Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
روش هــای درست نــویسی و درست گــویی در زبــان (بخش سوم) PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - زبــــان
نوشته شده توسط جاوید فرهاد   
پنجشنبه ، 20 اسفند 1388 ، 17:17

جاوید فرهاد واژه هــای برابر فــرانســوی و انگلیســی در زبــان پــارسی

کاربرد واژه های دخیل و متداول خارجی –به ویژه فرانسوی و انگلیسی- درزبان پارسی، امروز به حدی رایج شده که در بسیاری حالات،گوینده گان- وگاهی هم نویسنده گان- حوزه ی زبان پارسی را دچار اشکال وناملایمات نگارشی وگویشی می سازد.

 

 پاک سازی و بحث "سره سازی" زبان(با توجه به مساله ی تبادلات کالاهای فرهنگی میان کشورها) به گونه ی کامل امکان پذیر نیست (اگر امکان پذیرهم باشد. به فرصت فراگیروکارعلمی و دانشگاهی گسترده نیازمند است)؛ اما توجه به شیوه هایی که می تواند به غنامندی زبان پارسی بیفزاید، از مواردیست که می تواند- تاجایی- عملی شود؛ زیرا بسیاری از واژه های خارجی که امروز از سرمسامحه وسهل انگاری وارد زبان پارسی شده اند، برابر های جا افتاده و قشنگ آن یا در زبان فارسی وجود داشته واکنون فراموش شده، ویا هم با توجه به روش واژه گزینی هنجارمند،آن برابرها پذیرفته شده ویا در فارسی پدید آورده شده اند.

 

دراین بخش می کوشم واژه های برابرفرانسوی و انگلیسی را در زبان فارسی نشان بدهم:

 

Appartement آپارتمان: واحد مستقلی دریک ساختمان است و واژه ی برابرآن درزبان پارسی"کاشانه " است.

Armes آرم: واژه ی فرانسوی است وبه معنای نشان ویژه ی دولت، موسسه، نهاد و...واژه ی برابر فارسی آن"نشانه "

است.

 

Assistant اسیستانت.: این واژه نیر فرانسوی بوده وبه مفهوم "معاون" است. واژه ی برابر فارسی آن "دستیار" است.

Academieاکادمی: واژه ی فرانسوی است وبه معنای نهاد رسمی مرکب از صاحب نظران در علم و ادب هنر. واژهء برابر فارسی آن "فرهگستان" است.

 

Academque.اکادمیک.:این واژه نیز فرانسوی بوده ومعنای مربوط به دانشگاه را می رساند. برابرآن درزبان پارسی

"دانشگاهی "است.

 

On cal آن کال: این ترکیب انگلیسی است و برابر آن درزبان پارسی "گوش به زنگ" است.

" وضیعتی است که شخصی در محل کار خود حضور ندارد ؛ اما موطف است ترتیبی دهد تا در هنگام نیاز On call"

بتوانند با او تماس بگیرند.

 

Application form اپلی کیشن فورم: این هم انگلیسی است وبرابر آن درزبان پارسی "درخواست نامه " است.

Application اپلی کیشن: برابر این واژه درفارسی"درخواست" است.

اپوزیسسیون: واژه فرانسوی است و مفهوم افراد، گروه یا جبهه ی مخالف با سیاست دولت را می رساند. واژه ی برابر آن در فارسی "گروه مخالف" است.

 

Autobiographie اتو بیوگرافی: واژه ی فرانسویست و به معنایشرح حال کسی است که به قلم خودش نوشته شده باشد.

 

برابر های فارسی آن "سرگذشت خود، زنده گی نامه ی خود وزنده گی نامه ی خود نوشت" است.

 

My autobiographie مای اتوبیوگرافی: برابر فارسی این ترکیب "زنده گی نامه ی من و سر گذشت من" است.

Automatic اتوماتیک: فرانسویست و صفت هرو سلیه یی که بدون دخالت انسان، خود به خود کارکند و عملی را نیز گویند که بدون فکر کردن انجام شود. برابر این ترکیب در زبان فارسی"خودکار وخودبه خود" است.

 

Edit  ادیت (ایدیت): واژه ی انگلیسی است و مفهوم تصحیح وآماده سازی متن ( نوشتاری، شینداری وتصویری) را برای نشر می رساند. برابر فارسی این واژه "ویرایش" است.

 

Editorادیتور: کسی که متن نوشته، صدا ویا تصویر را برای نشر آماده می کند. برابر فارسی آن "ویراستار" است.

Organeارگان: واژه ی فرانسوی بوده وبرابر فارسی آن "نهاد"است. افزون بر این، در صورتی که واژه ی "ارگان" در ترکیب "ارگان نشراتی" به کار رود، آن جا واژه ی ارگان به معنای ترجمان است مانند:"هفته نامه ی پنجره، ترجمان (ارگان) نشراتی مردم افغانستان،ویا ترجمان (ارگان) در واقع نشریه یی که بیان کننده ی اندیشه و دیدگاه های یک سازمان یا حزب خاص باشد.

 

Organizationارگانیزاسیون: به معنای سازمان دهی است. واژه ی برابر آن در فارسی "سازمان" است.

Organisaارگانیزه: به معنای سازمان داده شده است و ترکیب برابر آن در زبان پارسی"سازمند" است.

Institut انستیتوت: واژه ی فرانسوی است وبرابر فارسی آن "دانش سرا" است.

Guard گارد: واژه ی انگلیسی بوده وبرابرآن در زبان پارسی "نگهبان" است.

Brochureبروشور: فرانسوی است وبه معنای متن چاپی با صفحات کم که اطلاعاتی در باره ی ویژه گی های کار، نمایش، نمایشگاه ونظایر آن را به دست می دهد. برابر آن" دفترک" است.

 

Box بوکس: فرانسوی است وبرابر فارسی آن"مشت زنی" است.

Boxerبوکسر: به معنای کسی که ورزش مشت زنی را انجام می دهد، فارسی آن "مشت زن" است.

Bulletin:بولتن: به معنای گزارش کوتاه چاپی ازرویداد ها و خبرهای یک نهاد است، فارسی آن "خبرنامه" است.

Biographieبیوگرافی: واژه ی فرانسویست و برابر فارسی آن "سرگذشت یا زنده گی نامه" است.

Paragrapheپاراگراف: این واژه فرانسوی است و به مفهوم بخشی از یک نوشته است وبا آغاز سطر جداگانه، از

بخش های دیگر جدا می شود. فارسی آن "بند" است.

 

پارتیشنPartition : این واژه ی ترکیبی انگلیسی است و به معنای دیواری ثابت و نازک، برای تقیسم کردن اتاق بزرگ به بخش های کوچک تر. فارسی آن "دیوارک" است.

 

Parliament:پارلمان: فرانسوی است وبه مفهوم نهادیست که نمایندگان مردم برای قانون گذاری در آن گردهم می آیند.

برابر آن "مجلس نماینده گان" است.

 

Personnel: پرسونل (پرسنل)واژه ی فرانسوی است وبه معنای مجموع کارکنان یک نهاد یا کارکنان بخش ویژه ی:

آن. برابر فارسی این واژه "کارکنان" است.

 

Projecteur:پروژکتور: فرانسوی است ودستگاهی برای تاباندن روشنایی قوی. برابر آن درفارسی "نورافگن" است.

Terrasse:تراس: واژه ی فرانسوی است و مفهوم ایوان وسیع را می رساند. برابر فارسی آن "مهتابی "است.

: انگلیسی است وبرابر آن در زبان فارسی"آزمون" است.Test: تست

Technocrate:تکنوکرات: فرانسوی است ومعنای کاردان فنی و هوادار حکومت متخصصان را می رساند. برابرآن

در فارسی"فن سالار" است.

 

Technocratique:تکنوکراتیک: به معنای ویژه گی حکومتی است که متولیان آن متخصصان باشند. برابر

آن "فن سالارانه" است.

 

. Technocratie: تکنوکراسی: برابر آن "فن سالاری" است

Technologie:تکنولوژی: فرانسوی است ودر فارسی "فناوری" می گویند.

Technologist:تکنولوژیست: برابرآن در فارسی "فناور" است.

Technologique:تکنولوژیک: به معنای وابسته به فناوری است ودر فارسی "فناورانه" باید گفت.

به Technique:تکنیک: واژه ی فرانسوی است است و به معنای روش یا مهارتی است که در یک کار فنی یا عملی

کار می رود. برابرفارسی آن"فن"است.

 

Departementدیپارتمنت: فرانسوی است و به معنای بخشی ازیک نهاد است. برابر فارسی آن"بخش"یا"گروه"

است.

