
نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

|
مقـــــــالات -
تاریخــــــی
|
|
نوشته شده توسط میر احمد لو مانی
|
|
جمعه ، 22 خرداد 1388 ، 09:46 |
|
بنام خدا قسمت دوم شهید عبدالخالق بدون شک یک شخصیت ملی کشور میباشد! وی در بیداد گه استبداد، در ان هنگامه یی که همه چیز بر محور قومیت و طایفه گرایی می چرخیده است، شهید عبدالخالق در یک اقدام جسورانه و میهنی، استبداد و قلب فتنه و خیانت را هدف تیر نفرت قرار داده و به قیمت جان به داد خواهی از نهضت مشروطیت دوم بر میخیزد.
و بدون شک خالق روشنفکری بوده است صادق، درد آشنا، میهن پرست و مردم دوست! وی تحلیل واقع بینا نه یی از اوضاع و احوال جاری در ان روز مملکت را داشته است! و همین موضوع روحیه حساس، پرشور، انقلابی و مملو از عشق وی را متحول میسازد و این تحول تا بدان عظمت که، در قبال خیانت به مشروطیت دوم، در داد گاه تاریخی ضمیر و وجدان وی، نادر محکوم به اعدام میگردد! آری چنین اقدام جسورانه یی در تاریخ کشور ما بی همتا و بی نظیر میباشد! در پس این اقدام جسورانه و انقلابی، دو موضوع هویدا است! جوان بودن و متعهد و انقلابی بودن خالق و همین دو موضوع حکم چنان جان باز ا نه و انقلابی را، از جانب وی به اجرا میگزارد!. شناخت شخصیت شهید عبدالخالق بدون شناخت از تاریخ عصر و زمان وی، کاریست ناقص و نا تکمیل! که،عصر،محیط و زمان در جهت شکل گیری شخصیت، و رشد و پرورش ان رول اساسی و تعیین کننده یی را ایفا می نماید!. زمان و محیط شخصیت را میسازد و شخص و شخصیت ها است که به تاریخ سمت و سو داده و به آن استقامت می بخشند. انسان و زمان و زمان و انسان، در بستر تاریخ باهم بوده اند و این هر دو یعنی ایجاد تاریخ و.....و تاریخ خود همان شیار ی است که، رفتگان با عبور در مسیر زمان ان را همچون رد پا یی از خود به یاد گار گذاشته اند! و این بر رشد و پختگی سیاسی ادامه دهنده گان و نسل های اتی است که، بر این شیار و رد پا به کدام ارزش و بها می نگرند. ملت ها، در محدوده جغرافیا یی خویش اسطوره های دارند! که این اسطوره ها نماد فرهنگ، و رشد آگاهی سیاسی و... ان ها را حاکی میباشد!. و سرزمین افغانستان از کمبود چنین موضوع سخت در رنج است! در حالیکه این خطه در مقاطعی از تاریخ راد مردانی را به دامانش پرورانیده است! امید پرده های تعصب و تنگ نظری های قبیله یی در افتد و حقایق آشکار گردد. انگاه مطمئنم که ما بعنوان ملت عظیم و قدرت مندی در جهان به ظهور خواهیم نشست!. زنده گی کوتاه اما افتخار آمیز شهید عبدالخالق را میتوان به سه بخش قسمت نمود! !- تولد وی! 2- شکل گیری شخصیت وی.! 3- اقدام جسورانه و شهادت!. 1 – تولد! مهاجرت، آواره گی، نبودن حداقل امکانات تحقیق و مطالعه و سرگردانی بیش از حد ؛ به دنبال لقمه یی نان، مرا فوق العاده محدود و از لحاظ فرهنگی دچار فقر نموده است! و از همین سبب است که نبشته هایم از غنامندی لازم بر خور دار نمی باشد! اما فقر و مشکلات ناشی از آن هیچ گاهی نتوانسته است که شعله های عشق به توده، به آزادی و عدالت را در وجود ام به نابودی بکشاند! و از همین جا است که مینویسم! گر چند گنگ، غیر فنی و نا زیبا ؛ اما حقیقت! حقیقت تلخ، تلخ تر از جام شوکران! همین که مینویسم، زنده هستم و از زنده گی همین سهم مرا کفایت مینماید. نوشتن راجع به شخصیت همچون خالق شهید کار اکادمیک میخواهد و امید تا محققین و اندیشمندان این دین و وجیبه میهنی را ان طور که شایسته این راد مرد میباشد انجام داده و به ثمر برسانند! و این کمترین نیز به نوبه خویش میخواهم ادا دینی نموده باشم، گر چند کوچک! تولد شهید عبدالخالق با بیداد و ویران گری های امیر عبدالرحمن خان همرا و همزمان بوده است! حاکمیت استبدادی و خود کا مه امیر عبدالرحمن خان با کمک و همیاری دولت ها ی استعماری انگلیس و امپراتوری تزار ی روسیه، در افغانستان به قدرت