نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| لهجـــه هـــای بدخشــــان |
|
|
|
| ادبیـــــات - زبــــان |
| نوشته شده توسط عزیزالرحمن احمدی "خواهانی" |
| دوشنبه ، 15 آذر 1389 ، 14:55 |
|
معرفی مختصر خودم عزیزالرحمن احمدی فارغ التحصیل دانشکده ادبیات دری دانشگاه کابل. قابل تذکر است که بدخشان در شمال شرق افغانستان موقعیت داشته و بیشتر از یک ملیون نفوس دارد، دارای 28 ولسوالی بوده از ساحه وسیع و سرسبز و کوهستانی برخوردار می باشد در این ولایت اقوام تاجک، ازبک،پامیری و یک اقلیت گجر واقوام دیگرنیز زنده گی می نمایند. بنده می خواهم بالای لهجه ها کمی روشنی بیندازم باید گفت که در زبان دری لهجه های زیادی وجود دارد که در هر ولسوالی ولایت بدخشان لهجه های زبان فرق می کنند و متفاوت هستند.مانند لهجه های دروازی؛ جرمی، فیض آبادی، راغی وغیره.
وجه تسمیه بدخشان: بدخشان سرزمین لعل است بدین ملحوظ کلمه "بدخش" به معنای لعل و پس وند "آن" به معنای محل است یعنی سزمین لعل، می خواهم بیشتر بالای محل زندگی خودم (ولسوالی خواهان) که نصف عمر خویش را در آنجا به سر برده ام بیشتر توضیح دهم. وجه تسمیه خواهان: واژه خواهان به معنی محل چشمه ها بوده از دو کلمه گرفته شده است. کلمه "خواه" چشمه را گویند وپسوند "هان" به معنی محل است، یعنی محل چشمه ها من که از ولسوالی خواهان ولایت بدخشان هستم، می خواهم راجع به لهجه محلی خودم کلماتی لهجه یی را به دسترس شما خواننده گان محترم قرار دهم.
نام وسایل خـانه: لهجه یی معیاری کورپه korpa لحاف کورپه چه korpacha دوشک تک سری Tak sari بالشت در Dar دروازه قره بایی Qara Bai چای جوش کلان گلیتی غداره Ghedara تغا ره اوغرک Oghrek اونگ سطیل Satil سطل مشقاب meshqab بشقاب سرفه serfa سفره گیلم gilam گلیم دیگ تال digtal تخم پزی الاغو Alagho تخم پزی شیتون چراغ - چراغ تیلی(چراغ که از روغن جهت روشن کردن در سابق از آن استفاده می نمودند) منگی Mangi کوزه
نام پوشـاک: لهجه یی معیاری کرته Kerta پیرهن ایزار Ezar تنبان تاقی Taqi کلاه جومه Joma چپن چپلی Chapli چپلک لته Lata چادر سله Sala لنگی کلووش Kaloosh کلوش پا پوش Papoosh بوت، موزه، کرمچ گردن پیچ Gardanpaich دستمال گردن پیچ چمبوس Chambos بوت، این نوع بوت ها در قدیم از پوست حیوانات آماده می شد. جورب Jorab جوراب چارق Chareq بوت مسح که همراه کلوش پوشیده می شود. دستونه destoona چوری امیل گردن Amilgardan گردن بند، لاکت فک پیچون Fekpaichon پوز بند دستمال destmal دستمال رومال Romal شال گوشوار Goshwar گوش واره کوش Kosh کفش دست کش Destkash دست کش دست بند Destband دست بند
نام خوراکه ها: لهجه یی معیاری جیرغات Jirghat ماست نون Noon نان شوروا Shorwa شوربا لوبی Lobi لوبیا شله shela شوله شور چای Shorchai شیر چای پیاوه Piawa شور بای ترکاری پلاو Palaw پلو
نام حبوبات: لهجه یی معیاری غله Ghala گندم لوبی Lobi لوبیا باقلو Baqli باقلی بادم Badam بادام
