نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| آشــتی بــا طــالبــان؛ معــادلــۀ چنــد مجــهولــی وپــرســش هــای بــی پــاســخ |
|
|
|
| مقـــــــالات - ســـــیاسی |
| نوشته شده توسط سید سها رائد |
| چهارشنبه ، 14 بهمن 1388 ، 16:06 |
|
جنگ با این هیولای نا مرئی که البته نه مرکزیت سیاسی دارد، نه ساز و برگ قابل دید نظامی، به یکی از بهانه های عمده برای حضورهزاران نیروی نظامی ـ سیاسی از چندین کشور جهان در افغانستان گردیده است. از سوی دیگرصلح با این امپراطوری اشباح نیز موجب طرح راهکار های بسیار بحث انگیز از جانب سیاستمداران افغانستان و جهان گردیده است. به گونۀ مثال یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری در دومین انتحابات ریاست جمهوری افغانستان وعده داد که در صورت رسیدن به ریاست جمهوری، جنوب کشوررا در قالب یک دولت خودمختار به گروه طالبان واگذار خواهد کرد. یک نامزد زن ریاست جمهوری نیزدرحالیکه طالبان را فرزندان خود می خواند، با اطمینان کامل وعده سپرد که درصورت پیروزی در انتخابات و به عنوان اولین رئیس جمهور زن در افغانستان، فرزندان آزرده خاطرش را به آسانی در مسیر صلح و دوستی با دولت سوق خواهد داد. حال آنکه طالبان با حضور زن در بیرون از خانه از بنیاد مخالف است، چه رسد به اینکه سپاهیان صلح در زیر لوای یک رئیس جمهور زن شوند.
سیاستمداران غربی به خصوص امریکائی هم در طرح راهکار های عجیب و محیرالعقول دست کمی ازسیاستمداران افغان نداشته اند. مثلا چندی پیش مشاوران آقای اوباما از طرحی سخن گفتند که بر پایۀ آن طالبان می توانند در برابر دست کشیدن از اعمال خشونت آمیز، از دولت ایالات متحده ای امریکا پول دریافت کنند. بدیهی ترین نتیجه ای که ـ در یک نگاه بسیار ساده ـ از این طرح به ذهن می رسد این است که؛ طالبان می توانند خشونت و کشتاررا به عنوان کالای (جنس) پر طرفدارو مورد تقاضای بازار سیاست، قیمت گذاری و عرضه کنند و در مقابل با توقف تاکتیکی عرضۀ آن، از خزانۀ دولت امریکا دست مزد دریافت کنند. این دور باطل مسلمأ می تواند منبع مالی مناسبی برای استمرار اعمال خونین وخشونت بار طالبان باشد.
رویهمرفته چنین به نظر می رسد که بحث تقدم مذاکره و آشتی با طالبان بر استراژی جنگ بااین گروه، دراین اواخر به خصوص بعد از دور دوم ریاست جمهوری حامد کرزی به صورت بسیار جدی در محافل سیاسی داخلی و خارجی مطرح گردیده است. جدیت این قضیه در میان شخصیت هاو حلقات نزدیک به آقای کرزی تا حدی است که برخی از آنها حتی بدون در نظر گرفتن تقدم و تأخر منطقی "مذاکره" و "آشتی"، بی پرده و مستقیم سخن از آشتی با گروه طالبان می زنند.
قرار گرفتن این موضوع به عنوان یکی از موارد عمده در آجندای کنفرانس لندن نیز حکایت از توجه فوق العادۀ قدرت های غربی به تز آشتی طالبان با حکومت آقای کرزی دارد.
اکنون، با توجه به اراده های سیاسی در این زمینه در یک سو، وزمینه ها و آمادگی های اجتماعی در نزد مردم افغانستان در سوی دیگر، این پرسش مطرح می شود که مذاکره وآشتی با طالبان اصولأ تا چه حد عملی است؟ آیا کلیشه ها وفرمول های که در عرف وتعاملات سیاسی ـ نظامی میان اپوزیسیون و مراکز قدرت در دیگر جوامع جهان به کار رفته است، در رابطهء میان طالبان در یک جبه وحکومت افغانستان وحامیان خارجی آن در جبهۀ دیگر، کارآرائی لازم را دارند یا خیر؟
اغلب کار شناسان سیاسی بر این باورند که به همان پیمانه که ماهیت و عملکرد گروه طالبان پیچیده است، مذاکره و تعامل سیاسی با این گرونیزپیچیده است. موارد زیررا می توان به عنوان بخشی از پیچیدگی هاودشواری ها در مسیر آشتی با طالبان قلمداد کرد:
