Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

ای ذبیــح خــدا؛ از عبــادت خــالقت فقــط نمــازی را دارم کــه مقتــدی یی تــو بــوده ام! PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - تاریخــــــی
نوشته شده توسط محسن هدایت   
پنجشنبه ، 26 آبان 1390 ، 15:30

ای ذبیــح خــدا؛ از عبــادت خــالقت فقــط نمــازی را دارم کــه مقتــدی یی تــو بــوده ام!ماه مبارک رمضان ۱۳٦٢ ھ ش بود. گرمای طاقت فرسای ماه سرطان، راه چاره را برهمه بسته بود.
ساعات پایانیءنیمهءاول روز بود که توسط قاصدی پیام احضاریت فوری به پایگاه شهری را دریافت کردم.
بلا معطلی به پایگاه شهری حاضر شدم. درآنجا نامهء دریافت داشتم که علت استحضاریتم را واضح میساخت.

آری،نامهءاز سوی دوست خدا بود،ازعزیزی که هر کسی بداشتنش افتخارمیکرد.استاد ذبیح اله شهید در نامهءخود عنوانی فرماندهی غند ابوعبیده ابن جراح ازآمدن گروهی ازخبرنگاران خارجی به مقر فرماندهی اش (درتنگهء مارمل) نگاشته وازینکه مشکلات افهام و تفهیم درقسمت زبان بوجود آمده، خواهان کمک شده بود.

درعقب نامه امریهءفرمانده غند ابوعبیده به پایگاه شهری در زمینهءاحضار و انتقال هرچه سریع بنده ازشهر به پایگاه مرکزی درج گردیده بود.

همان بود که ساعت دو بعدازظهر همان روز،من و یکی از همسنگرانم راسوار گادی نمودند وما از میان قطارهای نظامیء روسها، جادهءکابل-مزارشریف راعبور کردیم.نیمه های شب بقرارگاه مرکزی مان رسیدیم و بعداز سحری همراه با چهار نفردیگرکه آورندهء نامهءاستاد شهید بودند بسوی مارمل حرکت کردیم.

ساعت یازده قبل ازظهرفردای آنشب، بنده ذبیح اله شهید را درحال شستن لباسش در کنار جویی که از تنگهء مارمل میگذشت با قدیفهء که بدور کمرش لُنگ زده بود و با یک بادی گارد که وی را همراهی میکرد ملاقات کردم. بعد ازتعارف نسبت اینکه از راه رسیده بودیم،پیشنهاد استراحت کرد.

شام آنروز مهمان استاد بودیم.بعد از ادای تراویح مجلس گرمی بپاشده بود.استادشهید چون اختر تابناک در میان همسنگرانش میدرخشید.انسان تیزهوش ومدبر، حلیم وبردبار،دلسوز ورحیم بود. )همان بود که ازین اوصاف حمیدهءاو سوءاستفاده کردند و در زمستان همان سال موقعیکه روسها مارمل را به محاصره کشیدند، عدهءازفرماندهان استاد شهید بدون نبرد ویا فرمان عقب نشنینی سنگرهارا ترک کردند که این خود باعث سقوط کلیء مارمل شد.

 بعدازحاکمیت دوبارهءاستاد بر مارمل،محکمهءدایر شد مبنی برمحاکمهءفرماندهانیکه باعث شکست مجاهدین شده بودند. محکمه اشد مجازات را برای آنها صادرکرد.محکومینی که مربوط مزارشریف ویا بعبارهءدیگرمربوط استاد شهید میشدند،حکم محکمه بالایشان اجراءشد،ولی محکومینی که مربوط مارملی ها میشد،مولوی عبدالشکور وغیره را برای درخواست عفو نزد استاد فرستادند.گل بی اعتمادی ازهمین جا شروع بشگفتن نمود تا کار بجایی رسید که برسرراهش ماین گذاشتند و با همسنگر وفادارش،مامورعبداله یکجا بکام مرگ فرستادند. ولی با آن همه آخرین الفاظیکه از زبان استاد شهید شنیده شده این بوده است:...بخاطرمن انتقام نگیرید. (.

ماموریت بنده در تنگهء مارمُل چهار روز را در بر گرفت وامروز که بیست وهشت سال ازآن روز میگذرد،خاطراتش چون دیروز در حافظهءروانم میدرخشد. درسالروز شهادتش همینقدر میتوانم بگویم که:

ای ذبیح خدا؛

از عبادت خالقت فقط نمازی رادارم که مقتدی یی تو بوده ام.

Advertise your business here. Click to contact us.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 24.05

FARAAKHABAR 23.05

KANKAASH 21.05

GOFTMAAN 24.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 60 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.