نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| اهمیــــت زبــان |
|
|
|
| ادبیـــــات - زبــــان |
| نوشته شده توسط میر احمد لومانی |
| چهارشنبه ، 7 ارديبهشت 1390 ، 12:53 |
|
بنـــام خــداوند مقـــدمـــه: انسان متفکر؛ این پیام آور کلام وحی. و؛ سخن و کلام، سفیر و پیامبر روح بشریت متفکر بوده است. که؛ در پرتو آن درک، تفاهم و همدلی در میان یک ملت و امت و یا پیروان یک اندیشه به ظهور نشسته؛ که در نتیجه، گستره تمدن ها در ادوار تاریخ از همین پس منظر نشات گرفته و به بارور شدن پرداخته اند. زبان؛ سنگ بنا اساسی و بنیادین تبادل افکار، تفاهم و همدلی میباشد. زبان شالوده و بنیاد هویت ساختار اجتماعی یک ملت و جامعه بوده، که تمام اندوخته های زیر بنایی و افتخارات تاریخی یک ملت و جامعه را در قلمرو خویش به ودیعه گرفته، و به باز خوانی میگیرد. دولت ها، از گستره بستر زبان های مشخص پدیدار گشته، و مجموعه زبان و فرهنگ در قاموس دولت های مسئولیت پذیر در زمره ناموس ملی تعیین و مرز بندی گردیده است. زبان؛ شناسنامه نامه فرد و جامعه است. سخن و کلام، بیان گر بلوغ نبوغ فکری نخبگان ملت ها را به نمایش میگذارد. زبان و گفتن، کلام است. و کلام همان گذر گاه عبور به سوی شدن آدمیت در طول ادوار تاریخ بوده است. قو لو لا اله الله تفلحو. زبان اصالت فرد و جامعه است. و زبان نقطه تمایز، و ایجاد تعیین حدود و مرز؛ و تعیین پیوستگی ملی، در طول تاریخ بشریت بوده است و.... ..... و زبان؛ خداوندگار همدلی است. و همدلی؛ دریچه، روزنه و گذر گاه یی است به سوی یکی شدن. زبان؛ نماد ساختار اساسی و بنیادین خانواده بوده که؛ " مادر " در پرتو الطاف کلام خویش در ان درخشش گرم و جاویدانه گی حیات به هدیه میگیرد. " مادر " و " خانواده "، سمبل و نماد پیوستگی " وارثین بوده "؛ که در صورت تعقل و درایت خود دژ پایدار و ماندگار متحد بودن و یک پارچه بودن را در میان فرزندان و وارثین به تضمین میگیرد. زبان، وسیله تفاهم است. و تفاهم، سرآغاز همدلی و یگانه گی و "پیوند " میباشد. زبان کلام است، و کلام، مقدس. تقدس ی به قداست مادر. بدان جهت زبان به مادر مسمی شده است. زبان به مادر مسمی شده است. بدان جهت، تا حریم قداست وی، به پیمانه پاسداری از ارزش ها و حرمت مادر؛ در لوح کار و عمل کرد ها، در اولویت استراتیژی کی قرار داده شود. زبان، کلام و گفتن؛ اعجاز است؛ جادو است. زبان همان جریان حیات در وجود و شریان یک جامعه است. مگر نه آن که فردوسی بزرگ، در اعجاز " کلام " ملتی را به اوج قله های افتخار مجدد به عروج میرساند ؟؟. مگر نه آن که وی با سخن و اندیشه ناب و حکیمانه خویش، به تاریخ پنچ هزار ساله بخشی از تمدن بشریت حیات دوباره بخشیدن میگیرد ؟.
* *
در پروسه ملت سازی، همواره این همدلی بوده است که توده ها را به هم به پیوند گرفته و متحد نموده است. همدلی؛ این پیوند صمیمی و جاویدانه یک خانواده بزرگ (ملت). که، هم دلی " آدمیت " از هم زبانی " وی " نشات و سرچشمه گرفته؛ و، ما " سوای " هم زبانی؛ تفاهم و هم دلی، در شوره زار ابهام " به خشکیدن " خواهد رفت. که؛ تمدن ها، ادیان و شالوده و اساس رشد و غنا مند ی بشریت، مدیون کلام است و گفتن است و تفاهم. ادیان و مذاهب، تغیر یافته اند. خط و مرز های جغرافیایی به هم خورده اند؛ اما شالوده و اساس زبان و پیوند هم زبانی، در میان جوامع بشری به عنوان یک اصل همواره مانده گار بوده است. که؛ در محدوده هم زبانی، بیگانه گی و نا آشنا بودن را راستا و مکانی نیست. در گذر زمان هر گاه ملت و جامعه یی، باور و اندوخته های فرهنگی خویش را که اساس، بنیاد و شالوده ساختار هویت اجتماعی ان ها را شکل میدهد، به فراموشی سپرده و یا کم بها و سبک قایل گردیده اند؛ در تند باد خشن و بی رحم حوادث به فراموشی گرفته شده و به انقراض گراییده و منحل گردیده اند.
زبان دیالوگ و گفتن، یکی از بنیادی ترین و ریشه دار ترین واسطه و ابزار پیوند هویتی و عاطفه یی میان بشریت بوده، که از آغاز تولد این پیوند و پل مقدس عاطفی، میان کودک و مادر، بر قرار می گردد. و به هر اندازه یی که بر رشد و بلوغ فکری انسان افزوده میگردد به همان پیمانه اهمیت گفتن و تفاهم در زنده گی وی به یک امر ضروری تبدیل میگردد. این یعنی، انسان بالغ و جوامع متمدن، گفتن و دیالوگ اصول مند را بیش از دیگران، یک ضرورت و امر حیاتی و کار ساز می پندارند.
