Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
اســتراتیــژی تجـــزیه طلبـــانۀ امــریکا در افغــانســتان بیشــتر روح اســلام ســـتیزانه دارد PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط مهرالدین مشید   
دوشنبه ، 5 ارديبهشت 1390 ، 12:38

مهرالدین مشیدبعد از فروپاشی شوروی هاتینگتون نظریۀ جنگ تمدن ها را در برابر نبرد ایده ئولوژی ها عنوان کرد. این تیوری مورد توجۀ امریکا قرار گرفت. این تیوری به مثابۀ بنیاد نظریۀ جهانی شدن در اختیاز زمامداران کاخ سفید قرار گرفت؛ اما این نظریه در سطح جهانی نوعی نگرانی ها را برای حفظ هویت ملت ها به میان آورد که مخالفت ها با آن یک نوع رکود را در روند جهانی شدن ایجاد کرد.

زمانیکه امریکا تیوری جنگ تمدن ها را سکوی پرش سیاست های جهانخوارانۀ خود پذیرفت و از سویی هم بعد از پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی زمینه یی برای عملی شدن طرح یاد شده وجود نداشت. بنا براین امریکا برای اولین بار به بهانۀ "بنیاد گرایی به مثابۀ کمربند سبزخطرناکتراز کمونیزم" اسلام را آماح حملات سیاسی و تبلیغاتی خود قرار داد. پیش از این امریکایی ها فرود و فراز هایی را در موضعگیری های خویش پیرامون جهاد مردم افغانستان پیموده بودند. امریکا که در اوایل قیام مردم افغانستان برضد شوروی چندان به پیروزی مجاهدین باور نداشت. مجاهدین را نه تنها باغی و شورشی خواند؛ بلکه سر نخ یک سلسله روابط فرهنگی و تعلیمی را نیز با رژیم کابل باز نمود. ادامۀ کمک های امریکا از طریق دانشگاۀ نبراسکا برای دانشکدۀ انجنیری کابل ادامۀ سری در رشته معاهدات آنزمان امریکا با رژیم کابل داست؛ اما زمانیکه مجاهدین به سرعت شگفت آوری سنگر های رژیم را درنوردیدند و ساحات وسیعی را از تصرف نظام تحت حمایت شوروی بیرون کردند. در آنزمان بود که امریکا برای رزمنده گان افغان کلمۀ "آزادی خواهان" و بعد از مدتی هم واژۀ "مجاهدین" را به کار برد؛ اما بعد از پیروزی مجاهدین و سقوط نجیب این ماۀ عسل مجاهدین افغانستان هم پایان یافت و امریکا به سرعت مجاهدین در مظان اتهام قرار داد و بر آنان کلماتی مانند افراطیون، قاچاقبران مواد مخدر و چیز های دیگر خطاب نمود. این زگنال ها در واقع سر آغازی بود که امریکا خود را با اسلام در رویاروی قرار میداد و اسلام را بعد از فروپاشی شوروی بحیث قطبی برای توجیۀ جنگ تمدن ها مطرح نمود. این جنگ که در آنزمان آغاز شد و با قطع رابطۀ امریکا با مجاهدین و به فراموشی سپردن افغانستان در سال 1992 به پیش رفت. طرح ایجاد طالبان بوسیلۀ امریکا در تبانی با استخبارات پاکستان و کمک های عربستان سعودی در راستای زمینه سازی جنگ تمدن غرب با اسلام سر و سامان یافت؛ گرچه در ساخت و پرداخت طالبان کشور های یاد شده هر کدام اهداف خاص خود را داشتند. پاکستان در ایجاد طالبان دورنمای اهداف مقابله با هند با به کار برد افغانستان بحیث عمق استراتژیک تحت حاکمیت طالبان جستجو میکرد، سعودی استقرار نظام سلفی طالبانی را در افغانستان برای توجیۀ حاکمیت استبدادی خود زیر پوشش اسلام سنتی و قشری پذیرا شده بود و امریکا هم طالبان را در گام اول بستر مساعدی برای زمینه سازی اسلام سلفی و سنتی و با اسلام سیاسی و انقلابی تلقی کرد و درقدم دوم سرکوب هردو و رویارویی مستقیم با اسلام زیر نام مبارزه با تروریزم را سر و سامان داد. هدف اصلی امریکا از این جنگ نوین استقرار نیرو هایش در منطقه برای جهانخواری های بیشتر به هدف جهانی شدن زنده گی در حوزههای گوناگون زیر پوشش مرموز جنگ تمدن های هاتینگتون است.

