Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

مـــلت بالنــــده و دولت شـــرمنـــده PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - در خارج از کشور
نوشته شده توسط نوراحمد رجاء   
چهارشنبه ، 19 آبان 1389 ، 21:26

 مـــلت بالنــــده و دولت شـــرمنـــدهبنـــام خدا 

شرمنده ام ازنوشتن این نوشته؛ این نوشته نه افتخاری بمن دارد؛ ونه سربلندی بخوانندۀ هموطنم؛ سکوت خیانت است ونوشتن که شکننده سکوت است وافشاءگر رسوائیها؛ هیچ چنگی بردلم نمیزند؛ این نوشته چند روز است که پیش روی من مانده؛ هیچ الهامی برای جمله بندی ونگارش ندارم؛ سرم گرم نمیشود ودستهایم یاری نمیدهند.نوراحمد رجاء
دل شکستگی بر تمام وجودم حاکم است؛ و خجالت خرج وخوراکم شده؛ نِه میتوانم؛ این نوشته را بنویسم ونه میتوانم آنرا کناربگذارم؛ بمانند دختر رسوای که بارسوائیش سبب بی آبروی خانواده شده است؛ عزت فامیلش را به ذلت؛ وسربلندی خانواده اش را به سرافکندگی بدل نموده باشدچنین حالتی دارم.

 سردرگمی های دارم که خودم را در لابلای این سردرگمی ها گم کرده ام وهرچند پیچ وتاب میخورم؛ پائین وبالامیروم؛ به راست وچپ دورمیزنم؛ به آسمان دورمینگرم؛ وبه زمین سخت.

 وسوسه میشوم که ترک تابعیت کنم وهمچون روباه راه گریز پیش گیرم؛ بر روح وروان هرکسی که وطنفروش؛ دینفروش؛ معامله گرجهاد؛ شیونیست؛ ستون پنجم ومزدورکلیسا است؛ لعنت بفرستم ونفرین دیگری علاوه بدارم که (سرت چت؛ مالت چور وناموست اسیر دیگران) نتوانستم ونمیتوانم ترک وطن کنم.

 وباید همچون کوه استوار وپابرجابمانم ودرکنارهمسنگران وهمفکرانم شهدزندگی را بروطنفروش ومزدوران آن تلخ سازم؛ دراین اندیشه دست بگریبانم و بیشتر درگم شدنم؛ گم میگردم.

 لحظه بخود میآیم وفرارویم دوران جهادومقاومت جهادی ها؛ وپایمردی؛ جوانمرد؛ مردی بنام (مسعود بزرگ) که تا تاریخ این کشور است نامش جاودان وراهش راه آزادگان است؛ جذبه دار بدان سوی سوقم میدهد که عمرم را گذرانده ام؛ ومقاومت را درکنارمرد وزن؛ وپیر وجوان این کشور آموخته ام؛ وشعاربرای وطنم است که : تاسرندهم پا نکشم از سرکویت مردی ونامردی قدمی فاصله دارد.

 در آن گم شدن که تاخرخره فرو رفته وغرق دربیراهه های زندگی قرارداشتم؛ درآن بیراهه ها؛ گم شدگان رایافتم ودیدم؛ که ازخودم فراموش کردم؛ بکسانی برخوردم که درعالم مستی قدرت؛ ویا دیوانگی مکنت؛ ویاهردو نه تنها راه شان را گم کرده اند؛ که در این ره گم کردگی برهمه ارزش های اسلامی؛ انسانی؛ملی ومیهنی وحتی روی وجدان شان پای گذاشته اند؛ وجایگاه شان را درصف وطنفروشان و مزدوران وابسته جابجائی نموده اند.

 پشت بمردمیکه برای شان زمامداری واستقلال را دستاورد داشتند نموده؛ وروبسوی احمدی نژاد؛ مردی که چند سال پیش از پشت تریبون سازمان ملل باگفتار اینکه (مهمان آمد وآنقدر در خانه ماند که صاحب خانه شد) احساس همه وطندوستان را جریحه دارساخت آورده اند.

 به بها وارزش این همه از دست دادگی ها بجوالی از پول دست یافته اند؛ وهمچون کِرمی که درلجنزار از بوی تعفن لجن مست میگردد وبر حول وحوش لُوش های گندیده دورمیخورد سربالامیکند ودوباره فرومیرود ودرعالم مستی چرخش وگردش دارد؛ روز وروزگارمیگذرانند.

 آن قدرت ومکنتی که باپرداخت پول احمدی نژادها تکیه گاه وادامه راه وبقاء قدرت باشد؛ نکبتی است به کندید گی فاضل آب حمام وآب انبارهای پرتعفن.

 سر افکندگی های درسردرگمی هایم افزوده میشود؛ وقتی حیثیت وهویت ملی ما مشمول چندصدهزار یورو به برنامۀ وابستگی ومزدوری زمامداران ما بر آن علاوه میشود؛ وبه حکم جبر تاریخ این قرعه نحس به تاریخ کشور وتاریخ جهان وبر پیشانی ملت ثبت میگردد؛ چه بایدکرد؟.

 بخوردی ننگ وشرم و زینهارا به ننگ اندر زدی خود را و مارا.

 و دراین کشور بیش از آنکه مرئوس وابسته باشد؛ رئیس وابسته است؛ وبیشتر از انکه رئیس بلدیه؛ رئیس بیمارستان؛ رئیس اطفائیه ورئیس گمرک و.... سرنای بنوازند رئیس الرؤساء دهل مینوازد؛واتن غلامی را به نمایش میگذارد؛ وبه غلامی افتخارمیورزد؛ وبه بندگی پیشتازمیگردد؛ وبه بردگی همت مینهد.

 روان شاد علامه اقبال لاهوری مثنوی زیبای بیادگار گذاشته است:

از غلامی دل بمیرد در بــــدن
از غلامی روح گردد بار تن
از غلامی بزم ملت فرد فرد
این و آن با این و آن اندر نبرد
در فتد هر فرد بافردی دیگـر
هر زمان هرفرد را دردی دیگر
شاخ او بی مهرگان عریان زبرگ
نیست اندر جان او جز بیم مرگ
کور ذوق ونیش را دانسته نوش
مرده ای بی مرگ ونعش خود به دوش

 افتخاردارم و افتخار داریم؛ وازجمله سرفرازی های مااست که دراین کشور گروه گدایان جمعیت بس بزرگی را تشکیل میدهند؛ وابستگی وتوسل جستن به بیگانگان وبریدن ازنیروهای خودی وملی؛ سبب شده است که همه روزه بر تعداد گدایان افزوده شود.

 هم اکنون جمعی به بزرگی سردمداران بر آن اضافه شده اند؛ مثل (زرد؛ سفید وسبز کرباس؛ همه ازجنس یک کرباس) بااین تفاوت که(آدم ناشی سرنارا از سرگشادش میزند) وگدا های کوچه وبازار تا هنوز روش متکدی گری را در فابریکه ها؛ مؤسسات؛ دانشکده ها و دانشگاه های دیپلوماسی درس نخوانده اند؛ وبکارشان بدون تخصص ادامه میدهند.

جالب وقابل توجه گدایانِ مسلکی هستند که به همه فن استادند؛ وبه اساس مثل عمومی که : (به هرکور عصایند وبه هرکل کلاه)

گدای سر بازار را میتوان تحت پیگرد قانون قرارداد ومانع بر روند کار آن شد؛ اما باگدای بزرگ ومزدور اریکه نشین چه میتوان کرد؟.

 مزدوران کشورما دربرنامه های شان چنان موفق اند که قانون (الاضداد لایجتمعان) را میان تهی وپوچ؛ واز رده خارج ساخته اند.

 درکشورما میشود که هم ازحمایت امریکا برخوردار بود وهم پشتیبانی ایران را باخود داشت؛ درحالیکه ایران سعی بر آن دارد تادشمنش امریکارا درکشورما؛ وبا بهره برداری ازخصومت های ما؛ به باد انتقام وکشتار بگیرد؛ همان اساس وبرنامۀ که هندوستان وپاکستان باهم دارند وصحنه رقابت وکشتار شان درکشورما بمرز نهائی میرسد.

 برمیگردم به موضوع این مضمون؛ مزدور سربازار؛ کسی است که با بکار انداختن دست وشانه وکمر وپا درخدمت کارفرماقرارمیگیرد وحاصل ودسترنج زحمتش را حلال تر از شیرمادر وپاک تر از آب زلال بمصرف میرساند.

 مزدور بیگانه ومزدور استعمار؛ که نوامیس ملی را به اِزاء اند وچند صد هزار یورو؛ ملعبه وبازیچه بیگانگان قرارمیدهد وبابدست آوردن هزینه مالی بذر نفاق وتخم بدبختی و نسخه مرگ برملت میکارد ومینویسد وبرمجموعه دستاورد مزورانه؛ ومزدورانه اش نام شفافیت وقانونمندی اضافه میکند چه میشود کرد؟.

درسایت بی بی سی به این تاریخ و این آدرس تحت نام عنوان ذیل:

(به روز شده: 03:02 گرينويچ - جمعه 01 اکتبر 2010 - 09 مهر 1389

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/10/100930_u03_gay_footage_suicide.shtml

دانشجوی آمریکایی پس از انتشار فیلم آمیزش جنسی اش خودکشی کرد). برخوردم.

 (یک دانشجوی همجنسگرا در آمریکا پس از آنکه همکلاسی هایش فیلمی از رابطه جنسی او با مرد دیگری را بر روی اینترنت منتشر کردند خود را کشت.جسد این جوان ویولونیست در روز پنجشنبه و یک روز پس از آنکه در رودخانه هادسون پیدا شده بود، شناسایی شد.گفته می شود دو دانشجو بطور مخفیانه از رابطه جنسی آقای کلمنتی در اتاقش فیلم گرفتند و سپس آن را بر روی شبکه اینترنت منتشر کردند).

 عمل شنیع وزشت؛ همجنس گرایی هرچند باپوشش رسم متداول هواداران وهواخواهانش که امروز درصدد برسمیت شناختاندن آن؛ پیش تازانِ را بخود اختصاص داده است؛ ودربعضی کشورها برسمیت نیز شناخته شده است؛وانگهی که هویدا ودرمعرض دید سایرین قرارمیگیرد؛ عامل آن پذیرای مرگ میگردد؛ وهمه امیدها و آرزوهایش را با سقوطش در رودخانه هادسون طعمه امواج نیست ونابود کننده قرارمیدهد وحاضر نیست به زندگی ئی ادامه دهد که شاید بعضا بانگاه های تحقیر آمیز بر وی بنگرند.

 

 اندیشه ی بر وجود حاکمان ما حاکمیت دارد که هرنوع رسوائی را سر فرازی وهر نام بدی را شهرت و اعتبار برخود فرض میکنند وحاضر نیستند؛ نه اینکه خود کشی کنند؛ که حتی حاضر به استعفاء وکناره گیری شوند؛ وشرمی از آنچه حرص وآزمندی مزدورانه و وطنفروشانه برسرشان میاورد ندارند؛ وبااینهمه لجوجانه ومصممانه سماجت بخرج میدهند؛ که گل سرسبد خدمت بمردم وکشور هستند؛ ولقب خدمتگار به جامعه وکشور هم ارث پدری؛ هم عادت همیشگی شان شده است.

 در این کشور گویا که خیانت همان است که مردم بینوا از سپیده دم تا تاریکی شب همانند اسپ دوانند تالقمه نانِ بیابند؛ واگر ذرۀ از دستورات قانون سرپیچی کنند؛ یاباید قانون بر آن تطبیق گردد ویا باگرفتن قرض ودادن رشوت برهائی خود دست یازند؛ وفساد درابعاد وسیع آن باپول های اهدائی بیگانگان به حاکمان وطنفروش؛ شعاعی به تابش نور آفتاب گسترش دارد؛ واز این طیف درکشورما عادت وقانون است که : (آفتابه دزد را بدار میاویزیم و به دزدان بزرگ درود میفرستیم).

ملت سرافرازیم وغیرتمند؛همین جمله وعبارت من دقیق وراست است؛ یاغلیظ و نادرست ؟. کدام یک ؟.

اگر سرافرازیم و غیرتمند؛ که باید این چنین باشد؛ دراین صورت این حاکمان ازکجا وچطور برسرنوشت ماحاکم و ادامه حاکمیت میدهند؟.

 واگرنادرست است؛ به درازا واعماق تاریخ فرو نمیرویم وغوطه نمیخوریم؛ هنوز دیری از جهاد برحق عموم مردم ما علیه تجاوز روسها و لشکرکشی فوج پاکستان نمیگذرد و همه شاهد بودیم؛ که این ملت با چه افتخار و سربلندی وشهامت واز خود گذری ازدین؛ سرزمین؛ رسوم و آداب اجتماعی؛ آزادی و استقلال خود دفاع نمودند.