نام میوه جات: لهجه یی معیاری سیو Saiw سیب شفتالی Shaftali شفتالو زردالی Zardali زردالو نار Nar انار آلیچه َAlicha آلو چه قلالو Qalalo آلو کوپ سلطون Kopselton الو بخارا چارمغز Charmaghz چهار مغز
ارتباطات خانوادگی: لهجه یی معیاری عمک Amak کا کا تغه Tagha ما ما ینگه Yanga زن برادر یا زن کاکا اکه Aka برادر کلان بیرک Biarek برادر کوچک بچه عمک Bachai Amak بچه کا کا بچه تغه Bachai Tagha بچه ما ما خویش khaish قوم اپه Apa خواهر کلان خارک kharek خواهر خورد دده Deda پدر اته Ata پدر صغیره Saghira یتیم دخترک Dekhtarak دختر بچک Bachak بچه، بچه گک مردک Mardak مرد زنک Zanak زن
اصطلاحات عروسی: لهجه یی معیاری اروس Aros عروس دوماد domad داما د خوش دامن khoshdaman خشو قیسنگل Qaisangul خیاشنه خسر بچه kheser Bacha خسر بره خار عروس khar Arose خواهر عروس توی Toy عروسی شانجی Shanji بدرقه کننده گانی که زن باشند پشه Pasha شاه بالا کرته اروسی Kerati Aros پیرهن عروسی چاشت عروس Chasht Aros تخت جمعی دارغه Dargha تویی بریدن ( کسانیکه از طرف دختر دارجهت بردن اموال و پول و دیگر جهز از خانه داماد تعین می گردند. تغه عروس Tagha Aros پدر وکیل
اصطلاحات فاتحه: لهجه یی معیاری ختم قران Khateme Qeran ختم قرآن روز چل Rose Chel روز چهل خونه هلال Khona Halal روز سوم مورده شو Morda sho مرده شو جمه گی Jomaghi (جمعه گی ) یک هفته بعد از فوت کسی آبرو Abero دوره ( پول که در وقت تدفین به کسانیکه در وقت جنازه حاضرمی باشند برایشان توزیع می گردد.
نام جای ها مانند دهلیز خانه وغیره: لهجه یی معیاری ایجیره (حجره) Aijra مهمان خانه پیشتاق(برنده) Paishtaq دهلیز بالا خانه Bala khana منزل بالا )خانه دو منزله) الاو خونه Alaw khona آشپز خانه دیگ دون digdon دیگ دان چلک Chalek تندور خونه Khona خانه میمون خونه Maimon khona مهمان خانه ستمب Stemb ستون ایلگه Ailga اتاق های اند که غیر منظم و بطور موقت د رایلاق (چراگاه تابستانی)ساخته می شود شیبر Shaiber چمن، سبزه زار،ولی د ر مناطق سرد موجود می باشند. قشلاق Qushlaq دهکده، ده آغل Aghel گاو خانه قمه Qama محل نگهداری گاو ها شاله Shalah محل نگهداری بز و گوسفند که دون Kadon کاه دان
نام پرندگان: لهجه یی معیاری غلبک ghelbek عکک سبه Saba سایره کجریک Kegrik گنجشک مینه Maina مینا ماکوک Makok ماکیان چوچک chochek چوچه القاب Elqab عقاب قمری Qumri موسیچه کفتر Kafter کبوتر چاک k Cha چغز چرغ Chargh با ز مرغ آوی Merghawi مرغ آبی کوگ Kawg کبک ملا بوت بوتک Mlabotbotak هد هد پلاشتریک Plashtrik پرستو خلیفه اوما Khalifa Oma هما جولیک Jolik جل ساچ Sach قره قش زرغاو Zarghaw زرچه
کاربرد افعال:
