Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
دنیــای عـــرب؛ دنیـــای زبــونی و درمــاندگـــی PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - در خارج از کشور
نوشته شده توسط محمداکرام اندیشمند   
چهارشنبه ، 3 فروردين 1390 ، 12:14

دنیــای عـــرب؛ دنیـــای زبــونی و درمــاندگـــی وقتی بم هواپیما ها و موشک های کروز امریکایی و اروپایی بر شهر های لیبیا فرود می آیند مردان عرب لبیایی مخالف قذافی با فریاد های الله اکبر از آن استقبال می کنند. آنها با بلند کردن انگشتان دست بهمحمداکرام اندیشمند عنوان پیروزی به کمره های خبرنگاران تلویزیون خود را می چسپانند و هر چه بلند تر الله اکبر می گویند تا شور و شعف درونی خود را به گوش دنیا برسانند. دیدن این صحنه ها من را به یاد روزهای ورود ارتش امریکایی ها و انگلیس ها در آغاز بهار 1991 میلادی به کویت انداخت که مردان عرب کویتی پرچم امریکا و گردن سربازان امریکایی را می بوسیدند و سپس پسران نو زاد خود را جورج دبلیو بوش نام می گذاشتند. 

شاید هم مردان لیبایی امروز و هم مردان کویتی در آن دیروز چاره ای ندارند و نداشتند تا از شر دیوانگان خود کامه و خون آشامی چون صدام حسین و قذافی رها شوند. اما انگیزه های شور و شادی مردان وزنان عربی هر چه که باشد این فریاد ها و شادی ها آنهم با شعار الله اکبر در استقبال از بم های امریکایی و اروپایی تنها یک تصویر را به ترسیم می کشد: تصویر زبونی و درماندگی دنیای عرب را!

صد سال ذلت و حقارت:

نکته ی مهم و قابل توجه این است که روند تحقیر و ذلت اعراب مسلمان در برابر قدرت های غربی اروپایی و امریکایی روندِ صد ساله است. عرب صد سال است که بار این حقارت و ذلت را می کشد و هنوز این بار را به گردن دارد. درست، زمانیکه آتش جنگ جهانی اول شعله ور شد و دنیای مقتدر غربی آخرین امپراتوری اسلامی ترک های عثمانی را متلاشی کردند، عرب ها که بخشی از قلمرو آن امپراتوری بودند در نقش ستون پنجم اروپایی ها عمل کردند تا به تشکیل دولت و کشور مستقل عربی برسند. پادشاه حجاز یا شریف مکه (شریف حسین) و پسرانش امیر فیصل و امیر عبدالله در رهبری شورش اعراب بر ضد عثمانی و در کنار نیروهای بریتانیایی قرار گرفتند. ماکماهان نماینده بریتانیا در مذاکره با شریف حسین متعهد شد که بریتانیا در ازای ایستادگی اعراب علیه دولت عثمانی استقلال و حاکمیت عربی آنان را به رسمیت می شناسد. در حالی که قبل از آن مصر و سرزمین های شیخ نشین ساحلی شبه جزیره عربستان تحت الحمایه ی بریتانیا قرار گرفته بود. فرانسوی ها در اواخر سده ی نوزدهم (سال 1881 عیسوی)با امضای پیمان "باردو " تونس را تحت الحمایه خود ساخته بودند. سپس بر مراکش، الجزایر و موریتانیا نیز دست یافتند. ایتالوی ها در سال 1912 عیسوی لیبیا را گرفتند و سومالیا را نیز بصورت مشترک با انگلیس ها تحت سیطره ی خود در آوردند.

ملک حسین و پسرانش در حالی که مبتنی بر وعده و عید انگلیس ها بر ضد قوای عثمانی در جزیرة العرب شوریدند تا به کشور و دولت مستقل عربی برسند، اما انگلیس ها قبل از پایان جنگ در توافقنامه ی غیر علنی سایکس – پیکو (در 16 می 1916 میان ژرژ پیکو نماینده فرانسه و سرمارک سایکس نماینده بریتانیا) متصرفات عربی عثمانی را میان خود تقسیم کردند. سپس در دسمبر 1918، "کلمانسو" صدر اعظم فرانسه و "لوید جرج" صدر اعظم بریتانیا توافقات تقسیم محرمانه ی متصرفات عربی عثمانی ها را بصورت آشکار در قرار داد "کلمانسو – لویدجرج" تأیید کردند.

