Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
مقــایسۀ بــرگ هــایی از... PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - تاریخــــــی
نوشته شده توسط مهندس شاه امیر فروغ   
شنبه ، 24 ارديبهشت 1390 ، 20:18

 مهندس شاه امیر فروغنوشته یی خـواندم از شخصی بنام (پـروفسور لعل زاد) زیر عنوانِ (مقایسۀ برگهای از تاریخ در مورد جرگۀ احمد خان ابدالی و صابرشاه کابلی؟) در قسمتی از مثلاً نتیجه گیری این نوشته چنین می خوانیم: (از اینکه جناب غبار از منابع معتبـر دیگری استفـاده کـرده یا در این مـورد همکاسۀ سایـر تاریخ سازان درباری و اسطـوره پـردازان سرکاری بوده است، قضاوت را به خوانندگان گرامی میگذاریم).

 بنابراین لازم دانستم در مورد این نوشته که چیزی جزجبهه گیری سیاسی وعناد شخصی، محتوای دیگری نداشته و ارزش بررسی را ندارد، به عنوان خوانندۀ این اراجیف اجباراً به قضاوت بنیشینیم.

صرف نظراز نحوۀ نگارش پاراگراف یاد شده در بالا توسط این شخص که حکایتگر شخصیتِ اجتماعـی، میزانِ سواد و موقفِ سیاسی ایشان میباشد، متـوجه می شویـم که نامبرده از روی عناد و دشمنی یی که با مؤرخین راستین کشور دارند، به بیهـوده گویی روی آورده و با استناد به تواریخی که در حقیقت مُهـر تأییدی برگفته های زنده یاد غبار میباشد، کودکانه میخواهند حقایق منعکس شده در اثر وزین ایشان یعنی کتاب گران سنگ افغانستان در مسیـر تاریخ را که تنها تاریخ علمی، مستند و مـردمی کشور است، مثلاً زیر سؤال ببرند.

شخص مورد نظر در بخش دیگری از این نوشتۀ بی ارزش بعـد از نقل قول از کتاب افغانستـان در مسیر تاریخ در مورد جرگه یی که در آن احمد خان ابدالی به پادشاهی برگزیده شد، چنین اظهار نظر می کند: (اما در یک تعداد آثار معتبر داخلی که از زمان خود احمـد شاه « تاریخ احمـد شاهـی » و نزدیک به آن «تاریخ احمد و تاریخ سلطانی» بجا مانده و این واقعه درآنها بصورت مفصل گزارش شده؛ از تفصیلات جناب غبار خبری نیست:) آنگاه فراز هایی از « تاریخ احمـد شاهی، تاریخ احمـدی، تاریخ سلطـانی و سراج التواریخ » را بـعنوان مـدارکی برای اثباتِ مثلاً تحقیقات و پژوهش های تاریخی اش که در حقیقت « تحـریف تاریخ » است و نه « پـژوهش و تحقیـق » نقـل میکند و در پایان بعد از تعریف و توصیف از کتاب « افغانستان در پنج قرن اخیر » که در مورد آن چنین نوشته: (میر محمـد صدیق فـرهنگ در اثر گرانسنگ « افغـانستـان در پنج قـرن اخیـر » صفحات 138 – 141، با دستـرسی به منابع گـوناگـون، اصلاً مـوجـودیـت چنین « جـرگه » را زیـر سوال برده است.،...)، به نتیجـه گیـری مضحک خویش می پردازند.

اینک در ذیل، تحقیق جناب (پروفیسور) و استناد ایشان به چند کتاب یاد شده در بالا را به بر رسی می نشینیم و بحث را در مـورد کتاب افغانستـان در پنج قـرن اخیـر (تاریخی که به ادعـای جناب لعـل زاد با استفاده منابع معتبر تألیف گردیده و حقایق تاریخی کشور در آن منعکس میباشد) ! ! آغاز می نماییم.

 

در مـورد کشته شدن نـادر شاه در صفحۀ 157 از جلـد دوم کتاب افغـانستـان در مسیر تاریخ می خوانیم:

[... هنگام عبور شاه از برابر صف مستقبلین، از بین صف دوم جوانی بسن هفده سال، تفنگچۀ خودش را روی شانۀ رفیقش محمود خان که در صف اول استاده بود، گذاشته به استقامت قلب و سینۀ نـادر شـاه سه آتش پیهم نمود. شاه بیفتاد و چشم از سلطنتی که با زحمت زیاد بدست آورده بود، بپوشید. اضطراب و سراسیمگی محفل را در هم پیچید و شهـزاده محمـد ظاهـر خان پسر شاه که 19 سال عمـر داشت بالای مرده پدر بنشست در حالیکه برادر شاه وزیر حرب شاه محمود خان بعجله رو به حصار ارگ نهاده بود. « محمد هاشم خان صدراعظم قبلاً بولایات شمالی سفر کرده بود. » ]

در ادامه در صفحۀ 158 همین کتاب چنین می خوانیم: [ جوان ضارب « عبـدالخالق خان » همینکه شاه را کشته دید، تفنگچۀ خودش را انداختـه و به نظـاره بایستاد، زیـرا او جـز کشتن شاه مطلب دیگـری در این محفل نداشت. چون هیچ حادثۀ دیگری بوقوع نیامد، افسران بیامدند و ضارب را بگرفتند... ].

همین مطلب را در کتاب مورد تأییدِ جناب (پروفیسور) یعنی صفحۀ 672 افغانستان در پنج قرن اخیـر به قلم مرحوم میر محمد صدیق خان فرهنگ « چاپ نوزدهم » با ویرایش و صفحه آرایی آقـای محمـد کاظم کاظمی، چنین می خـوانیـم: (به روز 17 عقرب سال 1312 برابر با 8 نوامبر 1933 میلادی شاه در محفلی که به غرض توزیع شهادتنامه های متعلمین لیسه هـا در باغ ارگ ترتیب داده شده بـود، به ضرب گلـولـۀ یک نفـر از متعلمیـن لیسۀ نجـات به نام عبـدالخـالـق به قتـل رسید. در این وقـت محمد هـاشم خان صدراعظم که از نظـر قـدرت شخص دوم دستگاه به حساب می رفت، به مسافرت در سمت شمال کشور مصروف بود، اما برادر دیگرش شاه محمود خان در کابل و در صحنه حضور داشت. وی با جرأت و سرعت عمل قاتل را گرفتار ساخته و در همان روز مجلسی...).

در مورد شخصیت نادر شاه در صفحۀ 60 جلد دوم کتاب افغانستان در مسیر تاریخ در بحثی زیر عنوان « دهشت و ترور در افغانستان » چنین آمده: [ حکومت نادر شاه بمجرد تشکیل شدن در کابل، دست به عملیات خونینی زد که معمولاً در آغاز هیچ سلطنتی مطلـوب نبـود. از همان اولِ مرحله، بی حوصلگی دیوانه وار شاه در ریختن خون، مردم را به این فکـر آورد که گویا خاندان حکمـران انتقـامـی بالای ملت افغانستان طلب دارند. ]

در صفحۀ 676 کتاب افغانستان در پنج قرن اخیر در بحثی زیـر عنـوان « شخصیت، سجیه و طرز کار نادر شاه » از قول مرحوم میر محمـد صدیق فـرهنگ چنین میخوانیم: (محمد نادر شاه به لذات جسمانی کمتر علاقه داشت و بر هوای نفس غالب بود. از بـرکت این خصوصیات وی می توانست توجه اشخاص را اعم از همکاران و عامۀ مردم جلب نماید و مورد اعتماد ایشان واقع شود.).

