Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
آنگـــه که بینش انتقـــادی غـــروب کند، فـــاشیســـم طلـــوع می کند PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط ثریا بهاء   
پنجشنبه ، 5 اسفند 1389 ، 08:49

آنگـــه که بینش انتقـــادی غـــروب کند، فـــاشیســـم طلـــوع می کند"یکی از مخاطراتی که امروزه بر اندیشه سایه انداخته، خطر ادغام و جذب شدن در دستگاه سیاسی -اجتماعی حاکم است.ثریا بهاء روشنفکر اگر نتواند فاصلۀ انتقادی خود را با دستگاه حفظ کند از روشنفکری خلع می شود، دیگر نمی تواند روشنفکر باقی بماند، به مزدور فرهنگی سیستم حاکم بدل می شود و خود را می فروشد. کار او توجیه و تفسیر ایده آل وضع موجود و خیانت به مردمی است که رنگ روی آستین شان، مردمی که نام هایشان، جلد شناسنامه هایشان درد می کند."

حکومت مافیایی کرزی با کشتار، ترس، تجاوز و فقرعمومی نهادهای واسط میان دولت و مردم را می بلعد، پارلمان را بر می اندازد و تمام قدرت را در حلقۀ تیم حاکم و سازمان قضایی قبیله یی خود متمرکز می کند و در نهایت سرآمدها و نخبه ها را به عوام تبدیل می کند تا همگی در بدبختی و بنده گی با هم برابر شوند و آنگاه شعار ریاکارانۀ وحدت ملی با هویت افغانی سر می دهد، که درواقع هویت های ملیتی و فرهنگی با هم متحد نیستند، بلکه کالبدهای مردگانی اند که در کنار "هویت افغانی " دفن شده اند.

دراین نوع حکومت "هر کس کورکورانه تسلیم ارادۀ مطلق فرمانروا است" تسلیمی زبونانه که آدمی را از ماهیت خویش تهی می کند و در ردیف گله های حیوانی قرار می دهد. حکومت استبدادی مردم را به فرومایگی تنزل می دهد. چاپلوسی، کرنش، اطاعت و ستم پذیری را توسعه می دهد و در نهایت راه انسانی زیستن را سد می کند. استبداد، همه را یک شکل و هم شکل می خواهد تا آسان تر بتواند بر گله ها حکومت کند. در حکومت های استبدادی، اخلاق به انحطاط کشیده می شود، و چه انحطاطی از این بالاتر که آدمیان به چاپلوسی و ترس و زبونی و فراموش کردن خود، دچار شوند٠مونتسکیو، معتقد است که در نظام های استبدادی حتی حاکم و سلطان در تارهای بندگی اسیر می شود، زیرا سلطان مستبد بردۀ کسانی می شود که لذایذ زندگی اش را فراهم می کنند. از این رو همواره نگران سرکشی رعایایی است که پایه های قدرتش را محکم می کنند. همانند گونه که هگل نیز در شرح رابطۀ خدایگان و بنده به آن اشاره کرده است. هگل معتقد است که در نسبت میان خدایان و بنده و برای بقا و تداوم این رابطه، خدایان به بنده گان بیشتر وابسته و محتاجند تا بنده گان به خدایان. این سخن از آن رو مهم است که نشان می دهد سقف نظام استبدادی و خدایگانی بر ستون رعایا استوار می ماند و تا این ستون بر پا باشد رابطۀ سلطانی و خدایی تداوم می یابد. ستون برپا شدۀ رعایا، ماهیتا از مصالحی مانند ترس، جهل و اطاعت تشکیل می شود.

 تاریخ خودکامگی نشان می دهد که سیاست در نظام های استبدادی، از معنای اصلی خود خارج می شود و"به حد دسیسه های تیم حاکم، نجوای اسرار و منازعات و شایعه پراکنی های حرمسرایی تنزل می یابد." کارمندان اداری مستخدمین، به گماشتگان حاکم مستبد تبدیل می شوند. مونستکیو از شاهزاده یی نقل می کند که به خواجگانی که بر حرمسرایش حاکم بوده است، خطاب می کند: "شمایان اگر ابزارهای حقیری نباشید که بتوانم خردتان کنم، پس چه هستید، شمایانی که فقط تا زمانی وجود دارید که بدانید چگونه اطاعت کنید، شمایانی که فقط به این دلیل در این جهان وجود دارید که تحت قوانین من زنده گی کنید یا به محض این که من دستور دادم بمیرید." در نظام های استبدادی، ارکان زنده گی اجتماعی و نهادهای حقوقی در هم می شکند. مونتسکیو "از پارلمان ها به عنوان ویرانه هایی که زیر پا لگد کوب شده اند نام می برد." نهادها و سازمان ها در نظام های جبار، نمایندۀ ملت نیستند، بلکه همۀ آنها در برابر قدرت استبدادی که همۀ موانع را از مقابلش برداشته است سر فرو آورده اند.