حال شایسته وبرازندۀ این مردم و این کشور همین است که حاکمان وندیمان او این چنین بر خدشه دار نمودن و ریختن آبرو وحیثیت ملی میهنی معامله گری کنند؟.

 در حالیکه هیچ توجیه وهیچ تحویل وهیچ عذری نمیتواند؛ سند برائتی برای دست اندرکاران این امر واخاذی غیر ملی آن شود؛ مگر اینکه نام آنرا (تحویق) کج کردن سخن بنامیم. وروپوشی بررسوائی جهانی خود بگذاریم تا به سرنای بیغیرتی وبی بند وباری بیشتر وبیشتر پُف کرده باشیم.

 سوال مطرح میشود که اقای عمر داود زی رئیس دفتر آقای کرزی است؛ یاوزیر امور خارجه جمهوری اسلامی افغانستان ؟.

 لااقل برای مشروعیت ضمنی ونسبی؛ هرگاه این اقدام از مجری وزارت امور خارجه ودست اندرکاران امور انجام می یافت وسپس این پول ها در اختیار آقای کرزی قرار داده میشد؛ تارئیس جمهورما میتوانست به موافقین وهمراهان خود بطور دلخواه هزینه بود وباش سیر وسیاحت وخرید خانه وتامین زندگی خارجی وشخصی شانرا بر آورده نماید؛ وبه ازاء باقی مانده پول ها؛ موج مخالفین خود ومخالفین برنامه ریزی های استعماری ایران وسایر استعمارگران را با پاشیدن بذر نفاق ازهم بپاشاند.

 

 هم اکنون اینطور تصور دارم: درهیچستانی عمر میگذرانیم که هیچکس؛ هیچکس نیست؛ وهیچکس هیچی ازسرنوشت وآینده مردم نمیداند. هیچی در این کشور فرهنگی است عمومی که به هر واژه ی وبه هر معنی منتفی راست میآید.

هیچی یعنی حکومت؛ یعنی دولت؛ یعنی حکام وزمامداران؛ یعنی قانون؛ یعنی انتخابات؛ یعنی تصمیمات شورای وزیران و احکام وفرمان های رئیس جمهور.

(هیچ : یعنی پوچ بیهوده عاطل وباطل؛ بی محل؛ همه کارۀ هیچ کاره؛ بی ارزش وبیکاره) واین همه بی معنی بودن؛ برهمۀ با معنا بودن ملت وکشور ونظام وسرنوشت ملی حکم میراند.

 که بنا بقول عطار (هیچ بودی هیچ خواهی شد هم اکنون هیچ باش) که بحق این دید صوفیانه (هم اکنون هیج باش) بر روال حاکمیت سیاسی ما طوری تحقق یافته که شاهدیم؛ آنیکه باید وحتما جلو سرازیر شدن پول های (پالی شوئی) که بدست دیگران اگر میرسد بگیرد؛ خود یک پالیشوی است.

 توضیح کلمه پالیشوئی : (نخستین بار فردی به نام آلکاپون گروهی به نام آلکاپونها تشکیل داد. این گروه به زور از مردم اخاذی می کردند. آنان برای پنهان کردن شیوه عمل خود، رختشویخانه ای تأسیس کرده و وانمود می کردند درآمد خویش را از این راه به دست می‌آورند و نه از راه نامشروع. اصطلاح پول‌شویی اینچنین شکل گرفت.پولشویی به مجموعه اعمالی گفته میشودکه طی ان معاملات و در امدهای نامشروع شکلی کاملا قانونی میگیرند و از تعقیب و مجازات قانون رهایی میابند).

 ازمصیبت روزگار برسرنوشت این ملت کسانی حاکمند که حتی حرف مردمی بلد نیستند بگویند؛ چه رسد به الفاظ سیاسی؛ آقای داود زی؛ پس از چهار زانو زدن اعلام میکند که من حساب وکتاب تمام این پول هارا برای ایران پس میدهم وآرشیف تهیه شده اش را برخ مردم میکشد.