 

Décor:دکور: فرانسوی است وفارسی آن "آرایه" است.

Decoration:دکوراسیون: معنای آرایه مانند: صحنه آرایی وخانه آرایی "را می رساند. برابر فارسی آن واژه ی

"آرایش"است.

 

Remote control:ریموت کنترول: واژه ی انگلیسی است وبه معنای دستگاهی برای اداره ی ابزار برقی ازراه دور.

فارسی آن"دورفرمان" است.

 

Symbole:سمبول: فرانسوی است و آنچه نشانه یا مظهر چیز دیگری باشد. فارسی آن واژه های "نماد، رمز ونشانه"

است.

 

Symbolique:سمبولیک: برابر فارسی آن "نمادین ورمزی" است.

Subside:سوبسید: فرانسوی بوده وبه معنای کمک مالی دولت برای کاهش گرانی است. برابر فارسی آن "یارانه"

می باشد.

 

Form:فورم: فرانسوی است ودر فارسی به آن "برگه" می گویند.

Folklore:فولکلور: اصل این واژه فرانسوی است وبه معنای مجموعه یی اداب ورسوم توده ی مردم، افسانه ها

 وتضیف های عامیانه. برابر فارسی این واژه ی ترکیبی "فرهنگ مردم" است.

Folklorique:فولکلوریک: به معنای "مربوط به فرهنگ عامه" وبرابر آن در فارسی "مردمی "است.

Copie:کپی: واژه ی فرانسوی است وبه معنای نسخه ای که به گونه ی کامل شبیه نسخه ی اصلی باشد. برابر فارسی

آن "رو نوشت" است.

 

Loge: لوژ: فرانسوی است وبه معنای محل ممتاز و خاص در تالار نمایش. برابر فارسی آن "جایگاه" است.

LISTe: لست: این واژه فرانسوی است وبه

معنای گونه ی اسامی افراد، اشیا و... می باشد، برابر فارسی آن "فهرست" است.

 

Hormonie:هارمونی: نیز واژه ی فرانسوی است وبه مفهوم سازگاری اجزا بایکدیگر می باشد.برابر واژه ی

"هارمونی" در فارسی "هماهنگی" است.

 

HerMonique:هارمونیک: به معنای "دارای همآهنگی " است. برابر فارسی آن "همآهنگ " است.

Amateur:آماتور: فرانسوی است وبه معنای کسی است که کاری را به خاطر علاقه انجام می دهد و آن کار

شغل اصلی او نیست. وبرابر پذیرفته شده ی آن درزبان فارسی، "غیرحرفه یی" است.

 

Stereophonic:ستریوفونیک: واژه ی ترکیبی انگلیسی است وبه مفهوم سیستم ضبط یا پخش است. در فارسی می توان برابراین واژه ی ترکیبی را"چند آوا ویا چند آوایی" نیز به کار برد.

 

Park:پارک: این واژه انگلیسی است ودر زبان فارسی می توان "توقف" نوشت.

Parking: پارکنگ: به معنای محل توقف وسیله ی نقلیه بوده ودرفارسی به آن "توقفگاه" می گویند.

Rewinder:ریوایندر: انگلیسی است و دستگاهی برای عقب بردن نوار ویدیویی و صوتی می باشد. فارسی واژه ی

ریوایندر "برگردن" است وحوزه ی کاربرد آن درزمینه ی فنی و مهند سی است.

 

Headphone: هدفون: انگلیسی است وعبارت از یک جفت گوشی که با اتصال به دستگاه صوتی یا تصویری

صدا به طورمستقیم و بدون پخش شدن در فضا دریافت می شود. در فارسی به آن "دوگوشی " گفته می شود.

 

Helicopter:هلیکوپتر: فرانسوی است وبه معنای هواپیمایی می باشد که بادوبال بزرگ چرخنده می تواند به طور

عمودی به هوا بلند شود وبه حالت ایستاده در هوا بماند. در فارسی برابر آن"چرخبال وبالگرد" است.

 

Work shop:ورکشاپ: واژه ی انگلیسی است وبه جلساتی گفته می شود که مشکلات علمی در آن طرح وراه حل های

آن ها با همفکری و همکاری اشتراک کننده گان بررسی وبا نظر صاحب نظران نتیجه گیری می شود. برابر فارسی آن "کارگاه آموزشی" است.