استبداد گری و استبداد پذیری در تارپود زنده گی اجتماعی ریشه می دواند. استبداد به فساد زبان، فساد اخلاق، فساد فرهنگ و فساد دین منجر می گردد. در نظام های خودکامه، انسان به "شیی" تبدیل می شود تا به "شخص". مردم به منزلۀ ابزارها و اشیایی تابع و پیرو، در خدمت چنین نظام هایی به کار گرفته می شوند و به سمت اطاعت ( حتی اطاعت خود خواسته و پیروی از روی رضایت) تمایل پیدا می کند تا در پناه آن به امنیت برسد و در سایۀ قدرت، بتواند زنده گی کند. انسان میان تهی، البته از زیستن بدون تکیه گاه قدرت و رویارویی با خود و مسوولیت انتخاب کردن می هراسد و می گریزد و این همان راز گریز آدمی از آزادی و بینش انتقادی است که فاشیسم طلوع می کند.

وبلاگ حماسۀ زن http://hamasah.persianblog.ir/

ایمیل این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • وطندار
    اما آخرش معلوم نشد که لیلی مرد بود یا زن....مطلبم از "مونتسکیو" است که همه مطلب خانم محترم د ور آن میچرخید اما فامیده نشد که خود مونتسکیو کدام کاکه است که نظریاتش نزد این خانم آنقدر مهم جلوه نم وده است؟؟!!
  • امید

    خواهر عزیز و حماسه آفرین ام ثریا جان بها !

    خدمت شما عرض ادب دارم.
    باور کنیدتمام نوشته های شمارابلاوقفه در هر سایت و وبلاک که باشددر می یابم وآن را مطالعه می نما یم واز خواندن آن نهایت لزت می برم.
    اماباسرلوحهءاین مقالهءتان که گو یا" فاشیزم طلوع می کند" موافق نیستم.به دلیل اینکه فاش یزم جز ظلمت وتاریکی دیگر چیزی را به ارمغان نمی اورد.
    اساس فرهنگ فاشیزم قبیلوی نه بر مبنای درخشش ورو شنای ِبلکه توهین بر طلوع استوار می باشد.


    با عرض حرمت
  • گمنام  - درودبرخواهروقع بین ما
    چه زیبانوشته ی خواهر.براستی که رژیم متعفن ومنحوس کرزی که در پهلوی ان آدمکشانی مثل فهیم،خلیلی جنایتک ار،تورن اسماعیل آدمکش،گلابزوی وعلومی جنایت پیشه،ربانی عاشق چوکی،احدی شوونیست،ییلاقی قومگرا،فاروق ورد ک بیسواد،محقق آدمکش،دوستم جنایتکاروبرادران تنی وناتنی کرزی نشسته اند،رژیمی است که کشورسرافرازان تاری خ هرگز نظیر آن را بخود ندیده است.دزدی،رشوت،غارت بیت المال،نوکری اجانب،ترویج فسادوموادمخدرازویژگیهای بارزاین رژیم است.رییس جمهوری که خوددرحلقه دوستان نزدیکش چرس بکشدوای بحال اتباعش.به امیدروزی که کرزی ودارودسته جنایتکارش به سرنوشت مبارکها وقذافی ها مبتلاشودودامان کشورازلوث وجوداووهمراهانش پاک گردد.آم ین
  • د.احد وفأمعصومی

    سلام به خواهر وطنپرست ومبارز خانم ثریا بهأ !
    سلام به خواهر محترمم خانم ثرید بهأ !دانشمند ومبارزمحتر م وانساندوستیکه مبارزه با جنایتکاران ودزدان خاک ،مردم وفرهنگ مانراازستم واستبدادستم شاهان «دیره دونی » وستمکاران مزدور چه امروز ،دیروز برمردم وفرهنگ جهان آوازه مان از پدر مرحوم وشهید خود شهید دست ستمگ اران خاندان منفور نادرشاهی ،ظاهر شاهی وبقایاآموخته اند.نوشته های این خواهر مبارز که مثل شان به جزدر قلم چند تن محدودی ازمرد وزن در حوزه فرهنگی سیاسی ما وبدون مبالغه در صد سال اخیر دیده نشده است .شخصیت بزرگیکه در کنار چند تن دیگر درفش سرخ اشکهای خونین درد مردم ستم دیده وتبعیض دیده خودرا همدست عقابان وپرنده های اوراق سایتهای بلند پرواز تهمینه وتهمینه مانند به جهانیان وتنگ نظران نابینأصفتیکه فقط دوقد م پیشتر از خودرا دیده نمیتوانند واگر هم ببینندآنهم سیاه وبه مطلب ومرام نارسیده رسانیده اند وحق خدمت ووفأ به مردم ستم دیده خودرا رستم وار ادأ نموده اند.
    محترم آقای وطندار !؟
    حل این نادانی که مونتسکیو چه کسی بود ؟پیش از آنکه آدم خودرا مسخره کند فقط کتابیرا باز می کردید ویا از انترنت سوال می کردید که مونتسکیو چه کسی بوده وبه مردم فرانسه در شعور دادن مردم پیش از به وقوع پیوست انفلاب فرانسه چه نوشته هائی داشته اند وچه خدمتی همرا با دیگران دانشمندان در از میان برداشتن زمامداران فرانسه نموده اند. فیل سوف کسی وکاکه کسی با تعریف دیگر میباشد.من با همه احترامیکه به شمادارم بی تفاوت که جه کسی ودر کجا هست یدصمیمانه لازم دیدم که این دومصرع شاعری را خدمت تقدیم کنم :« شگفتن غنچه بی رنگ وبورا میکند رسوأ هما ن بهتر که دست بی هنر در آستین باشد».
    ودر اخر اینکه ما وشما با آمدن مجبوری در بیرون ازوطن مسوؤلیتهای فراوانی در برابر دفاع تاز فرهنگ ومردم خود داریم.
    بامحترم آقای (امید) هم چند نکته برادرانه دارم وآن اینکه: طلوع تنها به معنی برآمدن آفتاب صبجگاهی نمیباشدمعانی دیگری هم دارد :
    ـ غیر از طلع وبرآمدن آف تاب همچنان به معانی زیر هم آمده است :
    آشکار شدن ، ابتدای حکومت وآغاز پادشاهی .
    درخاتمه برای آقای « امید» و« وطندار» آرزوهای نیک فراوان دارم.مؤفق وپیروز باشید
  • راهی




    جناب آقای وطندار

    مطالب زیرراپس از خواندن تبصرهء دوسطرهء تان که از لحن طنزآلودش معلوم می شود قصد است هزای بدون دلیل یک نویسنده را دارید خدمت پیشکش می کنم تا بدانید که لیلی مرد بود یازن
    امیداست مردانه ب ه میدان وارد شده جواب یک نوشتهء مفهوم ومتقن را با دلایل معقول ومقبول ارائه کنید ، نه با فکاهی وجوک واهانت.
    هرآدم بیسوادی می تواند زیبا ترین نوشته هاومحکم ترین استدلالات را بایک فکاهی موردتمسخر قرارده د ، این کار هنر ودانش لازم ندارد یک مثقال وقاحت کافی است ، اما برای رد معقول یک نوشتهء یک سطری حتی ، صفحه ها درصفحه ها دلایل موجه ضرور است

    برای اینکه بدانید منتسکیو کدام کاکه!!! بوده ، اگر حال وحو صله داشتید درفراغت ، سطورزیررا مطالعه فرمایید. برای کاکه شناسی بدک نیست

    باپوزش
    راهی


    شارل دومنتسکی و ، کسیت؟


    «منتسكيو» در هيجدهم ژانويه سال 1689 ميلادى، در قصر «لابرد» و در نزديكى شهر «بردو» فرانسه چشم به جهان گشود. وى تا سن سه سالگى با روش سنتى روستاييان تربيت يافت و سپس به «لابرد» رفت. هنوز هفت سال از عمرش نگذشته بود كه مادرش را از دست داد. در سال 1700 ميلادى، او را به يك مركز دينى فرستادند و تا سال 1711ميلادى در آنجا به فراگيرى علوم مذهبي پرداخت. سپس وارد دانشگاه «بردو» شد و تحصيلات خود را در رشته حقوق ادامه داد.
    او در سن بيست سالگى به دليل عشق و علاقه فراوانى كه به ادبيات يونان و روم دا شت، كتابى با نام «دفاع از فلسفه غير عيسوى» منتشر كرد.
    منتسكيو در سال 1714 ميلادى به عنوان مستشار در دادگسترى «بردو» مشغول به كار شد و يك سال بعد با دخترى به نام «ژان دلارتيك» ازدواج كرد.
    عموى منتسكيو كه بزرگ خانواده آنها بود، در سال 1716 ميلادى به مقام رياست دادگسترى «بردو» رسيد و او را نيز استخدام كرد. اما منتسكيو پس از مدتى كارمند فرهنگستان «بردو» گرديد و در كنار آن، به نوشتن رساله ها و مقاله ها ى سياسى و ادبى روي آورد. علاوه بر اين، در علوم طبيعى نيز در رشته هاى كالبدشناسى، گياه شناسى و فيزيك مطالعه زيادى داشت.
    با اينكه منتسكيو از ضعف بينايي رنج مي برد، با ادامه مطالعات و تحقيق هاي علمى خود، يكى از آثار معروف و مشهورش را با نام «نامه هاى ايرانى» در سن بيست و سه سالگى منتشر كرد كه در مدت زم ان كوتاهى، شهرت فراوان يافت.
    وى چندين بار به پاريس سفر كرد، اما سرانجام به «بردو» بازگشت و به عنوان كارمند فرهنگستان فرانسه مشغول به كار شد. شارل در سال 1728 ميلادى از كشورهاى اتريش، مجارستان، ايتاليا ، سوئيس، آلمان و هلند بازديد كرد، سپس به انگلستان رفت و تا سال 1731 ميلادى در آنجا اقامت نمود.
    او در طول سفرهاي خود با افكار و انديشه هاى بزرگاني همچون «جان لاك» آشنا گرديد و انديشه يك حكومت آزاد و پر ورش آن در ذهنش رشد و نمو كرد.
    بی‌تردید، منتسکیو در زمينه فلسفه از پیروان «جان ‌لاک» به ‌شمار می‌رود. وي اصول مهم فلسفه‌ سیاسی لاک، یعنی تکیه بر «فضيلت فردی» به عنوان منشاء قانون و «رابطه فرد با دولت» و همچنین نظریه «اصالت آزادی در چارچوب اجتماع و نفع عمومی» را مبناي نظریه هاي خود قرار داده است. البت ه او در زمان خود با مخالفت‌هایی از جانب کاتولیکهای متعصب روبرو شد و به تبلیغ آزاد اندیشی و سکولاریزم متهم گرديد که زیرکانه و با افزودن يك بخش پاياني و تكميلي به «روح‌القوانین» توانست باورهاي خود را نز د مذهبی هاي متعصب توجیه کند.
    از نظر منتسکیو، قانون چيزي جز روابط ضروری بین چیزها نیست. او منشاء اصلی قانون را عقل انسان می داند که باید حاکم باشد. به این ‌ترتیب، قانون هر قوم و کشوری بر مبنای کلیاتی ب نا می‌شود که عقل به آنها حکم می کند. او نظریه وضعی بودن کامل قانون را رد می کند و مي گويد، مادام که یک قانون از دیدگاه عقل با وضع طبیعی بشر سازگار نباشد، نمی توان آن ‌را به ‌عنوان قانون پذیرفت. از نظر منتسکیو ، روابط میان دولت و ملت باید به حکم قانون مشخص شود. او قانون را چیزی می داند که به واسطه آن ، آزادی همه محقق می شود. بر این اساس، آزادی يعني اينكه فرد در آنچه كه قانون منع نکرده، مختار باشد و به دلخواه خود عمل کند و در عین حال، بهترین قوانین تا آنجا که مصلحت اجتماع به خطر نیفتد، بيشترين آزاد ی را به افراد مي دهد.
    منتسكيو در سفر به روم، به فكر بازسازي امپراطورى قديم روم افتاد و پس از بازگشت از اين سفر، كتابهايى را با هدف تجديد سيادت [ =برتري ] دولت روم نوشت و با كسب تجربه از سفرهايش، معايب حكومت استبدادى و فشار دولتهاى ستم پيشه را به خوبى درك كرد و با جانبداري از حكومت حق پرور و عدالت گس تر، كتاب مشهور و مهم «روح القوانين» را منتشر نمود.
    اين دانشمند و متفكر قرن هيجدهم ميلادى، بيش از شان زده كتاب در زمينه هاي علمى، ادبى، اجتماعى، تاريخى و ... دارد كه برخي از آنها عبارتند از :
    1- شهرت
    2- وظيفه
    3- گفت و گوى سيلا
    4- ملاحظاتي در باب علل عظمت و انحطاط روم
    اما مشهورترين اثر منتسكيو، كتاب «ر وح القوانين» است كه براى نوشتن آن، مدت بيست سال مطالعه كرد و زحمت فراوان كشيد. اين كتاب بر مبناي اخل اق، سياست، جامعه شناسى و اصول انسانى نوشته شده است.
    سرانجام منتسكيو در فوريه سال 1755 و در سن 66 سال گى در پاريس زندگى را بدرود گفت، اما آثار او در سال 1950 به دست مردم رسيد.
  • ثریا بهاء

    به پاسخ دو برادر محترم می پردازم ، نخست یکی از برادران گفته اند که چرا به معرفی مونتسکیو نپرداختم، با دریغ و درد برادری که تا کنون مونتسکیو را نمی شناسد چگونه ادعای روشنفکری و نقد دارد ٠
    برادر دیگر هم پیش از آنکه به فرهنگ لغات مراجعه کند، به نقد پرداخته است که خود معنی طلوع را روشنایی می پندارد د ر فرهنگ دهخدا طلوع را چنین بیان می کند:
    طلوع: بر آمدن, بر آمدن آفتاب‌یاستاره, ظاهرشدن‌چیزی ، مقابل غروب . یا طلوع دولت . 1 - آغاز دولت و اقبال . 2 - ابتدای حکومت و پادشاهی یا طلوع صبح
  • فولاد چایابی

    دانشمند فاضل و دخت فرزانه وطن خانم بها :
    مقاله را بسیار خوب اغازیده اید اما در متن از اصل مسله گریز داشته ااید ، مقالات شما پیوسته ارزشهای های بسا گرانی خلق کرده و بمثابه شمع پرتو افشان بوده است اما اینبار از فاشیزم قبیله اغاز خوب داشته اید اما چندان بدان تبلور نداده اید
    بهر رو من ازینکه شما بر ز وایای اخلاقی از روشنفکران بی خاصیت برای زنده نگه داشتن این جسد متعفن دولت فاسد و جهادیون برخاسته از سنگر رهزنی و غارت را بوسیله روشنفکران ابن الوقت ، اپورتونیست و کاسه لیس به توبیخ گرفته اید ، حرفی بج ا است که متاسفانه عده ازین بد سگالان در درون این دولت فاسد و چور سالار کم هم نیستند که اگر چهره یکی چند تن ایشان را عریان میساختید بسیار عال میبود اما با اینکه گفته اید که طلوع فاشیزم را به ارتکاب خوا هند رفت ، خیر
    اینان و انان که چنین می اندیشند که فاشیزم به اقبال رفته است قطعا موافق نیستم بل فاشیز م و قبیله گرایی جدا به افول میرود و فاشیزم اخرین تابوت متعفن ، گندیده و بوی ناک خویشرا به تابوت کشید ه و در قبرستان تاریخ غمگینانه و اشکریزانه بخاک دارد میسپارند
    شما کمی به عقب بر گردید و در یک محاسبه بسیار سطحی بنشید که ایا این همان دوران ظاهر خان است که هنوز مردان هزاره و ازبک حق تداخل در ردیف افس ران اردو را نداشته باشند و ایا کنون پدران ما به ندانستن زبان پشتو کسر معاش ، تبدیل و یا تنزیل مقام د اده میشوند و یا هنوز طبل اکثریت به صدای پر طنین نواخته میشود ، هنوز غیر از محمد زای ها حق تقرر در پس ت ها دیپلوامتیک دارند و صد های دیگر
    انهاهمه به تاریخ پیوسته و ان ارزو های متروک و پوسیده قبیله سال اری به افول کشیده و شما تا چند سال دیگر و لو که انسانهای با درایت و متعالی به کرسی نرسند اما دیگر قب یله سالاری قطعا از صحنه تاریخ برچیده شده است برای اینکه امروز نسل کنونی همان گله های دیروزی نیستند ک ه کوله بار تحقیر و اهانت را کماکان به کوله کشند
  • غ.م کابلی  - سلام خواهر خوب و افتخار وطنم ثریا جان
    تو یکی از صد ها قهرمان زن سرزمینم هستی .افتخار به تو ثریا جان خواهر خوبم که ملیون ها همزبانت به تو میبالند .بدا بحال وطنی که یکنفر پیش خدمت رستورانت را در مقام ریس آن نصب و چند آدمک های که بواسطه کن ترول از دور ها کنترول میشوند را در رئس وزارت خانه های آن خلاف خواست اکثریت مردم می گمارند.
    غ.م. کا بلی از جرمنی
  • ناشناس
    ثریا جان بها
    رژیم کرزی یکی از منحوس ترین رژیم هادر دنیا است .ظاهراً از دیموکراسی سخن گفته میشود و از آزادی بیان .
    اول روشنفکرهای که در داخل است نمیتوانند مثل شما آزاد بنویسند.
    دسترسی به انترنت در کابل بسیار کم است برای همه میسر نیست.
    وگرنه خویش خوری ،رشوه ، اختلاس ، بی عدالتی وغیره وغیره به ا وج خود رسیده .
    خوب است که در کابل نیستی . وگرنه حجاب خمینی را مجبور به سرت می کردی .
    در کشور ما و تو :
    عدالت حقیقی را به گورستان بیا بنگر
    که قبر کنده اهل غنا نادار هم دارد
    یک ضرب المثل لچ داری م
    که : پشت سر .... و پیش روی کوره آهنگری
    یک طرف طالب وحشی و طرف دیگر رژیم دزدان
    امید از روشنفکر ان داخل کشور گله نکنی .
    س.مجبور
  • نیک اختر