تلاش عرب ها در جهت ایجاد دولت مستقل عربی به خصوص تلاش امیر فیصل پسر ملک حسین شریف مکه از رهبران شاخص دنیای عرب در آن زمان به نتیجه نرسید. فیصل که به کمک نیروهای بریتانیا به فرماندهی ژنرال "آلن بی "در اکتوبر 1918 دمشق را از نیروهای دولت عثمانی متصرف شد و در آنجا سلطنت مستقل عربی را به نام پدرش اعلان کرد در یاد داشت خود به کنفرانس صلح پاریس (جنوری 1919) نوشت که پدرم به خواهش بریتانیا و فرانسه بر ضد دولت عثمانی دست به قیام زد؛ حالا باید ملت عرب دارای حق حاکمیت مستقل شوند. پاسخ فرانسوی ها به التماس ملک فیصل این بود که قوای فرانسوی به فر ماندهی ژنرال گورو Gouraud در 25 جولای 1920 دمشق را اشغال کردند و فیصل را بصورت تحقیر آمیزی از آنجا بیرون راندند. هر چند امیر فیصل پس از اخراج از سوریه به کمک و تأیید بریتانیا در 23 آگست 1921 پادشاه عراق اعلان شد، اما سلطنت مذکور تحت نفوذ و استیلای بریتانیا قرار داشت. پس از آن فرانسوی ها لبنان و سوریه را اشغال کردند، انگلیس ها بر فلسطین و عراق دست یافتند و تسلط خود را بر تمام شیخ نشین های عربی خلیج فارس حفظ کردند.

 

ناسیونالیزم عربی؛ مظهر ناتوانی و شکست عرب:

در فاصله های دو جنگ جهانی اول و دوم و سالهای پس از جنگ دوم جهانی مبارزات مردم عرب در بسیاری از کشور های عربی تحت استیلا و اشغال استعمار گران اروپایی به تشکیل کشور های جداگانه و در ظاهر مستقل عربی انجامید. در این دوره نسل جدیدی از نخبگان عربی بر خاسته از جریان مبارزات استقلال خواهی اعراب بوجود آمد که بیشتر از نسل پیشین خود شور و روحیه ی ناسیونالیزم عربی داشتند. این ناسیونالیست های عرب با تلفیق اندیشه های مختلف مارکسیستی، لیبرالیزم غربی و حتا اسلامی وارد میدان سیاست و اقتدار در جوامع عربی شدند. برخی از افراد و گروه های آنها با توسل به کودتای نظامی سلطنت های عربی را بر انداختند و قدرت را در کشور های خود قبضه کردند. افسران آزاد مصر به رهبری جمال عبدالناصر در مصر، احزاب بعث در عراق و سوریه و معمر القذافی در لیبیا از پیشقراولان جنبش ناسیونالیستی عرب در نیمه ی دوم قرن بیستم عیسوی بودند. در حالی که دولت های این جنبش و چهره های معروف و نامدار آن در دنیای عرب با شعار احیای استقلال و اقتدار ملت عرب وارد میدان شدند اما دنیای عرب طی نیم قرن حاکمیت آنها نه تنها که به استقلال و اقتدار نرسید، بلکه به قهقرای مذلت و درماندگی بیشتر فرو رفت. جمال عبدالناصر چهره ی نامدار و اصلی ناسیونالیزم عربی برغم آنکه با ملی ساختن کانا سویز در 1954 و عقیم ساختن اشغال نظامی کانال از سوی بریتانیا، فرانسه و اسرائیل، در آغاز شور و امیدی به ناسونالیزم عربی ایجاد کرد، اما شکست او در جنگ 1967 با اسرائیل به آغاز شکست ناسیونالیزم عربی انجامید. هر چند ناصر با مرگ خود در 28 سپتمبر 1970 دیگر شاهد زبونی و شکست ناسیونالیزم عربی تا پایان سده ی بیستم و نخستین صده ی بیست و یکم عیسوی نبود. پس از او ناسیونالیزم عربی در مسند اقتدار سیاسی تا پایان سده ی بیستم و در نخستین سده ی بیست و یکم عیسوی بصورت افتضاح آمیزی شکست خورد. این شکست در دو جبهه بوقوع پیوست:

در داخل و در عرصه ی آیدئولوژی و سیاست، و در بیرون در میدان مبارزه و مقابله با اسرائیل و با استیلا و سیطره جویی غرب.

