معمول ، هویدا وحقیقت جهانشمول است که هر پدیده علتی دارد وتا علت برطرف نشود حال جوامع تغییر ناکردنیست وهیچ راهی هم کمک نخواهد کرد.
مسئله فاشیزم افغانملتی ها و«بنیامینی ها» دستوریست که پیشتر از یکصدوپن جاه سال از طرف خونین ترین وبدنامترین دشمن بشریت یعنی استعمار انگریز درین خطه فوق العاده مهم جهان از نظر استراتژیک به مزدوران بیگانه در آداب ورسوم خراسانیان وظیفه داده شده است. وقتیکه کسی از فاشیزم سخن میزند بدان معنیست که تصمیم نابودی ودستور بربادی دیگر اقوام صادر شده است واین فیصله برگشت ناپذیر میب اشد. بنا توضیح بار باراین موضوع که چون آفتاب روشن دیگر ضرورت ندارد ومسایل قومی واستعماری به زاری ودع ا وچند حرف خشک وخالی حل نمیشود چونکه دشمن آمده وبادآورده ازکهبر هند واز اسرائیل برای اهداف خاصی وبر آوردن اهداف استعمارگران به مزدوری امر شده اندوازسوی ارباب انگریزی شان فرمان داده شده
اند. یگانه راه یکه بالآخره باید بدانیم اینست که اول این دشمنان مال ومنال وخاک ومردم خودرا آشتی ناپذیر قبول کنیم ود ر آن شک وشبهه ای نداشته باشیم که دشمن اند و دوم برای آرزوهای مقدس ملی ، قومی ومیهنی خود بدون چون وچر ا پوسیده وتکرار شده متحد شویم. درغیر آن به دستور خدا ، مردم ووجدان خود محکوم وذلیل هردو جهان خواهیم بود.ما باید وجدان ترسو وجبون خودرا به قبول حق که باید به هر شکلی به وجود بیاید بدون ترس قناعت بدهیم. طور مثال شهامت وایسادگی در راه بدست آوردن حق را گُردان وپهلوانان تاریخ خود ، از مسعود قهرمان آز قرآ ن واز هزاران پهلوان تاریخ خود بیاموزید ویاد بگیرید.دیگر جای گله ، تکرار این قصه درد آور ما وافغانملت یهاباید چاره جوئی شود وآن فقط ایستادگی ، اتحاد وعشق خدائی در ازبین بردن دسایس باید باشد. همه جان وم ال وهم تن دهیم ــ از آن به که کشور به دشمن دهیم. خلقهای ما از تکرار این نوشته های همگون خسته شده ان د.هزاران گفته چون نیم کردار نیست کامیاب باشید.