    بعد ازسلم.
    تبصره کوتاهی بر طرز دید ، درک ونوشته سراپا اشتباه وبیدردانه دوموجودی بنام «وطندار » و«ام ید».
    نویسنده فکر میکند که به چندپارچه نان گدائی ویا مزدوری ایکه همه درخارج از میهن بدست آورده ایم و یانه آورده ایم که من نمیدانم ولی کمترین چیزیکه بایداز تاریخ پر درد وخون واستبداداقوام پشتون علیه اقو ام غیر اوغان صاحب وطن میدانستید قوم داشتن، محبت قومی داشتن علل ، ودرک مظالم بیگانگان آمده از کوههای سلیمان به خاک خراسانیان مربوط به اقوام غیر پشتون را دانستن بود که به حساب یک مرد ویازن بادرد وصاحب ر گ وریشه وهویت که حتی حیوان هم صاحب رگ وریشه است(نه از بیخ بوته ودرخت) از یاد نمی بردید . اگر هزار سا ل بگذرد وآدم باکمال بیشعوری فرق از خود، قوم خود وبیگانه نکند وخلق وقوم وفرهنگ به میراث رسیده ازاجداد هزاران هزار سال خودرا نشناسد وبه کمال بی احساسی ونامردمی فقط به خور وخواب وخشم وشهوت اکتفأ کند وآب د ر آسیای دشمن بریزد ومحبت قومی برادر وخواهرتاجیک خودرا بعد از دین خود دوست نداشته باشد آن گونه مردان وزنان دیگر حق دهن بازکردن وچرسی گونه لاطائلات گفتن را ندارند جای بسأتأسف است وهمچو اشخاس باهمه بیدرد ی هنوزهم به خود حق نوشتنی به این پومکی وبی محتوائی بدهدحق گپ زدن را علیه انسانهای شریفی که زندگی خود را در گروو عشق به خراسان ، زبان وفرهنگ مشترک من وشماگذاشته است بدهند.
    « ازهرچه درد بی خبری سختربود این درد را دوأکند آموزگار علم» کاین آموزگاران همین نویسندگان دلیری اند که وطن ، تاریخ وطن ، قوم وم حبت قومی خودرا میدانند ورستمگونه ونهمینه گونه حراست نموده اند.اگر دیگر به هیچ دردی نمخورید کمترین وب زرگترین چیری راکه همانا هویت قومی وزبانی میباشد باید یاد بگیرید باید افتخار به قوم وتاریخ خود داشته باشید تا خود از ذلت وخود کم بینی برآئید.اگر امروز ، روزیکه همه اقوام جهان فقط از روی قوم ومحبت قومی شناخته میشوند وفقط همین مبارزهاست که سراسرجهان برای نجات از تجاوز گرفته وباعث اتحاد وهم آهنگی ایشان شده است، فقط همین مردم که خود وقوم خودرا میشناسندزنده می مانند آنهائیکه با تمام محبت ریشه ای قومی از همدیگر دفاع میکنند. تنها اینهازنده میمانندوکسی که قدراین محبت مشترک قومی وزبانی را تداند خود وقوم وت مام داشته های پدران وتاریخ خودرا از دست میدهد وسرتسلیم به کسانی پائین میکنند که که عمری را به مزدوری ودزدی سپری نموده اند.بی هویتها وفاقدان محبت قومی زبانی علفهای ناچیز وبی ارزشی بیش خواهند بودکه خورا ک دد ودام میشوند.زنده باد اتحاد تاجیکان سراسر جهان ودیگر اقوام ستم دیده در گوشه ای از جهان که باشد.
  • ناشناس