با بازنویسی و مقایسۀ موارد فوق الذکرمی بینیم که کتاب (افغانستان در مسیر تاریخ) به معـرفی ماهیـت اصلی نادرشاه و رژیم فاسدش می پردازد و کتاب (افغـانستان در پنج قرن اخیـر) به مـدیحه سرایی نادر شاه، شاه محمود خان، بقیه خاندان آل یحیی و رژیـم هـای فاسدِ بعـدی پرداختـه است. این مقایسه معیـار قضاوت « جناب پروفیسور» را درمورد شاد روان غبار و موضع گیری سیاسی ایشان روشن میسازد.

برای معرفی کتاب مـورد تأیید جناب (پروفیسور) یعنی (افغانستان در پنج قرن اخیر) به همین دو مـورد یاد شده در بالا بسنده نمـوده و بحـث را با بررسی (تاریـخ احمـد شاهـی) که در زمان سلطنت احمـد شاه درانی و زیر نظر او به رشتۀ تحریر در آمده، ادامه میدهیم:

طوری که آقای لعل زاد با استناد به کتاب (تاریخ احمد شاهی) که از صفحات 138 – 141 اثر مرحوم میر محمد صدیق فرهنگ (افغانستان در پنج قرن اخیر) بازنویسی نموده اند، این تاریخ فقط به تعریف و توصیف از احمـد شاه درانی پرداخته و به او مقام ولایت بخشیده و می نویسد که قبل از به قتـل رسیـدن نـادر شاه افشار به او الهـام شده بود که بر اریکۀ پادشاهـی تکیه خواهـد زد و بعد از مرگ او با استدعا و التماس مـردم و استنکاف خدیو جهان ستان، با ترغیب درویش عاقبت اندیش بنام درویش صابـر این مقام را پذیرفت.

آقای (پروفیسور) با استناد به این پاراگراف میخواهـند به مـردم بقبولانند که احمـد شاه ابدالی بدون تشکیل هـرگونه جرگه و مجلسی به سلطنت رسید و هیچ مخـالف نداشت. آری ایـن مرید، سخنان مـراد خـویش (مـرحـوم میر محمـد صدیق فـرهنگ) را که در آغـاز صفحۀ 140 کتاب افغانستان در پنج قرن اخیر به این شرح نـوشته: (پُـر واضح است که این روایت که در عصر پادشاهـی احمـد شاه از قلم مورخ رسمی او صادر شده، خالی از مبالغه و مدیحه سرایی دربار نمی باشد) به دلایل وابستگی های سیاسی عمداً از قلم می اندازد ولی در عوض می نویسد مـرحـوم فرهنگ اصلاً موجودیت چنین « جرگه » را زیر سوال برده است در حالیکه در صفحۀ 139 کتاب افغانستان در پنج قرن اخیر، مرحوم فرهنگ در مورد اعلان پادشاهی احمد خان ابدالی می نویسد: (راجع به جریان حوادثی که به تخت نشینی احمد شاه منجر گردید روایات گـوناگون مـوجود است. بعضی از تاریخ نویسان چنین آورده اند که پس از رسیدن احمـد خان به قندهار، جرگه یا مجلسی با شرکت یک عـده از سران قبایـل در مقـام شیـر سرخ واقـع در حـومۀ قندهـار کنونی دایر گردیده پس از مـذاکـرات طولانی به پیشنهاد یک نفـر از روحانیون احمـد خان را بدون اینکـه خودش سعی و تلاشی به کار برده باشد، به پادشاهی انتخاب کرد و شخص روحانی مذکور خوشه گندمی را در عوض تاج به کلاه احمد خان نصب نمود...).

و اما در مورد اینکه به گفتۀ این سیاسی نویس (نه محقق مسایل تاریخی، چـون این نوشتـه کتمـان تاریخ است نه پژوهش تاریخی) در دیگر آثار تاریخی از تفصیلات شاد روان غبار اثری نیست، علاوه بر این که مؤرخ مورد تأییدِ جناب پروفیسور یعنی مرحوم فرهنگ از برگزاری این جرگه در مقام شیر سرخ در حومۀ قندهار یاد نموده، تاریخ سلطانی که جناب لعل زاد آنرا به خیال خودش به عنوان سندی علیه جرگۀ انتخاب احمدشاه درانی به کار گرفته و باز نویسی نموده است، در حقیقت تأییدی است بر گفته های کتاب افغانستان درمسیرتاریخ. ضمناً اگر به مأخذ ششم از مدارک باب پنجم کتاب افغانستـان در پنج قـرن اخیر صفحۀ 180 در ارتباط با مـوضوع تشکیل امـپراتـوری احمـد شاه ابدالـی تـوجـه شود چنین می خـوانیـم: (6 - افغانستان در مسیر تاریخ، تألیف میرغلام محمد غبار، چاپ قم، 1359، صفحات 354، 355، تاریخ سلطانی، ص 110).

با توجه به موارد فوق، دیده میشود که مـرحوم فرهنگ با استناد به تاریخ سلطانـی و افغانستـان در مسیر تاریخ موضوع « جرگۀ مورد نظررا » یاد آور گردیده و این خلاف ادعای جناب (پروفیسور) که میگوید پیر و مرادش مـوجودیت چنین جـرگه یی را زیر سؤال برده، می باشد. از طـرفی اگر به فهـرست کتب مأخذ کتاب گران سنگ افغانستان درمسیرتاریخ در صفحۀ 838 در ارتباط با دولت ابدالی و تشکیل مجدد افغـانستـان، مراجعه شود، مـرجع این فصلِ کتاب « کتاب احمد شاه بابا » تألیف شاد روان غبار معرفی شده و چنین آمده: [ 13 – احمد شاه بابا تألیف اینجانب « غبار » طبع کابل سال 1322 شمسی ].

 

 حال به معرفی « تاریخ احمدشاه بابا » اثر زنده یاد غبار که اکثر پژوهندگان مسایل تاریخی به این کتاب مـراجعه می کنند و فصل دوازدهم کتابِ افغانستـان در مسیـر تاریخ هم با استناد به این اثر نگارش یافته، می پردازیم: تاریخ احمد شاه بابا حاوی وقایع تاریخی قرن هجدهـم کشور می باشد که در 352 صفحه و در زمان تبعید زنده یاد غبار به قندهار نگارش یافته. این اثر در سال 1322 هجـری خورشیدی در کابل و در مطبعـۀ عمـومی به چاپ رسیده. شاد روان غبـار قبل از چـاپ این کتاب، قسمتی از مفردات نسخۀ خطی آنرا در اختیار مرحوم عبدالحی حبیبی که با ایشان رفت و آمد داشت، قرار داده بود مـرحوم حبیبی زمانی که از قندهار به کابل رفت، مقـدمه یی بر دیـوان احمـد شاه نوشت و به نشر رسانید و قسمت هایی از عناوین و مطالب اثر زنده یاد غبار را در مورد تاریخ تولد، مسقط الرأس، جلوس، تعمیـرات، نشان و تشکیلات اداری احمد شاه و غیره، در مقـدمۀ خـود گنجانید و آنرا در سال 1319 در کابل چاپ کرد. آقای حبیبی نه تنها از این اقتباس خود از اثر زنده یاد غبار یادی نکـرده بود بلکه طی نظریۀ تحریری اش بحیث معاون ریاست مطبوعات، طبع کتاب غبار را مخالف منافع افغانستـان خواند ! شاد روان غبـار بعد از تبعید، از قندهار به کابل آمد و از این موضوع اطلاع حاصل کرد و هنگام چاپ کتاب احمد شاه بابا، در مقدمۀ کتاب این موضوع را یاد آور گردید.