رسیده است! با مقداری درنگ و توجه در چگونه گی مهاجرت های وی در خارج از افغانستان و چگونه گی به قدرت رسیدن وی این موضوع خیلی ها به ساده گی مشخص و هویدا میگردد! دولت استعماری انگلیس که در اوج اقتدار و عظمت خویش به سر می برده و شبه قاره هند را نیز جز قلمرو امپراتوری خود کرده بوده است ؛ در تبانی آشکار و پنهان با امپراتوری تزار ی روسیه که وی نیز بخش های اعظم ی از سرزمین ها ی خراسان بزرگ را در اشغال خویش در آورده بوده است، بعد از جا به جایی مهره های متعدد، در نهایت به حاکمیت امیر عبدالرحمن خان در افغانستان به توافق میرسند! برای همگان مشخص است که در صورت موجود بودن حاکمیت قدرتمند و مردمی در خراسان نه روس میتوانست قسمت های از این سرزمین را به اشغال در بیاورد و نه هم انگلیس به ساده گی می توانست به حاکمیت خویش در هند ادامه بدهد! هند که قرنها در ان فرزندان غیور خراسان به حاکمیت پرداخته بودند! سرزمین خراسان در صده های اخیر از سه جانب مورد تحدید، تجزیه و تضعیف قرار گرفته بوده است! یک: استعمار نوپا بریتانیا کبیر! دوم : امپراتوری تزار ی روسیه! سوم :دستگاه خلافت و امارت اعراب! بهای حاکمیت بر کابل، از هم پاشی بنیاد، شالوده و تهداب خراسان بزرگ بوده است! و امیر عبدالرحمن خان در این امر بینهایت موفق بوده است! تاریخ خود گواه این مدعا میباشد! اگر عینک تعصب، خود خواهی، خود بزرگ بینی و جهالت را از چشم بر داریم به ساده گی واقعیت ها نمایان میگردد! امیر عبدالرحمن خان به اضافه قتل عام ها، به اسارت گرفتن ها و به حراج گذاشتن ها ی حیات و ناموس ساکنان اصلی این مرز و بوم، تخم کینه، نفاق و از هم پاشیده گی ملی را پاشیده است که پاک کردن و زدودن ان از دامان میهن همت، عقل، شعور و شرف خدا گونه میخواهد! خراسان از اوان موجودیت خویش در صده ها و هزاره ها همواره به عنوان قدرت بزرگ در منطقه و گاهی در جهان مطرح بوده است! اساس و هسته ایجاد و تشکیل حاکمیت های بزرگ و قدرت مند خراسان زمین اقوام ترک و تاجیک بوده اند! چندی قبل بحث های راجع به اصالت غوری ها در سایت ها مطرح گردیده بود 1 موضوع برایم جالب گردید! از مکان خیر اندیشی کتاب طبقات ناصری ( شرح حاکمیت غوری ها ) بدست ام رسید، با ولع تمام ویرا خوندم، ان چه دست گیرم گردید، هم آمیخته گی کامل اقوام ترک و تاجیک بدان پیمانه است که تشخیص اصالت ها را فوق العاده مشکل میسازد و این یعنی ملت و این یعنی افتخار،سربلندی و عزت و درس بزرگ از تاریخ برای ما نسل کنونی! ....و امیر عبدالرحمن خان و نواده انها و تداوم دهنده گان راه وی با این کشور و مملکت به دستور اجانب و بیگانه چه ها کردند ؟؟؟؟ تخم کینه و نفرت ملی را که امیر عبدالرحمن خان در سینه ها کاشته است، شیار و زخم است خون چکان در سینه میهن مان! داغ افتراقی است که، سرزمین، میهن و توده های میلیونی این سرزمین را به زانو در آورده است! چگونه در یک کشور و مملکت میتواند رشد، تعالی و تکامل وجود داشته باشد، که، اگر در میان مردم آن کینه، دشمنی و بغاوت تبدیل به یک اصل و فرهنگ گردیده باشد! اگر در جریان و سیستم چگونگی حاکمیت ها در یکی دو صده اخیر دقت و توجه صورت گیرد به ساده گی در میا بیم که، حاکمیت ها ی مذکور هیچ گاه در جهت اقتدار و عزت ملی این سرزمین اندیشه یی در سر نداشته اند! بلکه، حاکمیت های مذکور مملو است از خباثت، ترفند های قبیله یی و زدو بند های وطن فرو شانه! تاریخ هرچه بوده است درد مند بوده است و فریب کار ا نه! اما درد مندانه تر از ان این که، توده های مان هرگز از ان نیاموخته اند! نی " افغان " نی "تاجیک نی " ازبک " نی "هزاره و..... و ادامه دارد
|
آرشـیف مطالب خــــاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
Comments 425
تعداد آنلاین
سایت پذیرای 95 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!.
XHTML and CSS.