نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| روش هــای درست نویسی ودرست گــویی در زبــان (بخش هشتم) |
|
|
|
| ادبیـــــات - زبــــان |
| نوشته شده توسط جاوید فرهاد |
| جمعه ، 18 تیر 1389 ، 09:05 |
|
نشان دادن واژه های دخیل فارسی درقرآن مجید- با توجه به روش ریشه شناسی واژه ها- کار تازه ونخسیتنی نیست. پیش از این نوشتار، بزرگانی مانند: دکتر آذرتاش آذرنوش، محمدعلی امام شوشتری، ادی شیر، دکترمحمدالتونجی، موهوب بن احمد، مشهور و... به گونه ی فراگیر Arthur Jeffery به ابی مقصورجوالیقی،آرتور جفری دراین مورد (واژه های فارسی در قرآن مجید) پژوهش های گسترده یی را انجام داده اند.
دکتر "آذرتاش آذرنوش"در کتابی به نام "راه های نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان تازی "، خاستگاه های اصلی ورد واژه گان فارسی را درزبان عربی شناسایی کرده است.
پیش از دکتر"آذرنوش"، پژوهشگرانی مانند: "محمدعلی امام شوشتری" (1351-1381) در کتاب "فرهنگ واژه های فارسی در زبان عربی"، "ادی شیر" (1910-1867) زبان شناس سریانی در کتاب "الالفاظ الفارسیه المعرب" وپس ازوی "دکترمحمد التونجی " در کتابی زیرنام "معجم المعربات الفارسیه" واژه نامه هایی از واژه گان فارسی راکه در عربی موجود است، تهیه نموده است.
نخسیتن پژوهش سامانمند در این باره را"موهوب بن احمد" مشهور به "ابی مقصور جوالیقی (539 هجری) درسده ی ششم هجری خورشیدی،انجام داده است. "جوالیقی"در کتاب"المعرب" خود بیش از هشتصد واژه ی فارسی را در زبان عربی شناسایی کرده است.
در دوره های نزدیک وکنونی، "ادی شیر" نزدیک به یک هزاروهفتاد واژه و دکتر"محمد التونجی" بیش ازسه هزار واژه ر ا در زبان عربی،فارسی دانسته اند.
"آرتورجفری" زبان شناس واسلام شناس انگلیسی نیز در کتاب خود" تلاش نموده تا واژه های راه یافتهThe foreignvocabalary of the quran ، شناسایی کند.Etymologic سایر زبان ها درقرآن را از نگاه ریشه شناختی دراین بخش می کوشم به استناد از مقاله ی "واژه های فارسی به کاررفته در قرآن " نمونه هایی از واژه های فارسی در قرآن را این جانقل کنم:
ابریق به معنای آفتابه: از آبریز فارسی.
استبرق نام گیاهی است: از استبرک پهلوی.
برزخ به معنای فاصل ومانع میان دوچیز: ازبرسنگ فارسی.
برهان به معنای دلیل: از پروهان فارسی.
تنور به معنای جای پختن نان: از تنور پهلوی.
جزیه به معنای مالیات: ازگزیت فارسی.
جناح: ازگناه فارسی.
پهلوی. Draham درهم به معنای سکه ی نقره و پول: ازدرهم
پهلویDen دین به معنای ملت ودین: ازدن رزق به معنای نان وغذای روزانه: ازروجیک پهلوی.
پهلوی. rodah روضه به معنای باغ: ار رودا . پهلویsangipel زنجبیل به معنای گونه یی از خوردنی: از شنکیپل . پهلویzur زوربه معنای دروغ: از زور سجیل به معنای سنگی ازگل پخته: از دو واژه ی سنگ و گل فارسی.
سراج به معنای چراغ ومشعل: از چراغ فارسی.
سربال به معنای شلوار: از شلوار فارسی.
. پهلویShoka سوق به معنای بازار: ازشوکا . پهلویPil فیل به معنای فیل: از پیل پهلوی.Ganj کنز به معنای گنج: از گنج پهلوی.Mashk مسک به معنای ماده ی خوش بو: مشک اوستایی Naska پهلویNask نسخه به معنای رونوشت و کتاب: ازنسک (به معنای یک کتاب اوستا).
پهلوی.Varda ورده به معنای گل: ازورذ اوستایی و ورد یاقوت به معنای نوعی سنگ گران بها: از یا کند فارسی.
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




برخی از واژه هــای فــارسی در قــرآن مجیــد