دوستان. این که در گستره سینه تاریخ، فارس و حوزه تمدن زبان فارسی یکی از پایه های اساسی و بنیادین تمدن بشریت بوده است، در آن هیچگونه شک و تردیدی موجود نه میباشد. این حوزه پرافتخار، شخصیت های علمی و نوابغ مانده گاری را تقدیم بشریت نموده است بخش اعظم از تمدن دیروز و امروز بشریت، مدیون کار، کوشش و تلاش شخصیت های علمی پروریده شده در دامان این سرزمین میباشد. اندیشه های مملو از فلسفه و حکمت زردشت بزرگ، که بیان گر خیر اندیشی، دوست داشتن و خدا جویی میباشد، قدامت چندین هزار ساله داشته، و در جوار دیگر ادیان تاریخی، هم چنان در سینه تاریخ به گونه مانده گار میدرخشد. که این موضوع، بیان گر غنا مند ی و پویا یی فرهنگ و زبان فارسی در هزاره های دور، میباشد. شخصیت های علمی و نوابغ حوزه زبان فارسی، که د رشته های علمی گوناگون افتخار جاویدانه و تاریخی برای بشریت به ارمغان گذاشته اند، امروز مایه غرور، افتخار، و عزت و سربلندی؛ برای ما نسل حاضر میباشد.
رودکی بزرگ در شریان های تاریخ،با اعجاز هنر، حیات می بخشد. و پیر هرات خواجه انصار با زمزمه های عاشقانه اش ما را به ملکوت اعلی پیوند نموده، و مولانا بلخ، در اوج شور سماع و ایجاد فضا ی عارفانه، به تن، روح روان آدمی جان بخشیده و جهان به هدیه می گیرد.
حافظ بزرگ، در دامن پارس درو شکر می فشاند و سعدی حکمت به ودیعه میگذارد و فردوسی بزرگ درس وطن و میهن پرستی و جوان مردی و عیاری ما به میاموزد
چو ایران نباشد، تن من مباد.
لشکری از خوبان و نوابغ، تمدن سخت بزرگ و عظیمی به جهانیان و ما نسل کنونی ار مغان گذاشته اند. که امروز ما نسل کنونی شرافت پاسداری از ان را بر دوش میکشیم.
مسئولیت. نسل کنونی؛ ما مسئولیت بزرگ تاریخی را بردوش میکشیم. رسالت مان به عظمت و بزرگی شهنامه است و به قداست حافظ و به پهنا و وسعت اوستا.
حوزه تمدن زبان فارسی، حوزه عظمت دیروز، امروز و فردای ماست. نیاکان غیرت مند و باشرف و دانش پیشه ما، شکوفایی سخت عظیمی را در پهنه گیتی به ارمغان آورده اند،و با درایت و هوشمندی کامل حاکمیت های قدرت مند ی را تشکیل داده اند. که حکایت امپراتوری ایران باستان بخش لاینفک از واقعیت تاریخ بشریت میباشد. پیشدادیان، کیانیان، ساسانیان و... نمونه الگو حاکمیت های مقتدر ی در تاریخ بشریت میباشند.
نسل کنونی. از میان مخروبه های تاریخ، کاوه گونه قامت بر افراز. و فریدون دیگری بر تارک تاریخ در اوج اقتدار و عظمت دوباره احیا گری نموده، و عزت بر باد رفته خویش باز پس گیر.
هم زبان، هم ریشه و هم هویت؛ مسئولیت حفظ هویت، اقتدار و عزت؛ و احیا دوباره آن در سینه تاریخ دین تاریخی ما است. و این امر مقدس ممکن نه خواهد بود، مگر با تلاش و همت نخبگان و دلسوختگان این گنجینه پر بها. آن چه به گونه یک فا کت و واقعیت های عینی به مشاهده میرسد، این است که ما نسل کنونی بر اساس توطئه و دسیسه های دستان دور و نزدیک، تحت لفافه های دوست و دشمن؛ و به علت ضعف و بی کفایتی رهبران مقطعی بی خرد، از هم پاشیده و اسیب پذیر گردیده ایم.
در این مقطع از تاریخ، که تند باد بیداد استبداد، شقه مان نموده و هستی و هویت دیروز و امروز مان به تاراج برده، با تمام کاستی ها، به جا است تا از فرهیختگان، دانشمندان و عزیزان ساکن در حوزه جغرافیا یی ایران کنونی در جهت حفظ و غنا مند ی زبان گهر بار پارسی قدر دانی نمود. که، اگر دقت هوشمندی و مسئولیت پذیری عزیزان میراث دار نه میبود، شاید مدت ها قبل ما در تهاجم کرگدن ها له میگردیدیم.
دوستان. امروز با تمام دست آورد های بزرگ و کوچک در وضعیت آشفته یی داریم حیات به سر میبریم. امروز بیش از هر زمان دیگر، ما وضعیت شکننده یی را دارا میباشیم. به خصوص در افغانستان. افغانستان مهد تمدن گهر بار ایران زمین و سرزمین مقدس اوستا، در برزخ رنج خویش دارد به قربانی گرفته میشود. فارسی ستیزی به گونه آگاهانه و هدف مند، و نا آگاهانه؛ از دیر باز زمان در پیکره این قند پارسی دارد به تزریق گرفته میشود. دوستان همتی. که در قبال تاریخ و نسل آتی مسئولیت داریم.
تذکر: میخواستم این مقاله را در همایش همدلی در تهران به قرائت بگیرم، که توفیق یار نگردید. همایش که حقیقتا جای برادران تاجیک مان در ان جا خالی بود.
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران











