نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| ایــن قنــد پارســی |
|
|
|
| ادبیـــــات - زبــــان |
| نوشته شده توسط حفیظ انگوری |
| سه شنبه ، 10 اسفند 1389 ، 17:21 |
|
همان گونه و همیشه فارسی زبانان را در افغانستان به اصطلاح عامه اش: "فارسی وان" می خوانند و می شناسند که این درست در برابر "پشتو" زبان بوده است. برخی هم از روی ناآگاهی بر این هیزم تر نفت می ریزند تا شراره های این آتش بیشتر فوران کند و این است که حس می کنم این موضوع به یک جنجال فرهنگی در جامعه ی ما بدل شده است.
نخست مـــوضـــوع زبـــان: در این گزینه باید حول دو محور بحث صورت بگیرد. یکی نفس زبان و دیگری استفاده ی غیر ضروری از واژه های بیگانه اعم از انگلیسی، اردو، روسی و پشتو که در زبان فارسی دری به کرات مورد استفاده قرار می گیرد. در نفس موضوع زبان مسله این است که آیا زبان "فارسی" و زبان "دری" دو زبان جداگانه است؟ و وقتی می گوییم زبان فارسی مراد زبان ایرانی است یعنی زبان ایران یک زبان جدا از زبان فارسی رایج در افغانستان است؟ از فضای حاکم بر جامعه ی ما و جنجال ها و رجزخوانی هایی که در اطراف و اکناف جامعه به ویژه در میان جامعه مهاجر دیده می شود چنین بر می آید که متأسفانه، هنوز دوستان به اصطلاح فرهنگی ما ذهنیت استبداد زده دارند و با این قضیه کنار نیامده اند که آیا فارسی زبان اند یا دری زبان؟ و آیا اصلاً تفاوت ذاتی در این دو تعبیر دیده می شود تا ما یخن چاک کنیم و گریبان بدریم و برای راندن یکی و تصاحب دیگری گردن غرور و منیت بلند کنیم؟ و نکته ی آخر این که حتی اگر اثبات کردیم که "دری" و "فارسی" دو زبان متفاوتی اند هیچ اندیشیده ایم که چه کسی از این تقسیم بندی های جاهلانه سود می برد و در واقع ما با این اصرارهای ناآگاهانه ی خود آب به آسیاب چه کسانی می ریزیم؟ همان گونه که آگاهید، سال هاست که سیاست پشتونیزه کردن زبان و فرهنگ در افغانستان آغاز شده و این عمل کره انسانی بر هیچ کسی پوشیده نیست. سیاست های نامعقول و فرهنگ ستیز رژیم های گذشته و حال در افغانستان فارسی دری را و یا بهتر است بگویم فارسی را به واژه ی "دری" محصور ساخته و به شدّت و حدّت تبلیغ می کنند که "فارسی" جداست و "دری" جدا. آنچه نگارنده از دیدگاه های استادان برجسته و با صلاحیت دانشگاه کابل و صاحب نظران ادیب معاصر برداشت کرده ام این است که فارسی و دری یک تن و یک روح اند. اگر بخواهم کمی دقیق تر در این مورد سخن بگویم حاصل سخن این می شود که دسته ای از ایشان همانند استاد واصف باختری(شاعر و پژوهشگر)، عسکر موسوی(مردم شناس)، لطیف پدرام(شاعر و سیاستمدار)، محمد کاظم کاظمی(شاعر و پژوهشگر)، سید ابوطالب مظفری، (شاعر و سردبیر فصلنامه خط سوم)، محمد شریف سعیدی(شاعر)، محمد جواد خاوری( نویسنده و پژوهشگر فرهنگ عامه)، سید نادر احمدی(شاعر و روزنامه نگار) و الیاس علوی(شاعر و نقاش) بر این نظر اند که بحث در این باب اصلاً نه لازم است و نه مفید چرا که فارسی و دری هر دو یکی بوده، هست و خواهد بود. حتی بحث در این مورد را نیز شبه برانگیز و خلل ساز می دانند. در