Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

زبـــان وهـــویت فلســــفی انســـان PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - زبــــان
نوشته شده توسط جاوید فرهاد   
شنبه ، 30 آبان 1388 ، 20:59

جاوید فرهادزبان، رابطه ی انداموار باهویت فلسفی انسان داردودر ساختار معنایی، مفهومسیت که رویکرد فلسفی در مورد اشیا، پدیده ها، روابط، فرهنگ و... برای انسان می شناساند و در واقع با شکل گیری این رویکرد ها، هویت فلسفی انسان شکل می گیرد.

زبـــان چیســـت؟:

زبان، پدیده ای است که به وسیله ی کار برد نشانه ها و نماد ها، مفاهیم از پیش تعیین شده (و تا حدی قراردادی را) در ساختار مفهومی ارایه می کند وانسان با درک این مفاهیم، پیوند فهمایی با پدیده ها برقرار می کند.


اما رابطه یا پیوند انسان با زبان، تنها در حد درک مفاهیم روزمره (و آن چه روند افهام و تفهیم ساده انگاشته می شود) باقی نمی ماند، بلکه در ساختار مفهومی زبان، انسان از درک مفاهیم ساده و پیش پا افتاده فراتر می رود.

و ابزار زبان را برای پاسخ به پرسش ها و دغدغه های فلسفی اش به کار می گیرد، و این درست نقطه ی بر خورد وتلاقی وی با فلسفه است.

 

زبان در فرایند مناسبات اجتماعی:

در فرایند مناسبات اجتماعی، زبان ابزاری برای ایجاد رابطه (رسانگی) است. بار مفهومی زبان به لحاظ ایجاد

رابطه با اجتماع، چیزی در حد درک مفاهیم عمومی و مبتنی بر فرهنگ جمعی است ؛ یعنی رویکرد

مفهومی زبان به منظور ایجاد پیوند و رابطه بسیار خاص نیست. هدف زبان در مرحله ی مناسبات اجتماعی،

تنها انگیزه ای برای ایجاد رابطه در سطح تامین ارتباط است، و این ارتباط نیز، مشمول موارد عمومی برای

درک مفاهیم کلی است.

 

رابطه ی زبان با فلسفه:

همان گونه که دربحث نخست گفته شد: زبا ن در ساختار معنایی، رویکرد فلسفی در مورد پدیده ها است و بی

تردید در متن این ساختار معنایی، رابطه ی آن با فلسفه، رابطه ی ژرف است.

 

با توجه به تعریف ها و توجیهات گونا گونی که از زبان به حیث پدیده ی فلسفی شده است، به درستی می توان،

رابطه ی زبان با فلسفه را دریافت و حتا آن را یک پدیده ی فلسفی محض تصور کرد.

"جان هولمن" در مقاله ی "انگیزه های فلسفی شدن زبان " می نگارد:

"رابطه ی زبان با فلسفه، رابطه ی همزاد با اندیشه و بیان است ؛ زیراجانمایه ی بیان اندیشه ی فلسفی،

زبان است.،،(1)

 

"مارکوزه" زبان را مهمترین ابزار برای ارایه مفاهیم فلسفی می داند: " زبان، ابزار مهم برای بیان مفاهیم

فلسفی است که نیاز انسان را، به منظور پاسخ به مجهولات فلسفی بر آورده می سازد" (2)

 

اما "هربرت رید "زبان را در بعددیگر، پدیده ی صرفا فلسفی می داند و به این باور است که: "زبا ن از منظر

فلسفه، تنها پدیده ی فلسفی است."

"رید " می افزاید: " زبان هم از منظر ساختاری (شکلی) و هم از منظر مفهومی، پدیده ی فلسفی است

و تمام نمادها و نشانه های آن به لحاظ مجازی و حقیقی و استعاری،هم ذات با فلسفه زاده شده و در یک کلام،

همه فلسفی اند." (3)

 

 با استناد بر نگره هایی که در مورد رابطه ی زبان با فلسفه نشان داده شد، بدون شک این فرضیه در ذهن تقویت می یابد که رابطه ی زبان با فلسفه اگر "هم زاد وهم ذات" هم نباشد، بی رابطه وناهم زاد با فلسفه هم نیست.

 

زبان و هویت فلسفی انسان:

هر انسانی به گونه ی طبیعی، دغدغه ها و پرسش های فراوان فلسفی در ذهن خود دارد. به زبان ساده تر می توان گفت: هر آدمی در حد خود " فلیسوف" است ؛ اما تفاوت این فلیسوف با فلیسوف به معنای حقیقی آن در با القوه بودن و باالفعل بودن مساله است.

 

انسان هایی که به گونه ی طبعیی دغدغه ها و پرسش های فلسفی (و یا هم تاملات فلسفی) در ذهن دارند، فلیسوفان باالقوه یی هستند که تاملات و دغدغه های فلسفی شان به فعلیت نرسیده (و یا هم فرصت و زمینه یی

برای به فعلیت در آوردن آن نداشته اند) اما فلیسوفان حقیقی کسانی اند که توانایی، فرصت و زمینه ی به فعل در

آ وردن دغدغه ها و تاملات خود را در چار چوب فلسفی دارند ؛ یعنی فلیسوفانی اند باالقوه و باالفعل.

 

بنا برین به کارگیری زبان در فرایند طبیعی، امر یست که هم در حالت نوشتاری وهم در وضعیت گفتاری،

باید دغدغه ها، تاملات و انگیزه های فلسفی انسان را از حالت باالقوه به فعل درآورد تا به نحوی رونداین

فلسفیدن " شکل بگیرد.

 

مرحله ی همین شکل گیری بیان تاملات فلسفی در زبان، سازنده ی هویت فلسفی وی نیز است. به زبان

روشن تر هنگامی که زبان، دغدغه ها و تاملات فلسفی انسان را چه در نوشتار و چه در گفتار از حالت قوه به

فعل درمی آورد، هویت فلسفی انسان که به معنای ارایه همان دغدغه ها و تا ملات فلسفی در بستر زبان است،

شکل می گیرد.

 

هویت فلسفی انسان، مجموعه یی از پرسش ها، تعابیر، توجیهات، تاملات ونگره های فلسفی است که درذهن خلق می شودوسپس درفرایندقوه وفعل،شناسنامه یاهویت فلسفی انسان رادر چارچوب زبان می سازد.

 

رابطه ی زبان با هویت فلسفی انسان، رابطه ی کهن است ؛ اما سابقه ی این رابطه و تاثیر گذاری دو سویه ی

زبان بر فلسفه و فلسفه بر زبان زمانی فهم می شود که نخست از همه، درک چند جانبه از زبان و فلسفه و سپس

پیوند آن هاباهم وجود داشته باشد.

 

پانوشت:

1- جان هولمن، انگیزه های فلسفی شدن زبان،ترجمه ی رضا برزگر، نشر کاوه، ایران 1387،ص158.

2-مارکوزه، فلسفه ی زبان، ترجمه الهام توتونیان، نشراصفهان، ص 28.

3- هربرت رید، ما و فلسفه، مجله ی کتاب فلسفه، شماره ی هفتم، ص 45.

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

TOLO TV LIVE

ِDR. LATIF PEDRAM

ON TAHER BADAKHSHI

SHAFIE AYAR 195

BERLIN DEMONSTRATION

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 121 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.