نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| جهــــان پــس از بــن لادن |
|
|
|
| مقـــــــالات - در خارج از کشور |
| نوشته شده توسط احمد عمران |
| چهارشنبه ، 14 ارديبهشت 1390 ، 21:08 |
|
القاعده همانقدر كه يك شبكهي خطرناك تروريستي بينالمللي بود، به همان ميزان هم سازماني ايديولوژيك به شمار ميرفت. نقش رهبري بدون ترديد در سازمانهاي ايديولوژيك راديكال، برجسته است و اين سازمانها را عمدتاً رهبران كاريزماتيك آنها از فروپاشي حفاظت ميكند. كيش شخصيت در هر سازمان ايديولوژيك، همواره وجود دارد و تلاش ميشود كه يك فرد مشخص، چنان برازنده معرفي شود كه هر حرف و سخن او به معناي فرماني آسماني براي پيروانش تلقي شود. پاشنهي آشيل چنين سازمانهايی هم، همين نمود پر رنگ كيش شخصيت در آنها ميتواند باشد؛ ولي بنلادن اين بخت را نداشت كه از ويژگيهاي عام و تام يك رهبر ايديولوژيك، همواره برخوردار باشد؛ چرا كه او خود از همه بهتر ميدانست كه سرنوشت شومي انتظارش را ميكشد و به همين دليل هم، تلاشهاي او در دهسال گذشته عمدتاً بر تمركززدايي از قدرت بيچون و چرايي او در شبكهي القاعده، حكايت ميكند. بنلادن شايد مهمترين ديكتاتور قرن بيستويك بود كه بر هيچ قلمروي حكمفرمايي نداشت و هم مجبور بود كه قدرت خود را خلاف ارادهي خود، با ديگران تقسيم كند تا ميراث رعب و وحشت ناشي از موجوديت او، همچنان پس از او بر جهان سايهگستر باشد. او در حالي با مرگ فجیع خود، جهان را وداع گفت كه تلاشهاي او هيچ ثمري به جز تباهي و بربادي، براي جهان بهبار نياورد. نه او كشوري بر اساس ايدههاي خود بنا كرد كه مردم ببينند ماحصل اينهمه دشمني و كشتار بيرويهي انسانها، چيست و نه او توانست پايهگذار اخلاق و رفتار سياسي و اجتماعيي باشد كه پس از او كساني از آن پیروی كنند. اما از سوي ديگر، خوب است اينهم گفته شود كه بنلادن، محصول شرايط خاصي از جهان ما بود. انسانها در برابر بيعدالتي از خود واكنش نشان ميدهند و اين واكنش، گاه ممكن است عقلاني و حساب شده باشد و گاه خلاف آن. اعتراض در برابر بيعدالتي با شيوههاي مدرن، یک مسألهي پذيرفته شده است؛ ولي وقتي اين اعتراض به خشونت ميگرايد و از ترور سر بر ميآورد، ديگر نه اعتراض است و نه هم حركتي مدني و مقبول ِ خاطر انسانها در هر آيين و ديني كه ميخواهند باشند. جهان عدالتكش، مستعد اعتراض است؛ همان چيزي كه حالا در بخشي از كشورهاي خاورميانه و افريقا اتفاق ميافتد. ولي اين اعتراض، گاه ميتواند به ظهور بنلادنها هم كمك كند. به همان ميزاني كه بنلادن مقصر فعاليتهاي خود است، به همان ميزان نیز ميتواند اين تقصير متوجه شرايطي باشد كه بر جهان ما حكمفرما بود و هنوز هم حكمفرما است. تقسيم جهان به فقير و غني، تقسيمي ناعادلانه است كه با فضاي مدرن جهان امروز، نميتواند همخواني داشته باشد. عدالت و برابري بايد به گونهیي ميان جهانوندان تقسيم شود كه هر كشوري و هر انساني بداند كه سهم او از برابري و عدالت چيست؛ در غير اين صورت، جهان ما بايد منتظر ظهور بنلادن ديگري باشد. از سوي ديگر، برخي آگاهان به اين باور اند كه مرگ بنلادن ميتواند ربط وثيقي هم با اوضاع و احوال خاورميانه و افريقا داشته باشد. شايد ديگر بنلادن، كارايي و موثریت خود را براي جهان و منطقه از دست داده بود و ضرورتِ اين احساس ميشد كه جهان ِ پس از بنلادن را هم تجربه كنيم. در همين حال، نبايد فراموش كرد كه يكي از وعدههاي اساسي باراك اوباما در زمان مبارزات انتخاباتياش به مردم امریکا، دستگيري و يا کشتن بنلادن بود. و اينك، يك سال مانده به انتخابات رياستجمهوري در امريكا، تحقق اين وعده ضروري مينمود. با اين حال، نبايد منتظر اثرات فوري مرگ بنلادن بر اوضاع منطقه و كشور بود؛ چرا كه حتا براي تظاهر به اعلام حضور هم كه شده، ديگر سركردگان شبكهي القاعده تلاشهاي خود را براي ادامهی كار آن، افزايش خواهند داد و سعي خواهند كرد كه كورهي جنگ را همچنان تا مدتی آتشين نگهدارند. ولي انكار نميتوان كرد كه ديگر براي شبكهي القاعده، تعريفي در جهان پس از او، وجود ندارد و بدون ترديد روياي بنلادن همچون خود او به نابودي كشانده ميشود. a |
| آخرین به روز رسانی در جمعه ، 16 ارديبهشت 1390 ، 13:58 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




آيا شبح بنلادن از جهان ما، با مرگ وی برچيده شده است؟ اين پرسش حالا پس از مرگ او، همچنان در برابر ما قرار دارد و هنوز اين اطمينان به وجود نيامده كه بنلادن، آخرين تروريست اين قرن باشد كه آن را به شكل دراماتيكي آغاز كرد. شبكهي القاعده كه بنلادن رهبري آن را به عهده داشت، شايد به گيچي اندر شده باشد؛ ولي بعيد به نظر ميرسد كه رهبر آن پيش از مرگ، به سرنوشت اين شبكه پس از خود فكر نكرده باشد.





