نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| بخشــی کوچــکی از بحث بــزرگ تحت عنــوان درست نویســی |
|
|
|
| ادبیـــــات - زبــــان |
| نوشته شده توسط دوکتور صلاح الدین سعیدی – سعید افغانی |
| چهارشنبه ، 2 شهریور 1390 ، 12:55 |
|
اول لطفاُ به یک و یا چند قاموس زبان فارسی (یا دری اگر طرف دار آن استید) مراجعه کرده و ببینید که کلمۀ "گفتمان" در آنها وجود دارد یا خیر. باید خاطر نشان نمایم که در یک زبان، لغات جدید یا در دراز مدت توسط مردم علاوه می شوند و یا هم در بعض ممالک کمیسیون های خاص برای قبول لغات جدید وجود داشته میباشد. کارمندان صدای امریکا و بی بی سی این حق را بی مورد به خود داده اند. ثانیاُ کلمات از قبیل "نویسنده"، "زنده" "هفته" و غیره با (ه) نوشته میشوند. اما وقتی با پساوند "گی" مربوط می شوند، حرف (ه) آن حذف میشود. پس "نویسندگی، "زندگی"، "هفتگی" و غیره درست است. امید که این یاد دهانی بنده را غیر مغرضانه تلقی بفرمایید. ایمیل دوم: دوست محترم داوود موسی سلام و تمنیات نیک خود را خدمت شما ابراز می دارم. از نامه و نظریات شما جهانی سپاس.ر. پروانی. ایمیل سوم: باید بگویم من هیچگاهی نظرات، پیشنهادات و حتی انتقادات را مغرضانه تلفی نکرده، می کوشم از آن ها استفاده کرده و در اصلاح خود بکوشم، اما اجازه بدهید در مورد حذف های غیر ملفوظ پس از علاوه کردن گی در آخر جمله با شما موافق نباشم. در کتاب روش املای زبان دری که در سال 1383 در مطبعه تعلیم و تربیه کابل به تیراژ 10100 جلد به نشر رسیده، به صراحت گفته شده که:
هموطنان گرامی، دانشمندان محترم و خوانندۀ معزز سلام و احترامات خدمت شما تقدیم است. اولا میخواستم چند سطری درمورد نوشته و دربحث سهم بگیرم. علت آن این نیز بود که من قصد دارد درمورد تحقیق مفصلی داشته باشم. اما بعد از شروع بحثم طولانی شد که مجبورا انرا به کشل ذیل خدمت تقدیم و بخشی از مطالب جنجال برانگیز را نیز باشما شریک میسازم. باید بگویم که بحث خویش را کامل ندانسته و برای مستند سازی به جزئیات وکنجکاوی لازم نه پرداخته ام: بحث املا و انشاء زبان و درین جمله زبان دری/ فارسی و پشتو که برای ما مطرح است بحث بس جالب وخوب است. این بحث بخاطر جالب است که عـوض بحث برای بحث و بحث برای فتنه بحث و تبادل نظر درمورد مسایل عملی و ممد صورت میگیرد. تمرکزبراین مسایل برای روشن ساختن قـواعد بخاطر ضرورت که درین راستا کار لازم صورت نه گرفته و کار های بس عظیمی در پیشروی قرار دارد. میدانیم که در کشور ها و جوامع دیگر درین راستا کار وسیع صورت گرفته و بحث کننده حین باز کردن این بحث به آن توافقات و کتب مرجعی استناد میکنند که درین مورد از مراجع علمی و تحقیقاتی و اکادمی های شان به توافق رسیده. با آن هم این کتب مرجعی در هردوسه سال تجدید شده و تغییرات اندکی در چاپ های جدید بوقوع میپیوندد. ما که در ابتدای کاریم مجبورا به تحقیقات و پژوهش های انفرادی صاحب نظران خویش استناد میکنیم. متأسفانه هست موارد که بحث ها وجدال های مشابه که نظر دهنده و بحث کننده دربحث نظریات و تمایلات غیر علمی و شخصی همراه با تعصب و پیشداوری های خویش را تحث تأثیر سمپتی ها و انتی پتی های خویش همراه ساخته و درزمینه افراط و تفریط صورت میگیردو گویا بحث از مجرای بحث دقیق علمی خارج میشود که دربسا