    سلام،

    نویسنده محترمه (خانم برادر اسبق ریس جمهور اسبق نجیب الله)لطف نموده واژه های فاشیسم و مافیا را هم یکبار دیکر در فرهنک لغات و الفاظ تان مطالعه بکنید٠
    امید وارم پرابلم های فامیلی و اخلاقی تانرا پرابلم اجتماعی جامعه بدبخت افغانستان نسازید٠
    شکی نیست که کرزی پشتون است ولی امروز از هرات تا تور خم و از حیرتان تا سپین بولدک کی کشته میشه؟ پشتون!!!!!
    مکتب کی به اتش افروخته میشود؟پشتون!!!!!! کدام وزیر تاجک در مناطق تاجکنشین مکتب بزبان ازبکی ، پشتو و٠٠٠ ساخته؟ ؟؟ اری وزیر پشتون ح٠ اتمر در قندهار مکاتب به زبان دری ایجاد کرد !!!وغیره وغیره و الان خوانندکان محترم قضاوت بکنند که شما معنی فاشیسم را درست درک کرده اید و یاهم همچم طوطی کلمات را تکرار میکنید٠
    اری شکی نیست که کشورهای غربی سیستم مافیا یی را بکردن مردم انداخته و بنام دموکراسی مردم را فریب می دهد ٠
    این مافېا از کی متشکل است؟: فامیل ک رزی، تورن اسماعیل، پسر حاجی قدیر، معلم عطا،دوستم و اکسریت مطلق شورای نظار وجمعت اسلامی٠ پس از انانیک ه شما ستایش میکنید جز لاینفک و رهبری این مافیا است
    انسان سالم اولا فامیل بعدا قریه و بعدا منطقه، و لسوالی ، ولایت وغیره را با نسایح خود سالم میسازد ایا شما که بما نصیحت میکنید از فرزند و نواسه تان اک اهی دارید?اکر اری پس در رکهای انها خون مختلط جریان دارد ویا هم بخاطر همین از فرزندان تان فا صله کر فته اید؟!!!همچو هتلر که از خود هیچ فرزندی بدنیا نه اورد چون ممکن خون یهودی وی تکثیر نکند !!! پس کی ش باهت بیشتر با فاشیست دارد????
    با عرض حرمت
    یحیی
  • hazara-e mahaajer
    my great sister, soraya bahaa.Iamm very proud of you: always we claim about nader shaa, zaher shaa,what they did to us?: karzai is thier son,destroying us little by little,,,,,I wish one day,,,tajik hazara and uzbek be united to stop the fashism actetud in afg hanistani....ihope to fiend a leadar not like ahmed shaa massud to kill his brothers )( hazara, and uzbek
  • مازیار

    سلام به (ناشناسی)که درآغازِ ِصفحه خودرا به این نام یادنموده اند ودرختم صفحه فراموشکارانه خودرا (یحی) نامیده اید.چند حرف بی ربط ولگام گسیخته ، دروغ وفاشیست گونه توهین آمیزیکه از چنته بیرون داده اید آنق در سطحی وغیرحقیقیست که حتی به سایه بزرگی کوه شهامت خانم ثریأ بهأ نمیرسد چه رسد به اینکه این قهرمان ز ن راستگو وراستکردار را بااتهامات پوچ خود ضرری رسانیده باشید. حدود معلومات شمارا هر خواننده حتی ازیک جمله خنده آور تان درک میکند وآن اینکه هتلرضد یهودی را دارای خون وعرق یهودی نوشته ایدواه واه کسیکه شش ملیون یهودی را نابود کرد.کسیکه به این سویه عاری از تاریخ چند سال پیش باشد پس نوشته سراسر توهین شمار اخواننده غیر از گودال سطح پائین سویه دیگر چه چیری درک خواهد کرد؟ پس به نظر شما این جوش خون یهودی هتل ربود که یهودی های خودرا نابود نمود. واه واه ازین دانش .تنها ازهمین چند سطر باید دانست که شما با معلو مات تاریخی خود در کجای سوسیولوزی جهان قرار دارید. ازآن گذشته حقیقت شخصیت این خواهر بادروغگوئیهای شما وامثال شما خدشه دار نخواهد شد ونمیشود.ما شما وامثال شمارا به تمام معنی شناخته ایم که اگر به آب زمزم خودرا شستوشو کنید پاگ نمیشوید وما دست بردار از بدست آوردن حقوق خود نخواهیم بود.زنده باد اتحاد خلل ن اپذیر اقوام غیر پشتون خراسان.
  • ناشناس  - هتلر ادعا میشود که خون یهود داشت
    اسم شما را درست نتوانستم بخوانم، ماریار و یا مایار؟ به هر حال سلام به شما، یه شماء که از دنیا بیخبر هستی. هتلر خون یهودی داشت و تا سالهای ۶۰ میلادی همه در این شکی نداشتند. اما بعد از سالهای ۶۰ رفته رف ته این موضوع از ذهنیت های عامه شستشو شد. شما با مراجعه به حداقل همین ګوګل و یا ویکیپیدیا در این خصوص معلومات نسبی پیدا نماید.
    میماند نظریات وطنداری ما یحیحی چان فکر میکنم که درک أن مربوط به نوع بینی ش افراد میشود. آنهایکه در دنیای تنګ و تاریک قوم پرستی ګیر مانده اند جهان بیکران برای شان هم تنګ شده و از این دنیا بزرګ فقط و تنها همان را میبینند که به تنها برایش جقیقت معلوم میشړد. خانم ثریا بها که دیګر در این جامعه هیچ بهای ندارد یکی از این افراد است که در دنیا تنګ و تاریک کینه، عقده و عداوت ګیر مانده و برای او مهم نییست که دریک روز ۱۰۰ نفر بیګناه در کنر شهید میشوند چون آن دوزخیان روی زمین پشتو ن بودند.
    با احترام
    لمر سرحرود
  • ناشناس

