نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| استخاره ی جناب محترم حضرت صبغت الله مجددی |
|
|
|
| مقـــــــالات - ســـــیاسی |
| نوشته شده توسط نصیر خالد – تورنتو |
| شنبه ، 6 تیر 1388 ، 13:17 |
![]() حقیقت با هیاوی فرق دارد در گزاشات چند روز قبل خواندم که جناب حضرت صاحب مجددی فرموه اند: بعد از استخاره ی فراوان و سنجش های عجیب و غریب بالاخره، وحی بر ایشان جناب حضرت صاحب، در اغاز این مقال توجه کنید به بخشی از شعر زنده یاد مهدی سهیلی: میرسم آنجا که غیر یار نیست -- وزتجلی قدرت دیدار نیست اگر جناب بزرگوار شما دقت کرده باشی جواب شما در لابلای همین چند قطعه داده شده است و ضرور به تبصره ندارد، اما ایا واقعا شما خوابی دیده اید یا اینکه سنجش های عجیب و غریب تان، حضور مبارکتان را به دادن چنین فتوا مجبور ساخت. اقای مجددی زمان خواب خرگوشی ملت سالهای قبل به پایان رسید و اکنون شما در برابر ملتی قرار دارید که اگر از شما بیشتر ندانند، کمتر از شما نیز نخواهند بود. قصه ی بیادم امد گویند در گذشته های نه چندان دور مردم از راه های دور برای زیارت بزرگانی دینی همچو شما بکابل میامدند و آنها درب منزلی را بصدا در میاوردند تا مگر حاجت شان براورده شود، هر کدام از این مردم ساده دل ما تحفه های نیز با خود میاوردند مثلا یکی مرغ و دیگری تخم مرغ و اندیگر روغن و..... جالب اینجاست که در جلو درب منزل شخصی ( قاصد خبر رسان) ایستاده بود و از هر کدام سوال میکرد از کجا امده ای؟ نامت چیست؟ و تحفه ات چیست؟ بعدا به شخص گفته میشد همینجا منتظر باشد تا نوبت تو برسد. وقتی نوبت میرسید و داخل زیارتگاه بزرگانی چون شما میشدند، بزرگ روحانی گرامی بطرف شخصی بدقت میدید و صدا میزد: فلانی تو چرا از فلان منطقه تا اینجا زحمت کشیدی و فلان تحفه را با خودت برایمن اورده ی. شخص دهاتی بمجرد شنید این خبر که همه واقعیت داشت به حیرت می افتاد و با عجله خود را به پای شخص روحانی می انداخت و از وی طلب حاجت میکرد. بی خبر از اینکه گزارش ورود وی قبلا توسط قاصدک به جناب روحانی رسیده است. جناب حضرت صاحب ان دوره گذشت و دیگر مردم فریب ( چرندیات ) معامله گران دین را نخواهند خورد مگر اینکه هنوز هم ساده باشند و یا فرو رفته در خواب خرگوشی. بازهم قصه ی دیگری بیادم آمد که برای شما و استخاره تان در قسمت اقای کرزی جالب باشد: یکی از دوستان برایم قصه کرد که: یکی از ملا صاحبان شهر که شخص بذله گوی بود، روزی برایش قصه کرده بود که بطرف شهدای صالحین روان بود در مسیر راه دو نوجوان را که از انها شناخت کافی داشت در گوشه ی دید که مشغول فراهم اوری بساط چرس بودند اما وقتی ملا صاحب را دیدند با عجله چرس خود را در جیب گذاشتند. ملا صاحب از انها سوال کرد که چه میکردید؟ انها گفتند برای گردش امده اند. ملا صاحب سوال کرد من بچشم خود دیدم که شما چرس را در سگرت پر میکردید. آنها جواب ندادند. ملاصاحب توته چرسی از جیب می کشد و به یکی از جوانان داده و میگوید: اول چرس نکشید که ضرر دارد و اگر میکشید چرس خوب بکشید، بیایئد که باهم یکجا از همین چرس بکشیم. ان دو جوان دوباره بساط چرس را با ملا صاحب اماده نموده و در جریان بیکی دیگر میگفتند: اینه ملای کاکه و اصلی، نی که هر کس لنگی بر سر گذاشته و خود ملا میخواند. جناب حضرت صاحب شاید حرفهای شما را که هیچ عقل سلیم نمی پذیرد، افرادی چون دو نوجوان چرسی قبول کنند و بگویند: اینه عالم دین که هنوز برایش وحی نازل میشود، نی که هر کس خود را عالم میگیرد. بازهم مهدی سهیلی در جای گفته است: روشنی ها از چراغ عشق ماست ایا واقعا در دل شما داغ عشق واقعی نسبت به خالق یکتا وجودارد یا اینکه عشق شما بیشتر به مادیات است و بس. روی همین اصل وقتی شما فرمود ( بعد از سنجشهای عجیب و غریب) موضوع روشن است، سنجش های شما را کسانی دیگری که استخاره کرده اند تعبیر دیگر میکنند و ان اینکه: شما با وجودیکه در اخرین پله های از زندگی قرار دارید اما هنوزهم در فکر جمع اوری متاع بی ارزش دنیوی هستید و سنجش کردید کی بیشتر برایتان پول میدهد و بالاخره دریافتید که تنها فردی با چنین امتیاز با وجودیکه خطا کار است بازهم اقای کرزی است و بس، باید فتوا برای وی صادر کردید. جناب صاحب قصد من توهین بشما نیست اما من میخواهم بدانم که آموختن علوم دینی برای بزرگانی چون شما، تنها کسب ثروت است و بس. ای گناه الوده از فرمان یزدان سر مپیچ جناب حضرت صاحب ایا زمان ان فرا نرسیده است تا شما و دیگر علمای کرام دین که بفکر اندوختن سرمایه در این دنیای فانی هستید، چند روزی بفکر آخرت نیز باشید و دست از سر ملت رنجدیده ی ما بردارید. در عوض اینهمه نمایشنامه ها که سو استفاده از دین مبین اسلام است سعی کنید در خدمت دین قرار بگیرید نه اینکه از دین استفاده نامشروع کنید. چه مقدار از این پولهای بی ارزش با شما در سفر مرگ با شما همراه خواهد بود. من حرف زیادی برای نوشتن و گفتن دارم اما با نوشتن چند بیت دیگر از سهیلی این بخش را می بندم ولی بستن این بخش بمعنی بستن کلام نیست. در اندیشه را بر خویش بستی
این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در سه شنبه ، 9 تیر 1388 ، 23:15 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران





نازل شد تا از اقای حامد کرزی حمایت نمایند. ایشان در ادامه فرموده اند که با وجود اشتباهات فراوان کرزی او فرد مناسبی برای احراز ریاست جمهوری بوده و در اینده اشتباهات خود را تکرار نمیکند.