امریکا برای نیل به هدف خود در مرحلۀ اول در صدد شکستاندان روح وحدت اسلامی یا پان اسلامیزم در سراسر جهان است که در مرحلۀ اول برنامۀ خود را در منطقۀ جنوب آسیا تا دامنه های آسیای صغیر و شرق میانه مساعد تر می بیند؛ زیرا به دلیل وجود تشنجات گذشتۀ تاریخی، شکننده گی های سرحدی و شکننده گی های قومی و مذهبی در منطقه، زمینه برای عملی شدن طرح یاد شده فراهم تر از گوشه های دیگر جهان است؛ زیرا وجود نقاط داغ تشنج و بازمانده از زمان استعمار انگلیس در منطقۀ آسیای جنوبی و آسیای ضغیر؛ مانند : خط دیورند میان افغانستان و پاکستان، تبت میان هند و چین، کردستان میان ایران و عراق، کردستان میان ترکیه و عراق و آسیای وسطی و شرق میانه مانند نقاط داغ تشنج نگورنو قره باغ میان آذربایجان و ازبکستان و سرزمین های اشغالی فلسطین بستر خوبی برای عملی شدن توطیۀ جهانی امریکا است. به همین گونه وجود تشنح در حوزۀ ترکستان شرقی مانند الغور ها در چین که خواهان دولت ترکستان شرقی مستقل اند، به نوبۀ خود زمینه ساز همچو دسایس جدید استعماری امریکا است. امریکا با توجه به تحلیل مذهبی و قومی تشنجات هر کدام را بخش بندی کرده و هر کدام را بصورت جداگانه دسته بندی نموده و بعد برای اجرای برنامه های جهانخوارانۀ خود در میان آنها می پردازد.

چنانکه نقشه های استخباراتی که در لایه های مرموز زد و بند های سیاسی و نظامی در این اواخر منتشر گردیده اند. تغییراتی را در جغرافیای جنوب آسیا، آسیای میانه و شرق میانه نشان میدهند. در عقب انتشار این نقشه ها استخبارات بریتانیا و امریکا دست قوی تری دارند. با توجه به نقشه های استخباراتی در ساختار قلمرو های "خاور میانۀ بزرگ" و سایر حوزههای جغرافیایی استخباراتی جدید در منطقه به خوبی میتوان درک کرد که چگونه در قدم اول کشور های ایران، افغانستان، پاکستان، ترکیه و عراق را در محراق نظر سازنده گان اصل این نقشه های جدید قرار داشته و بازیکنان اصلی چطور سرحدات دور تر از این ها را در دورنمای مانور های نظامی و سیاسی خویش قرار داده اند. حملۀ نظامی غرب در ایتلاف جدیدی به رهبری امریکا زیر نام دفاع از مبارزین لیبیایی به شکل دیگری دگرگونی های جغرافیایی تازه را در منطقۀ یاد شده در اذهان تداعی مینماید.

امریکا بعد از تهاجم خود در عراق و ایجاد کردستان خود مختار به بخشی از این رویای خود در این کشور فایق آمد و این تلاش ها را در آینده تا سرحد جدایی کردستان مستقل متشکل از سرزمین های کنونی عراق، ایران و ترکیه شدت خواهد بخشید. به همین گونه ایجاد بلوچستان از بدنۀ جدا شدۀ افغانستان، ایران و پاکستان و تشکیل پشتونستان جدا شده از جغرافیایی کنونی افغانستان و پاکستان و ایجاد کشمیر مستقل از بدنۀ دو کشور هند و پاکستان و حتا تاسیس تبت مستقل تحت حاکمیت بودایی ها میان دو کشور هند و چین از جمله اهدافی اند که در محراق دید تیوری پردازان و تیوری پروران جنگ تمدن ها برای جهانی شدن اقتصاد، سیاست و ارتباطات استعماری تحت سیطرۀ امریکا قرار دارد.

گفتنی است که امریکا بعد از پایان جنگ دوم جهانی و ظهور شوروی سابق بحیث رقیب او پا به مرحلۀ حیات سیاسی تازه گذاشت. این زمانی بود که جهان تجربۀ دوران استعمار زدایی را پشت سر میگذاشت. در موازات این تحولات طرح های جهانخوارانه ییرا برای تاراج دارایی های ملت های کوچک روی دست گرفت که تقسیم جهان به دو بلاک شرق و غرب بخشی از این توطیه ها بود که هر دو قدرت جهان، کشور های کوچک دنیا را میان خود تقسیم کردند. در حاشیۀ این تقسیم جهان جنگ سرد میان هر دو برای سه دهه جهان را فرا گرفت که به نحوی کشور های کوچک را نیز فراگرفته بود.

جهان بعد از تجربۀ جنگ سرد شاهد فروپاشی شوروی سابق بود. پس از دوران جنگ سرد به شمار دولت های مستقل اضافه گردید. چنانکه از سال 1945 تا 1980 اعضای سازمان ملل سه برابر گردید پس از آن موج فرار از مرکز و پارچه شدن دولت هایبه اندازه یی افزایش یافت که اصطلاح "پاسکال یونیفاس" در جهان مصداق روشنی پیدا کرد و اصطلاح بالکانی شدن بر سر زبان ها افتاد. این نظریه به گونه یی موج فرار از مرکز و تجزیه شدن کشور ها را به کشور های کوچک بیان میکند.

