نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| تبصــره بــر اظهــارات گــوربــاچــوف |
|
|
|
| مقـــــــالات - در خارج از کشور |
| نوشته شده توسط دوکتور صلا ح الدین سعیدی - سعید افغانی ۵/۳/۲۰۱۰ |
| پنجشنبه ، 13 اسفند 1388 ، 17:34 |
|
نظروهدف من ازین نوشته و درمجموع نوشته های من ادای رسالت ارایه نظریات اند که برای من مستدل تر جلوه نموده – میباشند. هدف من أرایه نظر دیگر و یا هم انکشاف و بازکردن جوانب دیگر قضایای است که به سرنوشت همه ما ارتباط دارد - میباشد. ارین طریق تلاش دارم زمینه انتخاب را برای خوانندگان مهیا کرده باشیم.
مسلم این است که درسیاست دوست و دشمن دایمی وجود ندارد. منافع و مصالح است که کی با کې در کدام مقطع منافع و مصالح مشترک دارد. ای کاش معیار این توافق به اهداف مشترک انسانی باشذ. مسلم این است که جریانات و حوادث سه دهه اخیرافغانستان نیرو های علاقمند روی و پشت پرده مؤثر درافغانستان اهداف و ستراتیژی های متفاوت را پیگیری میکردند و میکنند. در سطح داخلی مطمینا اهداف و ستراتیژی مبازرین و مجاهدین راستین با اهداف و برنامه های تجاران سیاسی به نام دین و وطن متفاوت بوده و هست. درسطح بین المللی مطمینا اهداف و ستراتیژی مردم و حکومات کشور های همسایه ما، هند، عربستان سعودی و کشور های عربی، حکومت ایالات متحده امریکا، شوروی و جانشینان آن، حکومت انگلیس و پالیسی میکران حکومت اسراﺋیل و کشور های اسلامی در مجموع در رابطه به افغانستان با هم در موارد زیاد چه در زمان موجودیت عساکر اتحادشوروی وقت و چه بعد از آن در موارد معیین با هم مطابق و در موارد زیاد پالیسی ها و استراتیژی های خویش را تعقیب مینمودند و مینمایند و دارای اهداف متفاوت نیز اند. به طور مثال پالیسی میکران اصلی پاکستان به طور دوامدار در پهلوی پالیسی رسمی و ظاهری هماهنگ با کشور های غربی از خود پالیسی و ستراتیژی متوازی با سیاسیت رسمی روی دست داشتند و دارند. درین پالیسی دوگانه حکومت و پالیسی میکران اصلی پاکستان موجودیت حکومت مستقل، قوی افغانستان نمیگنجد. مسلما پالیسی میکران اصلی پاکستان از نیرو های مسلح مخالف دولت امروزی افغانستان برای اهداف استراتیژیک خویش بدون درنظرداشت اینکه خواست خود این نیرو های سیاسی مطرح در افغانستان است و یا خیر - استفاده میبرند. مسلم و غیر قابل مشاجره است که نیرو های مخالف سیاسی مسلح افغانی وعده از شخصیت های مطرح سیاسی کشور در موجودیت روابط دیرینه شان با مراجع استخباراتی پاکستان و کشور های دیگر منطقه مستقل به نفع و اولویت دادن منافع افغانی عمل کرده نمیتوانند. اما واپس مستقیما به موضوع ما: بعد از خروج عساکر شوروی از افغانستان وقت وفرصت به قدرت رسیدن مجاهدین به اهداف به خصوص خود یعنی در مقام اول قرار دادن اسلام و افغانستان مطالبات و آرمانهای بود که در برنامه های دیگران نمیگنجید و نمیگنجد. به قدرت رسیدن نیرو های اسلامی معیین گذشته از برحق بودن و یا عدم برحق بودن شان در افغانستان نقشه سیاسی منطق را تغییر داده میتوانست. این حالت قابل پیش بینی برای بخش از منافع کشور های دیگر مطرح خطرات بیشتر از خطر کمونیزیم ایجاد میکرد. لذا برای رفع حالت و پیشگیری ازاین خطر باید تدییر گرفته میشد ویا اصلا تدبیر گرفته نمی شد که این نیرو ها بر سر یکدیگر بزنند و خود تضعییف شوند. بی تفاوتی کشور های جهان در رابطه به افغانستان در دهه ۹۰ قرن گذشته دال بربر حق بودن این مدعای ماست. دایرکتران اصلی تصور میکردند که بازی به این آتش را میدانند و این آتش را مهار کرده میتوانند. در حالیکه حوادث یازده سپتامبر ۲۰۰۱ و پیشبنی های مبصرین سیاسی ( وتبصره های سالهای۱۹۹۴ من که در مصاحبه های خویش داشتم) ثابت ساخت که اگر کشور های جهان و جامعه بین المللی افغانستان و مردم آنرا به موقع کمک مناسب نه کنند قیمت گزاف خواهند پرداخت. که متاسفانه مظاهر آنرا در ۲۰۰۱ دیدیم و چنین شد و این تراژیدی انسانی هنوز هم ادامه دارد. لذا اینکه کشور های غربی و پالیسی میکران پاکستانی برای بدست آوردن اهداف خویش و سرنگونی نظام تولتالیته کمونیستی ونظام سیاسی اقتصادی آن که مخالف رموز طبیعی انسان ها بود از هر گونه وسایل مشروع و نا مشروع استفاده بردند و حالا از مهار کردن این وسایل عاجز اند - یک واقعیت انکار نا پذیر است. به همین ارتباط نیرو های اسلامی موجود داخلی و خارجی که در مقاومت صد شوروی سابق در منطقه وجود داشتند و دارند باید محل کارزار برای خویش جستجو میکردند. اگردرافغانستان صلح تأمین میشد ویا هم همین حالا صلح تأمین شود در نتیجه آن باید برای نیرو های مذکور و خاصتا نیرو های که از کشورهای عربی وارد منطقه شده اند باید محل کارزار جدید یافت. در غیرآن متوجه حکومات کشورهای متحابه مانند عربستان سعودی و مسأله شرقمیانه خواهند شد. این حالت مطلوب نیست. به فهم ما ادامه جنگ در افغانستان و اینکه مردم ما باید این قربانی و فشار را به سر بکشند یک حالت مطلوب برای دایرکتران اصلی این ماجرا است. با ارایه ملاحظات و نکات بالا بخش از نکته که میخاﺋیل گرباچف درین اظهارات خود به آن تأکید کرده صحه میگذارد. اینکه برای کسب اهداف مشروع میتوان از وسایل نامشروع هم استفاده برد این بحث است جداگانه. من فکر میکنم که منطق عدم مجازبودن و حتی حرام بودن استفاده از وسیله حرام برای کار حرام درین امر هم بشکل قیاسی و انالوگی صدق میکند. مثلا ما توجیه نیرو های سیاسی را که یکسره بمب گذاری و تفنگ را وسیله تثبیت موجودیت خود و تحقق اهداف سیاسی برحق و یا ناحق خویش میدانند و در واقعیت دست به تشدد میزنند که منجر به کشتن انسانهای بی گناه میشوند به هیچ وجه قابل توجیه و قابل قبول نمیدانیم. اینکه آقای گرباچف از مسؤولیت اتحادشوروی وقت در وقوع جنایات در افغانستان طفره رفته - کاری است که وی کرده نمیتواند و کسی با وی قبول نه خواهد کرد و نمی کند. از چیزی که قابل دفاع نیست دفاع کردن حد اقل سبب تمسخر و خوردی خود شخص وی خواهد شد. تفکیک مسؤولیت جزايی، اخلاقی، وجدانی و سیاسی ما را به برخورد عادلانه و انسانی متوصل خواهد کرد. آینکه خروج سربازان شوروی و مشی مصالح ملی منجر به تأمین صلح و قطع جنگ نه شد عوامل آن را در تحلیل بالا میدانم و وضع نا به هنجار موجود را تصادفی نمی دانم. به اساس محاسبات معیین نگهداشتن منطقه دریک حالت تشنج قابل کنترول مطلوب است. بلی مصالحه که سبب به قدرت رسیدن مردم افغانستان و یا هم نیرو های موجود سیاسی آن وقت میشد و خطر به منطقه و جهان و تغییر وضع به نفع نیرو های معیین اسلامی خطیر به کشور های معیین جهان میبود مطلوب نبوده ونیست. متأسفانه رهبران افغانی و اسلامی نتوانستند در موضع گیری های خویش عدم خطرناک بودن شان را به جهان ثابت سازند. برعکس نیرو های معیین در جهان با هوشیاری کامل توانست بخش از جامعه جهانی و ایالات متحده امریکا در یک جنگ بس طولانی دوچار ساخت که گزینه ها، پل ها و راهای عقبی کاملا محدود و در موارد به صفر تقرب میکند. رهبران افغانی درین بازی استادانه کار نکردند. منافع علیا کشورو مردم خویش را از منافع جیبی، قومی و قبیلوی خویش بالاتر ندانستند. چشمان این رهبران را منافع جیبی و شخصی خویش، حرص و به قدرت رسیدن کور و گوشهای شان را کر کرد. این رهبران آه و ناله میلیونها مردم مستضعف و بی گناه ستم دیدیه مارا نه شنیدن و با هر برنامه که حتی خلاف آرمانهای مردم و وطن ما و عقیده اصیل اسلامی هم بود زد وبند و معامله خاینانه کردند. مردم و کشور ما را به این حالت رسانیدن. از دیگران گیله نداریم از خود گیله و شکوه داریم (د اســلام پـه تـمه تـمه - د کــافرو کانـي وشـوې). بلی پلان صلح ملل متحد و برنامه صلح در کشور ما سپوتاژ شده ومیشود. افغانها برای اهداف دیگران قربانی شدند و میشوند. در کشور ما زعامت قوی افغانی وجود ندارد تا این ملت را از ورطه این حالت دهشتناک نجات دهد. زعامت های از بالا برتاب نه خواهند شد و اگر هم شوند اتوریته لازم حل مسایل را نه خواهند داشت. باید دست به دست هم داد متحدانه درین پروسه با اراده قوی و مصمم کار و تلاش همه جانبه خیر کرد. تشکر
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
تاجیــــکان درگــذرگـــاه تــاریـــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
یگـــانگی زبـــان فــارســی
پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)

پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)
درخراســـان(افغــانســـتان)
دکتر صاحبنظر مرادی
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین




اخیرا(۴/۳/۲۰۱۰) تبصره محترم سروریورش را در مورد اظهارات آقای میخاﺋیل گرباچف آخرین رهبر اتحاد شوروی سابق در رابطه به افغانستان در سایت وزین آفغان جرمن مطالعه کردم. با تشکر از محترم سرور یورش خواستم توجه خواننده گان محترم را به بخش از نکات نظر و یا هم انکشاف بخش از نظریات ارایه شده را بدون درنظر داشت سمپتی و انتی پتی خویش به صورت ریالیستیک وواقع بینانه مطرح و خدمت شما تقدیم بدارم.






