نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| نبــرد خونیــن شــیخ مجیب الرحمـــان بــرای استقـــلال "بنـــگله دیش" (بخش دوم) |
|
|
|
| مقـــــــالات - تاریخــــــی |
| نوشته شده توسط اکادمیسین دستگیر پنجشیری |
| سه شنبه ، 24 آبان 1390 ، 15:49 |
|
ای خصم کهن، شعبده بازی تاکی
اما حکومتهای دههً اخير سلطنت محمدظاهر شاه، دراين مرحلهً ی بحرانی بازهم گویا پاکستان را، از عقب خنجر نزد ند و به اين پندار واهی بوده اند که: مساله بلوچستان و پشتونخوا در شرايط صلح آميز، راه حل عادلانهً ی خود را به شيوه ی خود بخودی و بدون مبارزه فعال سياسی قبایل دوسوی مرز دیورند خواهد يافت.
ولی هنوز پروسهً ی مذاکرات با پاکستان آغاز نیافته وتوافقنامه ی حل وفصل بلوچستان انجام نیافته بود که درنیمه های یک شب مهتابی وسفید، در مساله ی -( 25/ 26 سرطان 1352 ) ناقوس مرگ سلطنت و حکومت موسی شفيق به صدا در آمد و تاريخ درست 180 درجه عليه نظام شاهی وحکومت موسی شفيق چرخش تند کرد.(10) پس از سال 1973م شبکه های جاسوسی عربستان سعودی،پاکستان، ودیگر کشورهای منطقه درافغانستان گسترش یافت وهمانگونه که موءلفان " حقایق پشت پرده ی اتحاد شوروی..." نوشته اند: - ساواک ایران شهنشاهی وسی. آی. ای. باهم همکاری میکرده اند و گهگاه فعالیتهای خودرا با دستیاری گروپهای مخفی وبنیادگرا به پیش میبرده اند....گروپهای بنیادگرایی که همین موءلفان " حقایق پشت پرده.. " افشاء گری کرده اند،با اخوان المسلمین مصر ورابطه ی عالم اسلام عربستان سعودی نیز ار تباط داشته اند همچنان شاه ایران دردوران حکومت سردارمحمد داوود، بصورت مشخص درسال 1974 م تلاشهای موذیانه ونافرجامی نمود که کابل را درچنبر اقتصادی وامنیتی جهان غرب شامل کند این چنبر کشورها ی ایران،افغانستان، پاکستان،هندوستان ودولتهای خلیج را دربر گیرد واز تهران اداره شود. ایالات متحده امریکا،همانگونه که موءلفان کتاب " حقایق پشت پرده ی تهاجم شوروی درافغانستان " نوشته اند، " این پالیسی شاه ایران را به حیث جزء همکاری گسترده ی اقتصادی ونظامی واشنگتن – تهران،درعملیات پوشیده ومخفی خود درجنوب شرق آسیا، " تشویق و تایید نمود " (11) پس از کودتای 26 سرطان 1352 خورشیدی و استقرار رژيم جمهوری در افغانستان، سردار محمد داود صدراعظم و رئيس دولت افغانستان در 10 ماه -آگست 1976 م بنا به دعوت ذوالفقار علی بوتو صدراعظم پاکستان به آن کشور مسافرت کرد و در اکتوبر 1977 م محمد ضياء الحق به کابل دعوت شد. هردو جانب به اين تفاهم رسيده بودند که مسايل مرزی و حقوق مردم پشتونخوا – از طريق مذاکره حل و فصل شود. اين گرايش سازشکارانهً ی رییس جمهور محمد داوود به واکنش نا مساعد رهبران « نشنل عوامی » پارتی مواجه گرديد. اجمل ختک در جشن پشتونستان امکان سخنرانی نیافت و در مراسم 9 سنبله، خلاف تعامل سالهای پیش، اشتراک مستقيم و فعال نتوانست، با فهم این واقعیتها ی، تاريخی، مغاير آنچه ا. هارون مؤلف کتاب « داود خان، د کی جی بی په لومو کی » در صفحه 114 نوشته است ( 12 )، شناخت وپیوند رهبران نشنل عوامی پارتی از دولت ها و احزاب و شخصيت های با نفوذ پاکستان و از اهداف ستراتيژيک، غايی و منطقه يی آنان به مراتب ژرف تر، دقيق تر و صحيح تر از سردار محمد داود صدراعظم و تنظيمهای تندرو، کندرو و ميانه رو اسلامی افغانستان بوده است. خلاصه سردار محمد داود صدراعظم با درک تناسب و توازن جديد قوای سياسی منطقه، به زير فشار های گوناگون نظامی، سياسی داخلی و خارجی « در مسايل خيلی حساس ملی » نظير استفاده از آب دريای هلمند در مقابل ايران وپیرامون تاءمين حق خود اراديت خلق بلوچستان و پشتونخوا در برابر محافل حاکمه پاکستان زانو زد وبه عقب نشینی مرگباری تن در داد و زیر فشار،سياسی دولت نظامی پاکستان وجنگهای پراگنده ی تنظيمهای جميعت اسلامی و حزب اسلامی از مواضع قبلی خود زبونانه چرخش کرد و راه سازش و گذشت غير اصولی را پيش گرفت ودریک سخنرانی رادیویی، خلاف مشی سیاسی قبلی خود چنين اظهار کرد که: « افغانستان بعد ازاين برای نار اضیان پشتون و بلوچ که در مقابل رژيم ذوالفقار علی بوتو، مبارزه ميکنند يک جای امن و پناه گاهی نيست. " سردار محمد داوود، از پذيرفتن پناه گزينان جد ید بلوچستان که قوای مسلح پاکستان را ترک کرده و به افغانستان فرار ميکرده اند، انکار نمود. و اين خود موجبات آزرد ه گی و نفرت نيروهای ملی - دموکرات بلوچستان پشتونخوا و افغانستان را فراهم کرد و او را بیش از پیش منزوی ساخت. هر چند حفيظ الله امين در نخستين سالرزو پيروزی قيام 7 ثور 1978 م علیه حاکمیت سردارمحمد داوود، پشتونهای آنسوی خط استعماری ديورند را صلای عام زد. تا از بيمارستانها، مکاتب، دانشگاهها، مراکز تعليمی و فرهنگی و تحصيلات عالی ی افغانستان استفاده کنند. ولی حفیظ الله امین پس از، کشتار فاجعه آميز و بيرحمانه نورمحمد تره کی رهبر ح.د.خ.ا و دولت ج.د.ا. ودرهمان برهه تاریخ که از زمين و آسمان، داخل و خارج، از سوی ابر قدرتهای دور و نزديک، دوست و دشمن و دولتهای واپسگرای منطقه زير ضربات هم آهنگ و مرگبار قرار گرفته بود، برای نجات ازاين وضع دشوار و پيچيده، راهها وسايل و سياستهای خارجی، مستقل و قابل پيش بينی ديگری را، آزمايش کرد. حاضر به انجام مذاکره و حل مسائل مورد اختلاف با دولت پاکستان و مشتاق پذيرايی آغاشاهی وزير خارجه پاکستان شد ولی از سوی مارگيران کی جی بی. با هجوم برق آسا، قدرت سياسی را از دست داد و حاکميت فرکسيون خلق و زندگی سياسی خود را قربانی پاليسی ماجراجويانه، روحيه نظاميگری و سياست عظمت طلبانه ملی ساخت و به اين صورت زمينهً ی فروپاشی و زوال حاکميت ح.د.خ.ا. قهرا از سوی قشون شوروی مساعد شد ( 13) اگر که؛ اسدالله سروری، سيد محمد کلابزوی، محمد اسلم وطنجار وشیر جان مزدوریار چهار تن ازهواداران روانشاد نورمحمد تره کی در مرحله حضور نظامی شوروی، به مقصد تلافی شکست های، يک بخش فرکسيون خلق، حاکميت ح.د.خ.ا. را يکجا با فرکسيون پرچم به رهبری زنده یاد ببرک کارمل تمثيل کردند، اما دولت نظامی پاکستان از همان صبح فردای 6 جدی 1358 در خط اول جبهه ضد اتحاد شوروی و ضد حاکميت ح.د.خ.ا. قرار گرفت. و در عمل به صدور ضد انقلاب پرداخت. و با استفاده از هوا و فضای بين المللی و امارات کشورهای عربی و خليج، به فکر خام دخالت و مداخله ی نظامی و سلطهً ی افزار های سياسی خود به افغانستان شد و فرایند عودت قطعات شوروی و تغيير در پيچ و مهره های حاکميت ح.د.خ.ا. را در دستور کارنامه های خالی از افتخار وانگلیس مشربانه خود قرارداد دکتور نجیب الله نیز در شرايط پيدايی گرايشهای نوين در سياست خارجی گرباچف و تسلط " تفکر نوين سياسی! " در کشور شوراها، برای حل مسايل مورد اختلاف تلاش ورزيد. از جمله با رهبران طریقه های نقشبندی،قادری تنظيمهای با نفوذ حزب اسلامی، جميعت اسلامی، با فرمانده احمدشاه مسعود در داخل، با غلام اسحا ق خان رئيس جمهور پاکستان و اعضای خانواده ی بينظير بوتو و لوی درستيز اسلم بيگ به شکلی از اشکال تماسها و پيوندهای پنهانی و پشت پرده برقرار کرد. از آنجا که تلاشهای داکتر نجيب دور از نظر اکثريت رهبران حزبی، فرماندهان قوای مسلح و مردم کشور بصورت « مرموز» و سری انجام می يافت او نيز قربانی اشتباهات تاريخی تک روانه زيرکانه و عظمت طلبانه ملی و قربان سياست جهانی و منطقه يی خويش گرديد. و سرانجام به دام نيروهای مسلح دشمن افتيد ( 13 ) و بدون محاکمه و همزمان با ملا بورجان به احتمال قوی به دستور فرماندهان نظامی پاکستان از سوی جلادان تير باران وبه دار آویخته شد و به کرامت انسانی او استهزاء واهانت ناهنجار وضد اسلامی صورت گرفت وبه هنگام انتقال داوطلبانه قدرت سياسی از سوی رهبران حزب وطن به رهبران تنظيمهای تندرو، کندرو، ميانه رو و به ويژه در سال 1993 و صدمين سال انقضای ميعاد قرارداد استعماری ديورند، به علل دخالت و مداخلهً آشکار ميراث خوران استعمار و پادو های منطقه يی آنان بازهم مناسبات سياسی افغانستان و پاکستان عادی نشد و مساله حق خود اراديت بلوچان آنسوی خط استعماری ديورند راه حل دموکراتيک و عادلانه يافته نتوانست. در حال حاضر نيز استقلال ملی، تماميت ارضی و حاکميت ملی کشور ما مورد تهاجم افزارهای منطقه يی سرمايه سالاران و جامعه جهانی قرار گرفته است. اما باور تزلزل ناپذير دارم که قدرتهای طرفدار تعصب، تحجر و توحش هرگز با اربابان غربی، عربی و پاکستانی خود، ازطريق نظامی وعملیات بزدلانه ی خودکشی بسرمنزل مقصود رسیده نمی توانند. برعکس عقل سليم حکم ميکند که راه حل نظامی مسايل مورد اختلاف افغانستان و پاکستان فاقد دورنما و آينده روشن است. فقط حل وفصل صلح آميز مساله مورد منازعه، يگانه راه صحيح، اصولی، عادلانه و دموکراتيک است- اين راه حل منطبق، به منافع و مصالح خلقهای، بلوچستان، افغانستان، ايران،، پاکستان هندوستان و ديگر کشور های ايکو، منطقه و جهان ما ميباشد. انديشه های صلح، دموکراسی، تر قی اجتماعی پيروز ميشود و بزرگترين افتخار مداخله گران، طالبا ن جبون، خود کش وبیگانه پرور بزرگترين خجلت و شرمساری تاريخی برای اربا بان استکباری آنان خواهد بود از تمام اين رويداد های تاريخی به اين نتایج منطقی ميتوان دست يافت که: محافل حاکمه افغانستان به مسئله " حقوق حقه ی! " بلوچان و پشتونخوا تا آن حدودی علاقه میگرفته اند که به دوام و بقای حاکميت آنان مساعدتی ميتوانسته است. بيست و پنج سال جار و جنجال های تبليغاتی حکو متهای افغانستان به ويژه پس از جنگ عمومی دوم جهانی، بدون ترديد بخاطر تامين اهداف و مقاصد ضدملی دشمنان مردم افغانستان صورت گرفته است و هيچگونه توجيهی ديگری شده نميتواند. حکومتهای افغانستان پس از دهه ی دموکراسی و مشروطيت جز در موارد معينی - همواره سياست