Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
پــارســـی دري PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - زبــــان
نوشته شده توسط طاهر احمدی   
سه شنبه ، 9 شهریور 1389 ، 11:40

ســـرور گـــرامي
در مقاله اي زير نام پيشينه ي زبان پارسي دري نوشته ي دكتر يمين، شوربختانه راستي و حقيقت علمي قرباني تعصبهاي احساسي گشته است. نويسنده كوشش دارد بپذيراند كه سرچشمه ي زبان پارسي دري بهر روي در افغانستان بوده و چون اين هدف وي بوده، همه واقعيات بديهي از چشم ايشان ناديده گرفته شده است.

دلايل زير گواه چيزهايي ديگر است. پيش از يادآور مي شود كه صفت دري برپايه ي شواهد تاريخي كه خود ايشنبدان استناد كرده اند،زبان دربار ساساني (در جنوب غرب ايران) بوده نه در شرق و ايران كه امروز افغانستان نام دارد.

 

الف- زبان پارتي - كه بي گمان به جز در نواحي غرب ايران كه بنا به واقعت پايتخت شاهان پارتي بوده، در بخشي از افغانستان كنوني هم بدان سخن گفته مي شده- به هيچ روي مولد يا مادر زبان پارسي دري نمي تواند باشد با كوچكترين نگاهي به بازمانده هاي از زبان پارتي كه در متون مانوي در تورفان و همين گونه سنگنبشته هاي ساساني و كتب پارسي ميانه هست، دريافتن توان كه پارتي اولا با زبان پارسي ميانه- مادر زبان پارسي نوين يا دري- تفاوت آشكار دارد و دوديگر اين كه ميان پارسي ميانه -كه بيشتردر جنوب غرب ايران بدان سخن مي رفته اما زبان رسمي همه كشور ايران آن زمان نيز بوده، - و پارسي دري شباهت وهمساني بقدري است كه هر پژوهشگر بي غرض بر آن گواهي دهد. نموده اي از پارسي ميانه از"خسرو كوادان و راهيگ"ـ متون پهلوي، چاماسپ آسانا ترجمه سعيد عريان كتابخانه ي جمهوري اسلامي ايران صفحه ي 234 سال انتشار1371

 

بگو كو خورشن-ي كَدام خوشتر و پد مزگتر؟-

گوَود راهيگ كو انوشگ هفت كشور خوداي ِكامگ هنجام، فرمايد شنودن خورشن-ي آن خوشتر اود پد مزگتر، اندر گشنگي و تن-درستي اود ابي-بيمي خورند....ـ

 

ترجمه به پارسي دري

بگو كه خورشي كدام خوشتر و به مزه تر؟-

گويد راهي كه انوشه هفت كشور خداي ِ كامه انجام، فرمايد شنودن آن خورش به مزه تر كه اندر [زمان] گشنگي و تندرستي و بي بيمي خورند..ـ

 

راهنماي زبان پارتي، دكتر حسن رصايي باغ بيدي نشر ققنوس1385 صفحه ي 142 (M 47 I ) اكنون نبشته هايي از پارتي ميانه از دستنوشته ي مانوي داستان گرويدن مهر شاه يه ماني

 

اذيان اوو فريشتگ واخت كو: اندر وهشت كي تو نام بري اواغون بوذستان اهاد چواغون اِم من بوذستان. اذيان فريشتگ زاناد هو اواوريگ پرمانگ.ـ

 

ترجمه به پارسي دري "آن گاه به فرستاده گفت كه: اندر بهشتي كه تو نام بري بوستاني مانند اين بوستان من باشد؟ آنگاه ـ

"فرستاده دانست بي باوري انديشه را.

 

ب- اگر اين فرض اثبات نشده را بپذيريم كه پارتي دنباله ي اوستاييست، خود گواه آورديم كه اين زبان اساس دري نيست، چه زبان اوستايي هيچ پيوند مستقيمي با دري ندارد،اوستايي يك زبان متعلق به دسته ي زبانهاي ايراني شرقيست (زبان پهلوي، ادبيات و دستور آن، آموزگار، تفضلي، نشر معين ص 11) دانيم كه پارسي دري يك زبان متعلق به دسته جنوب غربي زبانهاي ايرانيست.بلكه نويسنده از روي تعصب از ياد برده اند كه هم در دوران باستان زباني به نام پارسي باستان بوده كه در جنوب غربي ايران بدان سخن گفته مي شده كه آن را مادر پارسي ميانه و ار آن طريق مادر پارسي دري مي دانند.ـ هر چند كه بسياري واژه هاي زبانهاي گوناگون از جمله پارتي در آن يافت مي شودـ اما اين دليلي بر پارتي بودن پارسي نمي شود! همچون آن كه در پارسي دري واژگان كردي، آذري، گويشهاي مركزي ايران، هندي، عربي، مغولي و...هم بسيار يافت شود.

 

ج- در دوران باستان و ميانه زبان رايج در سرزمينهاي كه در دوران ما نام افغانستان دارد زبانهايي چون سغدي، ختني، بلخي و هفتالي بوده كه از دري كاملا جداست.

 

د- اين كه زبان پهلوي ساساني لهجه اي از زبان پارتيست غلط است. زبان پارسي ميانه را اصطلاحا پهلوي ساساني مي نامند و اين زبان جدا از پارتي است وهر دو زبان جداگانه اي اند و نتوان يكي را لهجه اي از ديگري دانست همانگونه كه گفته شد كافيست پژوهنده يك متن پارسي ميانه را برگيرد و بخواند و آن را با يك متن پارتي ميانه مقايسه كند. زبا پارسي دري بي گمان دنباله ي پارسي ميانه است و پارتي از آن بسيار دور.

 اما طبيعيست كه ميان اين دو زبان برخي همسانيها يافت شود. اين از خويشي و هم ريشگي زبانهاي ايراني است (زبانهاي آريايي را بجاي ايراني گذاشتن علمي نيست زيرا زبانهاي آريايي شامل زبانهاي هندي اروپايي هم مي شود)ـ

 

ه- به غلط نويسندگان صدر اسلامي صفت پهلوي را به پارسي ميانه داده اند. در آن زمان چون پارسي ميانه رو به فراموشي مي رفته و گونه ي جديدترش "پارسي دري" به كار مي رفته براي تفاوت گذاشت ميان اين دو -كه عملا يكي و در ادامه ي هم بوده اند-، نويسندگان واژه ي پهلوي را -كه نام زبان تقريبا انقراض يافته ي پارتي بوده- استفاده كرده اند.ـ(زبان پهلوي ادبيات و دستور آن ژاله آموزگار احمد تفضلي نشر معين صفه ي 13و 14)ـ

 

طبيعي است همه دغدغه ي دكتر يمين از ابتداي مقاله دگرگون كردن واقعيت و دادن هويت افغاني به پارسي دري است و تا آنجا تعصبشان پيش مي رود كه براي به كرسي نشاندن ادعاهاي خويش پارسي ميانه را -كه مزاحم ادعاهايشان است-منتفي مي دانند! زباني كه شواهد بجا مانده ازش آنقدر هست كه انكارش مزاحي بيش نيست- و يكسره وجود پارسي باستان را نيزانكار مي كنند! -زباني كه سنگنبشته هايش در استان پارس و ديگر جاها با چشم غير مسلح! توان ديد اما با چشم تعصب صد البته هچ چيز نتوان ديد.

 گر زبان پارسي در استان فارس ايران پيش از اشكانيان به كار مي رفته واگر اشكانيان هرگز پارسي نبودند و اگر در همزمانشان استان پارس در ايران وجود داشته و مردم آن نواحي پارسي ميانه سخن مي گفتند و پارتي شباهت بسياركمتري به دري نسبت به پارسي ميانه دارد، و اگر هيچ شواهدي از زبان پارتي باستان جز اندكي تگواژه ها دردست نيست و اگر پارتي ميانه كتيبه اي بر خلاف گفته ي دكتر يمين، خود بيشتر از پارسي ميانه ي كتيبه اي هزوارشهاي آرامي دارد؛ اگر استنادشان به متون مانويست، اين حقيقت كه به همان اندازه كه اين متون، پارتي دارند داراي متون پارسي ميانه بي هزوارش هستند، وجود دارد، گناه حقيقت يا مردم ايران امروز نيست ـ.

 

ساكنان افعانستان و ايران بي گمان همان مردمان ايران بزرگ و هم ميهنان يكديگرند و هر دو ملت امروزين بايد به

ياد داشته باشند كه تاريخ و فرهنگشان يكيست و با هم در همه چيز آن شريك اند. در اين فرهنگ برخي مظاهر خاستگاه غربي و برخي شرقي داشته است. زبان پارسي دري چه دوست داشته باشيم چه نه نامش و ساختارش روشن كند كه خاستگاهش استان پارس در جنوب غربي ايران امروز است و مناطق شرقي تنها پس از سقوط ساساني آن را چون زبان رسمي ساسانيان بوده بكار گرفته اند وحتي اين به ضرر زبانهاي محلي آن سرزمينها -كه به جاي خود بسيار ارزشمند ومحترمند(سغدي، بلخي، ختني، هفتالي)- تمام شده است. زبان دري يك گونه ي تحول يافته تري ازخود زبان پارسي ميانه بود. (ژيلبر لازار، راهنماي زبانهاي ايراني جلد 2 ويراستار روديگر اشميت ترجمه ي فارسي زير نطر دكتر حسن رضايي باغ بيدي صفحه ي 437و 438)ـ،

 و در برابر بايد پذيرفت كه نويسندگان و شاعران ايران بزرگ در شرق، تاجيكستان و افغانستان امروزين، حق بزرگي در رواج و پويايي زبان و فرهنگ پارسي دارندـ

تعصب و خودنگري و احساساتي برخورد كردن با مسائل علمي در شان يك پژوهنده نيست و كار و شخصيت وي را به شدت تخريب مي كند از هر جا و هر كشور كه باشد

 

با احترام فراوان و آرزوي پيروزي و شادكامي براي مردم با فرهنگ و رنجديده ي افغانستان

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • دلیل  - زبان پارسی -دری
    داکتر یمین در ادبیات پارسی کوه کهنی است که با طوفان نمی لرزد. به نظر بنده چنین بحثی اطلاعات کافی و ت حصصی به کار دارد و مطالعۀ عمیق تاریخی. با احساسات می توان استدلال هایی عقلی کرد ولی اینگونه استدلال ها سندی برای ثبوت شمرده نمی شود و بیشتر به زبان لقی شباهت دارد. شمال افغانستان کنونی به صورت منحصر ب ه فردی مهد تمدن و انقلاب های عمدۀ فرهنگی و صنعتی در حیات باستانی انسان از 50 هزار سال پیش است و ایرا ن و دوران های ساسانی به مقایسۀ افغانستان کودکان چند روزه ای بیشتر نیستند. تاریخ کنونی جهان که دروغ ه ا و کلاهبرداری های تاریخ را با شواهد قرن بیست و یکم و تکنولوژی بی نظیر بی اثر می سازد، اکنون این حقی قت را به ثبوت می رساند. وقتی آتش تعصبات و مداخلات سیاست بازی های کهن دشمنان خدا برای برهم زدن وفاق ا نسانی شعله سر داده است، بحث های بی مایه دردی را نه تنها درمان نمی تواند که بر همان آتشی که من و ترا می سوزد و ایران و پاکستان در دودش کور می شوند هیزم افگندنی بیش نیست. با احترام
  • طاهر احمدي  - پارسي دري

