نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
| مقــایسۀ بــرگ هــایی از... |
|
|
|
| مقـــــــالات - تاریخــــــی |
| نوشته شده توسط مهندس شاه امیر فروغ |
| شنبه ، 24 ارديبهشت 1390 ، 20:18 |
|
بنابراین لازم دانستم در مورد این نوشته که چیزی جزجبهه گیری سیاسی وعناد شخصی، محتوای دیگری نداشته و ارزش بررسی را ندارد، به عنوان خوانندۀ این اراجیف اجباراً به قضاوت بنیشینیم. صرف نظراز نحوۀ نگارش پاراگراف یاد شده در بالا توسط این شخص که حکایتگر شخصیتِ اجتماعـی، میزانِ سواد و موقفِ سیاسی ایشان میباشد، متـوجه می شویـم که نامبرده از روی عناد و دشمنی یی که با مؤرخین راستین کشور دارند، به بیهـوده گویی روی آورده و با استناد به تواریخی که در حقیقت مُهـر تأییدی برگفته های زنده یاد غبار میباشد، کودکانه میخواهند حقایق منعکس شده در اثر وزین ایشان یعنی کتاب گران سنگ افغانستان در مسیـر تاریخ را که تنها تاریخ علمی، مستند و مـردمی کشور است، مثلاً زیر سؤال ببرند. شخص مورد نظر در بخش دیگری از این نوشتۀ بی ارزش بعـد از نقل قول از کتاب افغانستـان در مسیر تاریخ در مورد جرگه یی که در آن احمد خان ابدالی به پادشاهی برگزیده شد، چنین اظهار نظر می کند: (اما در یک تعداد آثار معتبر داخلی که از زمان خود احمـد شاه « تاریخ احمـد شاهـی » و نزدیک به آن «تاریخ احمد و تاریخ سلطانی» بجا مانده و این واقعه درآنها بصورت مفصل گزارش شده؛ از تفصیلات جناب غبار خبری نیست:) آنگاه فراز هایی از « تاریخ احمـد شاهی، تاریخ احمـدی، تاریخ سلطـانی و سراج التواریخ » را بـعنوان مـدارکی برای اثباتِ مثلاً تحقیقات و پژوهش های تاریخی اش که در حقیقت « تحـریف تاریخ » است و نه « پـژوهش و تحقیـق » نقـل میکند و در پایان بعد از تعریف و توصیف از کتاب « افغانستان در پنج قرن اخیر » که در مورد آن چنین نوشته: (میر محمـد صدیق فـرهنگ در اثر گرانسنگ « افغـانستـان در پنج قـرن اخیـر » صفحات 138 – 141، با دستـرسی به منابع گـوناگـون، اصلاً مـوجـودیـت چنین « جـرگه » را زیـر سوال برده است.،...)، به نتیجـه گیـری مضحک خویش می پردازند. اینک در ذیل، تحقیق جناب (پروفیسور) و استناد ایشان به چند کتاب یاد شده در بالا را به بر رسی می نشینیم و بحث را در مـورد کتاب افغانستـان در پنج قـرن اخیـر (تاریخی که به ادعـای جناب لعـل زاد با استفاده منابع معتبر تألیف گردیده و حقایق تاریخی کشور در آن منعکس میباشد) ! ! آغاز می نماییم.