 

جهت تحریر کتاب « تاریخ احمد شاه بابا » از چهل و چهار اثر تاریخی داخلی و خارجی استفاده به عمل آمـده که سی و نه اثر به زبان فارسی و پنج اثـر دیگـر به زبان هـای خارجی تحریر گـردیده و اسامی این کتب به شرح زیر (تحت عـنوان فهـرست کتب مأخـذ) در این اثر ارزشمند به چاپ رسیده است:

 

1 - حیات افغانی – تألیف محمد حیات خان

2 - خورشید جهان – تألیف شیر محمد خان گنداپوری

3 - تذکرة الملوک

4 - ریاض المحبة – تألیف نواب حافظ محبت خان

5 - تاریخ سلطانی – تألیف سلطان محمد خان خالص

6 - خصایل السعادة – تألیف محمد سعادت خان

7 - تاریخ فرشته – تألیف محمد قاسم خان فرشته

8 - کتاب حال نامه – تألیف بایزید پیر روشن

9 - تذکرة الابرار والاشرار – تألیف ملا درویزه ننگرهاری

10 - دبستان مذاهب – تألیف مؤیدشاه زرتشتی

11 - تاریخ عمومی – تألیف میرزا عباس خان اقبال

12 - مجمل التواریخ بعد نادریه – تألیف ابن محمد امین

13 - جهان گشای نادری – تألیف میرزا محمد مهدی استرآبادی

14 - مرأت الاشباه – تألیف محمد حسن خان

15 - تاریخ احمدی – تألیف منشی عبدالکریم علوی

16 - تمته البیان فی تاریخ الافغان – تألیف سید جمال الدین افغانی

17 - تاریخ ایران – تألیف سارجن ملکم

18 - سالنامۀ کابل – سال 1315 شمسی

19 - نگارستان فارس – تألیف محمد حسین آزاد

20 - تاریخ مختصر ایران – سر پرسی سایکس

21 - تاج التواریخ – تألیف امیر عبدالرحمن خان

22 - کلکسیون دوم مجلۀ کابل – سال 1311 شمسی (افغان در هندوستان – تألیف زنده یاد غبار)

23 - تاریخ ایران – تألیف میرزا حسین فروغی

24 - سیر المتأخرین – تألیف منشی غلام حسین

25 - کلکسیون اول مجلۀ کابل – سال 1310 (ده مقالۀ شاد روان غبار)

26 - سالنامۀ اول کابل – سال 1321 (تاریخچۀ افغانستان – تألیف زنده یاد غبار)

27 - تمدن اسلام – تألیف جرجی زیدان

28 - تاریخ مختصر هند – تألیف سید ابوظفر مددی

29 - مکتوبات شاه فقیر الله علوی – طبع لاهور

30 - مجموع مجلۀ کابل – سال 1317 شمسی

31 - تاریخ بیهقی – تألیف ابوالفضل بیهقی

32 - سراج التواریخ – میرزا فیض محمد خان هزاره

33 - حدیقة القا لیم – تألیف مرتضی حسین بلگرامی

34 - تاریخ سیستان

35 - شمس النهار

36 - ظفرنامۀ رنجیت – تألیف امرنات

37 - رسالۀ مسکوکات افغانستان در عصر اسلام – تألیف احمد علی کهزاد

38 - رسالۀ محاربۀ کابل و قندهار – تألیف قاسم علی

39 - کتاب حیات حافظ رحمت خان – تألیف سید الطاف علی

و پنج اثر دیگر به زبان های خارجی در بارۀ تاریخ افغانستان، هندوستان و تاریخ اسلام.

 

می بینیم که در فهـرست بالا از کتاب هایی همچون « تاریخ احمـدی - نوشتۀ منشی عبدالکریم علـوی »، « تاریخ سلطـانی - تألیف سلطان محمـد خـان خالص » و « سراج التـواریخ – نوشتۀ میـرزا فیض محمـد خان هزاره » که جناب (پروفیسور) از آنها مثلاً به عنوان اسنادی علیه کتاب افغانستان درمسیر تاریخ یاد می نمایند، هم نام برده شده و از آنها بعنوان اسناد تاریخی مکتـوب استفاده بعمـل آمده، ولی به اصطلاح این پژوهشگـر تاریخ « جناب پروفیسور » از این اثر تاریخی و منابعـی که جهت تحریر این اثـر استفاده بعمـل آمده بی خبـر می باشند و مینویسند: (... از اینکه جناب غبار از منابع معتبر دیگری استفاده کرده و یا در این مورد...).

 

نتیجه: از اینکه کتاب وزین افغانستان در مسیر تاریخ، تاریخ احمد شاه بابا و دیگر آثار زنده یاد غبار با توجه به مردمی بودن آنهـا، همچنین افشای خیـانت های حکومات فاسد، استعمار خارجی و گماشتگان و جیره خواران داخلی این حکومت ها در این آثار، مـورد نفرت و خشم خانوادۀ حکمـران و غلامـان حلقـه بگـوش آنهـا قـرار گـرفته و این آثار را مخالف منافـع افغـانستان « در حقیقت مخالـف منافـع خـود شان » دانسته اند، جـای تعجب نمـی باشد. از طـرفی تهمت و افتـرا اشخاص معلـوم الحالی که بـوقلمـون صفت زمانی کاسه لیس حکومـات فاسد آل یحیی، زمانی جیره خـوار و نوکـر دست به سینۀ رژیـم فاسد و دست نشانـدۀ شوروی سابـق، زمانی بادنجان دور قـاب چیـن مقامـاتِ ارتجاعـی بعـدی و روزگاری هـم مثلاً به عنوان کارشناس امور افغانستان در مقابل دوربین تلویزیون هـای بیگانه به تفـرقه اندازی میان هـم میهنان شان می پردازند و به گفتۀ شاد روان غبار وحدت ملی کشور را به واسطۀ تولید نفاق عمومی به نام هـای پشتون و تاجیک، هزاره و ازبک، سنی و شیعه برهـم می زنند و میخواهنـد فضای دیگر و قشر دیگری ایجاد نمایند که با منافع و مصالـح مـردم کشور ارتباط نـدارد و می بینیم که آگاهـانه بـه ساز دیگـران مـی رقصند، کوچک ترین تأثیر منفی در شناخت مـردم نسبت به مـؤرخ صادق کشور که در آثارش بدون هر گونه حب و بغضی به درج حقـایـق تاریخی پرداخته و نقاط ضعف و قـوت شاهـان و امـرا، ازجملـه کار هـای مثبت و منفی احمـد شاه ابدالـی را ثبت دفتـر تاریـخ نموده و به سیاسی نویسی نپرداخته اند، نخواهد گذاشت.

 

در پایان باید یاد آور گردید که نوشته ها و آثار نویسنده نما هایی که (با تیتر های کـذایی همچـون دکتـر، استاد، پروفـسور، اکادمیسیـن و... و... که از هیچ مقام علمی یی این عناوین را کسب نکرده اند و این القاب را خود به همدیگر تعارف می کنند) به تحریف تاریخ می پردازند و دانسته و از روی عمـد آثـاری همچون «دویمـه سقـوی» از نـوع شووینیسم پشتـون یا «آریانای جعلی و افغانستـان خیـالـی» از نـوع تاجیکی آن را جهت تولید نفاق عمـومی و برهـم زدن وحـدت ملی به رشتۀ تحریر در می آورند، کوچک ترین ارزش تاریخی نداشته و به جـز جبهه گیری سیاسی چیز دیگـر نمی باشد. طـوریکه در واقعیت می بینیم مـردم کشور از هـر قـوم و نـژاد و هـر مـذهب و آیینی که هستند، بـرادرانه در طول تاریخ در کنار هم زیسته اند در عوض عدۀ محدودی در ظاهر برای فـریب مـردم به نام هـای تاجیک و پشتون، هـزاره و ازبک، زبان و مذهب و غیره به جنگ زرگری می پردازند و در باطن و پشت پرده سر های شان در یک آخور بوده برای کسب مقام و قدرت، و زر و زور به تفرقه اندازی و منافقت مشغول اند.

 

جهت حسن ختام این مقال به عـرض می رسانم که جرگه سازی هـای کذایی تـوسط سـردمـداران خایـن و خود فـروختۀ کشور در قـرن 21 که میهن دارای مجـلس شورای مـلـی، شورا هـای ولایتی و مجلس سنا (هر چند فرمایشی) می باشد، به هیچ وجه توجیه کنندۀ این جرگه سازی های بی ارزش نبوده و هـرگز نمی تواند جنبۀ قانونی و مردمی به خـود بگیرد و توصیه ام به جناب پروفیسور هم این است که با استفاده از موضوعی سیاسی، به تهمت و افترا به دیگران، همچنان تحریف تاریخ نپردازند. آری (پروفیسور) عزیز!

 

در بساط نکته دانان خود فروشی شرط نیست

یا سخن سنجیـده گو ای مـردعـاقـل یا خمـوش

 

 با عرض ادب

 مهندس شاه امیر فروغ

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • عزیز بدخشی  - یا سخن سنجیـده گو ای مـردعـاقـل یا خمـوش
    از نوشته علمی تاریخ دان و دانشمند گرامی مهندس شاه امیر فروغ در ارتباط ظلم و جنایات خاندان آل یحی است قبال مینماییم برای جناب مهندس فروغ در افشای ظلم های حکومات قبیلوی توانمندی و پیروزی بیشتر میخواهیم ن وشته تان واقعآ علمی است

    سربلند باشید

    عزیز بدخشی
  • فرید کوهستانی  - نادر شاه غدار و خونخور

    از استاد گرامی مهندس شاه امیر فروغ در موردظلم نادر شاه و روشن ساختن اذهان مردم از خونخوری این به اصطلاح شاه قدردانی مینمایم

    و اینکه یاداشتی را ز صفحۀ 60 جلد دوم کتاب افغانستان در مسیر تاریخ در بحثی زیر عنوان « دهشت و ترور در افغانستان » نوشته کرده اید برای شما آفرین میگویم واقعآ حکومت نادر ش اه بمجرد تشکیل شدن در کابل، دست به عملیات خونینی زد که معمولاً در آغاز هیچ سلطنتی مطلـوب نبـود. از ه مان اولِ مرحله، بی حوصلگی دیوانه وار در ریختن خون، مردم را به این فکـر آورد که گویا خاندان حکمـران ا نتقـامـی بالای ملت افغانستان طلب دارند.

    فرید کوهستانی
  • حاجی اخگر-کانادا




    فروغ عزيرمن تاکنون نوشته های داکترصاحب لعلزادوجناب راوش راکه درين باره مينوسندنخواندم ولی باهمه احتر امی که بروشنفکرونويسنده ومورخ ومبارزه گرامی کشورمرحوم غباردارم وبه شخص خودت که انسان خيلی بزرگواروبا دردهستی نبايدازين حقيقت تجاهل ورزيم که غبارهم اشتباهاتی رامرتکب شده که امروزهمچو خنجری برکمرمافرومير ودمثلادرحاليکه ازنامگذاری کشوربافغانستان يک صدوپنجاه سال نميشوداوازروزهای اول أريانارانيزگاهی بنام ا فغانستان يادکرده وچنين يک نام جعلی وتحميلی وبيگانه راوجاهت تاريخی داده است اين يک اشتباه کوچک نيست ب لکه هرقدرتاريخ به پيش بروداين تحريف خطرناک ترخواهدشدثانياعوضی که ازتبعيض وخيانت وقوم پرستی احمدخان ا بدالی وتصفيه هايکه حريفان قومی وسياسی خودراکردبيشتربيان کندطوريکه درباره نادرخان کرده اژين جنگ سالار وغارتگرچنان توصيف ومدح وستائش کرده که گوئی اوپيامبربودواقعيتهای رايزدانی وديگران درين باره نوشته ياغ بارمرحوم هيچ يادنکرده ياخيلی اندک وگذرامهم ترازهمه تشکيل امپراظوری پشتونهارابنام حکومت مردم خراسان ي عنی همه ساکنين کشوريادميکندحالانکه برعکس اين امپراطوری أغازتصفيه های قومی وفرهنگی وسياسی ونظامی واقت صادی بقيه ساکنين کشورخصوصاتاجکهاوهزاره وازبيک بودکه بالاخره يک اقليت ناچيزتوانست باکثريت تبديل شده و برسراسرکشوربذرومسلط شودولی اکثريت تاجک که تاپشاورهم مالکيت داشت وهمه تاجک بودندمنقرض شوندوبدترازهمه جرگه نمائشی وننگين احمدخان رايک جرگه ملی ناميده وصابرشاه راکه کدام صوفی قبرپرست واحمق وتارک الدنيابو ده بحيث نماينده تاجکهايادميکندکه عمرش دررکاب احمدخان بحيث مداح وکاسه ليس گذشت وتاکنون نه اصل اوراکسی ميشناسدونه نسب اش راکس ميداندعلاو ه برين مگريک ملنگ صحرانشين ميتواندنماينده سياسی قومی يامردمی شود؟ چقدرازسياست ومکرونيرنگ احمدخان شاگردوباديگاردنادرقلی خبرداشت؟وغبارهمچنان درموردمعنای کلمة افغان باي دبحيث مورخ نوضيح ميدادکه عبريست وچنين معنائی داردحالانکه تاکنون درافغانستان حکومت هابرمردم تلقين ميک نندکه افغان از5کلمه اشتقاق شده که درمجموع مردم أزادوغيورو----راگويندوتاهنوزغيرپشتونهای کشورمانميدانن دکه چرا"افغان" گفته ميشوندوافغان که بودوچه معنای دارد؟ غبارچرادرين موردخاموش ماندوحقيقت راتح ريف کردمگراوهم خودش خبرنداشت که افغان کی بودواين کلمه ازکدام زبان است؟ حتماميدانست ولی مصلحت رابرحقي قت ترجيح دادوخيلی اشتباهات ديگرکه به برخی أنهارحيمی نيزاشاره کرده است درين شکی نيست که چنين کارهای ع مدی نبوده ولی ديدگاه غبارطبقاتی بوده تاتحقيقی وجامعه شناسانه اصلاهمين عنوان افغانستان درمسيرتاريک يا افغانستان درپنچ قرن اخيرنميتواندجزيک تحريف تاريخی باشدبخاطريکه مانه درمسيرتاريخ کشوری بنام افغانستا ن جزدريک قرن اخيرداشتيم ونه درپنچ قرن اخيربنابرين چنين عنوانی يک خيانت تاريخی به هويت اقوام غيرپشتون بشمارميرودکه شوربختانه توسط يک تاجک صورت گرفته وخودکرده رادرمانيست خصوصاکه اوومرحوم فرهنگ ديگردرميا ن مانيستند که اشتباه خودراجبران واصلاح کنندومادربرابريک عمل انجام شده قرارگرفته ايم چطورجناب غباربأن همه علم وخردش هويت ديگران يعنی خودرابه حريف بخشيدوبرای پشتونهايک هويت تاريخی کاذب دادکه هيچ واقعيت ن داردبلکه اوبايدتشريح ميکردکه نامگذاری خراسان که سرزمين فراقومی بودباسم قوميکه خودش اساسابومی نيست وا زبنی اسرائيل امده يک غارت وسرقت مدنی وفرهنگی وسياسی وتاريخی است درحاليکه غبارحتی ازسوابق يهوديت ومها جرت پشتونهابأريانايادهم نميکندبلکه ميگويداين قوم نيزأريائی اندحالانکه مورخين پشتون خودشان واقعيت ران وشته ودرين اواخريک مستشرق کاناائی يهودباتحقيقات اکادميک نيزثابت ميکندکه قبائل گمشده يهودهمين پشتونها ی دوطرف ديورنداندکه اين خودنظرية مورخين برجستة پشتون راتأئيدميکندحالانکه غبارازين واقعيت بنابرهرانگي زه ودليلی بوده طرفه رفته است که چنين کاری برخلاف مسلک يک محقق ومورخ است شمادرمقام يک محقق گاهی به نت ائجی ميرسيدکه کاملاخلاف ميل ومنافع وحتی خيرتان است ولی نبايدحقيقت فدای مصلحت شود به هرحال من نخواستم کاملاتاريخ ارجدارمورخ بزرگ رانقدکنم وخيلی کوچکترازين هستم ولی تاريخ اوراکه خواندم باخيلی چيزهای برخ وردم که سوال برانگيزاست وغم انگيزدرحقيقت حريف ماباچنين اسنادی برهويت وتاريخ وفرهنگ ماميتأزدکه خودبرا يش ساخته وپرداخته ايم کاشکه داکترحشمت درين مسائل حاشيه نوشته وبرخی واقعيت راتوضيح ميدادکه بازهم تسکي ن بخش بودولی چه بگويم ؟ بنابرين شمادربرابرنظرديگران تحمل داشته باشيدوبپذيريدکه انسان واجب الخطاست شا يدخبرداشته باشيدکه يک عالم مصری بنام سيدسابق کتابی نوشت بنام الفقه بين السنه والحديث وثابت کردکه برخ ی احاديثی که دربخاری وصحاج سته أمده مواتروثقه نيستندونميتوانندبنابردلائل تاريخی ، علمی وغيره ازشخص پ يامبراکرم باشندواين أغازيک انقلاب درجامعة روحانيت بودکه باعث شدتاسيرت پيامبروتاريخ اسلام نقدشوندوسوا لات زيادی مطرح ، درصورتيکه امام بخاری وترمذی و---- اشتباه کرده باشندغبارچه ؟قانونگذارومورخ بايد دران تخاب کلمات خيلی دقت کنندحالانکه خيلی چيزهاراغبارمصلحت انديشانه نوشته است که بهايش رانسل های بعدی ماخ واهندپرداخت موفق باشيد
  • گل محمد  - جواب حاجی صاحب اخگر


    حاجی صاحب در تبصره خود نوشته کرده اید که چرا غبار نام کتابش را ( افغانستان در مسیر تاریخ ) مانده و ا ز اول تشکیل آریانا آنرا افغانستان گفته .
    در جواب تان می گویم که اولاً در زمان نوشتن کتاب نام کشور م ا افغانستان بوده و نه آریانا یا خراسان و آیا می توانیم در قسمت معرفی شما که نام تان حاجی اخگر است نا م پدرکلان تان را بکار ببریم ؟
    دوماً آیا صفحه 9 جلد اول کتاب افغانستان در مسیر تاریخ را خوانده اید ؟ فکر می کنم که نخوانده اید وگر نه نمی گفتید که غبار از اول تشکیل کشور آریانا آنرا افغانستان نامیده ا ست . در این صفحه کتاب مرحوم غبار نوشته کرده که قدیمی ترین نام افغانستان که از عهد اویستا در طول یک و نیم هزار سال بر این مملکت اطلاق می شد ( آریانا ) بود . از قرن پنجم میلادی تا قرن نزدهم در طی یک و ن یم هزار سال نام این مملکت خراسان بود . در قرن نزدهم خراسان جایش را به اسم تازه افغانستان گذاشت .
    در مورد کلمه ( افغان ) غبار نوشته که در قرن دهم کلمه افغان که معرب اوغان بود در مورد قسمتی از قبایل پش تون در آثار نویسندگان اسلامی پدیدار شد و به تدریج مفهوم آن وسیع تر شده میرفت تا در قرن هژدهم حاوی کل یه پشتون های کشور گردید . و اما نام افغانستان برای بار اول در قرن سیزدهم در مورد قسمتی از ولایات شرق ی کشور اطلاق گردید . در قرن چهاردهم این اسم مخصوص علاقه تخت سلیمان و ماحول آن در مشرق کشور بود . در قرن شانزدهم علاقه های جنوب کابل عنوان ملک افغان گرفت و در قرن هژدهم از دریای سند تا کابلستان و از نز دیک کشمیر و نورستان تا قندهار و ملتان مسکن افغانها خوانده شد . بلاخره در قرن نزدهم نام افغانستان به صفت نام رسمی این کشور قرار گرفت . در باره احمدشاه ابدالی که شما گفته اید غبار فقط به توصیف احمدشاه پ رداخته در حالیکه به حیث یک مورخ و نه یک سیاست باز نقاط قوت و ضعف احمدشاه را بیان کرده . اگر شما فصل مربوط به احمدشاه از جمله صفحه 355 جلد اول کتاب افغانستان در مسیر تاریخ را می خواندید این حرف ها را ن می نوشتید . در این صفحه مرحوم غبار نوشته است که قسمت مرکزی کشور ، هزاره جات بیشتر از هر جای دیگر تحت نظام فیودالی و مطلق العنانی ملوک الطوایف سائیده میشد و فیودالهای مقتدر این منطقه نسبت به دهقان و ما لدار و رعیت دارای اختیارات نامحدود بودند . لهذا بیشتر از یک ملیون نفوس زحمت کش و کارکن هزاره - از هج وم چنگیز خان به این طرف زیر ضربات خارجی و داخلی واقع شده بودند - برای اعاشه و تفریح عده انگشت شمار ا رباب و میر و بیگ و روحانی ، جان می کندند . همچنین بدرجه دوم مردم ولایات شمالی افغانستان نیز در مضیقه نظام فیودالی فشرده میشد . خدا کند که قناعت شما حاصل شده باشد . با احترام گل محمد از کابل
  • کریمی استالفی
    دوست گرامی آقای فروغ !
    بعد از مطالعه مضمون ، در ذهنم مسائلی خطور کرد که میخواستم آنرا قسم نظر بنویسم .
    اما چه جالب که نظر جناب حاجی صاحب اخگر ، مرا از نوشتن باز داشت ، زیرا آنچه که در ذهن من بود اوشان زیباتر بیان داشتنه اند .
    بدین ملحوظ من از نظر خود با تائید نوشته محترم اخگر صاحب صرف نظر میکنم . مو فق باشید
  • صفوی


    آقای فروغ!
    من مضمون جناب لعل زاد را هم مطالعه نمودم ولی هیچ چیزی توهین آمیز علیه غبار استفاده نشد ه است جز مطالعه آثار و نظریات شان در مورد. ومن نفهمیدم چه باعث گردید که شما آنقدر به شکل سراسیمه و دیوانه وار علیهء یک هموطن خویش شروع به نوشتن کلمات به دور از ادب انسانی وغیر اخلاقی بپردازید؟
    آیا ا ثر غبار یک کتاب آسمانی است که هیچ کس حق ابراز نظر در آن ندارند جز شما؟

