نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| فـــرار از تـــاریخ افغــانســـتان |
|
|
|
| مقـــــــالات - تاریخــــــی |
| نوشته شده توسط قدرت الله رحمت |
| جمعه ، 21 بهمن 1390 ، 16:54 |
|
جعل و دستکاریهای تاریخ همواره بخشی از دسیسه های زمامداران افغانستان در مدت بیش از دوصد و شصت سال گذشته بوده است. این زمامداران نه تنها حقیقتهای تلخ مربوط به عملکردهای شرم آور خود را کتمان کرده اند، بلکه شاهکاریها و دستاوردهای نخبگان و شخصیتهای علمی-سیاسی این سرزمین که به مزاخ سیاستمداران حاکم جور در نمیامده است، را نیز از صفحات تاریخ حذف و به جای آن شخصیتهای تخیلی و نیک کرداریهای دروغین را جا زده اند. ازین دسته شخصیتهای دروغین، تاریخ معاصر افغانستان، نمونه های زیادی دارد که مردم خوش ندارند در مورد شان آزادانه بحث کنند، که مشهورترین آنها شخصیت تخیلی موسوم به ملالی میوند است که گفته میشود در جنگ دوم انگلیس-افغان زمانیکه نیروهای جنگی سردار محمد ایوب خان در دشت میوند شکست خوردند، دوشیزه ملالی میوند وارد میدان جنگ شد و در آنجا شعرها سرود و اشعار وی باعث شکست انگلیس شد که این افسانه نه تنها حقیقت ندارد، بلکه خلاف سنتهای است که حتی تا امروز در افغانستان پا برجاست. چون در جای که حتی در قرن بیست و یکم زنها اجازه بیرون شدن از خانه را ندارند، چگونه در میدان نبرد، آنهم یک دوشیزه جوان، رفت، جنگید، شعر سرود و سپاه شکست خورده سردار ایوب خان را دوباره سامان داد و آنها را به پیروزی رساند؟ این دسته افواهات تاریخی برای مدتهای زیادی حقیقت نمائی میکردند که امروزه با روشن شدن اذهان عامه و بلند رفتن سطح آگهی مردم راهی برای شخصیت سازی کاذب و جعل کاری تاریخ باقی نمانده است، اما را های زیادی برای گریز از عملکردهای شرم آور هنوز باز گذاشته شده است که بدون شک پایان آن بن بست بیش نخواهد بود. به سلسله دستکاریهای سیاسی در تاریخ افغانستان، اخیراً وزارت معارف (آموزش و پرورش) افغانستان اعلان کرده است که محتوای مضامین آموزشی تاریخ افغانستان را که برای دانش آموزان مکاتب تألیف شده اند و قرار است در بهار سال آینده در اختیار دانش آموزان قرار گیرد، دستکاری کرده و تاریخ سیاسی افغانستان را از حقیقتهای چهل سال گذشته آن بریده است، و تاریخ گذشته را در ختم دوره ظاهر شاه (1973) توقف داده و ادامه آنرا شروع حکومت کرزی گرفته اند، که بدون شک این اقدام آقای فاروق وردک و حلقات حاکم بر اوضاع کشور، به وضوح نشان دهنده شیوه های جعل تاریخ در گذشته های افغانستان است. مردم آینده افغانستان حق دارند بدانند که چرا در چهل سال گذشته افغانستان جنگ و خشونت بیداد میکرد، چرا میلیونها افغان کشته شدند؟، شورویها را کیها به افغانستان آوردند؟ چرا مردم افغانستان باهم جنگیدند؟ طالبان کیها بودند و چرا مردم افغانستان را از بین میبرند؟ چرا آمریکائیها و غربیها اینجا آمدند؟ مردم افغانستان، به ویژه نسل کنونی و نسلهای آتی حق دارند تا در مورد همه سوالات فوق بدانند، چون فرار از تاریخ نمیتواند ببرک کارمل را خوب نشان دهد، فرار از تاریخ نمیتواند جنایات حفیظ الله امین و ترکی را به باد فراموشی بسپارد. مردم افغانستان نمیتوانند موشکهای حکمتیار را نادیده بگیرند، شاید شماری چشمگیری از مردم بتوانند طالبان را بعنوان یک حرکت اسلامی بپذیرند، اما هیچگاه نمیتوانند بپذیرند که آنها مزدوران استخبارات پاکستان نبودند، یا آنها صدها هزار انسان را در دو دهه گذشته نکشته اند. در چهل سال گذشته دسته ئی به افغانستان خیانت کردند، خاک افغانستان را فروختند، روسها را آوردند و در پیشاپیش تانکهای نظامی شان رقص و پایکوبی کردند و دهل و سرنا به صدا آوردند، پای پاکستانیها و اعراب را به خانه های خود باز کردند و بوسیله آنها عزت و شرف مردم افغانستان را زیر پا کردند، هویت تاریخی شان را که نماد از قدامت تمدن پنج هزار ساله آریانای بزرگ بود، منهدم ساختند، خانه های مردم را ویران کردند، مزارع شان را به آتش کشیدند، و میلیونها انسان را بی گناه کشتند و معلول ساختند، میلیونها افغان را وادار کردند تا سرزمین شان را ترک کنند و آواره و بیچاره در کشورهای دور و نزدیک سرگردان باشند، آنها سه نسل افغانستان را در جهل و بیسوادی فرو بردند و دها سال مردم را در فقر و تنگدستی نگهداشتند. آیا کسی است تا مسئولیت این همه بدبختیها تاریخی مردم افغانستان را بدوش بگیرد؟ اگر شما تاریخ را از پیش چشم مردم افغانستان به سرقت میبرید، آیا میتوانید آنرا در ذهن تاریخ بشر نابود سازید؟ اگر شماری از زمامداران افغانستان خود را در دامن اجنبی ها انداختند و در سایه بازوی آنها حکومت کردند، شمار دیگر آنها به قیمت خون شان در راه آزادی وطن جنگیدند و در چهل سال گذشته توانستند دو اشغالگر بزرگ، روس و طالب را از خاک خود بیرون کنند، که پیروزی آنها، جهاد آنها، مقاومت آنها، و حماسه آفرینی آنها از حقیقتهای تاریخی مردم افغانستان است و هیچ کسی نمیتواند دران جعل کند، یا ازان به سادگی چشمپوشی کند. بدون شک اقدام وزارت معارف بخاطر حذف مهمترین بخش تاریخ افغانستان، نمیتواند شکافهای عمیق اجتماعی، که بدبخاته وجود دارند، را از میان بردارد، بلکه برعکس به این خلاها خواهد افزود. چون گذشته های تاریخی اند که به نسلهای آتی میاموزد که چگونه از اشتباهات پیشگیری نموده و از پرتگاهای اجتماعی خود را نگهدارند. اگر قرار باشد که جعل و تزویر در تاریخ به ثبات اجتماعی کمک کند، بی ثباتیها کنونی افغانستان که همه کشورهای جهان به آن دست و پنجه نرم میکنند، هرگز بروز نمیکرد. و از سوی دیگر، این تنها افغانستان نیست که بخشی از تاریخ آن لکه های سیاه و ننگین را در خود دارد، بلکه کشورهای زیادی در تاریخ بشر وجود دارند که رویدادهای تاریخی ناگوار را تجربه کرده اند، اما آنها هیچگاهی به جعل و تزویر تاریخ خود دست نزده اند. فاشیزم ایتالیا، نازیسم آلمان، برده داری آمریکا، و دها رویدادهای دیگری که منجر به ایجاد شگافهای بزرگ اجتماعی و طبقاتی در تاریخ شده اند، هیچ کشوری را وادار به حذف یا جعل تاریخ نکرده است، بلکه آنها را بعنوان حقیقت گذشته خود میپذیرند و بخاطر پیشگیری از تکرار وقوع آن تلاش میکنند. حکومت افغانستان باید بجای جعل کاری در تاریخ، به نسلهای آینده بیاموزد که عدالت اجتماعی، برابری سیاسی، احترام به حقوق شهروندی، احترام به آزادیهای مذهبی و زبانی، خود داری از استبداد و تک سالاری و فراهم سازی فرصتهای یکسان پیشرفت اجتماعی میتواند درزهای موجود را از جامعه بردارد. فرار از حقیقت شما را به دروغگوئی ناگزیر خواهد کرد، و بدون تردید، پایان دروغ بن بست است.
|
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران










