نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| نهضـت نــوروزی 1329 خــورشــیدی |
|
|
|
| مقـــــــالات - تاریخــــــی |
| نوشته شده توسط اکادمیسین دستگیر پنجشیری |
| سه شنبه ، 10 فروردين 1389 ، 07:58 |
|
نـــوروز نو ومـــاه نو و ســـال نوین
همزمان با پیروزی مبارزات آزادیخوانهء ملل ومردمان نیم قارهء هند، بلوچستان وپشتونخوا برضد سلطهء طولانی سیاسی استعمار بریتانیای کبیر ( 1947) به ابتکار خواجه محمد نعیم قوماندان وسید اسماعیل آغای بلخی درشهر کابل آغاز یافت وبه علت نفوذ عنصر سوگند شکنی بنام " گلجان"، در گروه رهبری این نهضت به هنگام اجرای مراسم قلبه کشی، درنطفه سرکوب، ناکام وپراگنده شد.
میرعلی گوهرغوربندی، میر اسماعیل وکیل سرخ وپارسا درشورای ملی، محمد ابراهیم شهرستانی مشهور به " بچهء گاوسوار"، قربان نظر کند کمشر ترکمن تبار وبرادرزادۀ خلیفه ء قزل آیاق، خواجه اکرام ومیرحکیم دوتن ازیاران راستین امیر حبیب لله کلکانی و عیاران نامدار کوهداما ن، مدیر محمد اسلم غزنوی،غلام حیدرخان بیات، صفر محمد بیات،حسن جان و لطیف خان افسران آگاه ورزمندهء اردو، کندکمشر عبدالغیاث کُهستانی ودیگر رهروان سنن نبردهای عادلانه ضد استبداداستعماری انگلیس، ازآغازگران ثابتقدم "نهضت نوروزی 1329 خورشیدی" درشهرکابل بوده اند. به قول " دکتر امین برین زوری" فرزند فرهیخته ء خواجه محمد نعیم فرمانده نهضت نوروزی هریکی ازاین شخصیتهای پخته جوش و سخت پیمان قومی ونظامی با حلقه های دیگری در ولایات وحاکم نشینی های خود، پیوندهای محکم و استوار ی داشته اند. هیچیکی ازاین اراده های آهنین علی رغم شکنجه های غیر انسانی ووحشیانه استبداد حاضربه اعتراف علیه همباوران خود نشده بودند. به همین علت شبکه های پرشاخ وبرگ دستگاه ضبط احوالات هیچیکی از آنان را شکار وبدامهای خونین وزیر تیغ استبداد انداخته نتوانسته بود. شایسته ء یاد آوریست که شا دروان خواجه محمد نعیم زوری باری درحدود پنجسال پیش ازوفات خویش ازسوی انجمن نویسنده گان افغانستان درهوتل انترکانتیننتل دعوت شده و حضور یافته بود ند؛ دران محفل درباره ء تاریخ شهرکابل مقالاتی خوانده میشد؛ دران محفل من نیز مقالتی درباره ء زندانهای" دهمزنگ " نوشته بودم ودر حاشیه این کنفرانس درباره زندان چهارده نفری دهمزنگ از ایشان پرسشهای داشتم. اتفاقا ایشان بایاران خویش درهمان زندان درست چها رده سال وشش ماه وده روز کوته قفلی بوده اند وگفتم چگونه ازان شکنجه گاه زنده وبا سلامت جسمی وروانی بیرون شده اند؛ ایشان به یک سخن بیان کردند « فقط به برکت اراده پولادین وهوشیاری همزنجیران؛ زیرا هیچیکی از یاران ما باهمه رنجها وشکنجه ها هیچگونه اعترافی به اشتراک در نهضت نوروزی نکرده بوده اند ». اگرکه درکتاب "تحلیل واقعات سیاسی افغانستان " به استناد نوشته ء آقای سیدهادی خسرو شاهی پژوهشگر ایرانی ؛ شخصیتهای بانفوذ دیگری نیز،ازسوی آقای عبد الحمید مبارز وابسته به "نهضت نوروزی " معرفی شده اند ؛ ولی این نامها در جلد دوم افغانستان درمسیر تاریخ غبار فقید ودر یادداشتهای قلمی دکتر امین برین زوری فرزند فرهیخته ء قوماندان خواجه محمد نعیم زوری بازتاب نیافته اند. به هر حا ل به این دلیل که آقای ح.مبارز، خود یکی از اعضای جنبش محصلین همکار جریدهء ندای خلق و موقتاً زندانی سیاسی نیز بوده اند ؛ نامهای شخصیتهای بانفوذ قومی و مذهبی دیگری را که بروقایع سیاسی همان دوران تأ ثیر گذاری معینی داشته اند به ترتیب زیرین نوشته اند: - سید محمد سرور لولنجی - سیدسکندر مظفری چنداولی - رجبعلی چنداولی - دکتر اسدالله رؤوفی - خدای نظر ترجمان - درزمینه ء صحت وسقم این روایت و شخصیتها ی با نفوذ فرزندان وارثان همباوران وهمزنجیران آنان میتوانند وباید خاطرات چشمدیدها وسخنان ورازهای سربه مهر دیگری را به نشربه سپارند وتاریخ مبارزه ومقاومتهای داد خواهانه ء مردم افغانستان را غنای بیشتری به بخشند. به هرحال نهضت نوروزی، در احوال واوضاعی جوانه زد و پر و با ل کشید که محمد ظاهرشاه، به بهانه ء درمان بینایی چشمان خویش به اروپا سفرکرده بود. درکشورما قحطی وقیمتی بیش ازامروز بیداد میکرد. تب وتاب درون جامعه وناخورسندی مردم کشور از استبداد استعماری روزتاروز بالامی گرفت. جنبشهای ملی وآزادیخواهانه درهندوستان پشتونخوا بلوچستان،جنبش ملی توده های ایران،نبرد مشترک اتحادشوروی ومتحدین برضد فاشیزم هتلری در اروپا به پیروزیهای چشمگیری نایل شده بود. برانداختن نظام سلطنتی واستقرار جمهوری اسلامی - پارلمانی، انتقال قدرت سیاسی ازخاندان سلطنتی به نماینده گان منتخب همه گروههای قومی وپیروان مذاهب افغانستان هدف مرکزی وکلیدی " نهضت نوروزی " در روز اول نوروز ودر این جشن بزرگ تاریخی واساطیری تمامی گروههای قومی، بویژه دهقانان پرعدد وزحمتکشان میهن بوده است. به روایت دکتر امین برین " زوری" فرزند فرمانده خواجه محمد نعیم بنیادگذاران "نهضت نوروزی " به این باور بوده اند که: - درافغانستان حکومت منتخب پارلمانی- اسلامی افغانستان استقرار یابد؛ - تبعیضهای قبیله یی قومی،فرقه یی وجنسی برداشته ومنسوخ گردد ؛ - دین مقدس اسلام احترام و ارزشهای اعلامیهء حقوق بشر رعایت شود ؛ - طرفداران حکومت دین وقانون هریکی جایگاه ویژهء وشایستهء خودرا درنظام حقوقی افغانستان داشته باشند ؛ - ازدست آوردهای علوم وتکنالوژی معاصر استفاده صورت بگیرد ؛ - به گسترش معارف، آموزش وپرورش کارشناسان رشته ها ی گونه گون علوم وتکنالوژی معاصر توجه اساسی مبذول شود؛ - تساوی وبرابری حقوقی زنان بامردان تأمین و تبعیضهای خشن جنسی ریشه کن ومنسوخ گردد؛ - اندیشه های بیداری بخش آزادی،مشروطیت اصول دموکراسی، ترقی، صلح وعدالت اجتماعی رهنمای عمل رهروان " نهضت نوروزی " قرارگیرد. رهبران این نهضت با سلطنت مطلقه استبداد استعماری کینه ء مقدس وآتشین داشته اند؛ با تمرکز قدرت بدست شاه وخاندان سلطنتی ونظام تک قومی آشتی ناپذیر بوده اند. طرح اندیشه های واژگونسازی نظام سلطنتی واستقرار جمهوری پارلمانی درهمان شرایط سیطره استبداداستعماری امر ی ساده نبوده است بل دل شیر به کارداشته است. در " نهضت نوروزی " علمای صیقل شده ء مذهبی،متنفذین روشن بین قومی افسران تحصیلکرده ءاردو، روشناسان مشهور قبایل اقوام وپیروان همه مذاهب مردم اشتراک مستقیم داشته یا ازدور به رسم پشتیبانی کله می جنبانیده اند. تاجاییکه از خاطرات کتبی وشفاهی محترم " دکتر امین برین زوری " فرزند رنجکشیده سازمانده " نهضت نوروزی " ودکتر سید احمد داما د میهنپرست فرمانده خواجه محمد نعیم پیداست ؛خواجه محمد نعیم زوری فرزند خواجه محمد سعید، فرزند خواجه محمد صدیق، و فرزند شهید خواجه محمد ناصر " زوری " میباشند. خواجه محمد ناصر زوری یکی ازاشتراک کننده گان برجسته جهاد و جنگ اول آزادی بخش ملی مردم افغانستان علیه قشون تجاورکار استعمار بریتانیا ی کبیر ( 1839-1842م) درشهر کابل ویکی از " شهیدان تیغ فرنگ " و جانباخته گان راه آزادی میهن ازسلطهء سپاه تجاوزکار استعمار بریتانیای کبیربوده ا ند.. جاودان یاد خواجه محمد نعیم " زوری " فرمانده " نهضت نوروزی " نبیره ء محمد ناصر زوری، غازی مرد وشهید راه آزادی افغانستان، در سال 1907 م درپای منار ده سبز ولایت کابل، چشم به جهان گشود وبتاریخ 4 مارچ 1990 به سن 83 ساله گی در "کارته چهار" وفات یا فت. خواجه محمد نعیم درنخستین سال زنده گی، مادر مهربان وپدرعزیز خودرا ازدست داد و " یتیم کامل " شد. درخانه ء عمه کلان خویش روانشاد " بی بی کو " آموزش وپرورش یافت؛ دردوران شاه امان لله ازمکتب حربیه برتبه بلوکمشر فارغ گردید و باروح انضباط محکم نظامی پرورش یافت. درجوانی به دلیل تشویق جوانان علیه امیر حبیب لله کلکانی وبسود نهضت امانی گرفتار ودرحضور "عیار خراسان " (امیر حبیب لله کلکانی) محاکمه شد ؛ ولی هنگامیکه امیر حبیب لله کلکانی از پیوند تباری فرمانده خواجه محمد نعیم آگاهی یا فت به ایشان گفت: " تو که پیرخانهء ماهستی مرابدگویی میکنی دیگه ها (دگرها) ماره ( مارا) چی بگویند. برو آزادهستی دیگه (دیگر) پس ای (این) گپها نگرد... ". فرمانده خواجه محمد نعیم "زوری " تخلص میکرد میگویند که قوم " زوری " درغور ازباستان زمان کار زنده گی ومبارزه میکرده اند. پیش از گسترش دین اسلام،مردم زوری آیین مهر پرستی داشته وتنها خورشید را پرستش میکرده اند.آفتاب را سرچشمه ء حیات میپنداشته اند. تصادفی نبوده است که اقوام آریایی کشورخودرا نیز با الهام ازاین پندارهای ریشه دار وباستانی، خراسان وجای طلوع آفتاب نامیده بود ه، به سنن پسندیده نیا کان به شکلی از اشکا ل پیوندهای معنوی وفرهنگی خودرا تداوم بخشیده اند؛ همان نام مبار ک وروشنایی بخشی که در قرارداد بین شاه شجاع ولارد اوکلند) 1839 م ( به افغانستان تبدیل گردید. به هر حال همانگونه که درآغا ز تذکاریا فت نیاکان فرمانده خواجه محمد نعیم "زوری " تخلص داشته ودرگذر عاشقان وعارفان کار وزنده گی میکرده اند شاید درنتیجه خویشاوندی مناسبات نزدیک دینی، زبانی، فرهنگی، اقتصادی، تاریخی وسیاسی فرایند آمیزش خواجه گان عرب با نیاکان فرمانده محمد نعیم " زوری " تکمیل شده وبه القاب خواجه: بزرگ، صاحب، آقا، سرور، شیخ یا پیر نامیده شده باشند. به هرحال فرمانده خواجه محمد نعیم زوری پس ازسالها خدمت درمشاغل گوناگون دولتی سرانجام درسالهای 1325 -1328 خورشیدی به وظایف قوماندانی امنیهء ولایا ت کابل ومزارشریف مقرر شد برتبه جنرالی ترفیع کرد وبه کابل فرا خوانده شد این جنرال با تجربه دردوران مشاغل امنیتی،کثافت کاریهای دستگاه حاکمه را با چشمان بازدید وحلقه های ضعیف وپوسیدهء اشرافیت فیودالی ودربار را بخوبی شناخت وهمانگونه که غبار فقید درباره ء شخصیت این مرد با وجدان نوشت " محاکمهء ضمیر به تدریج خواجه را تغییر داد... مردی دیگر ساخت. آشنایی خواجه ( خوا جه محمد نعیم زوری) وسید (اسماعیل آغای بلخی) به رفاقت سیاسی تبدیل گردید.ونتیجه ء آنهم ایجاد یک هسته ء " حزب سری اتحاد " بود. آ ن دونفر بروشنی عقیده داشتند تا زمانی که بر تسلط تحمیلی خاندان حکمران خاتمه داده نشود هیچ ریفورمی در افغانستان عملی شده نه میتواند.... " ( صفحه 259 جلد دوم افغانستان درمسیر تاریخ، تألیف میرغلام محمد غبار) چونکه غبا رفقید این باورها ودیدگاها را خود از فرمانده خواجه محمد نعیم وسید اسماعیل آغای بلخی شنیده وگواه صادق بوده اند به این دلیل درباره ء اهداف سیاسی خصلتهای ضد استبدادی وضد سلطنتی پایه گذاران با ایمان " نهضت نوروزی "هیچگونه تردیدی نه میتوان کرد. گرایشهای ضد دموکراتیک ضد ملی وهما هنگ سلطنت طلبان، امریکاییان افغان تبار، افغان ملت، فعالان تنظیمهای تندرو، چپیها وراستیهای دارای "ذهنیتهای قبیله سالاری " وتفکر طالبانی درباره تشکیل دولت تک قومی تمرکزخونین قومی انحصارقدرت سیاسی، همه وهمه صحت شناخت ژرف فرمانده خواجه محمد نعیم زوری سید اسماعیل آغای بلخی ویاران دوراندیش ودرست اندیش " نهضت نوروزی " را درزمینه ء تشکیل دولت ملی ورشد فرایند وحدت ملی، بروشنی آشکار میکند. تجارب سالهای زور آزمایی ابرقدرتها درسه دهه ءاخیر بازیهای پشت پردهء کنفرانس "بن " وجرگه بزرگ تصویب قانون اساسی این حقیقت را بوضوح کامل نشانداد که هیچ اصلاحات وریفورمی هیچ مساعدت ملیارد دالری گاوصندوقها بانک جهانی وبانک آسیایی در صورت حضور ونفوذ میراثخواران استعمارکهنه محافظه کاران کهنه ونو خاشخاشسالاران هیلمند و سرمایه سالاری جهانی عملی شده نمیتواند؛ زیرا تحول ودیگر گونیهای کیفی و بنیادی جامعه، کار آگاهانه داوطلبانه ودوستانه ء ملیونها انسان این سرزمین مستعد به تکا مل است، نی خلاقیت ارباب غنایم امیران تندرو، کندرو ساخت پاکستان وامارات عربی، امریکاییان افغان تبار ومیراثخواران استعمار بریتانیای کبیر وپایگاههای دیوبندی آنان دردوسوی خط دیورند و نی تحریک طالبان ظلمت والقاعده. خلاصه فرمانده خواجه محمد نعیم زوری وسید اسماعیل آغای بلخی براساس همین اندیشه های روشن ملی واهداف سیاسی مشترک " نهضت نوروزی " به گفته غبار فقید "حزب سری اتحاد " را بوجود آوردند؛ به جلب وجذب نیروهای مخالف نظام سلطنتی آغاز نهادند؛ به خواجه اکرام، میرحکیم ودیگر عیاران کوهدامان، با با ور محکم تکیه زدند. این جوانمردان بیست سال تمام در زندانهای آزادی کش استبداد سلطنتی زنجیر وزولانه وچون پولاد آبدیده شده بودند، وظایف عمده وپرخطر گرفتاری شاه محمود صدراعظم، گشایش و آزادی زندانیان دهمزنگ، فرماندهی بیش از هزار زندانی ازبندرسته وحفظ امنیت اداره های دولت وشهرکابل به عهدۀ همین پولادهای آبدیده سپرده شده بود؛ همه این وظایف باید توسط افسران اردو وپولیس حزب " سری اتحاد" به درستی انجام میشد. خواجه اکرام ومیر حکیم تا آخرین لحظهء گرفتاری فرمانده خواجه محمد نعیم زوری، انتظار لحظه آغاز قیام نوروزی را، درمنزل فرمانده قیا م میکشید ند. پس از شکست "نهضت نوروزی " وگرفتاری خواجه محمد نعیم زوری توسط عبدالعزیز سرمأمور پولیس کابل،عیاران کوهدامان وده سبز بازهم به مقاومت ضد دولتی خویش ادامه دادند وبه گفته ء دکتر امین برین زوری،" چون ماهی درباغها وکلبه های دهقانی ودردل روستاهای ده سبز وکوهدامان دوسال واند ماه شناور بوده اند ". " شاه محمود صدراعظم، بازبه تقلید برادر کلان خود (محمد نادر شاه) درحاشیه قرآن مجید سوگند یاد کرد که ایشا نرا عفو میکند ودرولایات شمال زمین می بخشد تا با آرامش کامل زنده گی کنند. خواجه اکرام با عبرت اندوزی از سوگندهای شکننده ء محمد نادرشاه حضرات شوربازار وپیشوایان قبایل، در آغاز به قول وقسم شاه محمود صدراعظم اعتماد وباور نتوانست. هنگاميکه شکنجه وآزار مردم بی گناه کوهدامان وفرزندان تاکستانها تشدید یافت، این جوانمردان شرایط صدراعظم را به یک شرط قبول کردند که این بار بازهم درحاشیه قران مجید سوگند یاد کنند ؛ولی قران مجید را نه به دستان حضرات شوربازار، بل به دستان پاک موسپیدان با اعتبار قومی تاکستانهای وطن به ایشان به فرستند این روایت را من شخصا درسال (1355 خورشیدی) از کاکا قیوم دکویی مشهور به " قیوم گوش بریده " دریک شب زمستان درمنزل خلیفه امان الدین معمار در "خواجه بغرا " شنیده بودم که: " (3) شامحمود خان صدراعظم، به اساس سوگند خویش فرمان عفو جوانمردان مارا صادر نمود وچند جریب زمینی نیز در ولایات شمال به ایشان بخشید وبه این ترتیب پس از تجاوز وحضور ونفوذ انگریزها دروطن ما برای اولین بار از کلوخهای خاندان طلایی آتش پرید. اشتباه محمد نادرشاه تکرار نشد وصدراعظم این خاندان و دشمن سوگند خورده مردم تاکستانها ی کوهدامان به قول خود وفا کرد " قیوم گوش بریده از یاران نزدیک امیر حبیب الله کوهدامانی "عیار خراسان " بود باری به هنگام ترک خدمت عسکری درفرقه جلال آباد به دام افتاد وبه فرمان والی علی احمد یک گوش اورا بریدند وپیش پایش انداختند. کاکاقیوم درهمان شب زمستان ودر سن 70 ساله گی با آب وتاب ویژه عیاران کوهدامان قصه میکرد که: " گوشم را پیش پایم انداختند هنوز پرش میکرد وآنرا لگد کوب کردم که " نامرد !" چرا بیتابی میکنی ولی ما هم به والی علی احمد ناجوانی نکردیم.. " ( سخنان پر آب وتاب ودردناک این جوانمرد کوهدامان را درپا ورقی این مقاله مطالعه به بفرمایید) " نهضت نوروزی " مردان بانفوذ قومی وسخت پیمانی از همه گروههای قومی، مذهبی ازهمه ولایات راه یافته ازجمله میرعلی گوهر غوربندی، میراسماعیل وکیل علاقهء سرخ وپارسا، قربان نظر کند کمشر ترکمن تبار وعضوخانوادهء بانفوذ قزل ایاق گزیده شده بود...". ولی ازرهبران دینی مبلغ برجسته، مغز متفکر خطیب و واعظ آتشین زبان " نهضت نوروزی " روانشاد سید محمد اسماعیل مشهور به آغای بلخی بوده اند. این مرد دانشمند سخندان سخنور و دلیر "نهضت نوروزی " درر شتهء الهیات آموزش یافته بود این سخنور و مبلغ برجسته ء همان زمان،به دردها ی استخوانسوز زبان وروان پیروان همه مذاهب،فرقه ها وادیان رایج افغانستان آشنایی گسترده وژرفی داشته اند. غبار فقید اسماعیل بلخی را به حق " روحانی وطنپرست،مرد فاضل وآگاه ازمقتضیات عصر ومتوجه فساد اداره وحیات رقتبار مردم " توصیف کرده بوده اند (ص 258 -259 ج دوم افغانستان درمسیر تاریخ تألیف میرغلام محمد غبار) دکتر امین برین زوری فرزند فرهیخته فرمانده خواجه محمد نعیم زوری با شناختی که درزندان دهمزنگ ازدیدگاه سیاسی وخصلتهای انسانی وروانی مشخص سید اسماعیل آغای بلخی داشته اند، شخصیت وویژه گیهای روانی سیداسماعیل آغای بلخی را به این الفاظ وواژه های دقیق بیان وارزیابی کرده اند: " سیداسماعیل آغای بلخی ازتعصب مذهبی قومی ومحلی سخت نفرت وبه صلح ودوستی بین مردمان زحمتکش افغانستان ومسلمانان شرق باورداشت. برای تشکیل ورشد افغانستان مستقل غیروابسته وپیشرفته، فکر وذکر میکرد ودر سی ساله گی به زندان افتاده بود " این روحانی استوار، شجاع، زنده دل وبا اراده، دردوران زندان نیز درباره ی زنده گی، دیدگاه ویژه وروشن خودرا داشته اند و براساس نوشته ء دکتر امین برین زوری بار ها میگفته اند: " ازآن قماش انسانان نیست که درزیر لحاف بمیرد.." سیداسماعیل آغا ی بلخی پس از رهایی از زندان نیز به این باورها ی خود وفادارماند؛ بسوی منبر رفت؛ به سخنرانیها ی آتشین واگاهی بخش پرداخت؛ شو رمبارزه ومقاومت آفرید ؛عقول وقلوب مسلمانان زحمتکش راتسخیر کرد وبادیدن رنجهای استخوانسوز مردم و پیروان خویش چشم از زنده گی وجهان پوشید روانش شادباد! میرعلی گوهر غوربندی نیز از کهنسال ترین اعضا ی نهضت نوروزی بود به قول مستند دکتر امین برین زوری " ازعظمت روانی ذاتی برخورداربود ؛ هیچگاهی طی نزدیک به پانزده سال از حال واحوال زنده گی وزندان شکایت نکرد؛ " مردی بود دارای احساس عالی وطندوستی. در مبارزات انتخاباتی دورهء دوزدهم شورای ملی (1344 -1348 خورشیدی) ازسوی مردم غوربند به حیث وکیل شورا انتخاب شد.از جنبش سوم عقرب ( 1344خورشیدی) جوانان،درولسی جرگه دفاع کرد این صدای رسای جاودان یاد میرعلی گوهر هنوزهم پس از چهل وپنجسال، درگوشم طنین آهنگین دارد که در روزدوم عقرب 1344 خورشیدی در تالار پارلمان، دلاورانه نعره کشید ند: " تاریشم بخونم سرخ نشود به پولیس استبداد اجازه نخواهیم داد تا فرزندان مارا از خانه ء مردم واز شورای ملی بیرون کنند...". لازم به یادآوری است در روزدوم عقرب 1344خورشیدی ببرک کارمل وکیل شهر کابل ورهبر فرکسیون پارلمانی جمعیت دموکراتیک خلق نیز دربیرون تالار شورا سخنرانی کرد ونسل جوان را به توطیه های پشت پرده جناح واپسگرای هیأت حاکمه هوشدار باش داد ند دراین روز من نیز به حیث عضور هیأت تحریر روزنامه ء ملی انیس درتالار شورا وبیرون تالار اشتراک داشته ام وگزارش روزدوم عقرب و مظاهره سوم عقرب 1344 خورشیدی را در بخش اول کتا ب ظهور حزب دموکراتیک خلق به نشر سپرده ام. موجز اینکه در تظاهر سوم عقرب صفوف فعالا ن وزنده یاد محمد طاهر بدخشی و سلطان علی کشتمند دوعضو کمیته مرکزی جمعیت دموکراتیک خلق نقش فعالی ایفا کرد ند وبه این بهانه یکجا با روانشاد انجنیرعثمان؛ شادروان محمود بریالی وبصیر رنجنبر برای مدتی زندانی شدند وبعداً زیر فشار جنبش محصلان دانشگاه کابل آزاد شدند محترم دکتر برین زوری، کند کمشر؛ عبدالغیاث کهستانی وعضو دیگر" نهضت نوروزی را " مردی قوی هیکل آهنین اراده، درست کار درشت وفدا کار" توصیف کرده اند. آقای نصیر مهرین نیز از زنده یاد عبدالغیاث کندکمشر به حیث دوست عزیز پدری خود وبه نیکی توصیف کرده ومرگ ا ورا بهنگام اجرای وظیفه و مرگی مرموز پنداشته است. (سوگندها درافغانستان معاصر صص 100-101 موألف نصیر مهرین) فرمانده خواجه محمد نعیم زوری پس از چهارده سال وشش ماه وده روز، بایازده تن از یاران بیباک و نیرومند تر ا زاستبداد سلطنتی به حکم نص صریح قانون اساسی آزاد شدند. درزمینه ء جایگاه فرمانده خواجه محمد نعیم زوری و سیداسماعیل آغای بلخی در سلسله ء مراتب "رهبری نهضت نوروزی " دو روایت مستند درد ست است: به اساس نوشته دکتر محمد امین برین زوری، فرمانده خواجه محمد نعیم زوری در آخرین جلسه رهبری "نهضت نوروزی " به حیث رییس جمهور وسیداسماعیل آغای بلخی به وزارت تبلیغ وارشاد تعیین شده بوده اند؛ وآقای عبدالحمید مبارزمؤلف کتاب " تحلیل واقعات سیاسی افغانستان " نوشته اند که سید اسماعیل آغای بلخی به مقام ریاست منصوب بوده اند. ولی منطق طبیعی ترکیب افسران اردو پولیس وسازماندهی قیام مسلحانه "نهضت نوروزی " واستعداد تبلیغاتی کم نظیر سیداسماعیل آغای بلخی، به صحت نوشته ء دکتر امین برین زوری وفرزند فرمانده خواجه محمد نعیم زوری گواهی میدهد زیرا هردو رهبر به اساس تخصص درجایگا ه شایستهء خویش نصب شده بوده اند علت شکست "نهضت نوروزی ": در آخرین نشستی که درشب فردای قیام " نهضت نوروزی " د ایر شده بود، شخص متنفذی بنام "گلجان " نیز به تضمین مدیر محمد اسلم به خاطر غنای ترکیب قومی حلقهء رهبری "نهضت نوروزی " راه یافت ؛ ولی ا ین مرد نیمه راه، درهمان صبح اول نوروز خلاف سنن پسندیده ء مردم افغانستان حرمت سوگند واعتماد متقابل را ناجوانمردانه شکست و رهبران " نهضت نوروزی " رابه دام انداخت واتفاقا بزودی ازسوی فرزند باشرف خویش به مجازات سنگین افغانی محکوم شد وچاه کن را چاه درپیش آمد. نتیجه گیری: " نهضت نوروزی " اگر که در نطفه ناکام شد؛ ولی درنتیجه جنبش ملی وتوده ای دکترمصدق درایران، پیروزی جنبش ملی وآزادیخواهانه نیم قارهء هندوستان شکست فاشیزم هتلری گسترش امواج انقلابی خلق چین، بویژه درنتیجه صدورمنشورملل متحد واعلامیه حقوق بشر درجهان، شاه محمود صدراعظم نیز زیر تأ ثیر " نهضت نوروزی " به سود دموکراسی آزادی انتخابات دوره ء هفتم شورا ی ملی،تأسیس احزاب سیاسی اتحادیهء محصلین وآزادی مطبوعات موقتاً عقب نشینی کرد. اندیشه های دموکراسی، آزا دی ومبارزات انتخاباتی وپارلمانی توسط جنبش "جوانان بیدار " ( ویش زلمیان)،"حزب ندای خلق" و" جمعیت وطن " دردرون وبیرون پارلمان گسترش یا فت. جنبش ملی دموکراتیک ومسالمت آمیز مشروطیت سوم اگرکه یکی دوسال خوش درخشید مگر صدای اعتراضات پیشروان احزاب سیاسی ونهضت مشروطیت سوم بار دیگر توسط سرداران تازه نفس خاندان سلطنتی و"استبداد صغیر" درزندانهای تنگ و تاریک خفه وخاموش شد؛ ولی زنده گی وزمان خلاف اراده ء محافل حاکمه ء کهنکار کشور به اسا س خواست عادلانه ء ملیونها انسان در بند وزنحیر استبداد استعماری گاه تند وگاه کند به حرکت پرفرود وفزاز وخم وپیچ خود دراین "دل بیدار آسیا " ادامه داد و افغانستان بگفته ء دکتر محمد یوسف صدراعظم طی سا لهای ( 1963- 1973) در "آستانه ء تحول " دموکراتیک قرارگرفت. در19 حوت 1343 خورشیدی دکتر یوسف وزیر معادن وصنایع حکومت سردارمحمد داوود، مأمور تشکیل حکومت انتقالی شد. در1343جرگه بزرگ ملی دایر گردید؛ در میزان 1343 قانون اساسی وضع ونافذ گردید. در قانون اساسی حقوق وآزادیهای دموکراتیک مرد تسجیل شد. ازدرون صحنه سازیهای انتخاباتی به "ظاهر " آزاد نماینده گان منافع اشرافیت فیودالی پیشوایان طریقه ها سرمایه داران دلال وتعدا د انگشت شماری ازنیروهای طرفدار دموکراسی وترقی صلح وبرابری حقوقی زحمتکشان همه گروههای قومی ومذهبی افغانستان ازجمله فرکسیونهای پارلمانی جمعیت دموکراتیک خلق سربلند کرد. دوبار شورای ملی گشایش یافت وطی دو دوره ء تقنینی پنج حکومت یکی پی دیگر زیرشعارها ی "دموکراسی افغانی "، " جهادملی " " مساوات " و " مشروطیت " رویکار آمد. قانون مطبوعات تدوین ونافذ شد. جمعیتها وسازمانهای سیاسی چپی، راستی، کندرو تندرو ملیگرا، دموکرات، اصول مرامی وعقاید سیاسی خود را ازطریق ارگانهای نشراتی خویش به شیوهء اشکاروپنهان نشر وپخش کردند. بیک سخن با آنکه دردهه اخیر سلطنت محمد ظاهرشاه قانون اساسی تصویب ونافذ شد وزمینه ء صحنه سازیهای انتخاباتی تا حدودی مساعد گردید وحکومت ظاهراً به نماینده گان منتخب مردم انتقال یافت؛ ولی با هزاران دریغ ازهمان آغا ز بازیهای سیاسی"دموکراسی تاجدار " آزادیهای مصرحه درقانون اساسی بگونه ء قانون اساسی دوران جمهوری اسلامی حامد کرزی، به قوانین فرعی بسته ومیخکوب گردید. د ر تدوین وانفاذ قانون شوراههای روستاها، محلات، شوراها ی ولایات شهرداریها وناحیه های شهری وانتخابات شفاف شوراهای محلی سنگ اندازیهای آشکاری صورت گرفت. برجنبش ملی ودموکراتیک کشورما ازسوی میراثخواران استعماربریتانیا، بویژه ازسوی نظامیگران آنسو ی دیورند ضربات آشکار وپنهانی وارد شد؛ ولی آنچه که بیش ازهمه خشم ونفرت همه گروههای قومی ومذهبی ونیروهای ملی دموکراتیک ووطندوستان کشور را برانگیخت امضای قرارداد استفاده از آب هیلمند باحکومت شاهی ایران بود. فقط در چنین اوضاع و شرایط آشفته ء تاریخی ملی وبین ا لمللی درنیمه های شب 26سرطان 1352 ناقوس مرگ سلطنت محمد ظاهرشاه توسط اردوی شاهی به صدا درآمد ونظام جمهوری توسط سردارمحمد داوود ازرادیو افغانستان رسماً اعلان شد و بواکنشهای مخالف وگونه گونی مقابل گردید ازجمله: طرفداران سر دارمحمد داوود ترانه های نظام جمهوری را از رادیو افغانستان نشر میکردند ونماینده گان پیشه وران وتاجران شهری وکارمندان دولت منتظر اقدامات عملی دولت جمهوری بودند. در شبنامه ها ی روشنفکران ودموکراتهای انقلابی قانون اساسی دولت تک حزبی سردارمحمد داوود: به حق " طناب اسارت خلق افغانستان " توصیف گردیده بود جناحهای مخالف ومختلف جمعیت دموکراتیک خلق، ازنظام جمهوری بصورت شفاهی وکتبی دفاع کرد وتکامل آنرا بسود خلق افغانستان وگامی به جلو ارزیابی نمود سازمانهای تندرو وواپسگرای ساخت پاکستان وامارا ت متحد عربی ازهمان آغاز طبل خصومت را میکوبیده اند طرفداران دموکراتیک نوین این تحول را با ذکر مثل مردمی " برخا ستن کله پز...و.... " تمثیل میکردند وانحلا ل طلبان با شعار و مثل " سزای قروت و آب گرم " با این قیام برخورد گرم و گرایش خوشبینا نه داشته اند اشرافیت فیودالی، پیشوایان طریقه های نقشبندی وقادری وفرقه ء اسماعیلیه نیز در آغاز ازین تحول نارام و مضطرب شده بودند زیرا ترکیب اجتماعی وملی رهبری قیام پاسخگوی منافع اشرافیت فیودالی وجناح سکون پرست خاندان سلطنتی شده نه میتوانست ولی پس از تماسهای پشت پرده شاه ایران، سادات رهبران کشورهای امارات متحد عربی با سردارمحمد داوود وسردار محمد نعیم ؛ امکان مصالحه وچپگرد تند سردارمحمد داوود بسوی سازش با نظامیگران پاکستان فراهم شد. درنتیجه ء این بازیهای سیاسی پشت پرده افسران تحصیلکرده شوروی از مقاما ت کلیدی اردو تصفیه و رهبران چپگرای قیام مسلحانه ازمقامات رهبری کننده حکومت برکنارنظر بند یا به سفارتها تعیین وتبعیدشدند. ترورخیبر ازسوی آدمکشان حزب اسلامی،بویژه حمله ء دیوانه وار سردار محمد داوود بر رهبران "جمعیت دموکراتیک خلق " انگیزه تهاجم متقا بل سازمانهای نظامی هردو جناح دموکراتیک خلق بردولت سردارمحمد داوود فراهم ساخت و قیا م مسلحانه هفتم ثور 1357 خورشیدی بدون تدارک لازم قبلی به فرماندهی جنرال عبدا لقادر یکی از فرزندان دیگر قوم زوری غوریان ولایت هرات باستان وزنده یاد جگرن محمد اسلم وطنجار وبرهبری سیاسی حزب دموکراتیک خلق افغانستان باهمه تفاوت نظرهای رهبران هردو جناح جریان دموکراتیک خلق درهمان شب اول قیام مسلحانه به پیروزی رسید. نظام سلطنتی برای نخستین بار درا ین برهه ء گرهی تاریخ، برافتاد ؛ برمناسبات کهن زمینداری - اربابی ضربات آهنگرانه واردشد ؛ دهقانان فقیر ومظلومان تاریخ ازخوابهای قرون وسطایی بیدارشد، بپاخاست، مسلح شد،قربانی داد، جان باخت، معلول شد، آواره وسرگردان گردید؛ و لی سرانجام پس ازیک ربع قرن کشا کشهای خونین وجانبازیهای مردم بپا خاستهء وطن، تلاشهای مذبوحانهء تمامی افزارهای محافظه کاران کهن ونوین جامعه جهانی، بویژه سیل دولار های سلاطین امار ات متحد عربی ونظامیگران پاکستان، برای احیای نظام سلطنتی و حاکمیت تک قومی در افغانستان،محکوم به شکست تاریخی گردید وروان د لاوران " نهضت نوروزی " شاد شد. ا ین گواه زنده واشتراک کننده فعال رویدادهای تلخ این برههء تاریخ معاصر افغانستان، با خوشبینی به آینده تابناک زنده گی مردم رنجکشیده ء میهن، جشن نوروز 1389خورشیدی را ازدیاران دور وغربت: - به وارثان سنن پرافتخار مبارزات آزادیخواهانه " نهضت نوروزی " وتمامی آزادیخواهان ومشروطه طلبان میهن ؛ - به ما دران یتیم پرور، شهید پرور، زنان ودختران در بند وزنجیر نظامات فرتوت زمینداری اربابی وقبیله سالاری وبه کودکان و آینده سازان وطن ؛ - به معلولان معیوبان شجاع و بیماران دشوار علاج کشور ؛ به استا دا ن مدارس،مکاتب، لیسه ها، مراکز تعلیمات مسلکی، تحصیلات نیمه عالی، دانشکده ها، دانشگاهها ودا نش اموزان ودانشجویان ارجمند وظلمت ستیز؛ - به مهاجران وتبعیدیان، بی گور و کفن، افسرده دل وپریشان احوال میهن ؛ - به سازمانها، احزاب سیاسی ونهادهای دموکراتیک و جبهه های متحد مقاومت ضد تیرورزم بین لمللی وضد القاعده، طالبان مافیای مواد مخدر وضد خاشخاشسالاران وشرکای آشکار وپنهان داخلی و خارجی آنان ؛ - به همکاران قلمی وبیننده گان ارجمند تارنمای همایون، سپیده دم... ودیگر احزاب ملی دموکراتیک وسیکولار نوبنیاد افغانستان ازصمیم قلب تقدیم میکنم
----------------------------------------------------------------------------