 

Congress:کنگرس: واژه ی فرانسوی است وبه نشست هایی اطلاق می شود که اشتراک کننده گان درآن ها، نماینده گان دولت ها، سازمان هاو... یا متخصصان امور فرهنگی، ادبی، اجتماعی، سیاسی و... هستند. برابر این واژه در زبان

فارسی "همایش" و "گردهمایی" است.

Clinic:کلینک: جای تداوی بیماران(کوچک تراز شفاخانه) در فارسی می توان آن را "در مانگاه" نامید.

ادامه دارد

Advertise your business here. Click to contact us.
  • ناشناس
    برادر عزیزم جائید جان فرهاد!
    سلام

    از قبول زحمات تان بابت ارا ئه مطالب بس سود مند که برای هر در ی زبان وفارسی خوان امر مهم است تشکر میکنم .
    ای کاش آنهای که همیشه آ تش فتنهء بر انگیختن اختلاف زب انی را مطرح میکنند برای تقویت زبان خود وجلو گیری از فرهنگ مسلطه در دنیا کاری بکنند .
    دفاع از زبا ن مادری ، شعار دادن محض ودیگر زبانهارا بد ورد گفتن نیست ، بلکه کا روزحمت کشی پیگیر وتلاش عملی را لازم دارد .
    کار ارزنده ء تان قابل قدر است . خداوند برای تان توفیق بیشتر بدهد .
    برادر تا ن :

    محمدی
  • س . صابر




    گرانقدر محترم آقای جاوید فرهاد !

    بعد از تقدیم سلام و احترامات از اقدام نیک شما در مورد تهیه و ن شر مطالب نهایت مفید ( روش های درست نویسی و درست گویی در زبان پارسی ) استقبال و صمیمانه سپاسگزاری مین مایم .
    با وجودیکه بیصبرانه منتظر هستیم تا ادامه و قسمت های بعدی آن را نیز به نشر برسانید ، مگر با آنهم با مطالعه قسمت سوم آن میخواهم چند سطر منحیث تبصره کوچک البته آنهم بطور بیغرضانه تحریر نمایم.
    گ رچه در ابتدای قسمت سوم شما لطف نموده اید و در باره رایج شدن یکتعداد از واژه های خارجی منجمله انگلیسی و فرانسوی در زبان فارسی بطور مفصل معلومات داده اید مگر با آنهم اگر بخش سوم را فقط منحیث ترجمه واژه های انگلیسی و فرانسوی بپذیریم خوب در غیر آن استفاده و بکار گیری آن کاریست نهایت دشوار و مشکل . چراکه بسیاری واژه های خارجی با مفاهیم خاص خود شان فعلاً در سطح تمامی کشور های جهان در زبانهای مختلف بصورت الگو ( ستندرد ) قبول شده و عوض کردن آن به زبانهای هر کشور کار آسان نیست .
    بطور مثال :
    ــ شما به ج ای واژه آپارتمان واژه برابر آنرا کاشانه ذکر کرده اید . حالانکه امروز واژه آپارتمان عمومیت دارد و همه در صحبت ها و نوشته هایشان استفاده مینمایند . و از طرفی هم هرکس خانه عادی خودرا نیز کاشانه میگوید.
    ــ اگر به جای واژه اتوماتیک ، خود کار بگوئیم بسیاری ها شاید فکر کنند که منظور ما از قلم خود کار است .
    ــ واژه بوکس به سطح بین المللی شناخته شده است و از طرفی هم افرادی هستند که به بوکس و بوکس کردن آش نایی ندارند مگر در وقت جنگ و درگیری با مشت های کوبنده فرد مقابلش را میزند.
    ــ شما برای واژه کپی یا کاپی واژه برابر آن در فارسی رو نوشت را انتخاب کرده اید در حالیکه این واژه در همه جا صدق نمیکند . مثل اً کاپی برداری از عکس ، سی دی ، دی وی دی ، کسیت و بالاخره کاپی از یک نوع مودل موتر و دیگر وسایل ، کا پی از دوخت یک نوع لباس ، کاپی از ساختمان یک تعمیر و یا محل و ...
    ــ برای واژه ای پارک شما توقف نوشت ه اید حالانکه در تابلو های ترافیکی ما لوحه های منع توقف و منع پارک داریم .
    ــ برای واژه ورکشا پ شما نوشته اید که : « واژه ی انگلیسی است و به جلساتی گفته می شود که مشکلات علمی در آن طرح و راه حل های آن ها با همفکری و همکاری اشتراک کننده گان بررسی و با نظر صاحب نظران نتیجه گیری می شود. برابر فار سی آن " کارگاه آموزشی" است.» حالانکه در بین مردم ما ورکشاپ به جای ترمیمگاه نیز استفاده میشود . مثلاً ورکشاپ ترمیم موتر ، ورکشاپ ترمیم رادیو و ...

    من فکر میکنم که در بسیاری موارد ناگزیری های ی وجود دارد که باید به شکل اصلی آن بپذیریم و بس .
    همانطوریکه بسیاری غذا های افغانی در سطح بین الملل ی به نام های اصلی شان شناخته شده اند بطور مثال قابلی پلو . به همین ترتیب بسیاری غذا های خارجی نیز اگ ر جز بنام خود شان بنام دیگری یاد شود مفهوم اصلی را افاده کرده نمیتواند . مثلاً همبرگر ، پیتزا و ...
    ــ امروز واژه هایی در سطح بین المللی شناخته شده اند و بکار گرفته میشوند که تغیر دادن آن نه تنها جن جال بزرگ را ایجاد خواهد کرد بلکه واژه های جدید نمیتواند که مفهوم اصلی آنرا افاده کند. بطور مثال :
    گ یتار ، پیانو ، کیبورد و ... کلسیم ، فاسفور ، مگنیزیوم و ... سینما ، تیاتر ، مایکروفون و ... تران سفارمر ، جنراتور و ... نامهای دارو های مختلف منجمله پنیسلین ، امپسلین و ... چاکلیت ، کیک ، بسکویت و ... رادیو ، تلویزیون ، تیلفون ، موبایل ، انترنیت و ... کسیت ، سی دی ، دی وی دی ، فلم ، بطری و ... سگ رت ، پیپ و ... پترول ، بنزین ، دیزل و ... رابر ، پلاستیک و ... بکس ، بوت ، پطلون ، جمپر ، جاکت و ... صابون ، شامپو و ... انواع گلها مثل پتونی ، فلاکس و... و بالاخره صد ها واژه دیگر .

    به جای تبصره بر واژه های خارجی اگر به خود واژه های فارسی دقت لازم صورت بگیرد بهتر خواهد بود . ما در زبان فارسی بس یاری اصطلاحاتی داریم که همه روزه در محاوره از آن استفاده مینمائیم مگر در تحریر آن مشکل داریم . چه خو ب است که شکل تحریر درست بسیاری از واژه هارا به ترتیب از الف شروع تا به ی ادامه بدهید .
    بسیاری ها نم یدانیم که غلطیدن درست است یا غلتیدن ، گزارش یا گذارش ، قرتک یا قرطک ، در قات سنگ ، در قاط سنگ یا قحط سنگ و صدها نمونه ای دیگر .

    در اخیر درحالیکه یکبار دیگر از این اقدام نیک و مفید شما استقبال مینما ئیم منتظر هستیم تا به کار ارزشمند تان ادامه بدهید .

    بااحترامات فایقه
    س . صابر
  • ســــــها

    فرهادعزیزاسلام علیکم ورحمت الله.
    ازارایهء معلومات شماجهان سپاس.
    امیدوارم نگارش شمارا جناب عمرخطاب مطالعه فرمایند.
    زیراهمین امشب ایشان ازطریق رسانه یی خبری واطلاعاتی
    خویش گفتد که فرهنگ ایرانی شامل فرهنگ ماشده میرود.که فکر میکنم سخن به سر دانشگاه,دانشکدده و
    دانش آموزاست که پارسی دری سچه است .سوال ایجاست
    که اگرکلمهءاز فارسی کشور ایران ویاتاجکستان شامل
    کلمات پارسی وطن ماگرددچه قیامتی برپا میشو د.
    ولی تغیر نام قریه یی بهاوالدین که به افتخارزادگاه
    مولاناجلال الدین بلخی به اسم پدرش بهاءالدین ن ام گذاری شده بود توسط محمدگل مومندبه ٍاشپوله ٍتغیرنام داده شد وده هانام تاریخی دبگرمانندکوته سنگی که بنام شاعره ٍبی بی سنگی ٍاولین زن سیاست مدار کابل بود بنام ٍمیرویس میدان ٍوده بوری را به نام جمال می نه وبخشی از ٍشاه شهید وسباه سنگ رابه نام سیدنورمحمدشاه هینه,وقسمتی ازقدیمی ترین نامهای شهر کابل را که
    بنام کوجه های بازارارگ ,خیابان,پل خشتی,کوچه علی
    رضاخان وشوربازاریاد میشدند بنام جاده نادر پشت ون نامگذاری گردید.بنوشته یی جناب " همایون بها"صدها
    کوچه,سرک,مکتب وده وقریه رابه کوت ومینه تبدیل کردند.همچنان مکرویان اول رابنام" نادرشاه مینه"
    منطقه وسیع دیگررا بنام وزیر اکبرخان می نه نام گذاری کردند.مگردرین شهر, مادران ازبک,هزاره وتاجک
    هرگز فرزندانی نزاده بودند؟مگرشهر خالی ازشخ صیت های انقلابی ومبارزینی چون غبار,محمودی,سرورجویا,سعدالدین بهاء,علی اصغرشعاع,
    اسماعیل بلخی,براتعلی تاج,عبدالخالق قهرمان,ابراهیم
    صفا,انور بسمل,محمدولی خان دروازی,طاهر بدخشی,مجید
    کلکانی ونویسنده گا ن وشاعرانی چونواصف باختری,
    سپوژمی زریاب,لطیف ناظمی وصد ها تن دیگربود.
    بنظرمن زدودن کلمات وواژه های انگلیسی وفرانسوی
    دشوار بنظر نمیرسد چه آنقدرکه "کوت"و"مینه"صدمه اش
    برپیکر زبان پارسی بیشتر وارداست.
  • ناشناس
    آقای سها !
    سلام

    جناب تان خواستید از جایگاه زبان فارسی ودری سخن بمیان بیاورید ویا اینکه خواستید ، تعدادی از عناصر چپی وغیر ملی را که نه به ملیت ونه به وحدت ملی تعلق دارند معرفی کنید .
    با ستثنای چند نفر از عالی جنابان تان که وابستگی فکری وملی به این کشور داشتند یکتعدادشان مروجین اندیشه های وار داتی چپی وبعضا مانند افغان ملتی ها تفکر فاشیستی داشتند .
    بهر صورت انکشاف همه زبا نها کار خوب است لیکن زبان را وسیله نفی دیگران وایجاد اختلاف ملی نباید بکار برد .
    والسلام
    زبان دوست
  • عادل
    نویسندۀ عزیز آقای جاوید فرهاد!
    بسیار زیاد تشکر، واقعاً که به موضوع خیلی مهم و با ارزش توجه فرموده ا ید. بدون شک که بسیار مفید و مؤثر است مخصوصاً برای کسانیکه نو به عرصۀ پهناور نویسنده گی قدد گذاشته ان د.
    از سایت خاوران خواهشمندم که ایمیل ادرس نویسنده را نیز در گوشۀ از نبشته مورد دسترسی بازدیدکنندگان قرار دهد تا اگر در مورد نبشته کدام ابهامی وجود داشته باشد با نویسنده در میان بگذارد.
    تشکر
    عادل
  • شهين