این گروه آقای کاظمی البته تلاش هایی کرده تا با تکیه بر اشتراکات گذشته ی زبانی، فارسی و دری را به یک سرچشمه وصل کند و "همزبانی و بی زبانی" را بنویسد. و دیگر بزرگان از ایشان هر کدام عملاً به راهی می روند که یکی بودن زبان را در افغانستان و ایران تلقین می کند. البته که این نظریه درست و منطقی به نظر می رسد اما اشکال آن در این است که میدان را برای سؤاستفاده ی جناح مغرض باز می گزارد به حدی که حالا تعداد زیادی از پارسی گویان ما خود را ناخودآگاه و به اغوای "سیاست پشتونیزه" کردن افغانستان و تضعیف زبان فارسی در افغانستان، "دری زبان" می گویند. گروه دوم نیز در واقع امر همین نظر را دارند اما از شکافی که ایجاد شده به این نتیجه رسیده اند که باید نهادی تحت عنوان:"بنیاد فارسی زبانان جهان" شکل بگیرد و به تحکیم پایه های زبان فارسی و قوام آن در کشورهای مربوطه کوشش ورزد. این گروه در موضوع مورد نظر تحقیق ها کرده و مقاله ها نوشته اند. پرفیسور رسول رهین مجموعه ی این تحقیقات را تحت عنوان "سرگذشت زبان فارسی دری" گردآورده است و خود در زمینه می گوید:" "این کتاب را به همت جمعی از دانشمندان و استادان با صلاحیت دانشگاه کابل منتشر کردیم تا فرهنگیان، صاحب نظران و متکلمان زبان فارسی دری را به این اصل متوجه سازیم که فارسی و دری، یکی است.. اگر زبان فارسی می گوییم و یا زبان دری و یا زبان فارسی دری هر سه یکی است و نباید زبانی جداگانه به نام دری ساخته شود". این پژوهشگر افغانستانی ارایه ی اصطلاحات علمی یکسان را برای تمام فارسی زبانان به عنوان یک ضرورت مطرح می کند. نویسندگان کتاب "سرگذشت زبان فارسی دری"، زبان فارسی را یکی دانستهاند و مطرح کردهاند که این زبان در ایران با لهجه فارسی ایرانی، در افغانستان با لهجه دری و در تاجیکستان با لهجه تاجیکی رایج است.
موضوع دوم: استفاده ی جبری از واژه های بیگانه: موضوع دوم استفاده ی جبری از واژه های پشتو در محاوره ها، نشریات، بخش فارسی رادیو و تلویزیون و مهمتر از همه مدارج عملی دانشگاهی مانند:"پوهاند"، "پوهنمل"، پوهندوی" و همچنین رتبه ی درجه داران ارتش مانند:"دگروال"، "دگرمند"، "جگرن"،"جگتورن" و غیره و در زبان ارتش :"تیارسی"، "شی گرس"و کین گرس" و غیره است که ما بهترین واژه ها را در موضوعات فوق در زبان فارسی داریم. اگر بخواهیم اصطلاحات ارتشی را بیابیم کافی است سری به شاهنامه ی حکیم توس فردوسی بزرگ بزنیم تا خروارها اصطلاح نظامی و سیاسی را به دست بیاوریم. دیگر این یکی مورد را که نمی توانیم منکر شویم و یا رد کنیم که فارسی ایرانی است. برای این که توس زادگاه فردوسی یکی از شهرهای خراسان بزرگ بوده است و افغانستان هم بخش عمده ای از آن. این گرایش به سمت واژه های غیر فارسی در افغانستان چیزی بیشتر از نیم قرن می شود که شروع شده و این همان سیاست فارسی زدایی و پشتونیزه کردن افغانستان است که سیطره ی تک فرهنگی و تک زبانی یا بهتر است بگویم تهی کردن افغانستان است از فرهنگ ریشه دار و تاریخی زبان و ادب فارسی. بدیهی است که این موضوع درمقا طع مختلف باعث بوجود آوردن مباحث