستان خواهان از بین بردن روند جاری درافغانستان شده است.
در تاريخ معاصر افغانستان هيچ سرشماري درست که بتواند احصایه دقیق ملیت های افغانستان شود نشد و یا متود علمى و نظارتی ارگانهاى حقوق بشرى صورت نگرفته بلکه در عوض بخاطر بلند بردن نفوذ شان برای مردم پاکستان تذکره داده شده تا تركيب ملى و زبانى مردم كشور بر اساس آن تعيين گردد.
چون حاکمان یا فاشستان حاکم بر قدرت از تعداد نفوس قبیله خویش آگاه بودند که تقلب در اکثریت سازی را بدون سرشماری نفوس درکشور از طریقه های دیگر، خصوصاً از رسوم ارزشمند ملی شورا های مردمی، که چه در مواقع عادی زندگی و چه در موارد مهم ملی، دورهم جمع شده و در مسایل عمومی بحث و مذاکره کرده اند تا راه حل برای بقای شان کار انجام دهند.
با استفاده از تقلب های که در بالا نام بردیم، ایجاد و اختراع فرق میان ملیتها، تقویت روحیه برتری جویی قوم خاصی و برتری طلبی و برتری خواهی ملیتی سیاستی بوده که برای ایجاد نفاق و قوم کشی میان آنها ملیتی را که به برتری خویش اعتقاد مزخرف دارد بهتر و سهلتر می توان برای کشتار ملیت های دیگر بسیج نمود تا خود را نماینده " ارزشهای ملی" تلقی کند و کشتار قومی را توجیه نماید.
سیاست های افشاه شده ایشان و دور نگهداشتن قوم و قبیله از تحصیل و دانش و تزریق مفکوره منفورفاشیستی همواره از نظر روانی این "برتری" را برای شان داده است که آدمکشی آنها در خدمت امر "قومی و اسلامی!؟" قرار دارد. این گروه با قبول و ارجیت بخشیدن همین مفکوره، در قتل عام و تطبیق نمودن آن دست گسترده باز داردند. ما در افغانستان شاهد بودیم که چگونه یک نظام تشکیل یافته از قوم خاصی که در قدرت حاضر بوده است صمیمانه و بدون عذاب وجدان صدها نفر را سر بریدن و تعدادی را به نام های مختلف و القاب های مختلف از چوکات دور راندند بدون آنکه یکبار به وجدان شان مصلحت نمایند.
این برای تمام مردم این سرزمین ویداست که هيچ ملیتى داراى اكثريت مطلق نيست. مسئله ملى در افغانستان در قالب فورمل اقليت- اكثريت گنجانیده نشده است. مسئله ملی در افغانستان را نميتوان در چهارچوب اقليت و اكثريت قرار داد و مشکلات را حل کرد،بلکه با تقسیم عادلانۀ قدرت و عدالت اجتماعی میتوان چالش ها و مشکلات مردم افغانستان را کاهش بخشید.
صاحبنظران و طراحان مشی اکثریت سازی قومی در افغآنستان٬ بار ها ثابت کرده اند که آنها روح دمكراسى را باهم ملتفت نشده و چندین اجزای ازشرایط دمكراتيزه شدن حاضر عقب مانده اند. مسئله مردم افغانستان تامين حقوق برابری فردى و ملى براى همه شهروندان و همه مليتهاى ساکن در کشور به عنوان عناصر برابر حقوق سازنده افغانستان است و نه بر اساس اكثريت و يا اقليت تعین کرده اکثریت شان.بلاخره در افغانستان مسئله "اقليتهاى قومى" وجود ندارد٫ مسئله دور راندن از صحنه به شکل جدید و مدیرینته شکل گرفته که از وجود خود اقلیت ها استفاده کرده و خود شانرا از صحنه راندند.
تا زمانی که جامعه سازان جامعه ما کارهای مدرن و مدنی را برای رابطه اکثریت با اقلیت تعریف نکنند، اکثریت سازی و اکثریت گرایی در راستای وحدت ملی همیشه میدان خونین نبرد بین گروه فاشیست و سایر گروه اقلیت های قدرت خواهد بود.
تاریخ افغانستان سراسرساخته شده از سعی و قدرت طلبی فاشیستی تلاش برتقلب بوده است و حاکمان خود خواه برای ایجاد تفرقه در میان مردم و ادامه سلطه حاکمیت شان برجامعه همیشه به این نیرنگ سود برده. این تجارب ارزنده که بار ها در مظهرعام تکرار شده و این باید برای سایرملیت ها درس باشد و دیدگان خویش را بر تجربه تاریخ بگشایند و درک کلی خود را داشته باشند.