    جناب فروغ!
    با ید در قدم اول بدانیم وبپزیریم که این کتاب تراوش فکری یک انسان است ِودر قدم دوم دیدکاه های فکری و خواست های ا نسانهابیرون از وابستگی های قومی وقبیلوی دور از امکان وغیر قابل قبول خواهد بودو آنهم در جامعهء همچون افغانستان. چراکه انسانها زادهء محیطی هستند که در آن رشد و پرورش شده است که مرحوم غبار هم از این اوض اع مثتثنی نمی باشد.
    هر انسان حق مسلم خود می داند که در بارهء تاریخ وجامعه خود پژوهش - تحقیق وابراز نظر ناید ِالبته نه بااظهار نظریات توهین آمیز وموضعیگیری های خشک وآگندهء حسودآمیز مثل شما.
    ممکن برا ی شما صحبت ویا ابراز نظر در بارهء باباها وغبار هاو آثار لوح محفوظ خوشایند نبوده باشد ولی اگر ادعای ا نسانیت داریم باید با انسان ها برخورد انسانی نمایم البته نه برخوردعقدهءوزشت.
    شما حق دارید در باره ب ا بای تان هر سند کاذب تاریخی را که در میان بگزارید واز آن از کتاب لو محفوظ استفاده کنید کاری شماست و لی کوشش ننماید که حق آزادی دیکران را سلب نماید. ومردم این سرزمین حالا به جای رسیده اند که سرنوشت خوی ش را بلاخره خودشان تعین خواهد نمود و در پی در یافت واقعیت ها وحقایق تاریخی خود هستند.
  • بيژن


    آقاي مهندس شاه امیر فروغ اوغان!
    با آنكه من نوشته جناب را تا آخر خواندم و بعد در بند نتيجه گيري كه د يگر مهندس صاحب همانند كسي كه از پيشوند و پسوند هاي پروفيسور و اكادمسين و... خودش پيشوند نامش را مهند س مي نگارد با صراحت ميتوان يافت كه چه ميگوييد.
    "

    مـردم کشور از هـر قـوم و نـژاد و هـر مـذهب و آیینی که هستند، بـرادرانه در طول تاریخ در کنار هم زیسته اند در عوض عدۀ محدودی در ظاهر برای ف ـریب مـردم به نام هـای تاجیک و پشتون، هـزاره و ازبک، زبان و مذهب و غیره به جنگ زرگری می پردازند و در باطن و پشت پرده سر های شان در یک آخور بوده برای کسب مقام و قدرت، و زر و زور به تفرقه اندازی و منافق ت مشغول اند"

    به به زهي دروغ اوغاني!
    كدام برادرانه مهندس صاحب؟
    وقتي ناقلين از كو هاي سليمان سرازير ميشوند و تا قتل عام تاجيك هزاره و غيره هم بسنده نيستند. امروز تمام ايالات تاجيك نشين هزاره نش ين اوزبيك نورستاني تركمن كجا شده اند اينها برادرانه مگر زمين هاي ديگران را ميراث شده اند؟
    مهندس جا ن تو خود در پي تاريخ سازي اوغاني برامده اي شايد اين مهندس گونه هاي چون تو اند كه بد تر آز دومه سقوي دارند زير پوست گوسفند مينويسند.
    وقتي هزاره ها تار و مار شدند تنها عبدالرحمان بود؟
    وقتي زمين هاي تر كمن و اوزبك شمال به زور گرفته شد تنها به خاندان عبدالرحمان بود؟
    يا در گذر تاريخ بار بار سوزيدن شمال ي كه ما هم شاهد استيم تنها چند حكام سفاك بودند؟
    برادرنه زيستن همين است؟
    من به تاريخ نگاري غبار و ف رهنگ و اشخاصي مثل تو كاري ندارم و ديده آمده ام كه در مهينم چه گذشته و ميگذرد... اما با صراحت بايد نو شت كه ديگر مردم فريب شما مهندسك هاي هيچ فام گرگ در چرم گوسفند را شنونده نيستم اينجا تو نشسته اي از م دح سراي چون غبار كه تنها براي ارضاي سياسي خودش نوشت و بس و اگر نادر را بد گفت و بد گمارشت اينها تاخ ت هاي شخصي وي بودند و اگر تاريخ نويس بود كه كتاب وي از ارزش هاي تاريخي به بي ارزش ترين كتاب هم برابر ي كرده نميتواند. وي از مظالم ناقلين پشتون چنان حاشيه ميرود كه گويا ديگر اين همه نبشته از حبيبي تاريخ ساز است. و توي مهندس كه از پيشوند تيتر هاي علمي خيلي ها هم بدت مي آيد ولي اگر كساني ديگري به خودشان معرفت دهند... خود پيش از نام كه پدر مادر بالايت گذاشته مهندس مينويسي
    وقتي نقاد خود نقض كند ديگرا ن چه؟

    نزد من هيچ فرقي با باباهاي سليمان كوهي ، شاهان قبيله طالبان و روشنفكرانشان وجود ندارد ما هم ه را ديده آمده ايم هيچ نگويد ما برادر وار زيست كرده ايم كدام برادر ؟ اين سوال را اگر چيزي در وجدان ن قاد مهندس است جواب بده؟
  • گل محمد  - جناب صفوی !

    آقای ضفوی !
    من مضمون جناب شما را هم مطالعه نمودم ولی دیدم که بی ادبانه به جواب محترم قروغ صاحب پرداخ ته اید . من قبلاً جواب محترم حاجی اخگر صاحب را که نقدی داشتند با احترام دادم . اگرچه شاید آقای فروغ از دست من ناراحت شوند که جواب شما را می نویسم ولی آدم باید بعضی وخت ها گپ راست را بزند و من به شما م ی گویم که در نوشته جناب لعل زاد گپ های دوپهلو در باره مرحوم غبار است ولی در نوشته آقای فروغ چیز توهی ن آمیز درباره لعلزاد صاحب گفته نشده و همه گپ ها حقیقت است . شما لطفاً یک کلمه غیر اخلاقی که فروغ صاح ب نوشته باشد نشان ما بدهید تا قبول کنیم که راست می گویید در حالیکه خود شما به دور از انسانیت گپ های زیادی نوشته اید که آدم را بیاد ضرب المثل معروف می اندازد که می گویند قاضی همه را پند می داد ولی خودش ....
    جناب صفوی !
    به گفته شما دیدگاه های فکری و خواستهای انسان ها بیرون از وابستگی های قومی و قبیل وی نیست ، این گپ تان در مورد خود شما وهمکاران و همفکران تان کاملاً صادق است چون به دلیل وابستگی قوم ی خود حقایق تاریخی را تحریف می کنید . ولی در مورد مرحوم غبار یا آقای فروغ این گپ های شما صدق نمی کند چون مرحوم غبار و فروغ صاحب پشتون نیستند ولی همیشه بدی ها و خوبی های انسان ها را بدون در نظر گرفتن قومیت شان بازگو می کنند و مثل شما و امثال شما تنگ نظر و حسود نبوده و نیستند ، مردم ما حقیقت را خوب م یدانند شما به خود زحمت ندید . گل محمد از کابل
  • راستگو از لندن

    در مورد نوشتهء آقای فروغ چند مسئله را قابل ذکر می دانم:
    1. وی همیش بی ادبانه به نویسنده می تازد تا به فکر و نظری که شخس یا نویسنده ارایه می کند. این در تمام نوشته های وی قابل ملاحظه است.
    2. در پیشون د نام ایشان مهندس درج است. چه رابطی است میان مهندسی و تاریخ. این تاریخ یک رشتهء تخصصی است. دیگر زمان اینکه هر آدم با سواد و تحصیل ناکرده ای بیاید و تاریخ بنویسد یا از تاریخ سخن بگوید گذشته است.
    3. غب ار و تمام تاریخ نویسان انجمن تاریخ، پشتو تولنه و در فرجام اکادمی علوم افغانستان جعل کاران و تاریخ سا زان رسمی و نیمه رسمی اند که باید با یک رویکرد هدفمند، میتولوژیک و علمی تمام منظومهء معلوماتی آنان را به نقد گرفت.
    4. تاریخ و تمام نوشته های غبار هم از نظر میتولوژیک، تاریخ نگاری با اتکا به میتودولوژی مارکسزیزم کلاسیک/جبرتاریخی و مبارزات طبقاتی، مشکل دارد و هم از نظر چهارچوبی که در تفکر و اندیشه تار یخ نگاری ارایه می کند.
    5. تفکر استتوار برناسیونالیزم ملی پشتون محور جوهر اساسی تفکر تاریخ نگاری غبا ر را تشکیل می دهد. این تفکر نه تنها از نظر انسانی، تاریخ نگاری و دید بزرگ تمدنی مشکل دارد، که هویت و تاریخ این سرزمین و اقوام ساکن آن را یکسره انکار می کند.
    6. از نبشته و تقلای شبا روزی استاد لعلزاد باید تمجید نمود و اگر حجت ودلیلی برای رد گفته های ایشان یا دیگر منتقدان وجود دارد به دور از دشنام و توهین باید به ذکر آن پرداخت.
  • ناشناس  - محمد