گرچه "ونیفاس" (1) تجزیۀ کشور ها را به کشور های کوچک به مرض سرطانی تشبیه کرده و آنرا خطرناک خوانده است؛ زیرا که این روند اصل خود ارادیت ملت ها و تمامیت ارضی دولت ها را که یک اصول اساسی حقوق بین الملل بعد از جنگ جهانی دوم است، بی معنا مینماید. به این ترتیب اگر کسانی بخواهند با اتکاه به حق خود ارادیت به تجزیه طلبی رو آرند، در این صورت جهان را به سوی فاجعه خواهند کشاند. در حالیکه میان جنگ های تجزیه طلبانه و آزادی خواهانه تفاوت زیادی وجود دارد؛ گرچه این جنگ ها هم تلاشی برای حفظ هویت است؛ اما این تلاش ها حاکمیت دولت را به معنای سرزمین ملیت های گوناگون آسیب پذیر میگرداند. در حالیکه انگیزۀ اصلی تجزیه طلبی ها ناشی از تعصبات قومی و مذهبی و عدم تمایل برای زنده گی مشترک با سایر اقوام است؛ اما امریکا بی توجه به عواقب وخیم این طرح نسبت به کشور های کوچک بیشتر در پی اهداف خود بوده که هدف اصلی آن از این تقسیمات جدید بر اساس مذهب و قوم تضعیف اسلام است و برای سرکوب وحدت جهانی اسلام و بالاخره "امت اسلامی" صورت میگیرد تا با شکستن پان اسلامیزم زمینه برای غلبۀ تمدن غرب بر تمدن اسلام میسر گردد؛ زیرا امریکا نگران است که مبادا جهان اسلام از توفان کنونی سالم بدر آمده و ادعای جهان در قلمرو اسلام را نموده و با جهش نیرومند مدنی، تمدن بیروح و ماشینی غرب را مورد حمله قرار داده و با یک ضربۀ ناچیز کالبد درون کاویدۀ شدۀ آنرا درهم کوبد؛ زیرا غرب میداند که فرهنگ و تمدنش در شکستگی فاحش معنوی به سر برده و از داشتن روح پهناور برای بقای خود سخت رنج میبرد که در آیندههای نزدیک تاب مقابله با تمدن اسلام را ندارد؛ بویژه زمانیکه جوش و خروش آزادی خواهی زیر چتر نیرومند دین دم به دم به رغم سرکوب های وحشیانۀ زمامدارن مزدور و مستبد در حال اوجگیری است. این جوش و خروش آزادی خواهی که روغن و انرژی خویش را در هر کجای کشور های آسیایی و افریقایی و حتا اروپایی از دین میگیرد. برای امریکایی ها خیلی نگران کننده است. به هر اندازه ییکه این گونه شتاب های آزادی خواهانه در شرق بیشتر و سریعتر آبستن میگردد و شگوفه مینماید، به همان میزان بر نگرانی های غرب بویژه امریکا می افزاید. از تبلیغات خصمانۀ رسانه های امریکا بر ضد اخوان المسلمین مصر نشانه یی از این نگرانی های امریکا است و در این روز ها با شتاب زیادی می نویسند که خطر آن میرود که گروۀ تندروی مانند اخوان المسلمین (1) قدرت را در این کشور بدست گیرد. این در حالی است که اخوان از نامزدی خود در انتخابات ریاست جمهوری آیندۀ این کشور انصراف خود را از پیش اعلان کرده است.

امریکا برای توجیه اهداف استعماری خود به ترفند های مختلفی روی آورده و به بهانۀ دفاع از ارزش های آزادی، دموکراسی و حقوق بشر جنبش های قومی و مذهبی تجزیه طلبانه را مورد حمایت نظامی و سیاسی خود قرار میدهد. این در حالی است که هرگز تفاوت مرزی را میان جنبش های تجزیه طلبانه و آزادی خواهانه فرقی قایل نیست و اگر تفاوتی هم قایل است، از ابراز آن در منصۀ عمل خود داری میکند. به گونه های مختلفی گروههای تجزیه طلبانه را بر کوچک بودن و ثروتمند بودن ترغیب میکند. در حالیکه این کوچک شدن ها ضربۀ سنگینی بر حاکمیت ملی ملت ها زده و شمشیر را بر دست اقوام و مذاهب مختلف داده تا هر چه در توان دارند گلوی یکدیگر را ببرند و چنان خورد شوند که با مسخ هویت ملی شان حتا هویت ملیتی و قومی خود را هم از دست بدهند؛ زیرا هویت های ملی در این کشور ها در زیر چتر فرهنگ نیرومند دینی چنان در هویت های ملیتی آنان عجین شده که جدایی کوچکترین عناصر یکی از دیگری سبب از هم پاشی هر دو میگردد. امریکا با توجه به این رمز آسیب پذیری ملی و ملیتی در کشور های شرقی و اسلامی تمامی نیرو های رسانه یی و تبلیغاتی خود را به خرج داده تا با چنگ و دندان برای هدف دست یابد. دامن زدن جنگ در افغانستان و کشاندن جنگ زیر نام جنگ پشتونها از این برنامه های دراز مدت امریکا در افغانستان آب میخورد. از این هم پا فراتر نهاده و هالبروگ نمایندۀ سابق امریکا در امور افغانستان و پاکستان گفت که در خانۀ هر پشتون یک طالب (تروریست) است. این حرف های هالبروگ ها همخوانی با اظهارات رابرت بلیک ول سفیر سابق امریکا در هند و پتر گالبرایت معاون کایی ایده نمایندۀ خاص سابق سازمان ملل در امور افغانستان دارد که هردو نغمۀ تجزیۀ افغانستان را از تریبیون های بین المللی سر داده اند. حتا شخصیت ها و رسانه های غربی از این هم پا فراتر نهاده و می گویند : همۀ مسلمانان تروریست نیستند و اما همه تروریست ها مسلمان هستند. این در حالی است که این ها خوب میدانند اسلام با تروریسم بیگانه بوده و اگر خشونتی هم زیر نام اسلام صورت میگیرد، عامل آن قدرت های اهریمنی در جهان و امروزهم امریکا است. این گونه اظهارات امریکایی ها با روح دموکراسی آنان سازش نداشته و نه تنها ارزش های دموکراسی را نابود میسازد؛ بلکه استقرار و تداوم دموکراسی در کشور های شرقی را نیز به تحریف گرفته اند. اظهارات مقامات امریکایی و غربی که گفتند : در افغانستان برای تامین دموکراسی نه؛ بلکه برای سرکوب القاعده در افغانستان رفته ایم، گواۀ روشنی برای عملی شدن این گونه توطیه های آنان است. به باور ناقص و استعمار گرانۀ آنان دموکراسی لباس زیبا بر اندام کشور هایی مانند افغانستان نیست و حتا به قیافۀ آن خوشنما نمی نماید.

