نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| آيــا برنامـــهی انتقـــال مســئووليتِ، برگشتناپــذيراست؟ |
|
|
|
| مقـــــــالات - ســـــیاسی |
| نوشته شده توسط احمد عمران |
| چهارشنبه ، 1 تیر 1390 ، 16:43 |
|
اين پوستر، پيام روشني را ميخواهد به مخاطبان ارايه كند و آن اينكه نيروهاي امنيتي كشور در حال وارد شدن به يك مرحلهي تازه و مهم از حيات خود هستند و آن، گرفتن مستقلانهي تأمين امنيت است. البته آنگونه كه تبليغ ميشود، اين برنامه چندان گسترده و فراگيرهم نيست و قرار است به صورت تدريجي و گام به گام به اجرا گذاشته شود، به اين صورت كه در مرحلهي نخست، در شش ولايت نسبتاً امن كشور و آنهم در محدودهي شهرها، تأمين امنيت به نيروهاي افغان منتقل ميشود. تنها شهر كابل از اين امر مستثنا است، كه فقط ولسوالي سروبي از وجود نيروهاي خارجي تخليه نميشود. ولي آيا واقعاً همانگونه كه پوسترهاي تبليغاتي نشان ميدهند، مردم افغانستان شاهد ظهور نوين يك ارتش (اردو) هستند؟ چرا رييسجمهوري اينقدر بر انتقال تأمين مسووليت از نيروهاي خارجي به افغان، تأكيد دارد؟ آيا نيروهاي افغان به آن حد از مهارت و كفايت نظامي، به صورت شكلي و محتوايي رسيدهاند كه بتوانند به گونهي مستقل، امنيت شهرها را به عهده بگيرند. در اين خصوص، نگرانيها كم نيستند و خلاف آنچه كه آقاي كرزي ميگويد كه مردم افغانستان در انتظار لحظهي عملي شدن اين برنامهاند، آنها نسبت به اجرای این طرح، نگرانيها و دغدغههاي زيادي دارند. مقامهاي افغان و خارجي، ظاهراً با خوشبيني به اين روند نگاه ميكنند. جوزف بلاتز سخنگوي نيروهاي كمك به امنيت (آيساف)، ميگويد: آمادگيها براي انتقال مسووليت تأمين امنيت به نيروهاي افغان گرفته شده و اين برنامه تا كمتر از يك ماه ديگر، به اجرا گذاشته ميشود. حامد كرزي رييسجمهوري نیز در شوراي امنيت کشور كه با شركت شماري از مسوولان ولايتي برگزار شد، با لحني جدي و متعهد اعلام كرد كه روند انتقال مسووليت، برگشتناپذير است. اما به ميزاني كه مقامها از برگشتناپذيري و اجرايي بدون اين روند اطمينان ميدهند، به همان ميزان نیز مردم دچار دلهره و تشويش میشوند. مردم حق دارند كه نگران وضعيت باشند؛ چون در اين معامله اگر نفع و زياني متصور است، عمدتاً متوجه جان و مال آنهاست و نه مقامهايی كه در موترهاي آخرين مدل ضد گلوله گشتوگذار ميكنند و در قلعههاي آهنين و نفوذناپذير، زندگي. گزارشها و واقعيتهاي جامعه ظرف 9 سال گذشته نشان ميدهند كه مردم عادي در صدر فهرست تلفات حملات و درگيريها قرار دارند و در رده دوم، سربازان و فرماندهان نظامياند كه آماج اين گونه حملات میشوند؛ اما شايد هيچ گزارش و خبري از كشته شدن مثلا يك وزير و يا مقام بلندپايه دولتي در حملات انتحاري نشنيده باشيم. پس آناني كه قرباني ميشوند، حق دارند كه نگران وضع و حال خود باشند و نه آناني كه در ميان تدابير شديد امنيتي در ارگ رياستجمهوري، به دفتر كار خود تشريف ميآورند و حتا در همين محدوده هم احساس امنيت كامل نميكنند. نگراني اصلي در بحث انتقال مسووليتِ تأمين امنيت از نيروهاي خارجي به افغان، اين نيست كه اين برنامه با خواست افغانها در تضاد است و يا افغانها نميخواهند كه مسووليت تأمين امنيت كشور خود را برعهده گيرند؛ بل برعكس، مردم افغانستان در طول تاريخ ثابت كردهاند كه در ميدان نبرد و مبارزه، از هيچ كشوري كم نميآورند و حتا اگر امكانات لازم را هم در اختيار نداشته باشند، از جان و مال خود در راه حفظ استقلال و آزادي كشور، ميگذرند. اما در حال حاضر، افغانستان در يك وضعيت ويژه بهسر ميبرد كه با تمام دورههاي تاريخي قابل مقايسه نيست. مهمترين مسأله در اينخصوص، عدم اعتمادي است كه به صورت