موارد سبب تأثر و نفرت هم میشود. این حالت حد اقل ضیاع وقت خود و دیگران است. به هر صورت مسایل و گفتنی ها زیاد است. اما ترند و توافق عمومی درجهان امروز درمورد املا وانشاء زبانها چنین است که آنچه باید نوشت که میگوئیم و شنیده میشود. به فکر وفهم من به اساس همین ترند و یا هم ممکن تعصب باشد که څارنوال را سارنوال مینویسند. بخاطر اینکه څارنوال از څار گرفته شده و معنای خود را دارد اما سارنوال نمی دانم از چه گرفته شده باشد. به اساس همین ترند است که معنا را در پشتو مانا مینویسند که معنا کلیمۀ عربی است و مانا نمی دانم از کدام لغت مشتق شده میتواند. اما نوشتن نعلت به قسم و طریق لعنت باز مشکل وبحث دیگری است که ایجاب بحث طویل میکند. اما اگر ما ار ترندو روش: نوشتن آنچه میشنویم به قسم کې شنیده و یا گفته میشود باید نوشت، در متون مقدس دینی پیروی کنیم، روش خواهد شد که اصلا قابل قبول نباشد و مجاز نیست. متون مقدس باید به طوری نوشته شوند که اصل آن باشد. بحث استعمال لغات اجنبی، موجه بودن و عدم موجه بودن آن که من نیز استعمال میکنم خود بحث جدا گانه است. من به این باورم که هرگونه افراط و تفریط درین راستا هم جای نداشته باشد. مسلم این است که زبان درتکامل است. هر زبان و فرهنگ از زبان و فرهنگی دیگر متأثر میشود، به مرور زمان چیزیم میگیرد و چیزی میدهد. عـوامل این حالت زیاد است اما تسلط سیاسی، دینی و فرهنگی کلتور های مختلف بالای یکدیگر عوامل عمده و اساسی اند. بحث تأثیرات زبان دری حتی در زبان انگلیسی مبنی براینکه در زبان انگلیسی میتوان کلمات را یافت که از زبان فارسی درزبان انگلیسی رایج شده و برعکس زبان دری، فارسی، تاجیکی و یا پشتو از زبان های دیگر متأثر شده است نیز قابل دقت است. بطور مثال تأثیرات زبان دری و پارسی در منطقه و هند تا جائیکه رهبر مشهور هندی مهاتما گاندی تخلص خویش را از زبان فارسی/پارسی انتخاب میکند. به این معنا که گاندی در زبان فارسی به معنای پدر اولادها است. یا درعصر امروز عدۀ از رهبران ما استعمال کلیمۀ ٳگنورش کن! ویا امثال آنرا درجملات عادی روزمره ای خویش استعمال میکنند. دین مقدس اسلام و زبان عربی و تأثیرات آن در زبان های مان به شمول تأثیرات در نوشتن، املا و انشاء بحث دیگر و طولانی خواهد بود. تأثیرات زبان روسی در مقطع معیین از تاریخ کشور ما مبنی بر استعمال لغات روسی درمکالمات روزمره و بعدا تأثیرات زبان فرانسوی در زبان فارسی تحث تأثیرا ت قوت گرفتن علایق جوامع فارسی زبان با کلچر و فرهنگ فرانسوی زبان و بلاخره تأثیرات زبان انگلیسي بر زبان های کشور ما و جهان مبنی بر استعمال کلمات اجنبی مسایل و مباحث اند که درین مورد نیز قابل بحث اند. بحث موجودیت تأثیر زبان پشتوو استعمال بخشی از کلمات آن در زبان دری که عدۀ را به همین دلیل اصلا به مخالفت به موجودیت زبانی به نام زبان دری کشانده تا بزعم خویش جلوی تأثیرات زبان پشتو را بگیرند، مطالب است که نیز قابل بحث عریض و طویل اند. تصادفی هم نیست که ما حتی بر بخش از رسانه های جهانی بحش های دری نداشته ویا قبلا نداشت و صرف بخش فارسی داشتند. هست موارد که عدۀ زبان دری، فارسی، تاجیکی را یک زبان دانسته و این زبان ها را لهجه های مختلف عین زبان میدانند. عدۀ دری را اصل و فارسی را فرع ویا عدۀ دری را موصوف میدانند که جای صفت را گرفته و........... و اما بحث حذف و عدم حذف (ه ) در کلمۀ مثلا "نویسنده"، "زنده" "هفته" در صورت اضافه شدن پسوند - پساوند "گی" که "نویسندگی، "زندگی"، "هفتگی" درست است ویا نویسنده گي"، "زنده گی" "هفته گی " باید گفت که درین راستا قواعد املا و انشای زبان دری و زبان فارسی از همه متفاوت اند. لذا یک صاحب نظر از املا و انشای زبان دری صحب دارد و دیگری از املا و انشای زبان فارسی. به این ترتیب هردو صاحب نظر به نحوی درست نظر دارند. مسلم این است که حتی زبان انگلیسی که دارد به زبان جهانی تبدیل شده و زبان بالاتر از زبان یک ملت میشود (اٙپ نیشن لنگویج)، نیز تفاوت های در نوشتن، حدود و ثغور معانی کلمات دارد و این مسایل درین زبان نیز تا حال توحید نشده ویا نه خواهد شد. زبان انگلیسی انگلیس، زبان انگلیسی ایرشی، زبان انگلیسی استرالیا، زبان انگلیسی کانادا و زبان انگلیسی امریکا و خاصتا زبان انگلیس امریکای شمالی در نوشتن، افاده های معیین و معانی لغات تفاوت های دارند. این و دهها مطلب و مبحث که ضرورت به بحث و توافق اتوریته های طبیعی و دانشمندان علوم زبان و کار سیستماتیک واکادمیک دارد. به فهم و شناخت من عصر انترنت و اطلاعات جمعی مدرن کار را برای توحید درین راستا بیشتر مساعد ساخته که به فهم من سوال وقت خواهد بود که درین راستا بخش اعظم توحیدی در املاءو انشاء و بحش افاده ها لغوی و اصطلاحی کلمات صورت گیرد. چنانچه گفته آمدیم داخل کردن هرگونه علاقمندی های و تعصبات واستفاده های سیاسی درین بحث های خوب به فهم من بی جا، و نادرست بوده و سطح بحث را بی سویه ساخته، بجای دیگری میکشاند. واما درمورد اینکه علت اساسی عدم توافق هردونظر دهنده قرار برداشت من دربالا این است که هردو بر موضوع جداگانه یعنی یکی درمورد املاء و انشای دری ودیگر درمورد املا و انشای فارسی صحبت دارند من را به فکر این انداخت که عدۀ از ما چرا دیموکراسی و یا مصالحۀ سیاسی را نمی پذیرند؟ به فکر من هیچگاه عقل سلیم نظام را که از جانب مردم، توسط مردم و درخدمت پالش و پرورش ارزشهای مردمی باشد رد کرده نمی تواند. پس علت رد نظام دیموکراتیک توسطه عدۀ نظام است که دیموکراسی را روپوش تخلفات و جنایات خویش ساخته و تقلبی است. که درین صورت قضاوت بردو چیزی متفاوت است. همچنان دریک جامعه زمانی صلح پایدار برقرار شده نمی تواند تازمانیکه نیرو های سیاسی در ستیج سیاسی از مجاری نورمال مبنی بر ارادۀ ملت در یک انتخابات آزاد، و تحت نظر قانون برای صحت نسخه های به مردم مراجعه کرده و مشروعیت حاکمیت را از ملت بدست آورند. درین صورت مصالحه به مفهوم متمدن ساختن مبارزات سیاسی بوده، نه معامله و خیانت به ارمانهای خویش و آرمانهای ملت که درین صورت هیچ عقل سلیم باید آنرا رد نه کند. پس آنهای که مصالحۀ سیاسی را رد میکنند منظور شان باید چیری دیگری باشد تا این منطق که در بالا متذکر شدم که باز هم بر میگردیم که یکی از عوامل اختلافات ما ن همان بحث بر دو مطلب جداگانه است. به هر صورت با ارادۀ نیک و خیر و تلاش صادق برای رسیدن به خیر و راه راست یکی از راه های حل اساسی کار بوده میتواند واست. پایان
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 2 شهریور 1390 ، 13:03 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین




خوانندۀ معزز و گرامی! 