جنبش ناسیونالیزم عربی در طول بیش از نیم قرن حضور خود در مسند اقتدار سیاسی به جای ایجاد نظام سیاسی مبتنی بر آزادی و عدالت به تشکیل رژیم های استبدادی و خود کامه پرداخت و در بطن خود خون آشام ترین، فاسد ترین و دیوانه ترین چهره هایی چون صدای حسین، معمر القذافی و... را پروراند. پهلوی دیگر شکست نا سیونالیزم عربی شکست آن در برابر سیطره جویی دنیای غرب بود. دولت های غربی به رهبری ایالات متحده امریکا و بریتانیا، قلمرو حاکمیت صدام حسین سرکش ترین چهره ی متکبر ناسیونالیزم عرب در نیمه ی دوم قرن بیستم را لگد مال کردند و با چه مذلتی گردن سرکش او را به طناب دار بستند. حالا قذافی سرکش و انقلابی نیز به همین سرنوشت رو برو است.

 

سه بار شکست در برابر اسرائیل:

کشور های عربی با 360 ملیون جمعیتی که اکثریت مطلق شانرا مسلمانان تشکیل میدهند، متشکل از 23 کشور (عربستان سعودی، عراق، سوریه، لبنان، اردن، فلسطین، بحرین، قطر، امارات متحده عربی، عمان، کویت، یمن، مصر، لیبیا، تونس، الجزایر، مراکش، موریتانیا، سودان، سومالی، جیوبوتی، کومور و صحرای غربی) در براعظم آسیا و شمال افریقا هستند. عرب ها در نیم سده ی اخیر سه بار از سوی نیروهای اسرائیلی به عنوان کشوری که بیشتر از پنج ملیون جمعیت یهودی ندارد شکست فضیحت باری دیدند.

در دومین روز تشکیل اسرائیل (15 می 1948) نیروهای عربی متشکل از ارتش مصر، اردن، سوریه، عراق، لبنان، یمن، داوطلبانی از عربستان سعودی و فلسطینیان از چند جبهه به اسرائیل حمله کردند. اما پس از هشت ماه جنگ، اسرائیل اراضی بیشتری را از اعراب گرفت.

دومین جنگ اعراب و اسرائیل در می 1967 رخ داد. جمال عبدالناصر رهبر ناسیونالیزم عربی و رئیس جمهور مصر با شرکت سوریه، اردن، عراق و کویت در صدد حمله بر اسرائیل شد. اما دولت شوروی از طریق سفیر خود در قاهره ناصر را شب هنگام از خواب بیدار کرد و او را از حمله منصرف ساخت. در فردای آن شب نیروی هوایی اسرائیل در یک تهاجم سریع و ناگهانی فرودگاه های این کشور ها را بمباران کرد. سپس نیروی زمینی اسرائیل در یک جنگ شش روزه اعراب را شکست دادند و مناطق: صحرای سینا، کرانه ی باختری رود اردن، بلندی های جولان، نوار غزه و بیت المقدس را تصرف کردند. یک ملیون فلسطینی در این جنگ آواره شدند.

سومین جنگ اعراب و اسرائیل به شرکت مصر در زمان ریاست جمهوری حسنی مبارک و سوریه به ریاست جمهوری حافظ الاسد در اکتوبر 1973 بوقوع پیوست. نیروهای عربی پس از پیروزی اولیه از سوی قوای اسرائیل عقب رانده شدند. اسرائیل در این جنگ توانایی نظامی خود را با کمک های بلاوقفه ی امریکا تقویت کرد و کماکان سرزمین های اعراب را که در جنگ 1967 تصرف کرده بود در دست خود نگهداشت.

دولت های عرب که با شعار ناسیونالیزم عربی و دفاع از فلسطین به عنوان قضیه عرب وارد جنگ با اسرائیل شدند، پس از سه بار جنگ ناکام امید خود را در غلبه ی نظامی از دست دادند. آنها در صدد مذاکره و راه حل سیاسی و تأمین روابط با اسرائیل بر آمدند. دولت های مصر، اردن و سازمان آزادیبخش فلسطین برهبری یاسر عرفات اسرائیل را به رسمیت شناختند. بسیاری از دولت های دیگر عربی حتا شیخ نشینان عرب خلیج فارس و شبه جزیره عربستان بصورت غیر رسمی با اسرائیل ارتباط بر قرار کردند. تا پایان سده ی بیستم عیسوی دیگر فلسطین به عنوان قضیه ی ملی اعراب برای سران دولت های عربی اهمیت خود را از دست داد و در واقع آخرین میخ بر تابوت ناسیونالیزم عرب کوبیده شد.

 

اتحادیه عرب؛ مظهر ناتوانی و استیصال دنیای عرب:

اتحادیه کشور های عربی در مارچ 1945 نخست توسط شش عضو مؤسس کشور های مصر، عربستان سعودی، عراق، سوریه، لبنان و اردن تشکیل شد و سپس اعضای آن به 22 کشور عضو و چهار کشور عضو ناظر رسید. هدف از تشکیل اتحادیه آن بود تا بر معضلات دنیای عرب رسیدگی کند و حتا دنیای عرب را به عنوان یک قدرت تأثیر گزار در جهان در آورد. اما این اتحادیه نه تنها به قدرت مؤثر جهانی و حتا منطقوی مبدل نشد، بلکه بصورت افتضاح آمیزی در حل معضلات درونی جامعه ی عربی ناتوان باقی ماند.

 اتحادیه کشور های عربی در طول حیات خود هیچپگاه بر سر یک موضوع واحدی به تصمیم واحد و عملی نرسید. مؤفق به حل هیچ مشکل دنیای عرب نشد. درگیری و خصومت های درونی کشور های عربی که با اشغال کویت در آگست 1990 توسط صدام حسین به اوج خود رسید، نمایانگر ناتوانی و رسوایی این اتحادیه بود. اشغال عراق توسط ایالات متحده امریکا و بریتانیا در سال 2003 و قتل صد ها هزار عرب عراقی در سرزمین عراق پس از آن که تا اکنون ادامه دارد درماندگی و استیصال اتحادیه عرب را بیشر آشکار ساخت. دستگیری صدام حسین رئیس جمهور پیشین عراق به عنوان چهره ی اصلی و مقتدر اندیشه ی ناسیونالیزم عربی، محاکمه و اعدام دراماتیک و نمادین او در برابر دیدگان اتحادیه ی عرب و مردم عرب ضعف و افتضاح غیر قابل تصور اتحادیه عرب را به نمایش گذاشت.

آخرین نمونه ی افتضاح اتحادیه کشور های عربی در موضوع لیبیا رخ داد. این اتحادیه در نشست ویژه ی خود بر سر لیبیا و قذافی به جای آنکه خود به حل این مشکل بپردازند راه را برای حمله ی نظامی غرب به لیبیا باز کردند.

 

رهبران عرب؛ مزدور یا مجنون:

رهبران حاکم دنیای عرب در عصر امروز تنها دو گونه اند: یا رهبران مزدور و وابسته به قدرت های غربی هستند و یا مردان مجنون و معجون همچون صدام حسین و قذافی که خود کامگی و خونخواری را با دیوانگی در خود جمع کرده اند. شق سوم در میان رهبران و زمام داران عرب وجود ندارد. اینکه کدام یک از این دو نوع رهبران عربی بهتر از دیگری هستند، شاید بتوان گفت رهبران وابسته و مزدور عرب بهتر از رهبران خود کامه و دیوانه ی عربی عمل کرده اند. آنها علی رغم وابستگی و انقیاد به قدرت های غربی کم از کم تا کنون راه را برای ویرانی کشور های خود توسط نیروهای غربی هموار نکرده اند. هر چند که آنها همچون شق دیگری رهبران عربی با استبداد و خشونت حکومت می کنند و به آزادی و عدالت در قلمرو حاکمیت خود اعتنایی نشان نمیدهند. بی اعتنایی آنها به آزادی و عدالت و به تعبیر دیگر به دموکراسی و حقوق بشر از سوی دولت های غربی پرچمدار دموکراسی و حقوق بشر در ازای وابستگی و انقیاد شان به این دولت ها نادیده گرفته می شود.

 

ریشه های ناتوانی و درماندگی دنیای عرب در چست؟

اگر به توانایی دنیای عرب در هر سه شکل ناسیونالیزم عربی، جنبش های چپ و مارکسیزم و نهضت های اسلامی یا اسلام گرایی نگاه شود، تمام این اشکال حکایت از ناتوانی و شکست اعراب دارد.

جنبش چپ کمونیزم در دنیای عرب در همان سالهای اوج اقتدار و گسترش این جنبش در دهه ی پنجاه، شصت و هفتاد میلادی نقشی در احیای اقتدار اعراب و در مبارزه با دنیای غرب و اسرائیل ایفا نکرد. اقتدار جریان چپ مارکسیستی در دو کشور عربی یمن جنوبی و سومالیا به شکل گیری نظام و اداره ی بهتر از سایر کشور های عربی نیانجامید. شوروی و چین به عنوان دو قدرت جهانی پرچمدار حنبش مارکسیزم علی رغم روابط نزدیک دولت های ناسیونالیست و انقلابی عرب با آنها در کنار آن دولت ها و جنبش های چپ عربی تا غلبه بر اسرائیل و گویا امپریالزم غربی ایستاد نشدند. برعکس، اتحاد شوروی سوسیالیستی اسرائیل را به رسمیت شناخت و با آن کشور روابط نزدیک ایجاد کرد. با توجه به این گذشته ی ناتوان و نا مؤفق جنبش چپ مارکسیزم است که هیچ نام و نشانی از جنبش مذکور در اعتراض ها و شورش های خیابانی دنیای عرب مشاهده نمی شود. جنبش های اسلامی یا اسلام گرایی علی رغم آنکه قدرت سیاسی و حاکمیت را در دنیای عرب تجربه نکردند در حالت بن بست به سر میبرند. اخوان المسلمین مصر و احزاب همفکر و همسو با آن در دنیای عرب برای رهبری و مدیریت جامعه برنامه ی مدون و مشخص حتا در عرصه ی نظری ندارند. از مهم ترین دست آورد جنبش اسلام گرایی دنیای عرب شکل گیری القاعده و ترویج فرهنگ عملیات انتحاری است که میدان این تجربه نه سرزمین اعراب بلکه افغانستان و پاکستان قرار دارد. ترویج اندیشه و فرهنگی که هر چند به نام اسلام عملی می شود اما به سختی میتوان مشروعیت آنرا در درون اسلام پیدا کرد. این فرهنگ و برنامه نیز راه حل مقابله با دنیای غرب، تمدن و اقتدار غربی نیست. پیروزی اسلام و جنبش های اسلامی به خصوص جنبش های اسلامی دنیای عرب در این نکته نهفته نیست که تا چه حدی می توانند با خشونت و خود کشی دشمن کافر و نامسلمان را بکشند. بلکه پیروزی و احیای اقتدار این است که تا چه حدی می توانند تمدنی بهتر و برتر از تمدن امروز غربی و بشری برای جامعه ی عربی و اسلامی خودشان و جوامع بشری دنیا ایجاد کنند. اعراب و دنیای امروز عرب تا اکنون از ارائه ی چنین الگو و تصویری ناتوان مانده اند.

 

اول حمل 1390 خورشیدی برابر به 21 مارچ 2011 عیسوی

 

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • صفوی
    آقایای اندیشمند!

    زبونی و در ماندگی اساس هویت ذاتی عرب را تشکیل می دهد.این یک حقیقت تاریخی است.


    وظیفهء هر انسان با وجدان اینست که از چسپیدن با اینگروه خودراباید نجات داد.
  • بدخشی
    هر کس از زبونی حرف بزند شما حرف نزنید..شما اصلا حق ندارین از زبونی حرف بزنید از روزیکه شانه به شانه ای قوای امریکای و انگلیسی در این کشور میجنگید..
    هر وقت بدون ب 52 و قوای ناتو سرنوشت خود را رقم زدید. .باز برای دیگران درس همت و سرافرازی بدهید وانها را زبون ودرمانده خطاب کنید..
  • ناشناس  - صاحب نظر

    آقای محترم اندیشمند صاحب !
    با عرض سلام
    بگذارید قبل از ارائۀ تبصرۀ خود با یک ضرب المثل مشهور وطن ی خود مان صحبت را شروع کنم وآنکه میگویند که :
    « چلو صاف به کفگیر می گوید ای سوراخ سورخ!!!؟»
    اندی شمند صاحب چطور شد که شما صدای الله واکبر گفتن ملت لیبیار که از دست یک وحشی جنایتکار( بنام قذافی) به ستوه آمده بودند شنیدید ومشاهده کردید. اما جناب شما ازلحظاتیکه آقای قانونی - داکتر عبدالله - ودن باله روان ناخلف مسعود شهید با کورد دینات دادن به بمب افکنهای بی52 های امریکائی که بالای مردم فریب خورده ویا رنج دیده بمب میریختند وبا شعار مبارک الله .اکبر بدرقه می کردند ندیدید ه بودید ویاد آور نشدید.
    اندیشمندان کسانی اند که واقع نگری را در هیج زمان نباید فراموش کنند.
    البته من بسیاری نوشته های تان را خوب ارزیابی میکنم نه کل آنهارا چون هنوز شما مانند بعضیها کور خود وبینای مردم هستید.
    از من رنجیده نشوید .هر چند جنایتی که غرب بعد از سقوط کمونیزم در عرصۀ بین المللی انجام میدهد برای هیچ انسان آزاده وبا شرافت ودین دار وبا شخصیتی قابل تحمل نیست.
    ای کاش در مقالۀ تان از درفشانی قذافی در روز قبل از فیصلۀ قطع نامۀ سلزمان ملل متحد که بزبان آورده بود ، یاد آورمی شدید.که گفت :
    « ا گر حکومت فعلی لیبی سقوط کند دیگر امنیت اسرائیل وغرب بمخاطره خواهد افتاد؟؟؟!!!» زیرا القاعده و..... شمارا آرم نخواهد گذاشت و.....»
    شما از چنین انسان وحشی - استعمار زده منافق - دیکتاتور منحرف وبی غی رت ودین فروش و شرف فروش چه تصویری می خواهید ارائه بدهید ؟
    صاحب نظر
  • ناشناس
    آقای اکرام تحلیل خیلی جامع و واقعی از وضعیت اعراب نوشته اید- موفق باشید
  • حاجی اخگر-کانادا

    يقيناحکام فاسدومستبدعرب مانندحکام فاسدومستبدافغانستان باجنون قدرت پرستی وقبيله سالاری ملت های خودراه ميشه اسيروتخديروخوارساخته وجلوهرگونه پيشرفت سياسی ومدنی راگرفتندشوربختانه درافغانستان حاکميت خوانين فاسدومزدوروفاشيست قبيله تروروترياک نيزمردم نجيب افغانستان راهميشه دراسارت روانی وفيزيکی وفکری قراردا ده وباسلاح دين تخديرکردندکه پيامدش تراژيدی هفتم ثوربودکه هنوزهم ادامه داردتازمانيکه حاکميت های خانوا دگی وقبيلوی ازشرق برداشته نشوداوضاع چندان تغيرنخواهدکردامروزپاکستان وانگريزتلاش دارندکه بارديگرهمان قبيله سالاری رازيرنام أشتی ملی ومصالحه اعاده کنندتازمانيکه قبيله سالاری درافغانستان باشدوضع مانيزازا عراب چندان تغيرنخواهدکردماواعراب هنوزهم دريک راه روانيم امروزأنچه درافغانستان ميگذارمحصول حکومت های مانندقذافيست که ازاحمدخان ابدالی شروع ميشودوتاکرزی خان ادامه داردازجنگ سالاريکه همه عمرش درجنايت وتج اوزوغارت ديگران سپری شدوهنوزهم نواسه هاواخلاف وميراث خواران اوعامل وابستگی کشورمابه بيگانه وتراژيدی وعقبماندگی وطالبانيزم اندازبرکت همين قبيله سالاری است که امروزمادرتروريزم وترياک سالاری وهمه پليشتی هاريکارت جهانی داريم وسربازان 43کشوردنيامردم جنوب رادربرابرپاکستان حمايت ميکنندحالابايدپرسيدکه چگونه ميتوان ازشرقبيله وقبيله سالاری نجات يافت که عامل همه مشکلات ماست؟
  • صادقی
    آقای اندیشمند
    مگر چرا کور خود و بینای دیگران هستی
    مگر مردم افغانستان و مخصوصا خویشاوندان و نزدیکان خ ودت از بمبهای جامعه جهانی در سال 2001 با الله اکبر استقبال نکردند؟

    چرا تنها از عراق و لیبا یاد میکن ی و عربها را زبون می شماری و افغانها را که بیشتر از دو صدسال تاریخ زبونی دارند نادیده میگیری؟
    این قض اوت کاملا نا عادلانه و یا به عبارت دیگر افغانانه است.
    با این مقاله ات احترامت را خیلی کم ساختی
  • صفوی  - زبونی عرب

    دوست عزیزم صاحب نظر وبدخشی صاحب!