    بجواب دروغگوی بزرگ از لندن :
    ----------------------------
    از نوشته تان خیلی خرسندم ، زیر جناب خو د تان با این صغر وکبرائ که بافتید در اول فکر میکردم ممکن با تاریخ وعلم ومتدو لوژی سر کار داشته و می خواستید تا بر نوشتۀ نقد گرانسنگ جناب اقای فروغ نقدی بنویسید ، خیلی خوشم آمد تا هویت فکری وایدیو لوؤیک خویش را را به همه معرفی کرده اید. کسیکه زیر بنای اندیشه اش وتحلیل تاریخی اش از اندیشۀ تاریخ تیر شده وتفکر منحط وبی بنیاد مارکسیزم ومبارزۀ باصطلاح طبقاتی منشاء گرفته باشد ، پس وای بر آن کسیکه این گونه افراد را در حد با سواد واهل مطالعه وقلم بداند .
    توخمیر مایه فکر واندیشه ات ، نه بر پایه عقل واستوار است ونه بر پایۀ تجربه که پدر علم است بنا یافته است .
    بهتر است تا این شعار های رسوا را فعلا در جنگلهای امازون مطرح کنی زیرا در قرن بیست که جهان مارکسیزم را در روسیه وچین وخاصتاً افغانس تان تجربه کرده اند دیگر بر این اندیشه وبینش تاریخی وسیاسی نه تنها باور ندارند بلکه مجموعۀ مسایل تی وریک این اندیشه را فقط سیسی محض برای اغفال توده ها وایجاد حکومتهای بمراتب فاشیستس تر از موسیلنی واست الین میدانند .
    بهتر اسنت بچه جان بروی واین مزخرفات واراجیف را بدیگر جاها مطرح کنی واز مهندس فر وغ وجناب آقای غبار که خود هم روشنفکر بود انتقاد نکرده بلکه از اندیشه وبنیاد فکری شکست خورده ات ر وگردانشده وبر طریق انسانهای آزاده وروشنفکر حقیقی قدم بگذاری .
    محمد
  • مهندس شاه امیر فروغ  - در جواب آقای راستگو از لندن



    جناب آقای راستگو ! هر چند بر هیچ کس پوشیده نیست که چرا شما با نام های مستعار به فحاشی و یاوه گویی نس بت بمن پرداخته اید ، ولی باز هم لازم میدانم که بگویم چرا به این گونه کار ها دست میزنید ؟ دلیل این رف تار شما بر هیچ کس پوشیده نخواهد بود که با توجه به اینکه شما جواب قانع کننده و با تحلیل و تعلیل علمی و اکادمیک نسبت به نوشتۀ من که حقایقی را در مورد نوشته های فاقد ارزش تاریخی که شما و امثال شما بیان م یدارد ، ندارید لهذا میخواهید با سخنان طفلانه و بدور از منطق و استدلال به دشنام ، افترا و تهمت نسبت ب من و امثال من بپردازید . آقای عزیز هر چند میخواهید خود را زیر نام مستعار مخفی نگاه دارید ولی همه مید انند که کی هستید و این گونه کار های کودکانۀ تان مرا به یاد آن فصل از کتاب افغانستان در مسیر تاریخ می اندازد که رئیس ضبط احوالات رژیم نادر شاهی در زمان صدارت هاشم خان بعد از اینکه شهید عبدالخالق خان هزاره بدست رژیم سفاک به شهادت رسید و دیگر در بین مردم نبود ، از طریق مطبوعات دولتی ناجوانمردانه این شهید را که قهرمان ملی و مبارز خستگی ناپذیر کشور میباشد ، به فساد اخلاقی و خانوادگی متهم نمود . آری ش ما و امثال شما وارثان همان رئیس ضبط احوالاتی هستید که دست نشانده و عروسک خیمه شب بازی اجانب و رژیم ف اسد آل یحیی بودند. ولی من نمی دانم که شما از کدام منبع خارجی پول میگیرید که در مورد کسانی که به نفع مردم حرف میزنند و به دفاع از آنان می پردازند ، به این یاوه گویی ها ، اتهام ها و افترا های ناجوانمرد انه و بدور از عفت قلم و کلام دست می یازید . در مورد تیتر مهندسی بنده باید بگویم که من این تیتر را با توجه به تحصیلات اکادمیک و از طریق یک مرجع معتبر علمی دریافت کرده ام و نه از طریق تعارف دوستان و معل وم نباشد که از کدام مرجع قابل اعتبار اخذ شده است . ضمناً این عنوان مشخص کنندۀ حرفۀ من است نه تیتری ک ه معلوم نباشد در چه رشته یی تحصیل نموده ام . عنوان های دکتر و استاد و پروفیسور و غیره مشخص نمی کند ک ه رشتۀ تحصیلی شخص چه میباشد . ضمناً آقای لعل زاد ! شما هم در رشتۀ غیر تاریخ تحصیل نموده اید و طوریکه همه میدانند رشتۀ شما مهندسی آب و فاضلاب میباشد نه تاریخ ولی این دلیل نمی شود که من یا شما در مورد ت اریخ ، ادب ، فرهنگ و غیره چیزی ننویسیم چون هر انسانی میتواند در علوم مختلف اطلاعات کسب نماید . اگر غ یر این است لطفاً از نقد آثار تاریخی دست بردارید .
    در مورد تاریخ شاد روان غبار و طرز تفکر ایشان که ب ه گفتۀ شما( بر ناسینالیزم پشتو استوار است )
    همه میدانند که غبار در کتاب افغانستان در مسیر تاریخ ، تا ریخ کشور را از زمانیکه اسم این سرزمین خراسان بود تا عصر حاضر نوشته اند و در آن دولت های طاهری ، صفار ی ، سامانی ، غزنوی ، سلجوقی ، غوری ، خوارزمشاهی را تا تشکیل دولت ابدالی و محمد زایی که شاهان این دول ت ها را تاجیک ها، ازبک ها ، ترک ها ، ... و پشتون ها تشکیل می دهند ، بصورت کامل معرفی نموده و نقاط ض عف و قوت این دولت ها را بیان کرده اند نه اینکه فقط تاریخ دولت های 300 سال اخیر را نوشته باشند و در ا ین قسمت هم شاهان و رجال خوب و بد این قوم را هم مانند بقیه قسمت های تاریخ معرفی نموده اند و در آن خوب ی های سید جمال الدین افغان ، شیرعلی خان ، امان الله خان ، همچنان بدی ها و زشتی های یقوب خان ، عبدالر حمن خان و نادر شاه را هم شرح داده اند نه اینکه مثل شما فقط شووینیستی فکر کند و بنویسد و یک قوم یا نژ اد یا مذهب یا زبان را محکوم نماید . همه بر این باور و عقیده هستیم که مردم این کشور همه شریف هستند ول ی این دولت ها هستند که یا با شرافت و صادق اند یا خاین و وطن فروش و در این گونه دولت ها از هر قوم و ن ژاد و مذهب می تواند شامل باشد .
    لهذا این شما هستید که باید بدون توهین و دشنام و تهمت و افترا که نمای انگر شخصیت و میزان سواد و تربیت خانوادگی تان است ، اگر حجت و دلیل منطقی و علمی در مقابل نوشتۀ من دا رید مستقیماً به دفاع از خود بپردازید و زیر نام مستعار پنهان نشوید .
    این جواب را آقایانی که به نام ه ای بیژن و صفوی هم نوشته اند ، بخوانند چون جواب آنها هم در لابلای این نوشته داده شده است .
  • خدايداد  - هرچيزقابل نقداست

    درافغانستان اولاچيزی بنام ملت سراغ نداردکه بتوان ازوحدت ملی سخن گفت ثانياتماميت ارضی هنوزهم واضح وم شخص نيست که بتوان ازحاکميت ملی حرف زدومهم ترازهمه درحاليکه غيرپشتونهاباپشتونهادر250مورداختلاف نظروم نافع دارندچگونه ميتوان ازمنافع ملی گفت؟ وناگفته نيزپيداست که نميتوان تاريخ پشتون راباتاريخ هزاره ، ا زبيک ، تاجک وديگرباشندگان کشوريکی پنداشت وحتی درقرائت ازدين ومذهب نيزفرق دارندکه همين اکنون ماشاهديم بنابرين تاريخ افغانستان بروشنگری وبازنگری نيازداردونسل های بعدازاستبدادنميتوانندميمونوارأنچه راکه د رگذشته برنياکان ماديکته شده تکرارکنندپس دروازه لابراتوارتاريخ وجفرافيه وبقيه علوم بشری بروی اهل علم بازشده ونميتوان جلوسيلاب راگرفت گرچه نميتوانندازعلوم وتجارب دانشمندان گذشته بی نيازباشندبنابرين واضح است که بابرخی نظريات غبارهم نسل های أينده موافق نباشندطوريکه باخيلی ازنظريات حبيبی وبقيه مورخين مخا لف اندشماميدانيدکه يکی واقعيت است وديگری قرائت درامرواقعيت همه متفق القول اندکه فلان رويداد درفلان ت اريخ درفلان منطقه رخداده است ولی درکيف وکم رويدادامکان داردکه اتفاق نظرصورت نگيردتاريخ يک چنين چيزی است من ديروزتاريخ اسلام راباعشق وعلاقه ميخواندم ولی امروزنقدش ميکنم چراکه حالامتوجه شدم که اين درحقي قت تاريخ استعمارعرب است که بنام دين برماتحميل شده است أياجنين نيست ؟ مگرتاريخ اعراب همان تاريخ مردم افغانستان ؟
  • لعل زاد
    فروغ گرامی - این افرادیکه بنام مستعار گویا به طرفداری یا ضد هر یک از ما مینویسند، منظورشان تفرقه اند اختن و ماهی گرفتن است. لطفا بآنها توجه نکنید، بگذار هر که را میخواهند دشنام بدهند.این یک بحث علمی اس ت و من ضرورت به نام مستعار ندارم. جواب شما را نه با فحش و دشنام بلکه دوستانه و صمیمانه نوشته ام که د ر سایت کوفی و خورشید نشر شده و شاید بزودی در خاوارن نیز نشر گردد. لعل زاد
  • راستگو از لندن  - توضیح چند نکته


    چون مهندس فروغ به خشم آمده و باردیگر دشنام های همیشگی اش را ردیف کرده ناچارم چند نکته را توضیح بدهم:
    1. من پروفیسور لعلزاد نیستم. او پاسخ در خورشان خود به شما نوشته و نشر شده است. دشنام هم به شما یا به آقای غبار نداده ام. به قول شما او که مهندس است چطور می تواند اینطور تیشه به ریشهء خود بزند.
    2. ش ما درست می گویید الزاما میان تاریخ خوانی و مهندسی تناقضی وجود ندارد. ولی میان تاریخ نگاری و نقد تاری خی و مهندسی یا هر رشتهء دیگر تناقضی هست الا اینکه شما در رشتهء تاریخ تحصیل کنید و به این علم آشنا شو ید.
    3. شما متاسفانه فارسی ساده و روشنی را که در بالا نوشته ام نفهمیده اید. من نگفتم با استفاده از م یتولوژی مارکسیزم کلاسیک، جبرتاریخی و مبارزهء طبقاتی کتاب غبار را نقد کنیم. برعکس برداشت شما گفتم: می تودی که غبار و اکثر تاریخ نویسان حوزهء ما در آن دوره و دوره های بعد کتاب های خویش را براساس آن نوشته اند میتود مارکسیزم کلاسیک است. افغانستان در مسیر تاریخ بر همین اساس نوشته شده است. چون این اساس بطل ان خود را ثابت کرده، که شما هم در باطل بودنش تردیدی ندارید، اساس و بنیاد کتاب افغانستان در مسیر تاری خ نیز از میان رفته است. سخن این است، نه اینکه من به مارکسیزم باوردارم.
    4. دفاع شما در تمام نوشته ه ای تان از غبار بر جلددوم کتاب وی استوار است. مجموع نوشته های او مخلوطی از حق و باطل است. ادعا در این نیست که غبار خاین، جعل کار یا یگانه تاریخ نویس این سرزمین است. اصل مسئله این است که هر نبشته یا شخص یتی جایزالحظاست. قابل نقد است. چه مورخ باشد چه فقیه یا هرچیزی دیگری. آشنایی با هرمونیتک، قبض و بسط د ر علم، تئوری های پست مدرن و پسا ساختاگرا اصل زمانی بودن و مکانی بودن بحث ها را به درستی نشان می دهد. اگر کسی به هر مقدسی بتازد و حمله کند از شما خبری نیست. ولی وقتی کسی بگوید بالای چشمان غبار ابروست س روکلهء شما باکوله باری از دشنام پیدا می شود. این اوج دگماتیزم، تاریک اندیشی و بنیادگرایی فکری را به نمایش میگذارد. باوردارم اگر غبار خودش هم زنده می بود چنین بدی مرتکب نمی شد. یادت باشد که دفاع بد به مراتب عواقب و پیامدهای بد در پی دارد. یا سخن دانسته گویید یا خموش. می شود دلایل دیگری برای توجیه کار های تاریخ نگاران آن دوره جستجو کنید، اینکه بگویید حق گفته اند و سخن شان مشکل ندارد از همان دروغ هایی ست که اگر از دم اش بگیری ره می رود. نخستین جعل تاریخی غبار نگارش همان کتاب بی اساس و دروغین احمدشاه است. از یک ملیشهء قاتل چپاولگر بابای ملت و مجاهد ساختن نه تاریخ نویسی که جعل تاریخ از نوع تاریخ نگار ی در درامهء قهوهء تلخ مهران مدیری است.
    4. نظر و انتقادی داری بفرما. اینجا علاقهء ممنوعه نیست. ولی از دشنام و حمله به افراد بپرهیز. اگر چنین نکردی دیگران نیز می توانند به تو حمله کنند.
  • ناشناس
    جناب فروغ

    اګراقای غبار واقعآمیتوانست ازاد بنویسد و ازاد بیاندیشد، ایا شما فکر میکنید که او زنده میماند؟
    باید غبار اندکی باشرایط میساخت وګرنه هیچ حکومتی از اهل اوغان و قبایل بیفرهنګ برای نویسنده وپژوهشګر حق قلم و تاریخ نوشتن را نمیداد.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 24.05

FARAAKHABAR 23.05

KANKAASH 21.05

GOFTMAAN 24.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 86 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.