نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| برگ هایی از دفتر تاریخ (7) |
|
|
|
| مقـــــــالات - تاریخــــــی |
| نوشته شده توسط مهندس شاه امیر فروغ |
| چهارشنبه ، 22 ارديبهشت 1389 ، 08:21 |
|
در آغاز بحث از نحوۀ بازداشتِ مبارزین و روشنفکـران کشور توسط قـومندانِ کوتوالی (طره باز خان) و در ادامه
قبل از اینکه واردِ این بحث شویم، میخواهـم نخست به معرفی مختصر طره باز خان پرداخته و در ادامۀ بحث از زندان هایی که محبوسین آن به دستور این شخص خود فروخته و قاتل تحت شکنجه هـای روحی و جسمی قـرار می گرفتند بصورتِ اجمالی سخن به میان آورم.
با توجه به پاراگراف دوم صفحۀ 142 جلد دوم کتابِ وزینِ افغانستان درمسیر تاریخ، طره باز خان در دورۀ زمامـداری امیـرحبیب الله خان با حقوق ماهیانه مبلغ «بیست و پنج روپیۀ» کابلی مستخـدم بود، این شخص جنایتکـار که کور سوادی داشت در دورۀ امانیه تا رتبۀ کندک مشری ارتقا یافت و به سرحد داری دکه منصوب شد، در دورۀ اغتشاش علیه امیر امان الله خان به طـرفـداری نـادر خان داخل اقـدام گردید، در زمان حکـومت نادرشاه و بعد از آن به سِمَتِ قومنـدان کـوتـوالـی و جـلادِ جوانانِ کشور اجرای وظیفه نموده و این مردِ ظالم و مفلوک از طریقِ ریختنِ خونِ جوانانِ وطن پرست و مبارزینِ آزادۀ این سرزمین به یکی از ملیونر های پایتخت مبدل گردید.
و اما در مورد دیگر زندانهای کابل: علاوه بر زندان «سرای موتی»، در کابل زندان های دیگری هم وجود داشت که در این زندانها بی شرمانه ترین جنایات به دستور طره بـاز خـان و همکارانش به مـرحلۀ اجرا درمی آمد. تعدادی از این زندان ها عبارت اند از:
1 - زندان دهمـزنگ: دراین زندان عبدالحکیم خان رستاقی شباهنگام در داخل اتاقش دریکی از ساختمان هـای داخلِ زندان به واسطۀ طره باز خان «قومندانِ کوتوالی» و میـرزا محمـد شاه خان «رئیس ضبط احوالات » حلق آویز گردید.
2 - زندان کوتوالی: در این زندان میـرعـزیـزخان و میـرمسجدی خان درهنگام تحقیقات توسط طره باز خان از موی سر آویزان گردیدند تا به نشر شبنامه ها اعتراف نمایند و در نهایت هم اعـدام شدند.
3 - زندان ارگ شاهی: در این زندان «عبدالهادی خان داوی» از ترس سخنانِ مستهجنِ «سراج الدین چرسی» مأمـور زندان از اتاقش خارج نمی شد. در همین زندان بود که محبوسین علاوه بر تحمل دشنام و هتک حرمـت، انواع شکنجه هـای فـزیکی از قبیل تیلـداغ و قین و فانه را هـم متحمـل میشدند. به دلیل وقوع چنین فجایع دردناکی در کشور، روشنفکران کابل نادرشاه را «نادر قصاب» و محمـدهـاشـم خان صدراعظم را «جانی اعظم» نام نهاده بودند.
نحوۀ شکنجه های فزیکی در زندانها: طبق پاراگراف سوم صفحۀ 142 ازجلد دوم کتابِ وزینِ افغانستان درمسیر تاریخ، طره باز خان جهت نظارتِ زندان سرای موتی ماهی یکی دوبار به این زندان سرمیزد. در یکی از این روز ها «محمد یوسف خان حقیقی» درب اتاقش را از داخل بست و دست به اعتـصـاب نخوردن غذا زد. قومندان که شب هنگام وارد محبس گردید، دستـور شکستن درب اتاق را صادر و امر نمود تا او را با سر و ریش ژولیده و انبوه که انسان های ماقبل از تاریخ را ماننده بود، به محوطۀ زندان آوردند. طره باز خان بدون آنکه دلیل این کار محمد یوسف خان را بپرسد، دستور داد چهار نفر دست و پای او را گرفته و این مرد بدبخت را در هـوا معلق نگهداشتند و دو نفـر شـلاق بدست آنقدر او را زدند تا خسته شده و از این کار دست کشیدند ولی این مرد شجاع تا آخر این شکنجه یک آخ هم نگفت.
محمد ابراهیم خان قاری زاده جوانِ تقریباً بیست ساله یی بود که در مکتب استقـلال تحصیل میکـرد، این جوان به اتهام اینکه میخواسته جادۀ بغلان – مـزارشریف را هنگام عودتِ محمد هاشم خان صدراعظم از میمنـه به کابل با چیدنِ سنگ مسدود نمـاید، توسط سربازان سواره با پای پیاده از بغـلان به کابل منتقل و در زندان سـرای موتی محبوس گردید و در آنجا به بیماری «تـبِ زندان» مبتلا شد. با استناد به صفحۀ 141 کتاب فوق الذکر کسانی که در این زندان بیمار می شدند دُکتُر معالج و دارو نداشتند، محمد ابراهیم خان هم با توجه به همین شرایط بعد از اینکه روزی به دستـور طـره باز خان مورد سیلی کاری و ضرب و شتم قرار گرفت، به بیمارستانِ زندان دهمزنگ منتقل و بعد از دو هفته در همانجا بدرود حیات گفت.