آرزوی من اینست، برادران حاکم ما باید در کناردیگر برادران خویش قرار گیرند و با تکیه بر وحدت و همزیستی برادرانه خویش برای استقرار یک جامعه دور ازتعصب در افغانستان به حقوق ملیتهای کشور مشترک ما ارج گذاشته و مشترکاً با آنها در روند تحقق اهداف مردم افغانستان کوشا باشند. تنها یک مبارزه مشترک و مورد احترام، دور از هر نوع نفرت و کینه توزی ساختگی ملی که راه گشای مشکلاتی باشد که قرنها سلسله های حاکم ارتجاعی در افغانستان به وجود آورده اند باشند.
تحقیر و نا دیده گرفتن یکدیگر برای مردم وطن عزیز ما اعتبار نمی آفریند. تنها احترام متقابل وتحمل همدیگر درعرصه های سیاسی،اقتصادی و اجتماعی است که میتواند در خدمت صلح و ترقی افغانستان موثر واقع گردد.هم سرنوشتی ملیت های گوناگون افغانستان در یک سرزمین مشترک اصول پزیرفته شده و قابل قبول همه باشد در اختیار همه ملتهای منطقه قرار داده شود و افغانستان را به فصل مشترک تفاهم همه آنها مبدل سازند.
هر افغان باید قلبآ طرفدار احترام متقابل و همکاری داوطلبانه بین ملیت های افغانستان باشد.هر اتباع کشور باید سرسختانه از وحدت ملیت های کشور حمایت نماید. ما در شرایط جهان کنونی که کشور های قدرتمند در پی تفرقه کشور های جهان عقب مانده و بل اخذ افغانستان و سلطه جویی بر آنها هستند، ما باید مسوول حفظ تمامیت ارضی افغانستان" را گام نخست قرار داده و درهم شکستن دسیسه های مداخله گران و گروه فاشیست در شرایط کنونی باشیم.
آزادی مردم افغانستان در دشمنی و قتل عام یگدیر نیست، بلکه در دوستی، صمیمیت و وحدت مشترک آنها در قبال دشمنان قدرتمند شان است. بار دیگر ما شاهد آن هستیم که درین مقطع زمانی با درک و بینش وسیع در ساختار افغانستان گام بگذارند و فاشیستان و این باور را از ذهن شان دور نمایند که دیگر وقت آین نیست که به تنهایی در افغانستان حاکمیت نماید.
روند فعلی که در کابینه ریس جمهور برای تمام اقوام و مردم افغانستان قابل قبول نیست و اگر بدین باور باشد که کابینه مشخص که از یک قوم باشد از وجود نماینده های همین قوم استفاده نماید طوری که مردم شاهد همین وضعیت است و رسانه ها هم نقش شانرا ادا نموده است و صدای شانرا به گوش جهانیان رساندند و ازاین بیشترمردم افغانستان تحمل نخواهد کرد.
دلیلکه مردم افغانستان بدین باورند که وطن به طرف قانونمندی حرکت نماید و شایسته سالاری روز به روز نهادینه شود و گام مثبت را برای در راستایی وحدت ملی بگذارد ولی مردم امروز شاهد و گواه است که متخصصین و دکتوران مطره شده در سطح کشور معرفی شدند ولی نتوانست که از پارلمان افغانستان رای تاییدی بدست بیاورند که این خود نماینگر سیاست پشت پرده تیم فاشیست حاکم بر قدرت است.
که برای همه مردم افغانستان ثابت شد که ضرورت به تحلیل و تجزیه های تحلیلگران سیاسی و دانشمندان نیست و به امید اینکه گروه فاشیست درک نموده نماید و گام بعدی شانرا معتادانه بردارند تا احساسات مردم خدشه دار نشود.
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




در طول تاریخ اگر یک مرور گذرا صورت بگیرد دیده میشود که همیشه مردم این سرزمین تحت حکومت مستبدی قومی قرار داشته و افغانستان حکومت های زیادی دیکتاتورانه و خود کامه گران قرار داشته و این فاشیستان هرگز تاریخ را مطالعه نکرده انند، و اگر یک مرور به اوراق تاریخ نمایند همان ظلم، استبداد و محروم سازی ها را تقلید و تکرار نموده و در اجرا و تطبیق پلان های قبل طرح شده شان به شکل کورکورانه به جای پای مستبد قبلی خویش بدون در نظر داشت وضعیت و تحلیل از زمان و مکان باز هم به یاد از دیروز شان قدم بر میدارند