اما نمیگوید که روش مصرف این پول ها بر اساس کدام دستورالعمل پلان شده شورای وزیران وبه تصویب پارلمان وبحکمیت قانونمندی صرف وخرج ویا اهداء وپیشکش گردیده است.

 آقای داود زی چنان خام وبدون ملاحظه صحبت میکند؛ که کله فروش سربازار؛ برای فروش یک کله پاچه؛ پُخته تر وارد بحث میگردد.

 او بدون اینکه درنظر داشته باشد بااستناد به اینکه او حساب پول های پالیشوئی ویا باد آور ده را؛ دوباره بمرجعه مربوط حساب میدهد؛ هم نوکرمنشی گیرنده ها را وهم حیثیت واتوریته ملی را به تاراج وبرباد فنا میدهد؛ مفتخر است که دهانش را باز کرده وحرف میزند ورسانه ها نیز پای صحبت او فلم تهیه میدارند تامردم بشنوند که چه دُری سفته است.

اقای داود زی وتیم کاری او اندیشه داشته باشند؛ این ملت نه کوراست ونه کر؛ ونه هم عقل شانرا از دست داده اند.آقای داود زی خاک برچشمان ملت نریزد؛ خاک بردهان آنانی بریزد که مصداق اصولی برای اظهار وبیان ندارند.

آقای داود زی چنان جاهلانه ویا دشمنانه انتقام از آقای کرزی وبرنامه اخذ پولش از بیگانگان وداد وستد حسابیش گرفت؛ که بحق هیچکس را یارای چنین فرضیه ویابرنامه نمیتوان سراغ نمود.

 تیر پرتابی که از دهان آقای داود زی به نشانه ها اصابت نمود؛ علاوه براینکه وابستگی زمامداران مارا تامرز بی نهایت برملا نمود؛ ارزش واتوریته ملی را نیز جریحه دارساخت؛ هم اکنون آقای احمدی نژاد خرسند است؛ که توانسته است بمردم ما بفهماند که آری شاهد دیدن وشنیدن برنامه هایش بودیم؛ وآیندۀ ملت نیز روشن است.

این جا؛ وداد وگرفت این پول ها است که می بینیم در وقت استیضاح وزیرپیشین اطلاعات وفرهنگ آقای خرم بیشتر از پنجاه نماینده پارلمان در ظرف کمتر از 14 ساعت تغیر فکر واندیشه میدهند؛ وبرگفته واستدلال 14 ساعت قبل خود خط بطلان میکشند.

 وتاریخ بما میآموزاند که در آن زمان وبعدها دربرنامه های آنچنانی (چه کاسه زیرنیم کاسه بوده است) وچطور وباچه پولی تاجران جابجائی شده در پارلمان به برنامه های بازرگانی وخیانت ملی مصروفیت داشتند.

وصراحتا باید برای همه کسانیکه پولی از معامله گری وفروش دین و وطن و به چپاول وتاراج دادن ارزش های جهاد وسرقت واختلاس بدست آورده اند؛ وگنج قارونِ را تهیه وذخیره دیده اند؛ بیم ویانوید میدهم که هرگز عمر حضرت نوح را نخواهید داشت وبزودی مرگ بسراغ تان خواهد آمد؛ ولو اینکه دربرج های مشیده باشید.

 بدبختانه که در این کشوری که تابخواهی احزاب ورسانه های از اپوزیسیون فعالیت دارند؛ هیچکس وهیچ گروهی لااقل زحمت یک راه پیمائی مسالمت آمیزی را بخود نداد؛ تاصدای ملت را برمخالفت برنامه های استعماری بگوش جهانیان وخاصتا ایران برساند. وتنها میتوان با دوبیتی از علامه اقبال لاهوری مرهمی بردرد دل ها نهاد واقدام وطنفروشی را محکوم نمود و راه ملت را از راه زمامدار معامله گر جدا نمود که:

آدم از بی بصـــــــــــری بنـــــدگی آدم کرد
گوهری داشت ولی نذر قبــــــــاد وجم کرد

یعنی از خوی غلامی زسگان خوار تر است
من ندیدم که سگی پیش سگی سر خم کرد.

 

ومن الله التوفیق.

نوراحمد رجاء

19-8-1389 برابر10-11-2010

این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید

 

Advertise your business here. Click to contact us.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 24.05

FARAAKHABAR 23.05

KANKAASH 21.05

GOFTMAAN 24.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 58 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.