    برادر گرامي

    با درود و احترام

    مي انديشم چند نكته ي مهم در اين باره بايد روشن شود:
    1- بنده نه د ر آن پاسخنامه ي كوچك و نه در هيچ جاي ديگر، هرگز مردم افغانستان، فرهنگ ايشان(شامل زبانها، موسيقي، باو رها، هنر، ...)و تاريخشان را كوچك نشمرده و نمي شمارم، چه بي گمان اگر چنين كنم به خويش كه ايرانيم هم ب ي حرمتي تموده ام.(يادمان باشد ايران و افغانستان ديرزماني نيست كه از هم جداشده اند.)
    2- هنگامي كه از  "علم" سخن مي گويم، اين است كه آنچه با گواهي اثبات شود راگفتن و پذيرفتن توان و آنچه گواه خلا ف بر آن باشد يا بر جوينده پوشيده باشد، گقتن و باورانيدن نتوان. نمونه ها ي سخن احساساتي، بخشهايي از پ اسخ شماست كه نوشته ايد
    الف: "50 هزار سال تمدن شمال افغانستان"
    -مي دانيم كه اقوام آريايي حد اكثر 5 هزار سال است كه مهاجرت خويش از سرحدات جنوب سيبري (به احتمال)آغاز نموده اند و در سرزمينهاي ميا ن كردستان امروزي تا هندوستان پخش شده اند. اگر تمدني پيش از 5 هزار سال در اين سرزمينها پيدا شود مربو ط به آرياييان نمي شود و از آن ِما چه افغان، ايراني، هندي، و ... نيست.
    ب: نوشته ايد "تاريخ ايرا ن و ساساني كودكي چندروزه اي بيش در مقابل تاريخ افغانستان نيست."
    خود پيداست اين سخن چه اندازه بي  اساس و برخاسته از احساسات است. لزومي ندارد ياد آور شوم تاريخ ايران اولا از تاريخ افغانستان جدا نيست ، دوديگر اين كه مردماني كه در ايران امروزي زندگي مي كنند، دست كم از دوره ي ماد، تاريخ مدوني دارند كه  حدود 3500 سال پيشينه ي آن پيداست.
    ج- زبان پارسي، زبان پارسي است و پارتي، پارتي. پارسي دري به پارسي ميانه شبات بيشتر دارد، اين از يك مقايسه ي ساده روشن مي شود.اين بحث ندارد. خوانن دگان مي توانند با تهيه كتب مربوطه يا مراجعه به سايتهاي دانشگاهي و متون موجود، خود شباهت چشمگير دري ب ه پارسي ميانه را داوري كنند.
    از آن گدشته همان پارتي هم حدود گسترشش هم در غرب ايران(همدان) بوده، هر  چند بي گمان پارتهااز شمال خراسان آمده اند واين هم واقيت است.
    زبان مردم بومي افغانستان امروز در دور ه هاي ميانه(330 پيش از ميلاد تا 651 ميلادي) و حتي نوين، بلخي، ختني، سكايي، خوارزمي، سغدي (نيز در تاج يكستان) بوده و جزو زبانهاي ايراني بزرگ و آريايي اند، از پارسي هيچ كم ندارند و بسيار ارزشمند و در خور  پژوهشند.
    زبان پارسي چه دوست داشته باشيم چه نه، در زمان ساسانيان به مركزيت استان پارس در ايران، زب ان رسمي بوده و زبان پارسي دري-گونه ي گفتاري پارسي ميانه_ زبان دربار ساساني در همان مناطق. بر اين ادع ا گواهاي تاريخي است. پارسي زبان رسمي همه ايران بزرگ آن زمان هم بوده، پس مي توانسته در افعانستان هم س خن بدان گويند، اما آنجا زبان بومي نبوده است، همانگونه كه در بسياري از استانهاي ايران آن روز چون طبرستان(مازندران)، سپاهان(اصفهان)، همدان، ري، سمن گان (سمنان)، ... هم پارسي زبان بومي نبوده است.
    ه- آميختن سياست با علم بزرگترين اشتباه است. من هم همداستانم كه ملت افغانستان شايسته ي وضعي بهتر و  آرام براي پيشرفت و بهروزيند و دخالتهاي همسايگان، هر كه باشد را -طبيعي است كه- بسيار نادرست مي دانم.
     
    من هم موافقم كه اين كشمكشهاي بي مورد جايي ندارد و سود هيچ كس از ما نيست. اما بايد جانب واقعيات حفظ  شود. پژوهش و يافته هاي علمي ربطي به دوست داشتن يا نداشتن من و شما ندارد.واقعيت را نمي توان چون پسندم ان نيست انكار كنيم. ملتها مي توانند در درازاي تاريخ برخي زبانها يا گويشها را فراموش كنند و يا برخي  را بومي كنند.
    با احترام

      طاهر احمدي
  • ناصر قشقایی  - پیرامون زبان دری

    بادرود به استادان گرامی
    استاد یمین و استاد احمدی
    با نگرش به پیشینه ی ایران بزرگ که در برگیرنده ی سرزمین های بزرگی چون خوازرم - سغد - بلخ - فرارود - سیستان -هرات - خراسان بزرگ - کوهستان - خوزستان- تا سوری و مصر و ... بوده است وبا نگاه به اینکه مردمان این سرزمین گسترده چگونه و با چه زبانی با یکدیگ ر سخن می گفتند " جستاری است که به درستی پیرامون پژوهش و بررسی نشده است و شگفت آنکه زبانشناسان و دیرینه شناسان بزرگ زبان دری را برآمده از زباپارسی میانه که خود دنباله پارسی باستان است میدانند واین گمانه با هیچ سنجش خردمندانه ای که خرد تندرست بپذیرد سازگار نیست . شما به من بگویید که یک زبان(پارسی باستان) تصریفی دشواربا آن همخوان های آغازین و با دستگاه شمارش سه گانه و نر و ماده و خواجگی که هر واژ ه 72 گونه توانایی صرفی دارد چگونه پس از گذشت نزدیک به 100 سال پس از تازش اسکندر به یک زبان پیوندی وس اده همچون زبان پارتی و پس از آن زبان پارسیگ( پهلوی)درآید . من با گواه هایی از دیرینه ایران و گردآوری واژگان کهن این زبان ها و سنجش آنان با یکدیگر به این گمان رسیدم که زبان دری کهن ترین زبان ایرانی است و همواره همزمان و هم سو همچون کوهی استور و باپشتوانه ی مردمی در کنار زبان های پارسی باستان - اوس تایی - پارتی و پارسیگ ایستاده است و ازآن رو که زبان گفتاری همه ی مردم ایران بوده و در دل خود هزاران داستان و جستارهای فرهنگی داشته است و سوی دیگر بسیار نرم و کاربردی بوده است و توان داد وستد واژگانی ب سیار نمیرومندی بوده توانسته است در برابر زبان های دولتی آن روزرگاران تاب آورد . برای استواری این سخن و نشان دادن گواه ها می توانید با من به گفتگو بنشینید .
  • طاهر احمدی
    با درود به سرور گرامي جناب آقاي قشفشايي
    با درخواست پوزش از ديركرد پاسخ،