داغ و جنجال برانگیز بوده است ولی در نبود قدرت لازمه ی سیاسی و همگرایی و همدلی از جانب "فارسی وانان" کاری را ازپیش نبرده است. کار تا بدانجا پیش رفته است که حالا در نظام مثلا دمکراسی با وجود رسمی بودن زبان فارسی، واژه های نابی مثل "دانشگاه" و "دانشکده" یا "نگارخانه" را در پهلوی "پوهنتون" و "پوهنزی" و "گالری" قبول ندارند وگوینده ی آن را ازکار بر کنار و مجازات می کنند. طرفداران به کارگیری واژه های (پشتو) مثل "پوهنتون"، "پوهنزی"، "ولسوالی"، "پوهاند"، "دگروال" و..... می گویند "این واژه ها، جزو مصطلحات ملی افغانستان شده و دلیلی برای تغییر آن ها وجود ندارد". به عبارت دیگر هرآنچه مربوط به قبیله و قوم مسلط (اوغانها) یا پشتون ها می شود ملی است همانند آتنگ اوغانی، زبان اوغانی، موسیقی اوغانی، لباس اوغانی و در یک کلمه "فرهنگ اوغانی". هرچیزی غیر آن را با چماق هایی مثل ایرانی پرستی، بیگانه پرستی، دشمن وحدت ملی، سیکتاریست، مزدور اجانب و...........کوبیده اند و غرض ورزانه می کوبند. و تأسف من هم از این است که فارسی وانان افغانستان هم از سر نا آگاهی آب به آسیاب دشمن ریخته و با طرح موضوع دری زبانی و فارسی زبانی غایله ساز می شوند. ممکن است این پرسش پیش آید که اگر زبان فارسی و دری یکی است چه اشکال دارد که ما خود را "دری زبان" بگوییم نه "فارسی زبان" درست است که در بسیاری از آثار ماندگار ادبی ما از واژه ی "دری" یاد شده و به نحوی نشان می دهد که زبان دری روزگاری برای خودش جایگاهی داشته است چنان که بزرگ ترین آثار ادبی، تاریخی و علمی افتخار آفرین ادب فارسی را بخاراییان و بلخیان مثل ابو عبدالله رودکی سمرقندی، دقیقی توسی، کسایی مروزی، عنصری بلخی، فرخی سیستانی، رابعه و شهید بلخی، شوکت و شاکر بخارایی و ده ها ادیب دیگری که درعهد سامانیان می زیسته اند؛ نوشتهاند. آن گونه که نظامی به صراحت به این موضوع اشاره می کند: نظامی که نظم دری کار اوست دری نظم کردن سزاوار اوست
اما مراد از دری در این نوع نگاه همان "زبان فارسی" است که ما امروزه با نا آگاهی تمام می خواهیم آن را با "دری" خشکیده در افغانستان که مخلوطی است از پشتو و روسی و اردو و انگلیسی عوض کنیم و خود را از سرچشمه های زبان روان و اصیل فارسی که وارث میراث گرانبهای بزرگانی چون مولانا، حافظ، سعدی، عطار، سنایی، جامی، امیر خسرو و امیر حسن دهلوی، مسعود سعد، صایب تبریزی، زیب النسا، مولانا بیدل دهلوی و علامه اقبال لاهوری است محروم سازیم. بزرگان و مفاخری که نوشته های شان به زبان فارسی است و یا اگر دری را هم در آثار شان ذکر کرده اند، بی تردید منظور شان فارسی است. آن گونه که علامه اقبال می سراید: گرچه هندی در عذوبت شکر است طرز گفتار دری شیرین تر است