لهج یی معیاری احمد نون خورده ایستادست احمد در حال نان خودن است احمد نون خورد احمد نان خورد احمد نون می خوره احمد نان می خورد احمد نون خورده است احمد نان خورده است احمد مکتب میروه احمد مکتب میرود احمد مکتب رفتست احمد مکتب رفته است زینب درس می خونه زینب درس می خواند زینب خط نوشته می کنه زینب خط نوشته می کند سارا خونه ره جروب میکنه سارا خانه را جارو می کند سارا لاق می شویه سارا کالا می شوید محمود علف میدروه محمود علف دور می کند محمود قولبه می میکند محمود قلبه می کند نجیب باغه آو میده نجیب باغ را آب می دهد نجیب سوزیا ره آو میده نجیب ترکاری ها را آب می دهد پرویز خونه شه جور میکنه پرویز خانه خود را می سازد پرویز دیوال میکنه پرویز دیوار می کند پرویز رفته گسیت پرویز رفته است پرویز نون خورده گسیت پرویز نان خورده است پرویز ایران رفته گیست پرویز ایران رفته است
چیستان: از بالا میاید هش هش دندون داره سی و شش "اره"
صندوقچه ء ول ولی نه در داره نه کلی "تخم"
آسمان پر ستاره میده میده می باره " ایلک "
یک درزه غشه رو رویی آو میکشه " آش"
از بالا میایه تیر واری پیش برش شیر واری " عکک"
یک مرد قد پست، کمر شه بست، در خدمت همه است. " جارو"
میرود بربری بید می کند تخم سفید " تار و چرخه "
ایبری دره او بری دره در بین آن یک توقلی بره " طفل و گهواره"
چیست که روز میگردد می گردد شب در چای یک تنگه قرار می گیرد. " عسا چوب"
چیست که روز می گردد می گردد شب دهانش باز می ماند " کفش"
یک تاقچه پر میخ چه " دهن و دندان"
دوبیتی های لهجه یی: در گذر ما بسته ای تر میفروشن خال لو دختره به زر میفروشه خدا بگیره کمی و کمبودی ره همسایه مایم جای دیگر میفروشه
از دور نظاره میکنم بالا ره با گردن پست قد دولت ما ره دولت ماه جون سرمه نزن چشماره بی سرمه و بی سرخی تو کشتی ما ره
بالا میری به من گل لاله بیار در کاغذ سوز(سبز) مشکه پیچانده بیار بر کاغذ سوز مشکه پیچانده نشد یک دسته گل بستگی لاله بیار
بالا خونه پائین کبوتر خونه قم قم میکنه کبوتر بیگونه یارم اومدست در تگ بالا خونه حیرون حیرون سونی خونم می بینه
راه اومده اید سوده شده پای شما کوش های هزار میخجه در پای شما ما میدونیم برای ما اومده اید من خاک شوم پیش قدم های شما
من کوچه دوم کوچه دوم نار خرم من خرترکم مگم غمی یار خـرم من خرترکم عقل کلانان دارم ناخورده شراب خیال مستان دارم
من صدقه شوم یکه یکه گشتنته درگوشه بام مردما شیشتنته در گوشه بام مردما چی شیشتی ما را کشته دو چشم انگور سیات
مرغابی ره بین لب لب جوی پرواز کرد گردد کجکاش گشتیم او هم ناز کرد گرد کجکاش گشتیم روز ی صـد بار میلش که به ما نبد بلند پرواز کرد
در لبک بام شیینی و سرشانه کنی ای بچه ای رهگذر ره دیوانه کنی دیوانه کـنی اشارت خونه کنـــــــی پیسشه گیری خودک شه آواره کنی رفتم سر نیرنگه و دیدم راغه گل های شگفتگی و سیل باغه گفتم بروم یکبار بیبینم راغه ارمان به دلم ماند ندیدم راغه
تهیه کننده و گرد آورنده عزیزالرحمن احمدی "خواهانی"
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین




سم الله الرحمن الرحیم