    مي انديشم چند نكته ي بن يادين اينجا فراموش شده است كه به آن اشاره مي كنم:
    1- بنده عرض ننموده ام زبان دري دنباله ي مستقيم ز بان پارسي باستان است. با اين وجود بايد دانست كه بر پايه ي نبشته هاي متاخر پارسي باستان، اين زبان تصر يفي خود در مراحل پاياني عملا با ازدست دادن لاحقه هاي پاياني_همان كه نقش دستوريش را مي ساخته_ به سمت  زباني تحليلي مي رفته و شما را به كتاب پارسي باستان Kent ارجاع مي دهم، گرچه بي گمان آن را مصالعه فرم وده ايد.
    2- درست است كه پس از فروپاشي هخامنشي- 330پ.م تا پادشاهي اشكاني- حدود 250 پ.م. زمان چنداني  نگذشته است، اما بايد دانست كه "زبان گفتاري" نانوشته ي مردمي مي توانسته سالها پيش از فروپاشي  شكل نويني به خود گرفته باشد و خود سر آغاز زبانهاي بعدي باشد. دوديگر اين كه زبان اشكاني يا پارتي ميان ه دنباله ي پارسي باستان نيست و سنجش دگرگوني پارسي باستان با پارتي ميانه درست نيست.
    3- از همه مهمتر شما فراموش كرده ايد كه نخستين آثار به جا مانده از دوره ي ميانه به 224 ميلادي-آغاز ساسان يان- به بعد بر ميگردد، يعني زماني كه زبان كاملا دگرگون شده و شكل تحليلي پيدا نموده، حتي آثار پارتي بجا مانده بيشتر به اين دوران مربوط مي شود و از آغاز دوره ي اشكانيان بجز سطوري كوتاه ب ا هزوارش بسيار چيز مهمي بدست نيامده است.
    بايد به ياد داشت كه زبان پارسي ميانه و دري هر دو تحليلي اند.5-زبان پارتي ميانه كهنتر از پارسي ميانه است و عملا پارسي ميانه در مرحله ي سوم (1-پ.باستان 2پارتي ميا نه 3-پ. ميانه دگرديسي است و به سرشت چهره اي نوينتر دارد.
    همان آثار ساساني اوليه هم نشانهاي بسياري از تصريفي بودن دارد(همانند تفاوت نقش دستوري صريح و غير صريح  در اسم و ضمير)
    4-ما اصلا در باره ي خويشاوندي پارسي دري و پارسي ميانه سخنمان است نه پارسي باستان. بنابر اين همانن ديها و ناهماننديهاي اين دو مرحله يك زبان را بررسي مي كنيم نه موضوع پارسي باستان.
    شما هرگز با هيچ خر دي-اگر پارسي ميانه را خوانده باشيد- نمي توانيد هماننديهاي تامي كه اين دو دارند را "انكار"
    كنيد. اين كمي گمان برانگيز است چون هر كه در اين رشته ي علمي كار كرده باشد نمي تواند از اين هماننديه ا آگاهي نداشته باشد.
    شگفت است كه در همان حال از پارسي ايران باستان 551 پ. م. سخن مي رانيد، و تاييد  مي فرماييد، زباني كه بي شك يكي از كهنترين زبانهاي ايراني پس از اوستاييست، ناگهان مي فرماييد كهنترين  زبان ايراني دري است، كه قدمتش تنها 1400 است. بي گمان دري همان پارسي ميانه بوده كه در پايان دوره ساسا ني -شايد از خسرو پرويز به بعد- مردم كوچه و بازار ايران بدان "به گونه اي گفتاري" سخن مي گفتند  كه از گونه ي رسمي اش (پارسي ميانه)بدليل عاميانه بودنش متفاوت شده بوده است.اين همان پايه ي پارسي دري  است كه در سده هاي نخستين اسلامي مي بينيم.
    متون بسيار پارسي ميانه ي بجا مانده بجز در خط و صرف افعا ل متعدي ماضي (ساخت ergative )و فرهنگ واژگان سره ي بيشتر يا كهن-چهر تر با پارسي دري تفاوتي ندارند. هم ان صرف متعدي ergative هم در بسياري از گويشهاي استانهاي فارس، كرمان لرستان و .. هنوز رعايت مي شود (گو يش كندازي، دواني،و...).
    بنده يك نمونه آورده بودم، نمي دانم چگونه شباهت و همانندي نمي بينيد؟ كتابه ا موجود است و پژوهش ممكن.
    باز هم مي گويم موضوع پارسي باستان ربطي به همساني پارسي دري و ميانه ندارد و پيش كشيدنش تنها"خروج موضوعيست"
    با جمله اي به پارسي ميانه (با خط فارسي دري البته براي آسا ني خواندن)پايان مي برم و ترجمان آن رامي آورم:

    "پَد يزدان كام ديرزيوشن بويد. مَه و وَه و پيروز گر باد دادار اهورمزد، رايومندِ فرومندِ هَرويسپ آگاه. فرَجَفت پَد درود و شادي و رامشن"

    " يه يزدان كام دير زي باشيد. مَه (بزگ) و به(خوب) و پيروزگر باد دادار اورمزد، راي-مندِ فره مندِ همه آگا ه. فرجاميد به درودو شادي و رامش"

تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 10 FEB

GOFTMAAN 09.02

KANKAASH 11.02

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

تاجیــــکان درگــذرگـــاه تــاریـــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

آریــانــا ســـعید

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 83 مهمان آنلاین


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.