(3): قیوم گوش بریده: تا کستانهای کوهدامان بستر عیاران، جوانمردان، قهرمانان نامدار وعیار پروراین آب وخاک است. یکی از همان دلاوران مشهور کوهدامان " کاکا قیوم " مشهور به " گوش بریده " میباشد. این مرد پخته جوش وسخت پیمان قریۀ "دکو " را در آخرین سالها ی جمهوریت سردار محمد داوود شب زمستانی، در" خواجه بغرا " و درخانه دوست معماری ملاقات کرد م. او از یاران سپهسالار پردل خان وامیر حبیب لله کلکانی بود؛ اگرکه رنج سیاه روزگا رر ا بسیاردیده بود؛ ولی هنوز در هفتا د ساله گی زنده دل واستوار به نظر میرسید. او نخست به بیان قصه تلخ وغم انگیز " گوش بریده " ی خود آغاز کرد وگفت که در آخرین سال سلطنت شاه اما ن الله در فرقه ء مشرقی، دوره ء خدمت مکلفیت عسکری را سپری میکرده است. درآن هنگام به اساس پیغام پردل خان وظیفه ء عسکری را ترک گفته. درراه کابل - جلال آباد به دام افتاده بود اورا نزد والی علی احمد برد ند. والی سنگد ل بد و ن چون وچرا فرمان داد که گوشش را به بر ند ؛ بیدرنگ گوشش بریده وپیش پایش انداخته شد. کاکا قیوم گفت درنخستین لحظه ها گوشم پرش میکرد وسخت میلرزید. کاکا قیوم بالحنی غمناک وزهر خند به سخنان خود ادامه داد و گفت که درهمان لحظه گوش بریده ء خودرا دربر ابر قصابان استبداد باصدای بلند " نا مرد" خطا ب کردم وبا خشونت لگد کوبش نمودم که چرا بيتابی میکنی ! با چنین واکنشی خشم ونفرت خودرا علیه والیان خود مختار دولت شاه امان لله به روشنی بیان داشتم بهر حال کاکا قیوم پس ازمدتی به کوهدامان آمد وبه "قیوم گوش بریده " مشهورشد. کابل سقوط کرد.والی علی احمد از ننگرهار به قندهار گریخت به زودی زنجیر پیچ وبه کابل فرستاده شد وبگفته ء کاکا قیوم چونکه این ناجوانمرد به امیر امان لله بیوفایی وبه امیر حبیب لله خادم دین وجوانان گردنکش وطن ما، جفا کرده بود بنابرین محکوم به اعدام گردید. والی علی احمد در واپسین لحظه های تلخ حیات خود وصیت کرد که از بزرگان قبیلهء بارکزایی وخد متگزار پرسابقهء دولت بوده است باید به او برخورد تحقیر آمیز وبی حرمتی نشود درباره ء شیوهء مجازات محترما نه ء والی علی احمد همه در باریان نظرات خودرا بیان کردند ولی هیچیکی مورد پسند امیر قرارنگرفت کاکا قیوم گفت:" دراخر نظر مرا پرسید. من پیشنهاد کردم که نسبت به حق باروت مجرمان دیگر دوپاو (پوند) باروت برای این بیوفا اضافه شود وبه همین شیوه وصیت والی علی احمد بجای شد. سرش چندین نیزه بلند تر ازمجرمان دیگر بسوی آسمان اوجگرفت وبا ایشان برخورد استثنایی وبا عظمت ویژه شد. کاکا قیوم درپایان اینهمه قصه های خونین گفت بچه های ما هنوزهم " شیریخ دوخوراکه ودبل را" بنام سرداری مشهور ساخته اند وبه این شیوهء وصیت والی علی احمد را، تا ا مروز نجیبانه رعایت میکنند. کاکا قیوم گوش بریده،درپایان قصه تلخ تاریخ زنده گی پردرد وداغ خود با حسرت وافسوس یاد کرد که: " سید حسین آدم خام بود وکارخام کرد وبه قسمهای محمد نادرشاه فریفته شد؛ ولی امیر حبیب لله بدون ترس وبیم از مرگ ودار به خاطر امنیت و آرامش مردم ما داوطلبانه بسوی مرگ رفت. کاکا قیوم سرانجام با درد و کینه ء گره خورده درگلو درباره ء خاندان سلطنتی چنین داوری کرد که " بچه ی وطن چاکران انگریز سوگند وپیمان خودرا درحق جوانمردان ما شکسته ونزدیک به نیم قرن ازهیچ ظلم وبیدادی درحق مردم مادریغ نکرده اند وهنوزهم این مردم صبور ما ظلم می بینند ورنج میکشند ودرنیمه های همان شبهای سیطره آخرین پیچ ومهره های درشت خاندان سلطنتی آهی ازسینه کشید وبا اطمینان کامل وایمان قوی به پیروزی مظلومان افغانستان وجهان وبا زمزمه این بیت وسخن تمثیلی مشهور مردمی که: آه مظلوم به سوهان ماند گر خو نبرد برنده راتیز کند قصه های درد ناک جنگها ی خونین ومقاومت دادخواهانه فرزندان تاکستانها وحماسه ها ی ناتمام " عیارا ن خراسان " را کوتاه ساخت.
باعرض حرمت اکادمیسین دستگیر پنجشیری ایالت واشنگتن - امریکا اول نوروز 1389خورشیدی / برابر به 20مارچ 2010 م
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در سه شنبه ، 10 فروردين 1389 ، 08:27 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




"نهضــت نــوروزی 1329 خــورشــیدی" بـه رهبــری خــواجـه محمــد نعیــم زوری و سـید اسمــاعیـل آغــای بلخــی پــایه هــای اســتبداد ســلطنتی را بــه لــرزه درآورد.





