Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

افغانستان در دام جهانی شدن (قسمت یازده) PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط عبدالواحد سیدی   
يكشنبه ، 25 بهمن 1388 ، 12:53

عبدالواحد سیدیشرکت افغانستان در فرهنگ جهانی در نظام سرمایه داری فعلی:

افغانستان کشوری بوده است که در طول صد ها سال در بین مردم خود بجز حسرت و تباهی جنگ و نفاق و بعضاً تجاوز های نا مربوط و نا مناسب تار و پود فرهنگ این مردم راکه همواره بیغما برده است.

 

 از دایره مشارکت ادیان ویدایی و میترایی و بودایی تا طلوع فجر اسلام همه اش در کشمکش و تنازع وجود بسر برده شده است که این مسایل با ساخت و ساز فکری و ارمانی مردم دائماً در تضاد بوده و روی همین اصل است که این مردم هرگز نخواسته اند چیز های نو و نا مانوس را بپذیرند.

 

 حتی در فارس(هخامنشی- ساسانی) زمانیکه اسکندر مقدونی با پیشواز دوشیزه شاهدخت های درباری کیاسره استقبال شد (مشرق زمین گهواره تمدن، ویل دورانت، جلد اول ) ودر سغدیانا بیست و چند دوشیزه از سران آن سرزمین را به فرماندهان خود و خود با رکسانه دختر امیر سغد به زفاف رفتدر فکر اسکندر زمین های زیر پایش همچون خطوط قالی کشوده میشد. اما در سرزمین ایکه مطابقت با جغرافیای فعلی افغانستان کنونی میکند این شاه مغرور که غرب را تا هندوستان در نوردیده بود در مناطق پارپامیزاد با مشکلاتی رو برو گردید که مجبوراً قوای خودش را برای همیش در این منطقه با جنگ و نبرد با مردم و متولیان ادیان بودایی و میترایی و برهمایی بحالت اماده با جنگی برای سالیانی حتی پس از فوت اسکندر ملتزم ساخت که این خود با عث ایجاد یک فرهنگ قویترو جدید گریک و بودیک گردید که در تاریخ این کشور و سایر کشور های شرق که حالا از بدنه این کشور جدا میباشند زیستگاهی خاصی داشت و حرفهایی هم در سیاهه های تاریخ (همان)

 

ولی شرکت امروز افغانستان در خوان سرمایه داری جهانی از نوعی نیست که در با لا گفته امد. در آن زمان افغانستان هم گرداننده ادیان معتبر آئین های فوق الذکر و بعداً دین مقدس اسلام بود. این مردم به مقدسات خود از اطفال و خانواده و حتی از سر نوشت خود بیشتر توجه داشته اند و از همین سبب است که شاهانی نظیر غزنویان، غوریان،تیموریان و شیبانیان خطوط ماندگار تمدنی خویش را حتی بیرونتر از سرحدات کنونی کشور بیاد گار گذاشتند که محصله یک اقتصاد حساب شده و منابع سرشار و پیداواری این سرزمین بوده است. اما امروز بعد از کشف راه های بحری استعمارگری کشور های اروپایی و آمدن موج صنعتی در اروپا همه چیز را در شرق واژگون ساخت. حتی ایادی و دشمنان شرق بلباس دزدان دریایی و هیکل های کمپانی شرقی بجان تمدن های شرق از بنگال تا دشت های میوند تاختند و در مدتی که در این وطن ماندند و مصادف با سه جنگ ریشه بر انداز از طرف افغانها شدند که ناگزیراً این وطن را ترک گفتند ولی قبل از ترک و بعد از ترک به توسط ایادی خود تخم نفاق و بد دلی را بین این اقوام پاشیدند.

 

اکنون همان انگلیس ها با شرکای قدرتمند دیگر خویش آمده اند تا این کشور را در ماشین سرمایه داری جهانی سوار کنند و این کشور از همه چیز عقب نگاه داشته شده را در فرهنگ جهانی که از همه بیشتر نیاز به« سرمایه بنیادی » دارد میخواهد با دست خالی به این بازار بکشاند؟ و با تقلید از این و از آن و وام گرفتن از آن واز این عرض اندام کند.ولی ما هر گز قادر نخواهیم بود بدون گذشته خود که فرهنگ و داشته های فکری و عقیدتی و عادات و آداب و سنن ماست، بدون«خود و گذشته خود» به «آینده بجهییم».

 

افکار و اندیشمندان خارجی که ما میخواهیم خود را در آن بچسپانیم کمند هایی نیستند که هیچ را با خود به آینده بکشد. زیرا این اندیشمندان خارجی فرزندان بازار فرهنگ غرب اند که به هیچ صورت آنها قادر نیست و نخواهد بود تا ما را از عقامت و نازا بودن برهاند. بلکه کار ها و سمت و سوئی که آنها ما را و جامعه ما را بدان سو راهنمایی میکنند ولی هم که این ارمانهای صادقانه و نجات دهنده یی هم باشد هرگز قادر نخواهد بود ما را طبیعتاً سازنده گردند.

 

در چند سال قبل یک حرکت محیر العقول جهانی از سمت سوسیالیزم میخواست جامعه ما را ار عقامتی که زایده سیستم های فیودالی و ارباب رعیتی بود به سمت جامعه ایدیالیزم سوسیالستی بجهاند اما از آنجا که ما چیزی جز تقلید کور کورانه از این تغیر در ماهیت خود نداشتیم شرکت در این فرهنگ جهانی ما را و هم آنان را نابود ساخت. حالا ما به رادمردان مصمم سرمایه های جهانی نیز هوشدار میدهیم تا قبل از این که ما خود در ماهیت خود آماده یک تغیر و زایش و تولدی دیگر نشویم کوشش نکنند هم ما را و هم خود شان را به هلاکت اندر سازند که ما همین اکنون نمونه ها و پیش مرگانی را از همین قماش می بینیم که آهسته آهسته همه چیز را بخود میبلعد. عقیده من و عقاید هزاران نفر متفکر و جامه شناس و اقتصاد دان این خواهد بود تا جامعه بشکلی که خودش آبستن یک تحول ما حولی خود نگردد هر گز این تحول از خارج نتیجه ای نمی بخشد بل به تباهی می انجامد.

 

انسانهای که در زهدان شدن به فردا حامله نشوند از عقامت می میرند و برای این گونه انسانها آینده و فردایی نیست؟ ولو هر روز این مردمان هزاران مرتبه کوس مدنیت و پیشروی را بکوبند و با هزاران قافله در هم بافته شده مزج گردند آینده و فردای ندارند. ما هشت سال در فقدان این زایش کوس دیموکراسی را به صدا در آوردیم و عاقبت هم از عقامت ماست که بجز کوس تشت رسوایی ما از بام می افتد و ما را به نابودی و نا باوری مقابل میسازد.

 

چنانچه ما نتایج آنرا در قانون شکنی های بزرگ دولتی در چند سال گذشته تجربه کردیم. ما و مردم افغانستان خواهان عدالت اجتماعی بودیم. در حالی که در این مورد قدمی برداشته نشد ما سیاه ترین روی ها را که سیاهه های شان اوراق تاریخ این کشور را سیاه گردانیده بود از صفحه حوادثی فاجعه ناکی که مرتکب گردیده بودند پاک نشان دادیم. مگر این سیاهه ها آیا در برابر عدالت خداوندی هم مانند عدالت انتقالی ساخته جهان غرب نیز بی رنگ می شوند؟ نه خداوند حاکم و منتقم بی مثل و پاداش دهنده برای هر پادافره هست و هیچ عملی نمیتواند خودش را بجلوۀ دیگری پنهان سازد.و این پنهان سازی از ساز و برگ جهل زای بازار غرب است که آمیغ های آن هم گذشته و هم آینده ما را در خود استحاله میکند. چه معنی دارد یکصد، یکهزار، ده هزار و بالآخره یکصد هزار ملیاردر و چندین ملیون فقیر و گدا پراگنده در جامعه؟ آیا سنگ تمدنی قرن بیست و یکم میتواند زیر این فشار خرد کننده و در تۀ این لجن متعفن قصر رویایی فردا های بشریت را بسازد ؟ هر گز ونه؟ اگر کسی موافق است او خیره سر و عاری از عقل خواهد بود.

 

میگویند: تنها فرهنگ است که ملت را میسازد !

اما فرهنگ چیست؟

 

بقول علمای جامعه شناس فرهنگ فروزه نا گنجا بودن یک جامعه و یک ملت در زمان و مکان است. آنچه در تنگنای زمان و مکان تاریخی نمی گنجد و آنرا از هم می گسلاند و جامعه را بدان می کشاند فرهنگ آن جامعه است. وقتی تاریخی در یک سرزمین میمیرد، فرهنگ جدیدی از شکم آن زاده می شود. و از همیم سبب است که میگویند «فرهنگ هر جامعه ای، بیان حقیقی و بینشی است که در زمان تاریخی آن در جامعه گنجایی می یابد.»

 

معهذا قسمیکه در قبل گفته آمد فرهنگ چیزی نیست که مانند یک شی تجاری آنرا عرضه کرد و یا آنرا مانند یک دستگاهی در بین یک جامعه ای نصب کرد، بلکه زمینه زایش فرهنگ در زمینه گاه تاریخ سایه های روشن و تاریک لایه های در هم ریخته که پرش از بالای آن را به آینده ممکن میسازد نیست، بلکه این زمینه های روشن و تاریک لایه های رویهم ریخته و در هم گداخته موادیست که بخشی از این سرمایه برای ساختن زمینه های آینده خواهد بود. پس ضرورتاً به گذشته و شناسایی این لایحه پرداخته شود تا ما بتوانیم در قوافل موجوده هم کسری اقتصادی خود را باز شناسیو جبران کنیم و هم زایش و جهش بطرف یک آینده با مرام مردم را تداعی نمائیم.

 

و در اینجا از برنامه های جهانی صرف همینقدر خواسته شود تا جلو پیشروی بسوی این صدفه را بگیرند و هم خود و هم مردم را نجات دهند. زیرا بگفته مفروف:

ترسم نرسی بکعبه ای اعرابی                        این ره که تو می روی به ترکستانست

Advertise your business here. Click to contact us.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 24.05

FARAAKHABAR 23.05

KANKAASH 21.05

GOFTMAAN 24.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 339 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.