انتظار، ترصد، دفع الوقت و حتی نهضت شکنی را در پيش داشته اند و به تاسی ازاين پاليسی سازش کارانه و تسليم طلبانه خود، از گسترش و توده يی شدن جنبش ملی و آزادی بخش خلق بلوچستان آنسوی خط استعماری ديورند به شيوه های آشکار و پنهان جلوگيری ميکرده اند. تکذيب ناپذيرترين دلايلی که رياکاری محافل کهنه کار افغانستان را نسبت به نهضت ملی و آزادی بخش خلق بلوچستان و پشتونخوا فاش و رسوا ميکند عبارتست از: نخست: پشتیبانی از حقوق مردم بلو چستان وپشتونخوا، در حلقه های رسمی و دولتی، توسط عاليترين مقامات رهبری دولت ازجمله تحت نظر سردارمحمد نعیم وزیر خارجه، وزیر مطبوعات ورییس مستقل قبایل، وتحت يک نوع نظارت پوليسی بصورت تشريفاتی طرح ميگردید و در حقيقت طرح خام و نيم بند این مساله در مقابل رشد همه جانبه بنيادی جنبش آزادی بخش ملی بلوچستان و آزادیهای دموکراتیک خلق پشتونخوا، موانع تازه ايجاد ميکرد. ثانيا: طرح مساله بلوچستان و پشتونخوا در داخل افغانستان به شکلی صورت ميگرفت که موجب تقويت مواضع مستبدين، سرآورده گان دوسوی خط دیورند و محافل حاکمه مسلط فئودالی ميشد و همچنان شرايط پيدايی و شيوع انديشه ها و گرايشهای ناسالم عظمت طلبی ملی، تفوق ملی، استثنا ء طلبی ملی، جدايی ملی و خصومت ملی را فراهم می ساخت - در نتيجه چنين گرايش های ناسالم و تنگ نظرانه و تعقيب سياست تبعيض در ميان خلقهای برادر افغانستان، ستم ملی و اجتماعی تشديد می یافت و شور شوق انقلابی اقليتهای ملی و مذهبی در مقابل جنبش های ملی ـ خلق پشتونخوا فروکش ميکرد و برضد نهضت ملی خلق پشتون و بلوچ آن سوی خط استعماری ديورند گرايش وسمت وسو می يافت همان سیاستی که درحال حاضر با پیچ ومهره های وابسته به حزب اسلامی حکمتیار وحمید گل افسر بازنشسته پاکستان، باهمه علنیت وبیشرمی علیه افغانستان تکرار میشود. ثالثا: خاندان سلطنی افغانستان، بخاطر نقب گذاری و بی اعتبار کردن نهضت همبسته گی خلق های افغانستان و پشتونخوا و بلوچستان اين مساله عمومی ملی را بطور عمده در انحصار وزارت خارجه، قبايل و امور سرحدات، سربراوردگان قبايل، جاسوسان حرفه يی، پاسداران نظامات قرون وسطايی و بيک سخن در انحصار بيروکراسی فاسد، و دستان ناپاک، متنفذين بدنام وواپسگرا و يک تعداد از پيچ و مهره ها و افزار مزدور استعمار کهنه و نو قرار ميداد ه، و با اين نيرنگها ووسايل کثيف، نهضت ملی و آزادی بخش خلق بلوچستان و پشتونخوا را بدنام ميکرده اند. وبا تعقیب چنین پالیسی، مانع ابتکارات و اقدامات انقلابی تمام نيروهای ملی، دموکراتيک و ترقيخواهان افغانستان میشده اند. اين پاليسی بدون ترس از اشتباه نيرنگ ديگری بود که زمينه های نفوذ حضور و سلطه ميراثخوران استعمار بریتانیا را دراين منطقه پرآشوب آسيا فراهم میکرد - صحيح ترين و موثق ترين سندو دليلی که اين نتيجه گيريها را تائيد ميکند همانا داوری سالم، صادقانه، درد مندانه و افشاگرانه ی سيد مسعود پوهنيار، سابق قونسل افغانستان در کويته بلوچستان ووزير امور سرحدات و قبايل دوران دهه قانون اساسی بوده است. ایشان پس از پانرده سال کار زير شعار پشتونستان به تجربه شخصی در زمينه مصارف هنگفت پول قضيه پشتونستان، به اين نتيجه منطقی و تکذيب ناپذير رسيده بوده اند که: - « همه اين پولها مانند فيرهای هوايی يک فيصدی آن به هدف پشتونستان اصابت نکرد وتما ما به هدر رفت... " ( 14) همچنين شادروان سید مسعود پوهنيار با همه صراحت لهجه اين واقعيت های تلخ تاريخ را افشا ءکرده است که: واليان قندهار، ننگرها، کنر، پکتيا، زابل..