    ضرب المثل فارسی است که می گویند"ده کجاودرختان کجا".شما بدون از اینکه بفهمید صحبت در باره چیست بی خلطه فیر می کنید.
    این جاه صحبت در بارهءزبونی عرب می رود و نه در بارهء 52 ویا این شخص وبا آن شخص که در گربنج شما برابر نمی آید.
  • ناشناس



    جناب اندیشمند! بشما درو میفرستم.من در میان حدوداً همه مسلمانان و جهادیون آثار ،نوشته ها وپژوهش های ش ما را واقعبینانه و منطقی تر میبینم.به
    جناب شما علی الرغم تفاوت های عقیدوی نسبت به دیگران ارج میگذ ارم.شما همان تابو های مبصرین اسلامی را تا حدودی بجا و منطقی در قلمرو تحلیل هاو افکار تان شکستید. به این مناسبت از شما متشکرم.و اما:
    در تحلیل همه جانبه و عینی تان بخصوص در رابطه با جهان عرب که مساوی به جهان اسلام است میباییست کمی عمیق تر روی عوامل عینی و ذهنی این روند مکث میکردید.در بررسی قضایا بای د جسور بود واز شاخه یی به شاخه یی دیگر پریدن، تحلیل ما را سطحی جلوه میدهد.
    بنظرم ایکاش از عوامل زیر بنایی و روبنایی خیلی سالخورده وپیر وسخت جان بیش از 18 صدۀ بنیاد های شعور و روان اجتماعی نه تنها جا معۀ عرب بل مستعمرات و غلام های فرهنگی آنها راکه یکی اش من وتو وکشور من ماست ،نام می بردید. اگر عامل رشد شیوۀ تولید را برای یک لحظه نا دیده بگیریم، درینجا هدف پدیده های روبنایی بویژه مذهب است بخصوص اس لام .چرا صادقانه اعتراف نمیکنید که طی قرون متوالی این مذهب است که مردم را در جهل،تاریکی بی سوادی واط اعت کورکورانه از امرا سلاطین، شیوخ ومستبدین روزگار در همه جا و بخصوص دران خطه نگهداشته و زمینه اطاعت بلا قید و شرط مردم را از همۀ آنها و باداران غربی شان مهیا ساخته.مگر نخواندید:"اطیع الله و اطیع الرسول و اولی لل امر منکم" ازین حربه کهنه و زنگ زده تا بشریت به زندگی ادامه میدهد؛ آن طفیلی هاح د اکثر استفاده را میکند وتن وروان انسان آزاده را برای ابد در قید و بند نگه میدارند. شما میدانید که ب ه هر پیمانه ایکه یک جامه مذهبی می شود به همان اندازه دست ظلم، تعدی ، جنایت، قساوت پیشگی، فقر و دربدر ی و دگماتیسم بلند تر و بلند تر می گردد و برعکس گلیم دموکراسی ،عدالت اجتماعی و ترقی برچیده میشود.به و جدان تان مراجعه کنید و به شواهد تاریخی استناد کنید و بمن بگویید که از روزی که این مذهب عربی در کشور من وتو با ریختاندن خون هزاران وملیون ها بیگناه،بزور شمشیرو غنیمت بردن دارایی های مادی و معنوی ماو نی اکان ما مسلط شده ،مردم ما دَم خوش زده اند؟.آیا کارنامه های همۀ مجاهدین و طالبان تا کنون ادامۀ و استم رار همان اسلام آغازین نیست؟
    شما در مقالۀ تان تذکار دادید که بامب های انتهاری خلاف شریعت است.مگر میت وانید با جرات بیان کنید که فلسفۀ شهید و غازی شدن در اسلام چیست واز کجا ریشه گرفته؟ اگر این آیدیا در سا بق با شمشیر اجرا میشد اکنون با بامب های انتهاری و اشکال مختلف اجرا میشود.
    جناب اندیشمند! کاش در پهلوی "ناسیونالیزم عرب نام اسلام را هم اضافه میکردید. زیرا این واژه و نام عرب باهم عجین ومترادف اند.
    شما میدانید که تمام رهبران جنبش مقاومت ملی ضد اسلامی در وطن ماتوسط همین عرب ها وتوسط اندیشه ه ای اسلامی بصورت ناجوانمردانه شکار شد.حتی اینها به مسلمانان خودهم وفا نکردند.بیچاره احمد شاه مسعوداز ابو مسلم خراسانی و صد ها قربانی و کشتۀ دست عرب های مسلمان درس نگرفت.تا آخر خود را مسلمان و عرب ها را برادرن همکیش خواند وتوسط همان برادران مسلمان کشته شد.از سایر قربانی ها شما بهتر از من آگاهی دارید!! !!!
    ایکاش بجای اینکه نوشتید عرب ها صد سال است که بار این ذلت را میبرند می نوشتید که عرب ها 1900سال است که بار این زبونی وذلت را با خود حمل میکنند و با کمال درد و الم که بر سایر ملت ها و بخصوص مردم ما هم با تمام قساوت آنرا تحمیل کرده و میکنند.گاهی بصورت متجاوز،غارتگر و گاهی بصورت غارت شده توسط رهبرا ن مذهبی و امیران خویشتن.من فکر میکنم اینست ریشۀ اصلی بدبختی و عقب ماندگی عرب و سایر مسلمانان جهان که تحت سیطرۀ اندیشه هایی بسر میبرند که حتی در آغاز ظهورش هم 3000 سال عقب تر از همان زمان خود بوده است.
    با عرض درود های دوباره
  • شهاب
    با تقدیر از مقاله خوب تحلیلی محترم اندیشمند صاحب در باره سیر تاریخ اعراب
    نظر صفوی صاحب را درباره صا حب نظر و بدخشی که صادقی راهم من اظافه میکنم تایید میکنم
    با عرض احترام
    شهاب کابل
  • ناشناس  - صاحب نظر
    آقای صفوی !
    من از شما بیشتر انتظار نداشتم چون تخلص تان گویای هویت دودمان سیاه صفویه ایران است که نه تنها با ملت افغان سر ستیز داشت بلکه با کل جهان اسلام در افتاده بود . البته صفویه با اعراب دشمن ی نداشتند بلکه با اسلام سر کش ومخالفت داشتند.
    وحال خود تان هم قصۀ ده ودرختان را یاد آورمیشوید که بیشتر بخود تان بر میگردد .
    البته رقصیدن به دهل استعمار وحتی پیروز شد ن به زور بیگانه چندان کا می ابی نیست بلکه مانند رژیم پلید شیخ صباح کویت ونوری مالکی عراق و...افغانستان خود مان برای شان هیج ا رزش اسلامی ، انسانی وآزادگی باقی نمانده است . وقتی از کسی انتقاد میکنیم باید قضاوت مان عادلانه با شد .
    خداکند فهمیده باشید .
    صاحب نظر
  • ضمیر
    هرچه باشد , رهبران عرب واقعآ در بازار معاملات واشنګتن -لندن قرار دارند، اما رهبران پشتون در معاملات بورس قبایل عرب و پنجاب قرار دارند، وای برما مردمیکه در سایه اهداف غرب بدست رهبران بیعزت عرب و پنجا بی توسط قبایل بیفرهنګ اوغان ګیر مانده ایم و این رهبران عرب و پنجاب اند که فرمایش نوع دولت اسلامی نوع پشتونی را برای واشنګتن و لندن ترسیم مینمایند .
  • ناشناس
    عرب اگر این کارها رو نکنه که بهش نمیگن عرب
  • ناشناس