امریکا جهت کشاندن و ترغیب نیرو های تجزیه طلب و سازش ناپذیر با اقوام دیگر برای آنها طعمه های زیرکانه یی پیشکش میکند و این گونه طعمه ها را به گونۀ بسته های کلان پولی سازماندهی میکند که به نحوی جدا از زد و بند های پنهان کمک های نظامی آنان صورت میگیرد. با این گونه پیش کش ها نه تنها تجزیه طلبان را بر ضد اقوام دیگر تحریک میکنند؛ بلکه با تلقینات کذایی تحمل فرهنگی و زیست با همی آنان را با اقوام دیگر نیز میگیرند. برای پیروزی طرح های شنطانی خود دام و دانه های مختلفی درست میکنند و گروههای گوناگونی را برای تامین آن استخدام مینمایند. گروههای تجزیه طلب سمتی مانند ستمی های شمال افغانستان در تبانی و همکاری با گروههای دیگر ناسیونالیستی زیر نام تاجک و شماری گروههای قومی در جنوب متشکل از شماری پشتون های مزدور را برای به سر رساندن پروژههای خود یاری و تمویل می کنند. تلاش های امریکا برای ترغیب طالبان در راستای جدایی مناطق شرق و جنوب افغانستان برای طالبان بخشی از پروژۀ بزرگ امریکایی برای پارچه پارچه گردانیدن ملت ها و اقوام مختلف به هدف شکستن وحدت ملی و اسلامی کشور های منطقه است.

امریکا برای ترغیبت بیشتر گروههای تجزیه طلت دام های خطرناک اقتصادی را در کنار دام های سیاسی و تبلیغاتی خود ارایه مینماید. چنانکه سروی دوبارۀ معادن و منابع زیر زمینی افغانستان و راه اندازی تبلیغات وسیع برای آن بیشتر یک توطیه بر ضد وحدت ملی افغانستان است تا اقدامی در جهت احیای اقتصادی و رفاه و وشگوفایی زنده گی مردم افغانستان. امریکا در حالی در این موضوع را در موج وسیع تبلیغاتی عنوان نمود که شوروی سابق در گذشته به سروی و افشای آن پردخته بود. بعید نیست که امریکایی ها با این سروی مانور جدیدی را بر ضد وحدت ملی افغان ها پیریزی کرده اند. شگفت آور این که این سروی بخش هایی از ولایت جنوب و شرق کشور را احتوا نکرده و شامل ولایت های شمالی و مرکزی و بخشی از ولایتهای غربی کشور است. این در واقع نشان دادن چراغ سبز برای گروههای تجزیه طلب در شمال و جنوب کشور است تا هر کدام با هر چه کوچک بودن بیشتر ثروتمند بودن را به تجربه بگیرند تا باشد که در لاک های تنگ قومی با بریدن از زنده گی مشترک با سایر اقوام به شاد کامی و رفاه برسند. در حالیکه لبۀ تیز این تبلیغات بیشتر به سوی گروههای متعصب شمال بود تا در سایۀ این تبلیغات هر چه بیشتر کمر وحدت ملی شان را بشکند و قامت بلند آنان را به زمین بغلتاند. جالبتر این که همزمان با این تبلیغات رابرت بلیک و گالبرایت این دو کارمند کار کشتۀ سیاسی امریکا اولی سفیر سابق امریکا در هند مسؤول انستیتیوت بین المللی مطالعات ستراتیژیک و عضو ارشد "رند کارپوریشن" در سانتا مونیکا و دومی معاون سابق نمایندۀ سازمان ملل نیز برای شعله ور شدن این آتش سوزنده سر و صدای تجزیۀ افغانستان را سر دادند و برای جدا ساختن پیکرۀ یک پارچه و واحد افغانستان شیطانی ترین دسیسه را بر ضد این ملت ریختند؛ اما این گونه تلاش ها در طول تاریخ در این کشور عقیم مانده و ساختار جغرافیای، اجتماعی و تاریخی افغانستان طوری بوده که در طول تاریخ حتا مستبد ترین شاهان و مزدور ترین گروههای سیاسی و شخصیت های خود فروخته هم جرئت نکرده اند که سخنی بر سر تجزیۀ افغانستان بزنند. هر گاه در این مورد اقداماتی هم اگر صورت گرفته، بیشتر شکل سمبولیک را داشته که از این گونه اقدام غیر عملی به مثابۀ مانور سیاسی و نظامی استفاده شده است. سنگر گیری های دراز مدت در بستر تاریخ در شمال و جنوب هندوکش نمادی از وحدت ملیت های مختلف در افغانستان بوده است. هرگاه افغانستان تجزیه هم شود، مشکل اصلی مردم افغانستان حل نخواهد شد؛ زیرا این تجزیه به مثابۀ موج کشنده بر کشور های همسایه هم سرایت کرده و آنها را نیز به دلیل بافت های مشترک قومی سخت متاثر خواهد گردانید. از این رو هر گونه تجزیۀ افغانستان تجزیۀ کشور های همسایه را نیز در پی خواهد داشت.

 

1 - قدرت های بزرگ در تلاش بی قدرتی، پاسکال یونیفاس، ترجمۀ عبدالکریم خرم، ص 122- 123

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • عزيزالله فيضی

    تجزيه افغانستان وپاکستان يگانه راه حل پايداربحران منطقه است پشتونهای دوسوی مرزبايدکشورخودشان راداشته باشندوبقيه مليتهانيزبتوانندباهم تباران خويش يک زندگی مسالمت أميزوأبرومندانه راتأمين کنندامروزمنطقه قربانی فزون طلبی پشتونهاشده است وتروريزم عربی دربرابر اسرائيل وتروريزم پشتونی بخاطرانحصارقدرت شکل گر فته وانتخاب سرنوشت گروه های قومی ومردمان درزيرستم نه تنهامخالف دين نيست بلکه ازبديهيات دينی است امرو زفاشيزم مذهبی ونژادی درافغانستان ومنطقه بيدادميکندراه حل تسليم شدن بدشمن نيست بلکه تجزيه ودوری گزيدن ازخشونت گراهاوفاشيستهاست من درين خصوص نوشته های بشيماری دارم که روزی نشرخواهدشداين طالب غيرپشتون هم يشه درخدمت فاشيزم وپاکستان قلم فرسائی ميکندوتيشه بريشة مردمی ميزندکه هميشه قربانی فاشيزم بوده اندوهي چ راهی جزجداشدن ازبرتريخواهان وانحصارگران ندارندکه همه محورهای قدرت راغصب وتصاحب نموده وهنوزهم مصروف کشتاروخيانت هستندبهشت أنجابودکه کسی رابرکسی أزاری نيست چراترور؟چراخشونت؟ وتابکی خموشی وانتظار؟ وقتی مليتهای ديگرباپشتونها250مورداختلاف منافع داشته باشندچگونه هنوزهم ميتوانندباهم زندگی کنند؟ أياپشتونه ابخاطرمردمان ديگرأماده هستندحتی ازيک موردمنافع تاريخی ونامشروع خودبگذرند؟ پس چراهميشه ديگران تنازل ب دهند؟ تجزيه خواست قلبی همه کسانيست که ازين وضع رنج می برندودرمدارتاريخ درمعرض تبعيض وستم قرارگرفته ا ندوقتی چندبرادرنتوانند دريک حويلی پدری باهم زندگی کنندچه ميکنند؟ چنين کاری چه ربطی باسلام دارد؟ شهرا نی که خودرافروخته بوديک بارگفت فدراليزم کفراست درحاليکه فدراليزم ازبيک هاراحق ميدادکه سرنوشت خودراخو دشان تعين کنندوديگرجمعه خان هانتوانند درخانه های خودشان تيرباران شان کنند ديگروالی ورئيس وقوماندان و قاضی أنها ازجنوب تعين نشودومنابع وعوائدشان غارت امروزهم توطالب داوطلب فاشيزم را اسلاميزه ميسازی وديو رافرشته معرفی ميکنی شايدندانيکه درکشورت چه ميگذرد؟ودرباره مردم توکيهاتصميم ميگيرند؟ اميدوارم روزی فر ارسدکه مادرکشورشاهدتحولات عميق وبنيادی باشيم وماذلک علی الله بعزيز
  • داور  - سخنگوی طالبان







    اگراستراتيژی تجزيه طلبانة امريکابيشترروح اسلام ستيزانه داشته باشداستراتيژی اشغالگرانة پاکستان روح چه داردواستراتيژی تصفيه های قومی وفرهنگی وسياسی فاشيستهای قبيله روح چه دارد؟ استراتيژی طالبانيزه سازی وتروريزم اسلامی ومدرن ستيزانه روح چه دارد؟ استراتيژی ملاتاريزم ايران روح چه دارد؟ سوال اينجاست که چه وقت امريکاخواست افغانستان راتجزيه کندکه غيرازتو، طالبان ، گلبدين وفاشيستهای طرفدارامارت اسلامی ديگر هيچ کسی خبرنشد؟ اگرسوزاندن قرأن توسط يک مريض روانی درامريکاپاليسی رسمی واشنگتن باشديقينانظريکی دوامر يکائی نيزميتواندچنين باشدپاکستان اولاميخواست افغانستان راتسخيرواشغال کندزمانيکه ديد ديگرچنين چيزی ام کان پذيرنيست طرح تجزيه راريخت واين طرح يک طرح کاملاپاکستانی وانگريزی است که اگرچنين طرحی باشدمگروقتی مشرف گفت : اداره شش ولايت جنوب بايدبه طالبان داده شودتجزيه طلبی نبود؟
    سوال مهم ترمن ازجناب نويسنده اين است که تجزية کشوری يا ادغام کشورهانيزميتواندحلال وحرام باشد؟ مگراين توهين به مردم شمال نيست که ادعاکنيم امريکاميخواهدتوسط اين مردم ، افغانستان راتجزيه نمايد درحقيقت باچنين ادعای ميخواهيم به قبائل خصوصاطالبان سندبدهيم که فردامردم ماراقتل عام کنندکه شماميخواستيدکشورماراتجزيه کنيدومردم أنسوی مرزرا بنام اينکه ديگرعيرپشتونهانتوانندشمال راتجزيه کنند درشمال اسکان نمايندماتيشه رابدست دشمن ميدهيم که ري شة خودمان رابکندچه انگيزه هاوعواملی باعث ميشودکه مردم درفکرتجزيه شوندوديگرنخواهندوضع چون گذشته دوام يابد؟ أياچيزی بنام ظلم وتبعيض دينی وغيردينی سراغ داردياکه ظالم وجنايتکاردرهمه فرهنگ هاظالم وجنايتکار است توميگوی سروی منابع شمال اهداف تحريک أميزداشت امروزدرکانادايک ايالت است بنام ايالت کوبيک درين ايا لت که سرشارازمنابع طبيعی وعوائدملی است وزبان مردمش نيزفرانسوی يک حزب است بنام بلاک کوبيک اين حزب که هم دردولت مرکزی کرسی های کليدی رادراختيارداردوهم درپارلمان مرکزی نمايندگان زيادی وهم حکومت فدرال ايا لت کوبيک رارهبری ميکندتجزيه طلب است وتاکنون چندين بارريفروندم راحکومت براه انداخت که اين مردم ايالت ميخواهندجداشونديانه؟ دليل ومنطق اين حزب اين است که ماچرامنابع وعوائدسرشارمان رادبديگرايالات تقسيم کن يم؟ درحاليکه سی قرن است که شمال وغرب کشورغارت ميشودوبه خوانين هردوسوی مرزتوزيع ، تمامی عوائدکشوربناب رشواهدواقعی تازمان سرداردوادحتی نجيب دردربارورياست وبعدهم وزارت اقوام وقبائل مصرف ميشد درحاليکه اولا دمردم شمال ومرکزوغرب بيسوادميمانداولادخوانين أنسوی مرزهنوزهم درمکاتب ودانشگاه هاوليليه های افغانستان درس ميخوانندوبنام افغان بورس ميگيرندامروزدرحاليکه اولادهراتی بومی اززباله هاطوريکه درعکس هانشرشدنان جستجوميکنندولی مليارهادالرعوائدگمرگات غرب کشورراناقلين وپشتونهاسرقت ميکنندوازشهرداری تارياست گمرک و پرسونل وکارمندان گمرک ناقلين هستندوحتی لوائح گمرکات هرات بزبان پشتونوشته شده است امروزشماوقتی بولايا ت کابل ، هرات ، بلخ ، بغلان ، کندزوغيره ميرويدهمه مامورارشدش ازوالی گرفته تاولسوال ناقل ياپشتون است درحاليکه خودشان ميگويند" ماچون اکثريت هستيم بايدرهبری رادراختيارداشته باشيم ولی درولاياتيکه اقلي ت انداکثريت رانيزاجازه نداده اندکه اداره امورشان رابدست گيرندهنوزهم تاجک وازبيک وهزاره ونورستانی وبل وج وغيره علف ميخورندولی تمامی امتيازات وکليدقدرت درقبضة أهنين پشتون است حالابايدپرسيداگرمن خواستم از حقوق وحيثيت خود دفاع کنم مرتدميشوم؟ اسلام درکدام مرحله ازتاريخ افغانستان پياده شده است که امروزهرکار ی راتاپة دينی ميزنيم ؟ بلکه هميشه وسيله تخديرعوام وابزارقدرت وتحکيم حاکميت قبيله بوده است درکحای اسل ام گفته که بايدهمه قدرت وامتيازات ازقوم وسمت خاص باشدحالابايدبرای قرنهای ديگرباچنين تروردهشت افگنی و ترياک سالاری وحاکميت مافياساخت يادرفکرفدراليزم ياتجزيه شد؟ مگرمن زن نکاحی قبيله هستم که بايدهميشه گر وگان باشم چراحق ندارم سرنوشت خودواولادم راخودتعين کنم؟ توميتوانيکه همچنان مانندنياکان خويش هزاران سا ل ديگرهم کفش بردارخوانين قبيله باشی چون متدين هستی واسلام اجازه نميدهدکه نمک حرامی کنی امروزکشورهای هستندکه چندهزارکيلومترمربع وچندلک نفربيشترنفوس ندارندولی راحت ومرفه اندماوقتی بدرستی ميتوانيم دربراب رتروريزم وتجاوزمقاومت کنيم که صف وسنگرمان جداباشدودوست ودشمن مشخص ، نبايد ديگرباحربة دينی ومذهبی مرد م رادرزندان انداخت وبزنجيرکشيدمابعدازبن ازهمه چيزحتی خون اولادمان راگذشتيم تايک نظام ملی طوريکه ديگر دوستان گفتندبوجودأيدوملت سازی شودولی پيامدش چه بود؟ ماراخلع سلاح ، خلع قدرت ، خلع همه چيزکردندوبرمان دوسيه ترتيب دادندولی خودشان همه محورهای سياسی، نظامی ، اداری ، اقتصادی ، فرهنگی تعليمی رادرانحصاردر أورندصالح برکنارميشودولی يک وردکی بی خبرازهمه چيزرئيس ، مراديان بيکارميماندولی جاويدلودينی که هنوزهم دهنش بوی شيرميدهدمعين وزارت ميشودداکترضياء اخراج ميشودولی يک داکترعادی رئيس امورصحی وزارت دفاع ، دي ان ازپشتنی بانک کشيده ميشودبخاطريکه بانک پشتونهاست وبالاخره وزارت معارف وحج واوقاف کانون تروريزم وطا لبان ميشودوکسیکه شب مين ميسازدروزمعلم وخطيب است پس أيامن حق دارم بخاطرنجات اولادم ازين جنگل فکری کنم يادراسلام نجات خواهی حرام وحتی جرم است چراسترجنرال تاجک وزيرأب ونيروميشودولی نميتواندوزيردفاع وداخل ه ورئيس امنيتی ملی شود درحاليکه يک مامورفارمسی پشتون ميتواندوزيرمعارف شودويک خاديست قبيله وزيرداخله؟ چراقاضی ورئيس دولت ودادستان ورئيس تفسيرقانون اساسی ، وزارتهای کليدی وحتی وزيرامورپارلمان ومشاورارشد ورهبری 27ولايت و70% ولسوالهاو85% مقامات اداری کابل ازقوم خاص باشدوحتی ننگ ميدانندکه بزبان مردم بومی کابل گپ بزنند حالانکه درافغانستان 23قوم سکونت دارند؟ چرانمايندة بلوچ درسناپشتون معرفی ميشود؟ وهزاران چرای ديگراگرمن اين سوالات رامطرح کردم مگرکفراست ؟ وقتی گلبدين نتوانست باتوطئه وحمايت پاکستان قدرت ر اغصب وبعدهم جهادراعليه ربانی ومسعودتاجک صادرکندبه پکتيارفت وگفت : سقاويهاقدرت راغصب کردندوديگرشماباچ نين لنگوته های غيرت انگيزتان نميتوانيدکابل برويدغيرت وپشتونوالی شماچه شدکه سقاوی ميتواندقدرت راغصب ک ند؟ درارگ شاهی ننگرهارمردم راخواست وگفت : أياهنوزهم خبرنيستيدکه امروزافغانستان مانندافريقای جنوبی تو سط يک اقليت اداره ميشودوجهادعليه اپارتايدفرض است درچارأسياب سنگرگرفت وگفت : جهادواقعی ماتازه شروع شد ه و25سال ديگرهم خواهم جنگيدوطالبان ازتمامی علماء وخوانين جنوب امضاءگرفتندکه عليه مليشه های دوستم می جنگيم ولی ديديم که باهمان مليشه هابخاطرسقوط حاکميت تاجکها ائتلاف کردندوتوسط چرخبال پاکستانی چندين با ردوستم باسلام أبادبرده شدولی سوال اينجابودکه اگرگلبدين ياطالبان قدرت راباکمک دوستم ومزاری ميگرفتندأن هارادرقدرت سهم ميدادنديامانندکلکانی ميکشتند؟چرامولوی فضل الرحمان پشتون تبارشخصابرخلاف عرف دپلوماتيک واخلاق اسلامی بارگ کابل أمده وازربانی ميخواهدکه قدرت رابه طالبان بده که نماينده اکثريت اند؟
    مشکل...
  • داور