    اگر اندكترين درك قومي وكمترين احساس شجاعت در دفاع ازحق، تاريخ وسرافرازيهاي يك زبان وگويندگان آن درشأ ن آدمي موجود باشد اينقدر كوتاه نظرانه قضاوت نخواهند كرد چنانچه اين ناشناسان خودنشناخته هادر حق مردم، فرهنگ وحقيقت انجام ميدهند وتيشه برريشه خود ميزنند. هزاران شادباش به آقاي سها، هزاران آفرين به آقاي همايون بهأ وهمچنان هزاران شادباش به ارجمند گرامي آقاي جاويد فرهاد. ايكاش بعضيها روزي ميرفتند وبه عوض كچالو وپياز براي مداواي بخور وبخواب هميشگي اندكي احساس فرهنگي احساس قومي ودلسوزي به مردم وفرهنگ خود ميخريدند تا اولاد واحفاد خودرا ازموجدها وگذشته خبردار ميكردند ونزد خدا سرخ روي مي استادند. درغير آن ازسوئي خوب است واز سوئي هم هزلاران حيف است اگر بعضيها براي هميش ناشناس باقي بمانند تا مگر حقپرستان از شر بيهوده گوئي وناتواني ايشان دراظهار حقيقت درامان بمانند. افسوس. اما هزاران آفرين به شخصيت بزرگ ودانا آقاي سها وهزاران افسوس به حال اين پنهانكاران وپيش وجدان وحقيقت شرمسارانيكه حتي در بستر خواب و خلوت از اظهارحقيقت ترس دارند.به نظر بنده خدا آقاي سها هرچه گفته اند اوراق حقيقت ووجيزه هاي به ياد ما ندني بوده وميباشد. درين نظردهيها بايد كوشش شودتا خائنين معرفي شود ، حقيقتها گفته شود ، رسانه هاي خائ ن كه سحرانگيز توطئه ميكنند مانند خطاب ومسكين يار وويس ناصري شناخته شوند وازين طريق بدانيم كه اينها ب ا سابقه هاي شان كيانند وبايد بدانيم كه كياننددوستان ما وچه كساني اند دشمنان خاك اتحاد زبان وفرهنگ م ا ميراث اجدادماومردم ما.ما در اظهار حقيقت بايد نزد خداي خود سرافرا؟ز باشيم ما بايد جگر شير داشته باش يم وازين به بعد حقايق را بپذيريم بگوئيم تا خائن وصادق ، رسانه خوب وبيطرف از غير آن تميز وتشخيص ومعرف ي شود.
  • داوود




    جناب زبان دوست ؟!!

    نمیدانم چرا شما و تعدادی انگشت شمار هم نظران شما اینقدر عقده مند هستید و بمجرد یکه در برابر واقعیت های تاریخی قرار می گیرد بدون درک حقایق و واقعیت ها دفعتاً عجولانه با سفسطه گویی ها به دفاع می برآئید. ده در کجا درخت ها در کجا ؟
    لطفاً یکبار دیگر متن برادر گرامی ( سها ) را با تعم ق بخوانید تا بصورت درست پی ببرید که هدف آنها از بیان موضوع چی بوده ؟
    ایشان اصلاً از چپ و چپی ها حرف ی نزده اند . احیاناً اگر یاد آوری هم میکردند عیبی نداشت . بخواهید یا نخواهید ، بپذیرید یا نپذیرید ، علاقه داشته باشید یا نداشته باشید چپی ها هم مانند جهادی ها ، طالبان ، افغان ملتی ها و دیگران جز جامع ه ما هستند و هیچ کس آنها را نا دیده گرفته نمیتواند . اگر از چپی ها آزرده هستید و یا صدمه ای فراموش ن ا شدنی دیده اید دیگران هم از متباقی احزاب و تنظیم ها چندان دل خوش ندارند و ظلم و جنایات شان را هرگز فراموش نخواهند کرد.
    محترم سها از مبارزین نیک نام و مشهور کشور یاد کرده اند که به طبقات و اقشار مختل ف جامعه ارتباط دارد و از مفکوره های مختلف سیاسی برخوردار بوده اند . همه ای شان چپی نبوده اند که جناب عالی آنقدر برافروخته شده اید .
    مگر شما در باره کلمه ملی چگونه فکر میکنید . آیا باید حتماً از یک ق وم و یک زبان باشد ؟
    تابه کی صرف افراد و اشخاص یک قوم را دانشمندان و قهرمانان ملی میدانید و بر دیگر ان تحمیل میکنید ؟
    مگر دیگر اقوام کشور عزیزما افغانستان افراد دانشمند و قهرمان نداشته اند و ندارند ؟ آیا آنها هم از افتخارات ملی کشور ما نبوده اند و نیستند ؟
    اگر اتن را ملی می پندارید مگر بزکشی و دی گر رسوم و عنعنات تاریخی کشور ما ملی نیستند و به همه ملت افغانستان ارتباط ندارد ؟
    تا کنون صدها واژه لاتین ، انگلیسی ، فرانسوی و غیره را در مکالمات و محاوره روزمره تان بکار برده اید مگر وقتیکه یک فارسی زبان کشور ما میخواهد زبانش را بنام اصلی آن یاد کند و از واژه های اصیل آن استفاده کند اورا ملامت دان سته و به آوردن و استفاده واژه های وارداتی محکوم میکنید . مگر فارسی زبانان میتوانند که نام زبان پشتو و یا لغات پشتو را برای پشتو زبانان تعیین کنند ؟ نخیر ! بخاطریکه هیچگاه این عمل اشتباه آمیز و غیر اصو لی ، غیر منطقی و غیر قانونی را انجام نمیدهند . پس شما و دیگران چطور به خود حق میدهید که بالای اسم زب ان یا بکار گیری واژه های زبان آنها تصمیم بگیرید و یا تبصره نمائید ؟
    اگر تبصره یا جواب داشتید پس بهت ر بود که خودرا به کوچه حسن چپ نمیزدید و در مورد پرسشهای محترم سها جواب ارائه میکردید. ایشان متذکر شد ه اند : « ... تغیر نام قریه یی بها الدین که به افتخار زادگاه مولانا جلال الدین محمد بلخی به اسم پدرش بها الدین نام گذاری شده بود توسط محمد گل مومند به ٍاشپوله ٍتغیرنام داده شد و ده ها نام تاریخی دیگر مانند کوته سنگی که بنام شاعره ( بی بی سنگی) اولین زن سیاست مدار کابل بود بنام ( میرویس میدان) و ده ب وری را به نام جمال می نه و بخشی از ٍشاه شهید و سیاه سنگ را به نام سید نور محمد شاه مینه ( در اینجا می افزایم که منطقه افشار را نیز که از زمان قبل از نامگذاری افغانستان به همین نام یاد میشد به پروژه خ وشحال خان مینه نامگذاری کرده اند ) و قسمتی از قدیمی ترین نامهای شهر کابل را که بنام کوجه های بازار ا رگ , خیابان , پل خشتی ,کوچه علی رضا خان و شوربازار یاد میشدند بنام جاده نادر پشتون نامگذاری گردید. ب نوشته یی جناب " همایون به ا" صدها کوچه , سرک , مکتب و ده و قریه را به کوت و مینه تبدیل کردند . همچنان مکرویان اول را بنام " نادرشاه مینه" منطقه وسیع دیگر را بنام وزیر اکبرخان مینه نام گ ذاری کردند. مگر درین شهر , مادران ازبک ,هزاره و تاجک هرگز فرزندانی نزاده بودند ؟ ...» ابراز نظر میک ردید.
    شما ارشاد فرموده اید « ... بهر صورت انکشاف همه زبا نها کار خوب است لیکن زبان را وسیله نفی دیگ ران و ایجاد اختلاف ملی نباید بکار برد .» .
    عزیز برادر مگر استفاده و بکار بردن واژه های اصیل زبان فا رسی چرا دیگران را نفی کند ؟!!!
    چرا اختلاف ملی را ایجاد کند ؟!!!
    اگر غیر فارسی زبانان به حق و حقوق و صلاحیت خود قانغ باشند و از مداخلات بیجا و غیر قانونی شان جلو گیری کنند چرا نزاکت هایی ایجاد شود ؟

