نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| پــارســـی دري |
|
|
|
| ادبیـــــات - زبــــان |
| نوشته شده توسط طاهر احمدی |
| سه شنبه ، 9 شهریور 1389 ، 11:40 |
|
ســـرور گـــرامي دلايل زير گواه چيزهايي ديگر است. پيش از يادآور مي شود كه صفت دري برپايه ي شواهد تاريخي كه خود ايشنبدان استناد كرده اند،زبان دربار ساساني (در جنوب غرب ايران) بوده نه در شرق و ايران كه امروز افغانستان نام دارد.
الف- زبان پارتي - كه بي گمان به جز در نواحي غرب ايران كه بنا به واقعت پايتخت شاهان پارتي بوده، در بخشي از افغانستان كنوني هم بدان سخن گفته مي شده- به هيچ روي مولد يا مادر زبان پارسي دري نمي تواند باشد با كوچكترين نگاهي به بازمانده هاي از زبان پارتي كه در متون مانوي در تورفان و همين گونه سنگنبشته هاي ساساني و كتب پارسي ميانه هست، دريافتن توان كه پارتي اولا با زبان پارسي ميانه- مادر زبان پارسي نوين يا دري- تفاوت آشكار دارد و دوديگر اين كه ميان پارسي ميانه -كه بيشتردر جنوب غرب ايران بدان سخن مي رفته اما زبان رسمي همه كشور ايران آن زمان نيز بوده، - و پارسي دري شباهت وهمساني بقدري است كه هر پژوهشگر بي غرض بر آن گواهي دهد. نموده اي از پارسي ميانه از"خسرو كوادان و راهيگ"ـ متون پهلوي، چاماسپ آسانا ترجمه سعيد عريان كتابخانه ي جمهوري اسلامي ايران صفحه ي 234 سال انتشار1371
بگو كو خورشن-ي كَدام خوشتر و پد مزگتر؟- گوَود راهيگ كو انوشگ هفت كشور خوداي ِكامگ هنجام، فرمايد شنودن خورشن-ي آن خوشتر اود پد مزگتر، اندر گشنگي و تن-درستي اود ابي-بيمي خورند....ـ
ترجمه به پارسي دري بگو كه خورشي كدام خوشتر و به مزه تر؟- گويد راهي كه انوشه هفت كشور خداي ِ كامه انجام، فرمايد شنودن آن خورش به مزه تر كه اندر [زمان] گشنگي و تندرستي و بي بيمي خورند..ـ
راهنماي زبان پارتي، دكتر حسن رصايي باغ بيدي نشر ققنوس1385 صفحه ي 142 (M 47 I ) اكنون نبشته هايي از پارتي ميانه از دستنوشته ي مانوي داستان گرويدن مهر شاه يه ماني
اذيان اوو فريشتگ واخت كو: اندر وهشت كي تو نام بري اواغون بوذستان اهاد چواغون اِم من بوذستان. اذيان فريشتگ زاناد هو اواوريگ پرمانگ.ـ
ترجمه به پارسي دري "آن گاه به فرستاده گفت كه: اندر بهشتي كه تو نام بري بوستاني مانند اين بوستان من باشد؟ آنگاه ـ "فرستاده دانست بي باوري انديشه را.
ب- اگر اين فرض اثبات نشده را بپذيريم كه پارتي دنباله ي اوستاييست، خود گواه آورديم كه اين زبان اساس دري نيست، چه زبان اوستايي هيچ پيوند مستقيمي با دري ندارد،اوستايي يك زبان متعلق به دسته ي زبانهاي ايراني شرقيست (زبان پهلوي، ادبيات و دستور آن، آموزگار، تفضلي، نشر معين ص 11) دانيم كه پارسي دري يك زبان متعلق به دسته جنوب غربي زبانهاي ايرانيست.بلكه نويسنده از روي تعصب از ياد برده اند كه هم در دوران باستان زباني به نام پارسي باستان بوده كه در جنوب غربي ايران بدان سخن گفته مي شده كه آن را مادر پارسي ميانه و ار آن طريق مادر پارسي دري مي دانند.ـ هر چند كه بسياري واژه هاي زبانهاي گوناگون از جمله پارتي در آن يافت مي شودـ اما اين دليلي بر پارتي بودن پارسي نمي شود! همچون آن كه در پارسي دري واژگان كردي، آذري، گويشهاي مركزي ايران، هندي، عربي، مغولي و...هم بسيار يافت شود.
ج- در دوران باستان و ميانه زبان رايج در سرزمينهاي كه در دوران ما نام افغانستان دارد زبانهايي چون سغدي، ختني، بلخي و هفتالي بوده كه از دري كاملا جداست.
د- اين كه زبان پهلوي ساساني لهجه اي از زبان پارتيست غلط است. زبان پارسي ميانه را اصطلاحا پهلوي ساساني مي نامند و اين زبان جدا از پارتي است وهر دو زبان جداگانه اي اند و نتوان يكي را لهجه اي از ديگري دانست همانگونه كه گفته شد كافيست پژوهنده يك متن پارسي ميانه را برگيرد و بخواند و آن را با يك متن پارتي ميانه مقايسه كند. زبا پارسي دري بي گمان دنباله ي پارسي ميانه است و پارتي از آن بسيار دور. اما طبيعيست كه ميان اين دو زبان برخي همسانيها يافت شود. اين از خويشي و هم ريشگي زبانهاي ايراني است (زبانهاي آريايي را بجاي ايراني گذاشتن علمي نيست زيرا زبانهاي آريايي شامل زبانهاي هندي اروپايي هم مي شود)ـ
ه- به غلط نويسندگان صدر اسلامي صفت پهلوي را به پارسي ميانه داده اند. در آن زمان چون پارسي ميانه رو به فراموشي مي رفته و گونه ي جديدترش "پارسي دري" به كار مي رفته براي تفاوت گذاشت ميان اين دو -كه عملا يكي و در ادامه ي هم بوده اند-، نويسندگان واژه ي پهلوي را -كه نام زبان تقريبا انقراض يافته ي پارتي بوده- استفاده كرده اند.ـ(زبان پهلوي ادبيات و دستور آن ژاله آموزگار احمد تفضلي نشر معين صفه ي 13و 14)ـ
طبيعي است همه دغدغه ي دكتر يمين از ابتداي مقاله دگرگون كردن واقعيت و دادن هويت افغاني به پارسي دري است و تا آنجا تعصبشان پيش مي رود كه براي به كرسي نشاندن ادعاهاي خويش پارسي ميانه را -كه مزاحم ادعاهايشان است-منتفي مي دانند! زباني كه شواهد بجا مانده ازش آنقدر هست كه انكارش مزاحي بيش نيست- و يكسره وجود پارسي باستان را نيزانكار مي كنند! -زباني كه سنگنبشته هايش در استان پارس و ديگر جاها با چشم غير مسلح! توان ديد اما با چشم تعصب صد البته هچ چيز نتوان ديد. گر زبان پارسي در استان فارس ايران پيش از اشكانيان به كار مي رفته واگر اشكانيان هرگز پارسي نبودند و اگر در همزمانشان استان پارس در ايران وجود داشته و مردم آن نواحي پارسي ميانه سخن مي گفتند و پارتي شباهت بسياركمتري به دري نسبت به پارسي ميانه دارد، و اگر هيچ شواهدي از زبان پارتي باستان جز اندكي تگواژه ها دردست نيست و اگر پارتي ميانه كتيبه اي بر خلاف گفته ي دكتر يمين، خود بيشتر از پارسي ميانه ي كتيبه اي هزوارشهاي آرامي دارد؛ اگر استنادشان به متون مانويست، اين حقيقت كه به همان اندازه كه اين متون، پارتي دارند داراي متون پارسي ميانه بي هزوارش هستند، وجود دارد، گناه حقيقت يا مردم ايران امروز نيست ـ.
ساكنان افعانستان و ايران بي گمان همان مردمان ايران بزرگ و هم ميهنان يكديگرند و هر دو ملت امروزين بايد به ياد داشته باشند كه تاريخ و فرهنگشان يكيست و با هم در همه چيز آن شريك اند. در اين فرهنگ برخي مظاهر خاستگاه غربي و برخي شرقي داشته است. زبان پارسي دري چه دوست داشته باشيم چه نه نامش و ساختارش روشن كند كه خاستگاهش استان پارس در جنوب غربي ايران امروز است و مناطق شرقي تنها پس از سقوط ساساني آن را چون زبان رسمي ساسانيان بوده بكار گرفته اند وحتي اين به ضرر زبانهاي محلي آن سرزمينها -كه به جاي خود بسيار ارزشمند ومحترمند(سغدي، بلخي، ختني، هفتالي)- تمام شده است. زبان دري يك گونه ي تحول يافته تري ازخود زبان پارسي ميانه بود. (ژيلبر لازار، راهنماي زبانهاي ايراني جلد 2 ويراستار روديگر اشميت ترجمه ي فارسي زير نطر دكتر حسن رضايي باغ بيدي صفحه ي 437و 438)ـ، و در برابر بايد پذيرفت كه نويسندگان و شاعران ايران بزرگ در شرق، تاجيكستان و افغانستان امروزين، حق بزرگي در رواج و پويايي زبان و فرهنگ پارسي دارندـ تعصب و خودنگري و احساساتي برخورد كردن با مسائل علمي در شان يك پژوهنده نيست و كار و شخصيت وي را به شدت تخريب مي كند از هر جا و هر كشور كه باشد
با احترام فراوان و آرزوي پيروزي و شادكامي براي مردم با فرهنگ و رنجديده ي افغانستان
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
تاجیــــکان درگــذرگـــاه تــاریـــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
یگـــانگی زبـــان فــارســی
پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)

پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)
درخراســـان(افغــانســـتان)
دکتر صاحبنظر مرادی
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین











