نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| فـــرایند خـــزندهء مــرحــوم دکتــر نجیب الله بــه قــدرت ســـیاسی |
|
|
|
| مقـــــــالات - تاریخــــــی |
| نوشته شده توسط اکادمیسین دستگیر پنجشیری |
| يكشنبه ، 11 مهر 1389 ، 08:49 |
|
اگر که به هنگام کودتای آرام ضد ببرک کارمل در صفوف اردو 160سرباز ودر صفوف وزارت امور داخله ودفاع از انقلاب 115هزار پولیس ودر وزارت امنیت دولتی 20هزار سرباز وکارمند مسلح وبسیچ شده بود مگر به دلیل فرکسیونبازی مزمن، زوال روبه افزایش روحیه اعتماد متقابله در مقامات بلند پایه حزبی و حضور و نفوذ بیش از حد مستشاران شوروی، قابلیت رزمی این قوتها در سطح نازلی قرارداشته، مانع عمدهء جوشش استعدادها وابتکارات سربازان وافسران نیروهای مسلح میهن شده بود. فقط در چنین شرایطی گرباچوف ضرورت بازگشت قطعات شوروی وتغییر پیچ ومهره های سیاسی جمهوری دموکراتیک افغانستان را درجلسه بیروی سیاسی حزب کمونست شوروی مطرح کرد وبه وسیلهء ویکتور پلنیچکو سرمشاور شوروی در درون دستگاه کمیته مرکزی ح. د. خ. ا کار گسترده را بسود کیش شخصیت داکتر نجیب ا لله آغاز نهاد ودر گام نخست "ببرک کارمل ازمقام منشی عمومی حزب دموکراتیک خلق سبکدوش گردید ولی نجیب در پلنوم شانزدهم کمیته مرکزی از "خاد" سبکدوش به عنوان منشی امور تشکیلاتی حزب دموکراتیک خلق تعیین گردید و به این تدبیر دکتر نجیب الله نخست در دستگاه کمیته مرکزی از(تاریخ 4می 1986 تا تاریخ 30نومبر 1986) به مقام منشی وسپس به مقام منشی عمومی نصب گردید هنوز یکسال از جابه جایی نجیب الله سپری نشده بود که درجلسه دفتر سیاسی حزب حاکم شوروی باردیگر، اعضای بیروی سیاسی ومنشیان کمیتهء مرکزی حزب دموکراتیک خلق افغانستان به مسکو دعوت شد. دران جلسه دربارهء موضوع " خروج قطعات شوروی" و "دفاع مستقلانه از افغانستان" بررسی وتصمیم گرفته میشد. درین نشست، دوگرایش ودیدگاه مطرح گردید، دکتر نجیب با تحلیل مشخص ازوضع مشخص نظامی - سیاسی کشور از طرح دفاع مستقلانه وسیاست مصالحهء ملی دفاع کرد ولی ببرک کارمل شرایط را برای خروج قطعات شوروی با صرفه ومساعد نمی پنداشت وبه این پندار روشن بوده اند که با خروج قشون شوروی از افغانستان، نه تنها امنیت افغانستان بل صلح وامنیت جمهوریهای آسیای میانهء شوروی ومنطقه نیز مختل میگردد درین نشست وزیران قوای مسلح، منشیان واکثریت اعضای دفتر سیاسی هردو شاخهء پرچم وخلق از طرح داکتر نجیب الله پشتیبانی کردند (181) ولی همکاران نزدیک برژنیف رهبر حزبی ودولتی شوروی به ویژه گرومیکو وزیر ا مور خارجه و بوریس پونو ماریوف منشی روابط بین المللی کمیتهء مرکزی به این با ور بوده اند که ببرک کارمل سبکدوش ومحترمانه حفظ شود تا برکناری او به وحدت صفوف ورهبری حزب ودولت لطمه نزند. ببرک کارمل به مقصد معالجه وتداوی به مسکو نگهداشته شد وداکتر نجیب درعمل امورحزبی ودولتی به ویژه قوای مسلح را رهبری میکرد. مراسم رسم وگذشت جشن هفتم ثور نیز زیر نظر وحضور فعال نجیب الله برای نخستین با ر انجام یافت واین بار داکتر نجیب الله یونیفورم جنرالی را به تن کرده بود شعار های نیز بسود برگشت ببرک کار مل به وطن از صفوف وفعالان مظاهره به گوش میرسید فقط در چنین فضاء وهوایی به تاریخ اول می (11 ثور 1987م) کارمل به آهنگ پرشتابی به ارگ جمهوری بازگشت، ازسوی سازمان زنان رفیقان ودوستان وهوادارن نزدیک خویش به صورت غیر رسمی استقبال پرشور و گرم شد در 12 ثور شماری از فعالان حزبی مظاهره کنان داخل ارگ جمهوری شدند مکتب دختران علیه گرباچوف ودکتر نجیب الله شعارهای سیاسی خود را به با نگ رسا بلند کردند واز موضع ببرک کارمل باغریو انقلابی پشتیبانی صورت گرفت واین تظاهرات در بی. بی. سی. ودیگر ر سانه های گروهی بین المللی انتشار گسترده یافت. در شب 13/14 ثور / 1365 خورشیدی برضد کارمل فرایند کودتای سپید آغاز گردید نزدیک به بیست تن فعالان سیاسی واعضای کمیته مرکزی هوادار ببرک کارمل گرفتار وبه قصر گلخانهء ارگ جمهوری انتقال یافت وزیر نظارت قرارگرفت وسرانجام وزیران قوای مسلح یکجا با داکترصالح محمد زیری منشی کمیته مرکزی نزد ببرک کارمل رفته وبه او ابلاغ کردند که بیدرنگ استعفای خودر ا ازمقام منشی عمومی کمیته مرکزی ریاست شورای انقلابی ج. د. خ و " رهبری حزب د. خ. ا بنویسند. ببرک کارمل دریک جلسه اضطراری رفیقان ثابتقدم خویش در ارگ، پس از تحلیل وضع مشخص کشور و مو ضعگیری آشکار گروههای تمامیت خواه درون رهبری پرچم وخلق تصمیم به استعفاء گرفت " واستعفای خودرا به پلنوم 18کمیته مرکزی وبه وسیلهء داکترصالح محمد زیری جهت تصویب نهایی تقدیم کرد " (2). سرانجام هرسه فرکسیون طرفدار ببرک کارمل وطرفداران نوراحمد نور وکشتمند و د اکترزیری در قصر دلکشا جلسهء پلنوم کمیته مرکزی را دایر وپیشنهاد استعفای ببرک کارمل وتعیین داکتر نجیب الله را به این شیوه ضد دموکراتیک منظور و تصویب کرد ند و داکتر نجیب لله در لویه جرگه 29-30 نوامبر 1987به عنوان رییس جمهور افغانستان برای مدت هفت سال انتخاب گردید وقدرت حزبی ودولتی درنتیجه این بازیهای سیاسی درانحصار وتصرف داکتر نجیب الله درآمد درین پلنوم ببرک کارمل دکتور اناهیتا ومحمود بریالی حضور نیافته بودند درین جلسه تنها رفیق سربلند گرفتاری اعضای رهبری وفادار به ببرک کارمل و برخورد نابه هنجار علیه آنان را " بازی کودکانه و یک خیمه شب بازی " ا رزیابی کرد (1) این واکنش جانانهء رفیق سربلندرا علیه شیوهء برخورد داکتر نجیب الله درهمان روز جلسهء پلنوم 18 کمیتهء مرکزی درقصر دلکشا، بدون آراستن وپیراستن وبیش وکم یادداشت کرده بوده ام به این دلیل متن روایت رفیق کاروال درباره واکنش صریح رفیق سربلند دقیق نیست دران پلنوم من نیز موضوع دموکراتیزه شدن سا ختار تشکیلاتی ورهبری حزب رابه مثابهء یک ضرورت حیاتی برای حزب دموکراتیک خلق پنداشته بودم درفرجام این بازیهای سیاسی فصل دیگری ازتاریخ پر فسوس و فسون سازمانی سیاسی وزنده گی ومبارزهء ملی واجتماعی، حزبی ودو لتی ما غالبا درنتیجه کار سیاسی پشت پرده سرمشاورحزبی ورهبران شوروی آ غاز شد وبسود داکتر نجیب الله به " ظاهر " پیروزمندانه انجام یافت ولی بزرگترین افتخار بازیهای سیاسی کهنکاران حزب ما با دریغ ودرد بزرگترین درد رنج مرگ میر خصومت استخوان شکنی خجلت وشرمساری تاریخی بوده است آرزومندم که بازیها ی سیاسی عاری از افتخار دیگر از سوی نسلهای امروز وفردای ما هرگز تکرار نشود.
دســتاورد هــــای دوران "دفـــاع مســـتقلانه وســـیاست مصــالحـــه مـــلی" داکتــر نجیب الله سالهای (1365-1371 خورشیدی) سالهای طوفانی زنده گی سیاسی ملی واجتماعی مردم ما بود درین سالها، جامعه پرتب وتاب ما، باهمه تضادهای پیچیده ونیروهای محرکهء آن، وارد یکی از تند پیچهای نوین تکامل تاریخ گردید. سیاست مصالحهء ملی مطرح شد همه نیروهای اجتماعی و سیاسی کشور در برابر یک آزمون تاریخی نوین قرارگرفت. پر عمل ترین دوران زنده گی مردم ما آغاز یا فت. لویه جرگه دایر شد قانون اسا سی تصویب گردید قانون احزاب، قانون انتخابات و قانون مطبوعات ودیگر اسناد تقنینی نا فذ گردید زمینهء اشتراک آگاهانه وسازمان یافتهء توده های مردم، درحیات سیاسی مساعد شد صحنه سازیهای انتخاباتی برای شورای ملی آغاز، انجام ونخستین اجلاس شورای ملی پس از پانزده سال وقفه گشایش یافت. توا فقات واسناد ژنیو بین وزیران خارجه جمهوری افغانستان و جمهوری اسلامی پاکستان به تاریخ 26حمل 1367خورشیدی (مطابق 15 فبروری 1989) امضاء و آخرین سرباز شوروی از افغانستان بیرون شد. اندیشه تدویر کنفرانس بین المللی دربارهء غیر نظامی ساختن وبیطرفی دایمی افغانستان مطرح گردید ودر نوار مرزی افغانستان با پاکستان مناطق غیر نظامی ایجاد شد. هزاران زندانی سیاسی آزاد گردید ولی شوربختانه باردیگر از صفوف فعالان ورهبران لشکری وکشوری حزب دموکراتیک خلق پر شد. نخستین حکومت غیر حزبی تشکیل گردید. و روانشاد فضل الحق خالقیار به حیث صدراعظم تعیین گردید نخستین کنفرانس تاجران ملی کشور گشایش یافت. اولین کیهان نورد افغانستان به کیهان سفرکرد. آتش بس یکجانبه وحالت اضطرار اعلان شد. درین سالها در شهرهای جلال آباد، خوست، کندهار، کندز، میدان، زابل وتخار میان نیروهای مخالف ومختلف کشمکشهای خونین درگرفت، محاصرهء شهرها درهم شکست. شاهراه کابل بگرام درمدت کمتراز یک سال احداث شد. با نماینده گان تنظیمهای جهادی وبنیادگرا مذاکرات وتماسهای سری برقرار گردید. عفو عمومی اعلان شد برای بازگشت آبرومندانهء هموطنان دور از میهن تدابیر گسترده اتخاذ گردید حملات راکتی متقابل برشهرها افزایش یافت. هزاران پیر، جوان وکودک شهید ومعلول شدند. شورای مشورتی اقتصادی به مقصد دفاع قانونی از منافع تاجران ملی وپیشه وران تشکیل شد حزب دموکراتیک خلق افغانستان ودولت جمهوری افغانستان، از اشتباهات دوران انقلاب درسهای تلخ گرفت وتجارب غنی اندوخت. نفرت توده های مردم دربرابر جنگ وجنگ افروزان افزایش یا فت نهضت مقاومت ملی ونفرت مردم علیه طرح کنفد ر اسیون با پاکستان روبه گسترش نهاد وجنبش صلح نیرومند شد. درسیاست داخلی وخارجی کشور انعطاف ونرمش آشکار گردید. خلق افغانستان بیش ازهر وقت دیگر ضرورت صلح پایه دار ومصالحه را تا مغز استخوان احساس کرد. روان توده ها دیگرگون گشت. شک وتردید ها نسبت به تداوم جنگ غیر عا دلانه افزایش یافت مردم به بیهوده گی جنگ با سربازان خلق افغانستان وفرزندان خود روز تاروز متوجه شدند، نیروها تندرو وواپسگرا اگر درجنگهای نامنظم وپراگنده دست آوردهای معینی داشته اند مگر در جنگهای منظم ودر جبهه های گرم به ویژه در جلال آباد همه افسانه های برتری نظامی وروانی آنان به یکباره گی برباد رفت. امضای اسناد وتوافقات ژنیو وبازگشت قطعات شوروی، وا کنشهای ناهمگون متفاوت ومتضادی را درکشورمنطقه وجهان ما ایجاد کرد. جنرال ضیادالخق جنرال اختر ودیگر جنرالان آدمکش و وفا دارش دریک سانحه مرموز هوایی کشته شدند وپالیسی واپسگرایانه دوران ضیاءالحق یکجا با افزارهای کند وکهن نظامی پاکستان به گورستان تاریخ سپرده شد گرایش به حل سیاسی مسایل مورد اختلاف افغانستان وپاکستان در مجامع بین المللی ومحا فل سیاسی شرق وغرب تقویت یافت، اهل بازار، پیشه وران شهر ی، بیروکراتهای فاسد، شماری از برو کراتان دوپهلو ازبیم جنبش خود انگیخته دهقاتا ن مسلح کشور راه فرار، تسلیم طلبی نفی مبارزه وسازش را جستجو کردند، احسا س بی تفا وتی نسبت به تداوم مبارزه متشکل در دستگاه ح. د. خ. ا وحاکمیت آن آشکار شد. احتکار سبوتاژ اقتصادی وجنگ روانی شیوع یافت، طبقه کارگر نیروهای مسلح صفوف فعالان ورهبران حزبی ودولتی رو شنفکران بسته به زحمتکشان ودیگر نیروها ی روشن بین کشور، درموضع دفاع نیرومند از وحدت واتحاد نیروهای ملی دمکراتیک، آزادی حاکمیت ملی تمامیت ارضی ونظام نوین اجتماعی واقتصادی ودرموضع دفاع مستقلانه از فرایند صلح و مصالحه سنگر گرفتند. درسطح جهانی تفکر ضد اردوگاه سوسیالستی واندیشه کردار زمان غلبه کرد. ارزشها ارشنماها واندیشه های واپسگرایانهء کهن روبه فروریختن نهاد. به حل مساءله های حاد منطقه یی وجهانی از مجاری صلح آمیز وسیاسی توجه شد. جنبش جهانی صلح نیرومند نیرومند تر گردید. اعتبار سازمان ملل متحد ونهضت عدم انسلا ک ارتقاء یافت. درروشنی تفکر نوین سیاسی جنگ خونین عر اق وایران خاتمه پذیرفت مناسبات جمهوری خلق چین وروسیه فدراتیو وچین وهند به حالت عادی برگشت. در مناسبات ایران وچین وروابط این کشورها با کشورها ی منطقه گرایشهای سازنده ونوین وخلاقی آشکار گردید طرحها وپیشنهادها ی افغانستان حتا سلاطین قرون وسطایی را به جنبش آورد ووارد پیکار سیاسی وفرایند مصالحه ساخت. د ر را ولپندی حکومت موءقت اسلامی افغانان به اشتراک تنظیمهای مخالف و مختلف جهادی افغانستان تشکیل شد. سیاست مصالحهء سست بنیاد ملی درمجامع بین المللی از جمله در جنبش عدم انسلاک بازتاب یافت. پیامهای گوناگو نی از سوی کمسیون عالی مصالحهء ملی لویه جرگه وشورای ملی، به سازمان ملل متحد، سران جنبش عدم انسلاک، کشورهای همسایه، کشورها ی اسلامی وبه پارلمانها ومجامع بین المللی گسیل گردید وبانگ اعترا ض مردم افغانستان علیه نقض خشن، توافقات واسناد ژنیو بلند شد. تنظیمهای گونه گون تندرو واپسگرا میانه رو، از شور مقاومت ملی واحساسات گرم آزادی دوستی ومذهبی خلق افغانستان بسود تکیه گاهای محلی خویش به درجات متفا وتی بهره برداری گسترده کردند ومبالغ هنگفتی را به حساب خود فرزندان ونبیره های خود دربانکهای سویس اندوخته بوده اند ولی دخالت ومداخله ابر قدرتها در امور داخلی کشورما، واکنشهای ناهمگون ومتضادی را درسطح ملی منطقه وجهان ایجاد کرد واوضاع افغانستان را بیش از پیش متشنج وپیچیده ساخت ونبردملی، اجتماعی مذهبی ومحلی خلق کشورما مضمون شکل آهنگ وسمت وسوی ویژه غیر عادلانه وتجاوزکارانه وطالبانه بخود گرفت. اگر درمرحلهء اول انقلاب زمینداران بزرگ ومتوسط به زیر ضربات بیش ازحد فرمانهای شورای انقلابی جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان، سلب مالکیت، فاقد قدرت اعتبار اجتماعی واکثریت آنان مجبور به ترک ده ودیار ومهاجرت به شهرکابل ومراکز ولایات کشورهای اسلامی وهمسایه ها شدند. دهقا نان بی زمین وکم زمین ومرفه به علت اشتباهات حکومت درمیکانیزم تطبیق اصلاحات ارضی وآب به مثابه پایگاه اساسی محرکه انقلاب دموکراتیک ملی، نقش اساسی ضد فیودالی وضد امپریالستی دموکراتیک وملی خودرا ایفا نتوانست وبه زیر سایه وحاکمیت فرتوت زمینداران بزرگ اربا بان وبه اصطلاح "کفن کشان " قدیم شیوه زنده کی سنتی خود ر ا غنیمت شمرد ویا درجستجوی کار وبار سود آورتر به ایران، پاکستان و امارت کشورهای عربی خاورمیانه مهاجر شد ند و برای نخستین بار قادر به شکستن یوغ مناسبات زمینداری اربابی گردید ند وبه زحمتکشان شهری وفارمهای زراعتی کشاورزی و کارگران ساده ساختمانی مبدل شدند و درنتیجه این تحولات خود به خودی فرایند پوسیده گی زوال فیودالزم زمینداری اربابی و. قبیله سالاری درافغانستان نیز آهنگ شتابنده یافت. ولی درمرحلهء نوین انقلاب کارگران جوان شهر ها ومراکز صنعتی باوجود اندک بودن عددی خود در تمام دوران طولانی جنک ومقاومت عادلانه ملی ازکار تولید و کارگاههای صنعتی خود درشهرها ومراکز تولیدی، دفاع فدارا کانه کرد ند وبار سنگین جبهه های اقتصادی و نظامی را به دوش کشید ند ونقش پیشگام اجتماعی خودر ا هنوز هم با شایسته گی تا پیروزی نهایی ایفاء میکنند. سرمایه داران متوسط ملی به ویژه دردوران به کار گیری سیاست مصالحه ملی (1986 -1992) از تسهیلات وتضمینهای حقوقی وقانونی فراوانی برخوردار شدند دهها ملیارد افغانی دربیش از هفت صد شرکت تجارتی جدید تمرکز وتر اکم یافت. صاحبان عالیترین امتیازات اقتصادی -اجتما عی واداری دوران سلطنت مستقیما یا توسط نماینده گان قانونی خویش صاحبان جایدا د های ازدست رفته ومصادره شدهء خود شدند واز حق اشتراک فعال در شورای اقتصادی برخوردار گردید ند و آنچی که از امیران وسلاطین کهن وشاه امان الله بجا مانده بود سردار عبدالولی دردوران حاکمیت بی رقیب حامد کرزی "حق ااسکوت" گرفت وبه بانکهای خارج انتقال داد (جامعه جهانی باید ازین لک بخشیها ی نماینده سوگند خوردهء خود حسابی بگیرد). اهل کسبه وپیشه وران روستاها وشهرها نیز طی سالهای کشمکشهای خونین میان گروهی وتنظیمی مجبور به ترک شغل پیشه ورهسپار دیاران غربت شدند شماری از آنان به صفوف قوای مسلح یا نیروهای جهادی و جبهه های جنگ شتا فته و شوربختانه از فرایند (پروسه -عملیه) پرجوش وخروش تولید درعمل ساقط گردید ند و به سربازان داوطلب وبیمزد رهبران تنظیمهای تندرو مبدل شدند ودر نهایت مهاجرتهای اجباری، محرومیت از چراگاهها ی سنتی، رونق قاچاقاق مواد مخدر، تجارت اسلحه ومهمات جنگی وجنگهای طولانی، اوضاع اقتصادی واجتماعی قبایل مرزی جنوب جنوب غرب ومناطق شرقی کشور را دستخوش تحولات تاریخی بی سابقه ساخت این عوامل بر نظم سخت جان قبیله سالاری، کوچنده گی وبه اصطلاح کوچیکری ضربات نیرومند ولی ترقی بخش وارد کرد ومردم قبایل بی زمین وکم زمین وبخشی از کوچنده گا ن سرگردان کوهستانیان هندوکش ومردم هزارستان کشورا توانا یی بخشید تا بدون طی مرحله طولانی فیودالزم وزمینداری اربا بی واقتصاد طبیعی، زنجیرهای پوسیدهء مناسبات قرون وسطایی را ازدست وپاها ی خویش پاره کنند و در را ه سرمایه داری تجاری کشت تولید و قاچاق موادمخدر، داد وستد اسعار وجنگ افزارها وکالاهای تجارتی بی محصول (قاچاقی) وفعالیتهای ترانسپورتی گام نهند. درچنین اوضاع وشرایط تاریخی –جهانی، تضادهای درون حاکمیت حزب دموکراتیک خلق تشدید گردید از عمق به سطح آ مد وبا قساوت وسنگین دلی از سوی داکتر نجیب الله سرکوب خونین وبا دریغ ودرد آگاهانه یا نا آگاهانه آب وخونهای داغ رزمنده گان حزب دموکراتیک خلق و"وطن " به آسیاب ضد انقلاب وتنظیمهای تندرو وکندروافغانستان، پاکستان، خاورمیانه عربی وایران اخوندی ریخته شد آرزومند م که نسلهای امروز وفردای ما ازین کجرویهای تلخ تاریخ مبارزه، درسهای سودمندی بگیرند وبا تاءمین وحدت وهمبسته گی نیرومند نیروهای ملی دموکراتیک جامعه، راه رشد افغانستان مستقل متحد دموکراتیک ونوین کشور را با آهنگ پرشتابی روشن وهموار نمایند.
باعرض حرمت
(1) سلطان علی کشتمند، یاددا شتهای سیاسی ورویداد ها تاریخی ؛ حاکمیت نجیب الله ومشی مصالحه ملی ج سوم (2): میر صاحب " کاروال"، درسهای تلخ وعبرت انگیز تاریخ، تعویض رهبری یعنی سبکدوشی ببرک کامل وبه قدرت رسیدن نجیب الله ؛تاریخ چاپ 1384خورشیدی. تفصیل بیشتر در صص 146- 147- 148 و 149. (3): یاد داشت قلمی دستگیر پنجشیری درباره واکنش "شفاهی جانانهء رفیق سربلند در برابر داکتر نجیب الله به هنگام پلنوم 18 درصبح فردای تدابیر ا منیتی شدید منشیان کمیتهء مرکزی به هنگام انتقال طرفدارا ن صدیق ببرک کارمل درقصر دلکشا
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




(١٤ ثور ١٣٦٥خورشیدی برابر به ١٩٨٦ م)
رویا رویی نظامی میان مخا لفان نظام و هوادارا ن دولت ببرک کارمل روز تاروز از ژرفا به سطح می آمد وتشدید میشد و از رهبران سیاسی ونظامی حزب دموکراتیک خلق، همانگونه که فرمانده گروموف موءلف کتاب "ارتش سرخ درافغانستان" نوشته است: "بجای اقدام مشخص وقاطعانه، سخنرانیهای آ راسته وگفتگو های مبنی به باور انترناسیونا -لستی و آینده درخشان میهن افغانی به گوش میرسید...." (١٨٠).