به گفتۀ شاد روان میرغلام محمد غبار « که خود به همین بیماری مبتـلا و در بیمـارستان زندان دهمزنگ با این جوان در یک اتاق بستـری بود » معـالجۀ آنان را یک نفـر هـنـدی « کمپودر یا بیطار» که از علـم پزشکی چیزی نمیدانست به عهـده داشت، زنده یاد غبـار به دلیل اغمـای پانـزده روزه از خـوردن داروی تجویزی این شخـص معـذور شمـرده شده و همین امر سبب شد تا زنده بماند. یکی دیگــر از بیماران این اتاق مرحوم محی الدین خان انیس نویسندۀ صاحب نام کابل بود که در زندان کـوتـوالـی به سل شش مبتـلا و به بیمارستان زندان دهمزنگ منتقل گردیده بود، بعد ها او هم در محبس چشم از زندگی پوشید. نـرس هـای این بیمارستـان زندانیانی بودند که زنجیـر در پا داشتـه و بیچاره هـا حتـا نام پرستاری را هـم نشنیده بودند.
یکی دیگر از بیمارانِ شفاخانۀ زندان عمومی دهمزنگ مردی بود خشکیده مانند چوب بنام «ملهم» و از اهالی شهر هرات. مسئولین بیمارستان با وجود بیماری شدیدِ این شخص، میخواستند او را از بیمارستان مرخص نمایند. ملهم که میخـواست برای معالجه در بیمارستان بمانـد خود را با تن لرزان و جسم ضعیف جلو پا های مدیر محبس انداخته و با التماس گفت: « برای خدا مـرا از شفاخانه نکشید» ولی آقای مـدیر در جواب لگد محکمی به ملهم حواله نموده و به او دشنام پدر داد، بیمار روی زمین افتاد و دو لگد دیگر هم از مدیر زندان هدیه گرفت. فردای آن روز جنـازۀ ملهـم را که شب هنگام در حالت بیهوشی جان داده بود به خاک سپردند.
در صفحۀ 162 از جلد دوم کتاب مستندِ افغانستان درمسیرتاریخ میخوانیم: بعـد از کشته شدن نادر شـاه، دهها جوان مبارز و روشن فکر کشور زندانی شدند، در عمارت فوقـانی دروازۀ شرقی ارگ شکنجه گاهِ هـولناکی تشکیل گردید وهـر شب در این شکنجه گاهِ قـرونِ وسطایی این جوانانِ در زیر ولچک و زنجیر احضار و زیر شکنجه های گوناگون قرارمیگرفتند. آلات شکنجه چوب های کوتاهی بنام « بیت هنـدی »، میخ و ریسمان و چکش، قین وفانه، آلات تیلداغ، گلوله هـای آهنین با دستۀ چوبی، منقل و آتش و... و... بود، جلاد های شکنجه گر درحضورعبدالغنی خان قلعه بیگی و طره باز خان به دستور شاه محمود خان و الله نوازهندوستانی به شکنجۀ زندانیان میپرداختند تا بدین طریق به گناه های نکرده اعتراف نمایند.
اِعمـالِ شکنجه روی زندانیان متفـاوت بود، یکی را گلوله هـای آتشین زیـر بغـل میگذاشتند تا بوی زنندۀ گوشتِ تنِ او به هوا متصاعد گردد، پا های دیگری را با ریسمان بسته و با میخ فانه میکوفتند تا انگشتانِ پایش شرحه شرحه گردد. بعضی ها را پشت برهنه کرده و زیر ضربات چوب هـای کوتاه «بیتِ هندی» قرار میدادند، رانهای برهنۀ دیگـری را با روغـن جوشان می سوزاندند، آنگاه اینان را برپشت سربازان به زندان ها برمی گرداندند و تحت معالجۀ پزشکانِ هنـدوستانی قـرار میدادند تا قبل از اعدام نمیرند. این بود شمه یی از بیدادگری های دژخیمانِ ستمشاهی دورۀ نادرشاه و خانواده اش.
نتیجه: اگر زندانهای سیاسی بگــرام و پُل چرخی «این گوانتانامو های داخلی» همچنین دیگر زندانهای غیررسمی کشور را که از نظرها مخفی میباشند به محابسِ و شکنجه گاه هـای رژیـم نادرشاهی بیفزاییم، اگر اعدام های دسته جمعی در پولیگون پُل چرخی و دیگر جا ها را از نظـر بگـذرانیم، اگر شکنجه های اِعمال شده روی زندانیان بی دفاع توسط رژیم دست نشاندۀ شوروی، طالبان، دولت فعلی و بیگانگان را بررسی کنیم، اگر کشتار مردم بی دفاع به واسطۀ بمباران و مـوشک باران شهـرها و روستا هـای کشور تـوسط تنظیم های متخاصم، طالبان، رژیـم فعلی و قوای بیگانه در سی سـال گذشته را در نظر بگیریم، به عمق فاجعه در کشور در این هشتاد سال اخیر پی خواهیم برد.
با عرض ادب
مهندس شاه امیر فروغ
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در جمعه ، 24 ارديبهشت 1389 ، 09:41 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




ادامــه و اتمــام بحث چهـارم: زنــدان هــای ســیاسی و طــرز شـــکنجۀ زنــدانیــان توســط رژیــم نـادرشــاه
از شیوۀ شکنجۀ روحی زندانیان سیاسی و چگونگی تشدیدِ مـرحله به مـرحلۀ فشار های روانی که به واسطۀ مدیریت زندانها بر روی محبوسین اعمال میگـردید، صحبت به میان آمد. اینک و در پایانِ این بحث میپردازیم به نحوۀ شکنجه های فزیکی که دژخیمانِ رژیم خاین و دست نشاندۀ نادرشاهی در حقِ این زندانیان روا میداشتند. 