    بی تردیدنوشته اقای اندیشمندپرده ازروی واقعیت های موجودوپاریی ازحقایق تاریخی جامعه اعراب بر میداردکه بیشتر ازیکقرن میشوددراتش سعیراستعمار واستبدادضجه میکشدومبارزات اذادی خواهانه شان دراثرتوطیه های شیطا نی استکباربجایی نمیرسد.شکست ناسیونالیسم اعراب که روزی همه به ان چشم امید بسته بودنددال برراهکارهای غ لط ایدیالوزیکی روش های غیرواقع بینانه سیاسی میباشدکه رهبران مرتجع وانقلابی های مستبدوخون اشام درپیش گرفته بودندو ازاسلام این مکتب انسان سازونجات بخش فاصله گرفتندودروادی ذلت وبرده گی بقول قران یهیمون و سرگردان اند.وتازمانیکه به منهج راستین الهی رجوع نکنندهرگزراه نجات ورستگاری رانخواهند یافت البته این حقیقت نه تنهادرمورداعراب بل درموردتمام انسانیت که دردام حرص واذاستعمار به برده گی گرفته شده اندمصدا ق می یابد.امروزانسان این موجودمکرم افرینش، ذهن ،اندیشه ، احساس ،روح وجسمش رابه اسارت کشیده اند.اقای مزدوروکونیست که خودراناشناس معرفی میکندبیچاره نمیداندکه اسلام قرنهاست که ازسرنوشت سیاسی واجتماعی مرد م کنارزده شده است امروزدرجوامع اعراب ومسلمان اصلا اسلام حکومت نمیکندواین دین برحق اسمانی که ذاتا هرن وع ظلم،جهل وعقب مانی رانفی میکند.
  • ناشناس
    ARAB SAZAWARE ZAONI AST
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در پنجشنبه ، 4 فروردين 1390 ، 22:26
 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 24.05

FARAAKHABAR 23.05

KANKAASH 21.05

GOFTMAAN 24.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 47 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.