و.و با مديران قبايل و قبايلی ها ی معاش خوار و قونسلگری های افغانی در کويته و پشاور از زمان بلند شدن شعار پشتونستان مخصوصا در زمان صدارت سردار محمد داود شديدا در بودجه رياست قبايل چون جوکهای خون چوش چسپيده بوده اند" تاجاییکه به نظر میرسد جناب حامد کرزی رییس جمهور افغان، از سخنان صادقانه وافشا ءگرانه سید مسعود پوهنیار وزیر امور سرحدات " دهه ی دموکراسی شاهانه " هیچ پند تاریخی ودرسی نیاموخته اند وشوربختانه در دام حلقه ی ارگ وابسته به حزب اسلامی حکمتیار و اسیر توطیه های طالبان خودکش و بیگانه پرست پاکستان میباشند رابعا: اردوگاه صلح و سوسيالزم همانروزگار به ويژه دولت اتحاد شوروی، در تمام مراحل مبارزه ی حق طلبانه خلق بلوچستان در سنگر دفاع از حق خود اراديت ملل و مردمان پشتون و بلوچ آنسوی خط استعماری دیورند قرارداشته است در مجامع بین المللی، خلاف ستراتیژی کشورهای امپريالستی، به گونه هندوستان غیر منسلک، ازحل عا دلانه قضیه بلوچستان وپشتونخوا پشتیبانی معنوی و سياسی میکرده است. در روشنی اين همه دلايل و حقايق تاريخی اکنون می توان به اين نتيجه گيری های صريح دست يافت که مورخان، محققان، تحليل گران سياسی، دولتمردان و خاطره نويسانی که تحت تاثير فضای جنگ سرد، ميان سياست خارجی دو ابر قدرت و دو اردو گاه سوسيالزم وامپریالزم علامت تساوی ميگذارند در واقعيت امر، آب به آسياب سلاطین نفت خوار جهان واقمار منطقه یی آنان می ريزند و از شناخت دقيق وواقعی، منافع ملی و از شناخت صحيح دوستان و دشمنان واقعی ملل و مردمان افغانستان، بلوچستان، پشتونخوا وکشمیر کاملا عاجز می باشند.
باعرض حرمت اکادمیسین دستگیر پنجشیری ایالت واشنگتن - امریکا 11 نوامبر 2011 ع
*****************************************
مدارک بخش دوم ---------------------------- ( 9) - افغانستان د دموکراسی او جمهوريت په کلونوکی 1963 ـ 1978 ليکو ا ل عبدالغفار فراهی ص 210، ناشر دانش کتابتون چاپ دوم پشاور ( 10) - ا. هارون، داود خان د کی جی بی په لوموکی، پشاو ر ( 11 ): گزارش زلمی محمود غازی سفیر کبیر افغانستان به شهنشاه ایران در باره برکناری افسران تحصیلکرده شوروی از مقامات رهبری حکومت وقو ای مسلح یادداشتهای علم وزیر دربار ص 58 ج ششم 1355 -1356 ویرایش علینقی عالیخانی ( 12 ) ديگو کور دو ويز وسليک هريسن، حقايق پشت پرده تهاجم اتحادشوروی به افغانستان ( ترجمه بزبان دری عبدالجبار ثابت ) پشاور؛ می 1996 ص 26، 27 ؛ ص 3 - 2 ( 13) دکتر نجيب الله، نامهً اشد محرم به ميخائيل گرباچف ( ترجمهً مسعود رءوفی ) اروپا، « مجله » شماره 24، حمل 1377 مطابق اپريل 1999 ( 14): سيد مسعود پوهنيار، ظهور مشروطيت و قربانيان استبداد، پشاور، جلد دوم، ص 6 و 19
پایان بخش دوم
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




...ومواضـــع بی تفـــاوت رهبـــران افغـــان، دربــاره ی آزادی بلوچســـتان وپشـــتونخــوا