    بهتر است که شما و دیگر همفکران تان این عادت ناشایسته و ناجایز را از خود دور کنید . اشتباهاتی که دری ن دوصد و چند سال صورت گرفته حالا چلش ندارد . او زمان را گاو خورده است . اکنون زمانیست که هیچ فرد ، ه یچ گروه ، هیچ قوم و هیچ رژیمی نمیتواند که پلانهای خصمانه و شوم خودرا بالای دیگران جابرانه تحمیل کند و حق و حقوق قانونی شانرا صلب کند.
    حال زمانی فرارسیده که همه اتباع کشور ولو به هر قوم و ملیت و زبان و مذهب تعلق دارند قانوناً از حق و حقوق مساوی برخوردار هستند که میتوانند با احترام متقابل و بر رسمیت شناختن حق و حقوق خود و دیگران یک زنده گی خوش و با سعادت را با اتحاد و اتفاق واقعی به پیش ببرند .
    ه یچ یک از افراد جامعه ولو به هر قوم و زبان و مذهب تعلق داشته باشند باید به مغرضین جاهل و نادان که در لباس دوست مگر در باطن منحیث یک دشمن خون آشام میخواهند وحدت و همبستگی جامعه را لطمه بزنند ، اجازه نده ند که به اهداف و پلانهای شوم شان موفق شوند .
    زنده و جاوید باد وحدت و همبستگی صادقانه و واقعی مردمان کشور ما !
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 10 FEB

GOFTMAAN 09.02

KANKAASH 11.02

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

تاجیــــکان درگــذرگـــاه تــاریـــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

آریــانــا ســـعید

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 70 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.