    نوشتة قبلی من متأسفانه کاملانيأمده بودکه ادامة اش چنين بود: مشکل افغانستان امروزمشکل قوميست بخاطريکه طالبان نکتائيدارباطالبان دستارپوش عليه اقوام ديگرمتحدهستندبه همين خاطرکرزی نخواست طالبان سرکوب شوند وحتی بأنهانوشت که "شمابيائيدتامقاومتگران را أموبگذرانيم"
    خلاصه برادرم چيزهای که تونوشته ميک نی باواقعيت های افغانستان هيج همخوانی ندارداينکه توازجهالت سياسی وتاريخی چنين درفشانی ميکنی يابنابرو ابستگيهای حزبی وطالبانی خدابهترميداندخيلی هاعضورسمی طالبان نيستندولی ازنظرفکری طالبانی ميأنديشندچنان چه چندی قبل يک ملادروازی به صدای امريکاگفت : بخاطريکه مجاهدين راتروريست ميگويند: خداوند درافغانستان غضب کرده است وامروزبنام القاعده وطالبان عليه اسلام می جنگندمگرالقاعده وطالبان غيرازاسلام چه ميخواهند ؟ توهم باعبارات ديگرعين چيزراميگوی ازنظرتوهم هرکه باحاکميت طالبانی وقبيله سالاری درافغانستان مخالف ب ودتجزيه طلب است ودرنهايت مرتدچون تجزيه طلبی کفروارتدادهم بوده است !؟ هرکسی حق داردنظرش رابيان کندودم کرسی همين است ولی تودربرأنچه مينويسی بقدريکه بامنافع وحقوق مردمت منافات وتضادوتصادم داردمسئول هستی و روزی سخت نديم خواهی شداين گپ های توفقط تبردشمن رادسته وسرمردم خودت راقطع ميکندوفردابا استنادبه همين نوشته های تودشمن ازمردم ما انتقام خواهدگرفت کاشکه مينويشتی درحاليکه درتاريخ حتی يک فردهم درفکرتجزيه نبودچه عواملی ميتواندمارابسوی تجزيه بکشاند؟ أيادرتاريخ افغانستان چيزی بنام ملت ، دولت ملی ، حاکميت م لی ، وحدت ملی ومنافع ملی سراغ داشته است واگرنه ؟ چراوچگونه ميتوان يک ملت شدوبوحدت ملی رسيد؟ هزاران م شکل واقعی درافغانستان است که تاکنون جزيکی دوموردش ديگربه هيچ کدام تماس نگرفته ای اولويت هارابايدتشخي ص دادودرفکرتداوی دردمردم بودتجزية افغانستان نميتواندجزيک تخيل باشدتوتخيلات رابرواقعيت هادرجيح داده و عوض نقدجرگه وغيره مشکلات ديگرفقط ميخواهی چگونه امريکارانيش بزنی که چرانگذاشت که امارت اسلامی تاکنون دوام يابدوپاکستان پاميرراعمق استراتيژيک سازدوهمه عوض تحصيل وکارطالب وتروريست شوندوافغانستان يگانه ما رکيت پاکستان باشد---- تاکه ميتوانی بأسيای دشمن أب بريزکه چندولايت ديگردرشمال ناسوخته مانده است وبرتع دادی ازدختران تجاوزنکرده بودندوهنوزهم بقدرکافی درشمال اسکان نگرديده اندچرادرسقاوی دوم مينويسندکه باي دهمه چيزراصبغة دينی دادودين راباشديدترين شکل درافغانستان پياده کردحالانکه درجنوب خبری ازنفاذشريعت نب ودولی درشمال تاکه طالبان رسيدند دست وپای مردم رابريده ودرچارراهی ها أويزان وزنان راسنگساکردندأه ازدي نی وسيله استعماروتجاوزوتوجيه گرجنايات سازمانيافته شودامروزقبائل زيرنام طالب باشعاردينی وشعورنژادی چه ميخواهندوباسوادماچه مينوازد؟ ----موسفيدان جنوب درخوست بوزيردفاع امريکاميگويند: چرافقط شمادرين منطقه عمليات ميکنيدمابه شرطی باشماهمکاری ميکنيم که شمال رانيزبزنيدواحتمالاباچرخبال های انگليس طالبان درشم ال نيزتنظيم ميشوندتارضايت خاطرخوانين جنوب فراهم شودخلاصه مگرتره کی پرفيسورقبيله نگفت که هرگاه ماخواس تيم ملت بسازيم خارجی هامداخله وازاقليتهاحمايت کردندولی بعدازخروج ناتوطالبان به هرقيمتی باشديک ملت وا حدخواهندساخت" توهم درهمين راستادرفشانی ميکنی تابسترملت سازی نوع طالبان وگلبدين و---هموارشود" ;ملت مسلمان" وقتی که فاشيزم اسلاميزه شودجنايت ديگرتوجيه پذيراست حتی توسط همچوتوباسوادان هويت باخ ته وحقارت منشی که شب وروزازسنگردشمن عليه منافع وحقوق مردم خودفيرميکنندتابزعم خوداسلاميت خودراباثبات رسانند شايدهم حق باتوباشدولی من ازچنين ديانتی که باعث اسارت روانی وغلامی ودنباله رويم ازقبيله وتابوه ای دروغين وجعلی تاريخ شودبه خدای محمدپناه می برم وهرگزديگرغلام چندمنزله نخواهم شدزيراسگ که بگفتة اقب ال پيش سگ ديگرسرخم نمی کندمن چراپابوس ديوهای قبيله باشم که جزيک قواره ديگرهيچ شرافت وعزت نفس ندارنده مين کرزی رانگاه کن درحاليکه سرنوشت سی مليون انسان رابه بازی گرفته چطورپيش گرنيل هاوچوهدريهای دال خور زانوميزندوعذرميکندمن چراعوض که غلام کرزیهاباشم کرزيهايکه غلام پنجابی اندوپنجابی هايکه غلام مادرزادان گريزوانگريزيکه غلام امريکاست مستقيماباقدرت های بزرگ جهانی رابطه برقرارنکرده وخودرادرسطح دنيامطرح نسا زم تاچه وقت خان قبيله سرنوشت مرارقم زندوقتی ما ازطريق مشروع ودودهه مبارزه بقدرت رسيديم پشتون باشيطان متحدشدومارابزيرکشيدولی من هنوزهم بايدبارکش قبيله باشم اماتوکاملامختارهستی ----ميدانم که بارديگرمواد توافقات استراتيژيک رانقدميکنی ولی چه ميشودکه اولابسته های راکه گيلانی وکيانی ورئيس استخبارات پاکستان برئيس جمهورتسليم کردبررسی کنيکه پذيرش أن مگرايجادهمان فدريشن افپاک نيست؟چطوريک کشورديگرخصوصامتهم به مداخله جرئت ميکندکه چنين گستاخانه حمائل بردگی رابرگردن يک ملت ديگراندازد؟ چرابايدخاموش ماند؟ درحال يکه پشتونهاهنوزهم مدعی الغای ديورنداندپاکستان رسمابيعت أنهارامطالبه ميکندمگرمن هم بايدبيعت کنم همرنگ جماعت باش تارسوانشوی ----
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 24.05

FARAAKHABAR 23.05

KANKAASH 21.05

GOFTMAAN 24.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 271 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.