هدف این است که آثار و نوشته های علامه و اندیشمند بزرگ اقبال لاهوری به زبان فارسی است هرچند خود تعبیر به "دری" کرده است. منظورم از فارسی این است که شما حتی یک واژه ی پشتو یا اردو یا روسی یا انگلیسی را نمی یابید که علامه اقبال خواسته با نام "دری" آن را به شما قالب کند. همه اش فارسی "سچه"، روان و سره است. از ذکر این نکته ها به این نتیجه می رسیم که زبان فارسی تمدنی است کهن، بزرگ و متعلق به همه ی کسانی که با آن سخن می گویند یعنی ترک ها، هندی ها، خراسانی ها(افغانستانی ها) و پارس ها. یعنی اگر می خواهیم میراث دار دانش و فرهنگ غنی فارسی باشیم که هستیم (که حق مسلم ما هم است) باید فارسی زبان باشیم که دری را نیز در بر می گیرد. مشکلی دیگری که با دری زبان گفتن بر سر ما آوار می شود این است که باید براساس قواعد وقانون نظام حاکم (پشتونیزه کردن افغانستان) عمل کنیم و واژه های پشتو را به جای دری استفاده کنیم. اگرامروز "دانشگاه" گفته نمی توانیم پس فردا مثلا به جای عدد "ده" باید بگوییم "لس". آگاه باشید که پشتونیست ها فضا را طوری عیار کرده که اگر یک فرد فارسی زبان واژه های عربی، انگلیسی، هندی یا هر زبان دیگری را استفاده کند کسی اشکال نمی گیرد ولی اگر کلمه فارسی را به کار ببرد بلادرنگ حساس می شوند و تهمت ایرانی بودن یا بیگانه پرستی می زنند. در واقع "فارسی وان" (این اصطلاحی است که از قدیم به فارسی زبانان در افغانستان اطلاق می شده است) یا فارسی زبانان افغانستان چه گناهی کرده اند که میراث مولانا، سعدی، سنایی، شمس، عطار، فردوسی و حافظ و ناصر خسرو به زبان فارسی است و میان ایران، افغانستان و تاجیکستان و شبه قاره هند مشترک است؟ پس ای برادر همزبان! ای معلم و آموز گار! ای سردبیر ونویسنده! ای گوینده ی رادیو! و ای پارسی گویانی از افغانستان آمده! حالا که مادر فضای دموکراسی و در استرالیا زندگی می کنیم و در اینجا از استبداد خبری نیست آیا رسالت ما این نیست که فارسی را به نسل جدید خود به درستی و کامل منتقل کنیم نه اوغانی(پشتو) را با لحاف دری!؟ بیایید ترس را از دل و تعصب را از دماغ بزداییم و با تکیه بر میراث بزرگ مولانا، حافظ، سنایی، بیدل، نظامی، رودکی، سعدی و فردوسی فارسی را اصل قرار داده و با مجموعه ی بزرگ فارسی زبانان همراه و همگام شویم وتوانایی های زبانی خود را افزایش بدهیم. همان گونه که کشورهایی همانند انگلستان، امریکا، کانادا، زلاند نو و استرالیا به طور یک پارچه زبان خود را انگلیسی می خوانند. یا بسیاری از کشورهای افریقایی علی رغم فرهنگ و تاریخ متفاوت زبان شان را عربی می خوانند و با کشورهای عربی همسان سازی می کنند. چرا ما فارسی گویان باوجود تاریخ، ادبیات، فرهنگ و سنت های مشترَک زبان واحد خود را از همدیگر جدا سازیم؟ چه کسی از این جدا سازی ها سود می برد؟ مهمتر از همه این که بدون داشتن صلاحیت های علمی، غیر مسؤلانه و کاملاً نا آگاهانه از یکی از گویش های زبان فارسی یعنی لهجه ی هزارگی "زبان هزارگی" را ابداع نکنیم. این عمق فاجعه برای یک ملت یا قوم است که تا این حد خود را در انزوای فرهنگی قرار دهد.
از قدیم گفته اند: دشمن دانا بلندت می کند بر زمین ات می زند نادان دوست ومن الله التوفیق این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در سه شنبه ، 10 اسفند 1389 ، 21:59 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین




درنگــی بر جنجــال زبــان "فـــارسی" و "دری"