    سلام ،
    من چندین مطلب بطور عجولانه در مورد عقاید، عقدها وکزشته محترمه ث٠ بها نوشتم که یکی انرا (در مورد هتلر) که من هم نوشتم "ممکن خون یهودی" انرا شخصی قاطعانه ولی متاسفانه بدون سند رد نموده اند ٠
    من الان بطور مشت نمونه خروار از طریق کوکل این مطلب را بزبان انکلیسی در یافتم که به خدمت شم ا نیز عرض میکنم ، ولی اکیدا میکوېم
    تا بدانجا رسیده دانش من تا بدانم همین که نادانم

    http:// www.straightdope.com/columns/read/797/was-hitler-part-jewish



    Now for the weird stuff. After t he war
    Hitler's former lawyer, Hans Frank, claimed that Adolf told him in 1930 that one of his rel atives was trying to blackmail him by threatening to reveal his alleged Jewish ancestry. Hitler aske d Frank to find out the facts. Frank says he determined that at the time Maria Schicklgruber gave bi rth to Alois, she was working as a household cook in the town of Graz. Her employers were a Jewish f amily named Frankenberger, who had a 19-year-old son. The son, according to Frank, was Alois's fathe r and Hitler's grandfather--which would make the man who inspired the Holocaust one-quarter Jewish.

    یحیی
  • ناشناس
    اقای مازیار،
    شماها از یکطرف ادعا میکنید که قوم داشتن یک فرهنک قبیلوی و مطعلق به پشتون ها است و در جایی دیکری می نویسید "اقوام غیر پشتون" پس شما هم قوم دارید؟!!

    زبان و ملیت خیلی خوب دو و جهه مختلف میتواند بشد مثال : نایجیریا و افریقای جنوبی انکلیسی زبان اند اما نه انکلیس!!!
    وقتی بتاریخ کوتاه متوجه شویم معلوم میشود که شخصیت های مختلف پشتون بوده ویا دیکر ملیت غیر تاجک بوده اند مثال: از سیاست یاد نمی کنم که قدرت بدست قبیله سالاران است؟؟؟!!!! در هنر: فرهاد دریا، ناشناس ،احمد ولی، احمد ظاهر ،نجیم، وحید قاسمی وغیره وغیره
    هیچیک اوشان تاجک نبوده ولی زبان را اری از همه والاتر یاد دارند(داشته اند)٠
    افغان با الف بزرک
  • فهیم
    اگر سنگ نا اهل شکند ظرف زرین را، نه از قیمت زر کم می شود و نه به ارزش سنگ اضافه میگردد.
    متاسفانه شعر از یادم رفته است، اما مفهوم اش را در بالا نوشتم. این ناشناس یحیی که چندین بار تکرار یک موضوع را نشخ وار میکند، همانند سنگ های هرزه یی بیشتر نیستند.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در شنبه ، 7 اسفند 1389 ، 13:09
 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 24.05

FARAAKHABAR 23.05

KANKAASH 21.05

GOFTMAAN 24.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 54 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.