وحشتناك، ميان مردم و حاكميت، فاصله ايجاد كرده است. مردم به دليل بيكفايتيهاي نظام فعلي، آن را نظامي مبتني بر آراء و خواستههاي خود نميدانند و نه به آن اعتماد دارند. طی دهسال گذشته، آقاي كرزي به شدت از اعتماد و باور مردم سوءاستفاده كرده و موجب شده كه مردم، نظام فعلي را نظامي در خدمت يك قوم، گروه و خانواده بدانند. مردم سوال ميكنند وقتي كه حكومت آقاي كرزي به سادهترين نيازهاي حياتي آنها پاسخ نميدهد، چگونه انتظار دارد كه مردم، خود را براي بقا و سلامت «سلطان»، قرباني كنند. اين فاصله، مهمترين و اساسيترين چالش در برابر انتقال مسووليت تأمين امنيت از خارجيها به نيروهاي افغان است. وقتي مردم در كنار نظامي قرار نداشته باشند، يگانه راه براي بقاي نظام، متوسل شدن به كمكهاي نظامي خارجي است. مگر حكومتهاي پس از كودتاي هفت ثور چه مشكلي داشتند كه نيروهاي شوروي سابق را وارد افغانستان كردند؟ اگر آنان ميفهميدند كه مردم با آناناند، بدون هيچ ترديدي يك سرباز شوروي هم وارد افغانستان نميشد. در سالهاي پس از سقوط رژيم طالبان، به این دلیل كه افغانستان فاقد ساختارهاي امنيتي نظاممند بود، حضور نيروهاي بينالمللي براي تأمين امنيت و كمك به ايجاد ساختارهاي امنيتي، امري اجتنابناپذير بود. فراموش نكنيم كه در آن سالها حتا محافظان شخصي آقاي كرزي، از ميان نيروهاي خارجي و بهويژه امريكايي، انتخاب شده بودند. در آن سالها آقاي كرزي به نيروهاي مقاومت و جهادي كه يك عمر تجربهي دفاع از كشور را داشتند، اعتماد نداشت و فكر ميكرد كه اين نيروها، سبب از ميان رفتن او خواهند شد؛ چيزي كه خلاف آن را زمان ثابت كرد. اما در طول اين 9 و يا 10 سال، براي ساختن نظام نيرومند امنيتي و جلب اعتماد مردم، چه كارهاي انجام شده است؟! هيچ. ما ارتش و پوليسي داريم كه نه از آموزش كافي و مدرن نظامي برخوردار است، نه جنگافزارهاي لازم و جديد را در اختيار دارد و نه هم انگيزه و دليلي براي جنگ در خود احساس ميكند. به چند واقعهی خرد و كوچكی كه نيروهاي افغان توانستهاند دو سه انتحاركننده را در يك شهر بزرگ آنهم پس از ساعتها نبرد، از پا درآورند، نميتوان استناد كرد. توانايي يك ارتش، در ميدان نبرد و در حفظ مناطق فتحشده، تبارز ميكند. آيا چنين تجربهیي را نيروهاي افغان دارند؟ از سوي ديگر، فرماندهان ارتش و پوليس فرياد ميزنند كه جنگافزارهايی را كه در اختيار دارند، كهنه و از كار افتاده است و به درد جنگ و ميدان نبرد نميخورد. چرا دولت در ده سال گذشته نتوانست جامعهی جهاني را قانع كند كه به نيروي مجهز و مسلح به جنگافزارهاي مدرن نظامي احتياج دارد و نه كلاشینكوفهايی كه تاريخ مصرف آنها سالهاست گذشته و برخي كشورهاي اروپاي شرقي به گونهی غير استندرد، آنها را بازتوليد ميكنند. چرا پاكستان ميتواند از امريكا جنگافزارهاي مدرن بگيرد، ولي دولتمردان افغان قادر به چنين كاري نيستند؟ حتماً يك جاي كار لنگ است و يا عملاً همين آقاياني كه حالا فرياد انتقال مسووليت تأمين امنيت، برگشتناپذير است را سر ميدهند، نخواستهاند كه افغانستان داراي ساختارهاي امنيتي نيرومند شود.
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 1 تیر 1390 ، 16:50 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




اين روزها بر در و ديوار شهرهاي كشور، پوستر تبليغاتياي نصب شده كه بسيار شبيه پوسترهاي فيلمهاي هاليودي است. اين پوستر، يك سرباز ارتش را نشان ميدهد كه به شيوهي فيلمهاي جنگي هاليوود، سلاح شيكي را در دست دارد و با چشمان نافذ و گامهاي استوار به سمت نامعلومي ميدود. در زير اين پوستر، شعار هيجانانگيزي هم به چشم ميخورد: «ظهور نوين يك اردو». اين پوستر، بدون دليل روي ديوارها نصب نشده است.