مبنع قدرت و حامیان طالبان؛ معمای بی جواب شاید بتوان طالبان را یکی از معما های بزرگ تاریخ و بویژه عصر حاضر در عرصۀ جنگ قدرت های بزرگ با یکدیگر نامید. معمای که دقت هرچه بیشتر در پیدایش، چیستی، اضمحلال وکنار زده شدن آن از قدرت، فهم و درک درست از آن را مشکل تر می سازد. در شرایط کنونی و بنابر دلایل خاصی، کمتر کسی را می توان یافت که به چراهای اصلی پیرامون پدیدۀ غیر قابل شناخت طالبان بیاندیشد. حتی دوستان و حامیان غربی افغانستان نیز که معمولا هر پدیده و معضل اجتماعی ـ سیاسی را ریشه ای و عمق بررسی می کنند،از کنار پدیدۀ طالبان، که به یک معضل جهانی تبدیل شده است، بسیار سطحی و عامیانه عبور می کنند. افکار عمومی جهانیان و ازآنجمله غربی ها که بوسیلۀ رسانه های جمعی تغذیه می گردد، بیشتر با شنیدن اخبار وحشتناک و دیدن تصاویرزشت و منزجرکننده از طالبان به عنوان " مسلمانان بنیاد گرا و تندرو" اشباع می گردد. اما رسانه ها، تحلیل گران و منتقدان مسائل جهانی، و موسسسات معتبر مطالعات استراتژیک بین المللی هرگز در پی افشاء و یا حد اقل توضیح ریشه های اصلی قدرت طالبان و منابع پایان نا پذیرتمویل آنها بر نمی آیند. آنهائی نیز که گهگاهی در گوشه و کنار جهان اقدام به یافتن پاسخ برای پرسش های مهم در این زمینه می کنند، هرگز کار شان به جائی و صدای شان به گوشی نمی رسد. یک نگاه بسیار سطحی و گذرا به پدیدۀ طالبان از زمان پیدایش، تا حکومت و فروپاشی امارت شان در افغانستان، معمائی بودن چیستی (ماهیت) و ماموریت آنها را به صورت بسیارجدی تقویت می نماید. گسترش برق آسای طالبان به رهبری یک مرد معیوب و بی نشان ـ که خیلی ها حتی وجود خارجی او را مورد تردید قرار داده اندـ از نقطۀ نا معلومی در قندهار به دژهای مستحکم حاکمان وقت، و قدرت خیره کنندۀ این گروه اسطوره ای در شکستن دیوار های آهنین ایستادگی دولت، چیزی نیست که بتوان ان را کاملا تصادفی انگاشت. دوران امارت و حکومت طالبان نیز سر شار ازرمزهای بزرگ، راز های نا مکشوف، بهت آفرینی ها و بهت زده گی های عمیق بود. طالبان بر اساس قرا ئت شدیدأ واپسگرایانه و نا منعطف از اسلام، امارت و حکومتی بنا نهادند که ماموریت اصلی اش گویا ارائۀ یک چهرۀ کره و سیاه از این دین بوده است. امارت آزادی ستیزی که بخش عمدۀ انرژی حکومتگری اش در امور روز مره و مدنی مردم، معطوف به شلاق زدن شهروندان به خاطر نوع پوشش، اندازه موی سرو صورت و دیگر قسمت های بدن شان بود، کمک بزرگی به مخدوش ساختن چهرۀ اسلام و وجهۀ مسلمانان در جهان کرد. اقدام این گروه در تخریب مجسمۀ بودادر بامیان به عنوان یکی از شاهکار های میراث فرهنگی ـ هنری جهان نیز یکی از پرسش ها و معما های بزرگ عصر ما است.
فروپاشی امارت و حکومت طالبان در ظرف کمتر از یک هفته، در حالیکه این گروه در اواخر دوران سلطۀ شان بر بیش از 97 درصد خاک افغانستان تسلط داشتند، نیز در نوع خود یک رویداد بسیار راز آلود و بهت آور بود. عجیب تر اینکه با وجود حذف ظاهری طالبان از صحنۀ قدرت در سال 2001، هرگز از تأثیر گذاری این گروه در عرصه های سیاسی افغانستان و جهان، و نیز پتانسیل دهشت افکنی شان کاسته نشد.
بر پایۀ آنچه گفته شد، طالبان امروز که به عنوان مخالفان مسلح دولت و طرف اصلی در پروسۀ صلح و آشتی آقای کرزی و حامیان خارجی اش مطرح گردیده اند،زادۀ یک جریان فوق العاده مرموز، و میراث دار یک ماهیت معمائی هستند.
در چنین وضعیتی این پرسش ها مطرح می شود که؛ چگونه آقای کرزی و دولتش می تواند به نمایندگی از مردم کشور با گروهی که هم فلسفه و ماهیت وجودی شان، و هم دورنمای اهداف وبرنامه های شان در پشت پرده های ضخیم ابهام قرار دارد، آشتی کند؟ و اساسأ آیا آشتی با طالبان تا چه حد می تواند در راستای مصالح و ارادۀ مردم افغانستان باشد؟
یکی از گمانه های که در این راستا به طور جدی مطرح است، این است که احتمالأ آقای کرزی همجهت با حامیان مقتدر خارجی اش، وبدون همسوئی با افکار عمومی و خواستۀ مردم افغانستان، پروسۀ مشروعیت بخشیدن به طالبان را عملی می کند.
(ادامۀ مطلب را در بخش دوم پیشکش خواهیم کرد)
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 14 بهمن 1388 ، 16:11 |
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
تاجیــــکان درگــذرگـــاه تــاریـــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
یگـــانگی زبـــان فــارســی
پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)

پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)
درخراســـان(افغــانســـتان)
دکتر صاحبنظر مرادی
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین




(بخش اول)