در مـورد کشته شدن نـادر شاه در صفحۀ 157 از جلـد دوم کتاب افغـانستـان در مسیر تاریخ می خوانیم: [... هنگام عبور شاه از برابر صف مستقبلین، از بین صف دوم جوانی بسن هفده سال، تفنگچۀ خودش را روی شانۀ رفیقش محمود خان که در صف اول استاده بود، گذاشته به استقامت قلب و سینۀ نـادر شـاه سه آتش پیهم نمود. شاه بیفتاد و چشم از سلطنتی که با زحمت زیاد بدست آورده بود، بپوشید. اضطراب و سراسیمگی محفل را در هم پیچید و شهـزاده محمـد ظاهـر خان پسر شاه که 19 سال عمـر داشت بالای مرده پدر بنشست در حالیکه برادر شاه وزیر حرب شاه محمود خان بعجله رو به حصار ارگ نهاده بود. « محمد هاشم خان صدراعظم قبلاً بولایات شمالی سفر کرده بود. » ] در ادامه در صفحۀ 158 همین کتاب چنین می خوانیم: [ جوان ضارب « عبـدالخالق خان » همینکه شاه را کشته دید، تفنگچۀ خودش را انداختـه و به نظـاره بایستاد، زیـرا او جـز کشتن شاه مطلب دیگـری در این محفل نداشت. چون هیچ حادثۀ دیگری بوقوع نیامد، افسران بیامدند و ضارب را بگرفتند... ]. همین مطلب را در کتاب مورد تأییدِ جناب (پروفیسور) یعنی صفحۀ 672 افغانستان در پنج قرن اخیـر به قلم مرحوم میر محمد صدیق خان فرهنگ « چاپ نوزدهم » با ویرایش و صفحه آرایی آقـای محمـد کاظم کاظمی، چنین می خـوانیـم: (به روز 17 عقرب سال 1312 برابر با 8 نوامبر 1933 میلادی شاه در محفلی که به غرض توزیع شهادتنامه های متعلمین لیسه هـا در باغ ارگ ترتیب داده شده بـود، به ضرب گلـولـۀ یک نفـر از متعلمیـن لیسۀ نجـات به نام عبـدالخـالـق به قتـل رسید. در این وقـت محمد هـاشم خان صدراعظم که از نظـر قـدرت شخص دوم دستگاه به حساب می رفت، به مسافرت در سمت شمال کشور مصروف بود، اما برادر دیگرش شاه محمود خان در کابل و در صحنه حضور داشت. وی با جرأت و سرعت عمل قاتل را گرفتار ساخته و در همان روز مجلسی...). در مورد شخصیت نادر شاه در صفحۀ 60 جلد دوم کتاب افغانستان در مسیر تاریخ در بحثی زیر عنوان « دهشت و ترور در افغانستان » چنین آمده: [ حکومت نادر شاه بمجرد تشکیل شدن در کابل، دست به عملیات خونینی زد که معمولاً در آغاز هیچ سلطنتی مطلـوب نبـود. از همان اولِ مرحله، بی حوصلگی دیوانه وار شاه در ریختن خون، مردم را به این فکـر آورد که گویا خاندان حکمـران انتقـامـی بالای ملت افغانستان طلب دارند. ] در صفحۀ 676 کتاب افغانستان در پنج قرن اخیر در بحثی زیـر عنـوان « شخصیت، سجیه و طرز کار نادر شاه » از قول مرحوم میر محمـد صدیق فـرهنگ چنین میخوانیم: (محمد نادر شاه به لذات جسمانی کمتر علاقه داشت و بر هوای نفس غالب بود. از بـرکت این خصوصیات وی می توانست توجه اشخاص را اعم از همکاران و عامۀ مردم جلب نماید و مورد اعتماد ایشان واقع شود.). با بازنویسی و مقایسۀ موارد فوق الذکرمی بینیم که کتاب (افغانستان در مسیر تاریخ) به معـرفی ماهیـت اصلی نادرشاه و رژیم فاسدش می پردازد و کتاب (افغـانستان در پنج قرن اخیـر) به مـدیحه سرایی نادر شاه، شاه محمود خان، بقیه خاندان آل یحیی و رژیـم هـای فاسدِ بعـدی پرداختـه است. این مقایسه معیـار قضاوت « جناب پروفیسور» را درمورد شاد روان غبار و موضع گیری سیاسی ایشان روشن میسازد. برای معرفی کتاب مـورد تأیید جناب (پروفیسور) یعنی (افغانستان در پنج قرن اخیر) به همین دو مـورد یاد شده در بالا بسنده نمـوده و بحـث را با بررسی (تاریـخ احمـد شاهـی) که در زمان سلطنت احمـد شاه درانی و زیر نظر او به رشتۀ تحریر در آمده، ادامه میدهیم: طوری که آقای لعل زاد با استناد به کتاب (تاریخ احمد شاهی) که از صفحات 138 – 141 اثر مرحوم میر محمد صدیق فرهنگ (افغانستان در پنج قرن اخیر) بازنویسی نموده اند، این تاریخ فقط به تعریف و توصیف از احمـد شاه درانی پرداخته و به او مقام ولایت بخشیده و می نویسد که قبل از به قتـل رسیـدن نـادر شاه افشار به او الهـام شده بود که بر اریکۀ پادشاهـی تکیه خواهـد زد و بعد از مرگ او با استدعا و التماس مـردم و استنکاف خدیو جهان ستان، با ترغیب درویش عاقبت اندیش بنام درویش صابـر این مقام را پذیرفت. آقای (پروفیسور) با استناد به این پاراگراف میخواهـند به مـردم بقبولانند که احمـد شاه ابدالی بدون تشکیل هـرگونه جرگه و مجلسی به سلطنت رسید و هیچ مخـالف نداشت. آری ایـن مرید، سخنان مـراد خـویش (مـرحـوم میر محمـد صدیق فـرهنگ) را که در آغـاز صفحۀ 140 کتاب افغانستان در پنج قرن اخیر به این شرح نـوشته: (پُـر واضح است که این روایت که در عصر پادشاهـی احمـد شاه از قلم مورخ رسمی او صادر شده، خالی از مبالغه و مدیحه سرایی دربار نمی باشد) به دلایل وابستگی های سیاسی عمداً از قلم می اندازد ولی در عوض می نویسد مـرحـوم فرهنگ اصلاً موجودیت چنین « جرگه » را زیر سوال برده است در حالیکه در صفحۀ 139 کتاب افغانستان در پنج قرن اخیر، مرحوم فرهنگ در مورد اعلان پادشاهی احمد خان ابدالی می نویسد: (راجع به جریان حوادثی که به تخت نشینی احمد شاه منجر گردید روایات گـوناگون مـوجود است. بعضی از تاریخ نویسان چنین آورده اند که پس از رسیدن احمـد خان به قندهار، جرگه یا مجلسی با شرکت یک عـده از سران قبایـل در مقـام شیـر سرخ واقـع در حـومۀ قندهـار کنونی دایر گردیده پس از مـذاکـرات طولانی به پیشنهاد یک نفـر از روحانیون احمـد خان را بدون اینکـه خودش سعی و تلاشی به کار برده باشد، به پادشاهی انتخاب کرد و شخص روحانی مذکور خوشه گندمی را در عوض تاج به کلاه احمد خان نصب نمود...). و اما در مورد اینکه به گفتۀ این سیاسی نویس (نه محقق مسایل تاریخی، چـون این نوشتـه کتمـان تاریخ است نه پژوهش تاریخی) در دیگر آثار تاریخی از تفصیلات شاد روان غبار اثری نیست، علاوه بر این که مؤرخ مورد تأییدِ جناب پروفیسور یعنی مرحوم فرهنگ از برگزاری این جرگه در مقام شیر سرخ در حومۀ قندهار یاد نموده، تاریخ سلطانی که جناب لعل زاد آنرا به خیال خودش به عنوان سندی علیه جرگۀ انتخاب احمدشاه درانی به کار گرفته و باز نویسی نموده است، در حقیقت تأییدی است بر گفته های کتاب افغانستان درمسیرتاریخ. ضمناً اگر به مأخذ ششم از مدارک باب پنجم کتاب افغانستـان در پنج قـرن اخیر صفحۀ 180 در ارتباط با مـوضوع تشکیل امـپراتـوری احمـد شاه ابدالـی تـوجـه شود چنین می خـوانیـم: (6 - افغانستان در مسیر تاریخ، تألیف میرغلام محمد غبار، چاپ قم، 1359، صفحات 354، 355، تاریخ سلطانی، ص 110). با توجه به موارد فوق، دیده میشود که مـرحوم فرهنگ با استناد به تاریخ سلطانـی و افغانستـان در مسیر تاریخ موضوع « جرگۀ مورد نظررا » یاد آور گردیده و این خلاف ادعای جناب (پروفیسور) که میگوید پیر و مرادش مـوجودیت چنین جـرگه یی را زیر سؤال برده، می باشد. از طـرفی اگر به فهـرست کتب مأخذ کتاب گران سنگ افغانستان درمسیرتاریخ در صفحۀ 838 در ارتباط با دولت ابدالی و تشکیل مجدد افغـانستـان، مراجعه شود، مـرجع این فصلِ کتاب « کتاب احمد شاه بابا » تألیف شاد روان غبار معرفی شده و چنین آمده: [ 13 – احمد شاه بابا تألیف اینجانب « غبار » طبع کابل سال 1322 شمسی ].
حال به معرفی « تاریخ احمدشاه بابا » اثر زنده یاد غبار که اکثر پژوهندگان مسایل تاریخی به این کتاب مـراجعه می کنند و فصل دوازدهم کتابِ افغانستـان در مسیـر تاریخ هم با استناد به این اثر نگارش یافته، می پردازیم: تاریخ احمد شاه بابا حاوی وقایع تاریخی قرن هجدهـم کشور می باشد که در 352 صفحه و در زمان تبعید زنده یاد غبار به قندهار نگارش یافته. این اثر در سال 1322 هجـری خورشیدی در کابل و در مطبعـۀ عمـومی به چاپ رسیده. شاد روان غبـار قبل از چـاپ این کتاب، قسمتی از مفردات نسخۀ خطی آنرا در اختیار مرحوم عبدالحی حبیبی که با ایشان رفت و آمد داشت، قرار داده بود مـرحوم حبیبی زمانی که از قندهار به کابل رفت، مقـدمه یی بر دیـوان احمـد شاه نوشت و به نشر رسانید و قسمت هایی از عناوین و مطالب اثر زنده یاد غبار را در مورد تاریخ تولد، مسقط الرأس، جلوس، تعمیـرات، نشان و تشکیلات اداری احمد شاه و غیره، در مقـدمۀ خـود گنجانید و آنرا در سال 1319 در کابل چاپ کرد. آقای حبیبی نه تنها از این اقتباس خود از اثر زنده یاد غبار یادی نکـرده بود بلکه طی نظریۀ تحریری اش بحیث معاون ریاست مطبوعات، طبع کتاب غبار را مخالف منافع افغانستـان خواند ! شاد روان غبـار بعد از تبعید، از قندهار به کابل آمد و از این موضوع اطلاع حاصل کرد و هنگام چاپ کتاب احمد شاه بابا، در مقدمۀ کتاب این موضوع را یاد آور گردید.
جهت تحریر کتاب « تاریخ احمد شاه بابا » از چهل و چهار اثر تاریخی داخلی و خارجی استفاده به عمل آمـده که سی و نه اثر به زبان فارسی و پنج اثـر دیگـر به زبان هـای خارجی تحریر گـردیده و اسامی این کتب به شرح زیر (تحت عـنوان فهـرست کتب مأخـذ) در این اثر ارزشمند به چاپ رسیده است:
1 - حیات افغانی – تألیف محمد حیات خان 2 - خورشید جهان – تألیف شیر محمد خان گنداپوری 3 - تذکرة الملوک 4 - ریاض المحبة – تألیف نواب حافظ محبت خان 5 - تاریخ سلطانی – تألیف سلطان محمد خان خالص 6 - خصایل السعادة – تألیف محمد سعادت خان 7 - تاریخ فرشته – تألیف محمد قاسم خان فرشته 8 - کتاب حال نامه – تألیف بایزید پیر روشن 9 - تذکرة الابرار والاشرار – تألیف ملا درویزه ننگرهاری 10 - دبستان مذاهب – تألیف مؤیدشاه زرتشتی 11 - تاریخ عمومی – تألیف میرزا عباس خان اقبال 12 - مجمل التواریخ بعد نادریه – تألیف ابن محمد امین 13 - جهان گشای نادری – تألیف میرزا محمد مهدی استرآبادی 14 - مرأت الاشباه – تألیف محمد حسن خان 15 - تاریخ احمدی – تألیف منشی عبدالکریم علوی 16 - تمته البیان فی تاریخ الافغان – تألیف سید جمال الدین افغانی 17 - تاریخ ایران – تألیف سارجن ملکم 18 - سالنامۀ کابل – سال 1315 شمسی 19 - نگارستان فارس – تألیف محمد حسین آزاد 20 - تاریخ مختصر ایران – سر پرسی سایکس 21 - تاج التواریخ – تألیف امیر عبدالرحمن خان 22 - کلکسیون دوم مجلۀ کابل – سال 1311 شمسی (افغان در هندوستان – تألیف زنده یاد غبار) 23 - تاریخ ایران – تألیف میرزا حسین فروغی 24 - سیر المتأخرین – تألیف منشی غلام حسین 25 - کلکسیون اول مجلۀ کابل – سال 1310 (ده مقالۀ شاد روان غبار) 26 - سالنامۀ اول کابل – سال 1321 (تاریخچۀ افغانستان – تألیف زنده یاد غبار) 27 - تمدن اسلام – تألیف جرجی زیدان 28 - تاریخ مختصر هند – تألیف سید ابوظفر مددی 29 - مکتوبات شاه فقیر الله علوی – طبع لاهور 30 - مجموع مجلۀ کابل – سال 1317 شمسی 31 - تاریخ بیهقی – تألیف ابوالفضل بیهقی 32 - سراج التواریخ – میرزا فیض محمد خان هزاره 33 - حدیقة القا لیم – تألیف مرتضی حسین بلگرامی 34 - تاریخ سیستان 35 - شمس النهار 36 - ظفرنامۀ رنجیت – تألیف امرنات 37 - رسالۀ مسکوکات افغانستان در عصر اسلام – تألیف احمد علی کهزاد 38 - رسالۀ محاربۀ کابل و قندهار – تألیف قاسم علی 39 - کتاب حیات حافظ رحمت خان – تألیف سید الطاف علی و پنج اثر دیگر به زبان های خارجی در بارۀ تاریخ افغانستان، هندوستان و تاریخ اسلام.
می بینیم که در فهـرست بالا از کتاب هایی همچون « تاریخ احمـدی - نوشتۀ منشی عبدالکریم علـوی »، « تاریخ سلطـانی - تألیف سلطان محمـد خـان خالص » و « سراج التـواریخ – نوشتۀ میـرزا فیض محمـد خان هزاره » که جناب (پروفیسور) از آنها مثلاً به عنوان اسنادی علیه کتاب افغانستان درمسیر تاریخ یاد می نمایند، هم نام برده شده و از آنها بعنوان اسناد تاریخی مکتـوب استفاده بعمـل آمده، ولی به اصطلاح این پژوهشگـر تاریخ « جناب پروفیسور » از این اثر تاریخی و منابعـی که جهت تحریر این اثـر استفاده بعمـل آمده بی خبـر می باشند و مینویسند: (... از اینکه جناب غبار از منابع معتبر دیگری استفاده کرده و یا در این مورد...).
نتیجه: از اینکه کتاب وزین افغانستان در مسیر تاریخ، تاریخ احمد شاه بابا و دیگر آثار زنده یاد غبار با توجه به مردمی بودن آنهـا، همچنین افشای خیـانت های حکومات فاسد، استعمار خارجی و گماشتگان و جیره خواران داخلی این حکومت ها در این آثار، مـورد نفرت و خشم خانوادۀ حکمـران و غلامـان حلقـه بگـوش آنهـا قـرار گـرفته و این آثار را مخالف منافـع افغـانستان « در حقیقت مخالـف منافـع خـود شان » دانسته اند، جـای تعجب نمـی باشد. از طـرفی تهمت و افتـرا اشخاص معلـوم الحالی که بـوقلمـون صفت زمانی کاسه لیس حکومـات فاسد آل یحیی، زمانی جیره خـوار و نوکـر دست به سینۀ رژیـم فاسد و دست نشانـدۀ شوروی سابـق، زمانی بادنجان دور قـاب چیـن مقامـاتِ ارتجاعـی بعـدی و روزگاری هـم مثلاً به عنوان کارشناس امور افغانستان در مقابل دوربین تلویزیون هـای بیگانه به تفـرقه اندازی میان هـم میهنان شان می پردازند و به گفتۀ شاد روان غبار وحدت ملی کشور را به واسطۀ تولید نفاق عمومی به نام هـای پشتون و تاجیک، هزاره و ازبک، سنی و شیعه برهـم می زنند و میخواهنـد فضای دیگر و قشر دیگری ایجاد نمایند که با منافع و مصالـح مـردم کشور ارتباط نـدارد و می بینیم که آگاهـانه بـه ساز دیگـران مـی رقصند، کوچک ترین تأثیر منفی در شناخت مـردم نسبت به مـؤرخ صادق کشور که در آثارش بدون هر گونه حب و بغضی به درج حقـایـق تاریخی پرداخته و نقاط ضعف و قـوت شاهـان و امـرا، ازجملـه کار هـای مثبت و منفی احمـد شاه ابدالـی را ثبت دفتـر تاریـخ نموده و به سیاسی نویسی نپرداخته اند، نخواهد گذاشت.
در پایان باید یاد آور گردید که نوشته ها و آثار نویسنده نما هایی که (با تیتر های کـذایی همچـون دکتـر، استاد، پروفـسور، اکادمیسیـن و... و... که از هیچ مقام علمی یی این عناوین را کسب نکرده اند و این القاب را خود به همدیگر تعارف می کنند) به تحریف تاریخ می پردازند و دانسته و از روی عمـد آثـاری همچون «دویمـه سقـوی» از نـوع شووینیسم پشتـون یا «آریانای جعلی و افغانستـان خیـالـی» از نـوع تاجیکی آن را جهت تولید نفاق عمـومی و برهـم زدن وحـدت ملی به رشتۀ تحریر در می آورند، کوچک ترین ارزش تاریخی نداشته و به جـز جبهه گیری سیاسی چیز دیگـر نمی باشد. طـوریکه در واقعیت می بینیم مـردم کشور از هـر قـوم و نـژاد و هـر مـذهب و آیینی که هستند، بـرادرانه در طول تاریخ در کنار هم زیسته اند در عوض عدۀ محدودی در ظاهر برای فـریب مـردم به نام هـای تاجیک و پشتون، هـزاره و ازبک، زبان و مذهب و غیره به جنگ زرگری می پردازند و در باطن و پشت پرده سر های شان در یک آخور بوده برای کسب مقام و قدرت، و زر و زور به تفرقه اندازی و منافقت مشغول اند.
جهت حسن ختام این مقال به عـرض می رسانم که جرگه سازی هـای کذایی تـوسط سـردمـداران خایـن و خود فـروختۀ کشور در قـرن 21 که میهن دارای مجـلس شورای مـلـی، شورا هـای ولایتی و مجلس سنا (هر چند فرمایشی) می باشد، به هیچ وجه توجیه کنندۀ این جرگه سازی های بی ارزش نبوده و هـرگز نمی تواند جنبۀ قانونی و مردمی به خـود بگیرد و توصیه ام به جناب پروفیسور هم این است که با استفاده از موضوعی سیاسی، به تهمت و افترا به دیگران، همچنان تحریف تاریخ نپردازند. آری (پروفیسور) عزیز!
در بساط نکته دانان خود فروشی شرط نیست یا سخن سنجیـده گو ای مـردعـاقـل یا خمـوش
با عرض ادب مهندس شاه امیر فروغ
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




نوشته یی خـواندم از شخصی بنام (پـروفسور لعل زاد) زیر عنوانِ (مقایسۀ برگهای از تاریخ در مورد جرگۀ احمد خان ابدالی و صابرشاه کابلی؟) در قسمتی از مثلاً نتیجه گیری این نوشته چنین می خوانیم: (از اینکه جناب غبار از منابع معتبـر دیگری استفـاده کـرده یا در این مـورد همکاسۀ سایـر تاریخ سازان درباری و اسطـوره پـردازان سرکاری بوده است، قضاوت را به خوانندگان گرامی میگذاریم).






